همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی» برگزار شد

تعداد بازدید:۳۱۰
همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی» برگزار شد

«فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی»


دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی» 14 مهرماه 1405 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد؛ در این مراسم، دکتر سیدمحمدرضا امیری طهرانی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، رسانه‌ها را عامل شکل‌گیری «جهان‌های موازی» دانست و بر نقش فرهنگ گفت‌وگو در پیوند نسل‌ها تأکید کرد، دکتر سیده‌زهرا اجاق، رئیس پژوهشکده ارتباطات از کمرنگ شدن مرز جهان واقعی و دیجیتال و ضرورت فهم مبتنی بر شواهد از تجربه نسل جدید گفت. و دکتر معصومه تقی‌زادگان، دبیر علمی این همایش و عضو هیئت علمی پژوهشگاه از ورود فناوری به تعریف تجربه مشترک و مفهوم نسل سخن گفت.


امروزه اعضای یک خانواده به جهان‌های متفاوت تعلق دارند 
دکتر امیری طهرانی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این همایش گفت: پیش از این، هر ایرانی در جهانِ ایرانیِ خویش زندگی می‌کرد؛ به این معنی که هرگز با جهان غیرایرانی آشنا نبود یا اگر آشنا بود، جهانِ غیرایرانی بر او سلطه‌ای نداشت و اصولاً برای او جذاب نبود. لیکن در جهان معاصر، رسانه بستری آماده و بلکه ناگزیر و حتی گاهی اعتیادآور است که جهان‌های غیرایرانی را به همان راحتی و بلکه آسان‌تر از جهان ایرانی در دسترس یک ایرانی قرار می‌دهد. هم اکنون هر ایرانی در کنار جهانِ ایرانی با جهان‌های دیگری روبه‌روست و پیوسته میان آنها در آمدوشد است. در این رفت و آمدها جهان‌های متفاوت را با جهان ایرانی مقایسه می‌کند، تفاوت‌ها را می‌سنجد و سازگاری‌ها و اختلاف‌ها را احساس می‌کند. در این فضا، هر ایرانی خود را از انتخاب ناگزیر می‌بیند و بلکه ناخودآگاه از آنها تأثیر می‌پذیرد. انتخاب‌های مختلف و تأثیرات متفاوت شهروندان ایرانی از رسانه‌ها و فضای مجازی، به زیست و سبک زندگی متفاوت و حتی ناسازگار آنان در جهان‌های مختلف می‌انجامد.
دکتر امیری طهرانی ادامه داد: امروزه ایرانیان در سطح جامعه و حتی اعضای یک خانواده ،گرچه در یک خانه و سرزمین در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، لیکن به جهان‌های متفاوت تعلق دارند و این جهان‌ها به‌طور موازی تداوم می‌یابند. بدین‌سان، گرچه اعضای خانواده‌ها و شهروندان در کنار یکدیگرند، لیکن تعلق به جهان‌های موازی، شکافی ژرف میان آنان ایجاد کرده است.
حال پرسش این است که چگونه می‌توان بر این شکاف میان نسل‌های مختلف چیره شد و پیکر چندپارۀ جامعه را به یکدیگر پیوند داد. به‌نظر می‌رسد که این مهم جز با پشتوانۀ فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی که پیوستگی هویتی ایرانیان را تضمین کرده است، میسور نیست؛ فرهنگ و تمدنی که بنا بر روایت حکیم ابوالقاسم فردوسی بر خردورزی، دادورزی و مهرورزی استوار است. از این‌رو، گام نخست برای ارتباط برقرار کردن میان جهان‌های موازی و پل زدن میان نسل‌ها، ترویج فرهنگ گفت‌وگو است. به‌نظر می‌رسد که شیوۀ ارتباط میان نسلی باید از سبک‌های سنتی مراقبت‌های والدینی، مرید و مرادی، معلم و شاگردی و جدلی و اقناعی، به سبک‌های گفت‌وگومحور، خردورزانه، یادگیری انتقادی و برهانی دگرگون شود و در گام دوم، گفت‌وگوها باید از آبشخور فرهنگ و ارزش‌های ایرانی_ اسلامی سیراب شود و با فربه شدن از خرد و داد و مهر، و در رقابت میان جهان‌های موازی و پرشمار، جایگاه شایسته و مقبول خویش را بیابد. 

رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی  بیان کرد: در این مسیر، جهان ایرانی برای پر کردن شکاف میان نسلها می‌تواند از پشتوانه و میراث فرهنگی و تمدن ایرانی اسلامی خویش مانند حکمت، فلسفه، عرفان، ادبیات غنی، شعر، هنر، موسیقی، آداب، آئین‌ها، خاطره‌ها و روایت‌ها بهره‌برداری کند. رسانه همچنان‌که می‌تواند مایۀ ایجاد شکاف میان نسلی شود، درصورت بهره‌مندی از میراث فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی، همچنین ارادۀ اصلاح‌گر و برنامه‌ریزی درخور، برای ترمیم این شکاف‌ها نیز بهره‌برداری شود. ترمیم شکاف میان‌نسلی مستلزم ارتقاء سواد رسانه‌ای نه تنها برای جوانان، بلکه اولیاء خانه، مدرسه و مسئولان و سیاست‌گذاران کشور است.

دکتر اجاق: مرز جهان واقعی و دیجیتال برای نسل جدید هر روز کمرنگ‌تر می‌شود
دکتر زهرا اجاق، رئیس پژوهشکده ارتباطات، در مراسم افتتاحیه دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران» که صبح امروز در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، اظهار کرد: سال‌ها درباره جهان واقعی و جهان مجازی به عنوان دو فضای جدا از یکدیگر سخن گفتیم، اما شاید یکی از مهم‌ترین تحولات امروز این باشد که این مرز، دست‌کم در تجربه روزمره نسل‌های جوان، هر روز کمرنگ‌تر می‌شود.

وی گفت: برای یک نوجوان، ارتباط با دوستان، یادگیری، سرگرمی، دریافت خبر، بازی، ساختن تصویری از خود و حتی تجربه تعلق یا تنهایی دیگر لزوماً به دو بخش آنلاین و آفلاین تقسیم نمی‌شود. گزارش‌های تازه نیز نشان می‌دهد که محیط‌های دیجیتال دیگر بخش حاشیه‌ای زندگی کودکان و نوجوانان نیستند، بلکه با زندگی روزمره آنان درآمیخته‌اند.

اجاق افزود: از این منظر، شاید مسئله ما دیگر حتی حرکت از جهان واقعی به جهان مجازی نباشد؛ بلکه با نسلی روبه‌رو هستیم که بخش مهمی از زندگی‌اش در جهانی شکل می‌گیرد که امر واقعی و امر دیجیتال در آن به طور فزاینده‌ای درهم تنیده شده‌اند.

وی ادامه داد: این تحول صرفاً به معنای تغییر ابزار نیست. گاهی تفاوت نسل‌ها را با رسانه‌ای که با آن بزرگ شده‌اند توضیح می‌دهیم؛ نسلی با رادیو، نسلی با تلویزیون، نسلی با اینترنت و نسلی دیگر با شبکه‌های اجتماعی. اما به گمان من، مسئله عمیق‌تر از تغییر یک وسیله ارتباطی است.

رئیس پژوهشکده ارتباطات گفت: آنچه در حال تغییر است، بخشی از شیوه‌ای است که انسان از طریق آن جهان را می‌شناسد، با دیگران ارتباط برقرار می‌کند، خود را با آنها مقایسه می‌کند و به تدریج تصویری از خود و جامعه می‌سازد. در گذشته، خانواده، مدرسه، گروه دوستان و رسانه‌ها از مهم‌ترین عوامل این فرایند بودند، اما امروز بازیگران دیگری نیز با قدرت وارد این میدان شده‌اند؛ پلتفرم‌ها و الگوریتم‌ها.

وی افزود: الگوریتم ممکن است واژه‌ای تخصصی به نظر برسد، اما اثر آن در زندگی روزمره بسیار ملموس است. به زبان ساده، الگوریتم همان سازوکاری است که تا حدی تعیین می‌کند در صفحه تلفن همراه ما چه چیزی بیشتر دیده شود، چه چیزی تکرار شود و چه چیزی شانس بیشتری برای جلب توجه ما داشته باشد.

اجاق تصریح کرد: به همین دلیل، در محیط پلتفرمی، رسانه دیگر فقط وسیله‌ای برای انتقال پیام نیست، بلکه در انتخاب آنچه می‌بینیم، آنچه کمتر می‌بینیم و آنچه در کانون توجه ما قرار می‌گیرد نیز نقش دارد. شاید بتوان این وضعیت را به زبان ساده نوعی «اجتماعی شدن در محیط الگوریتمی» نامید.

وی با تأکید بر ضرورت پرهیز از دو ساده‌سازی در مواجهه با این وضعیت، گفت: ساده‌سازی نخست این است که نسل جدید را صرفاً قربانی فناوری بدانیم. شواهد پژوهشی چنین نتیجه ساده‌ای را تأیید نمی‌کند. رابطه میان شبکه‌های اجتماعی و زندگی کودکان و نوجوانان پیچیده است و فقط مدت زمان استفاده از رسانه اهمیت ندارد؛ نوع استفاده، محتوایی که فرد با آن مواجه می‌شود، ویژگی‌های فردی، وضعیت خانواده، روابط اجتماعی و حتی ویژگی‌های خود پلتفرم نیز اهمیت دارد.

رئیس پژوهشکده ارتباطات افزود: بنابراین پرسیدن اینکه یک کودک یا نوجوان چند ساعت در روز آنلاین است، به تنهایی کافی نیست؛ باید بپرسیم در این مدت چه می‌کند، چه محتوایی می‌بیند، با چه کسانی در ارتباط است، فقط تماشا می‌کند یا تولید و مشارکت نیز دارد و مهم‌تر از همه، این تجربه در چه شرایط خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی رخ می‌دهد.

وی ادامه داد: ساده‌سازی دوم در سوی مقابل قرار دارد؛ اینکه چون کودکان و نوجوانان با فناوری بزرگ شده‌اند، پس به طور طبیعی از سواد دیجیتال بالایی برخوردارند. کار کردن سریع و ماهرانه با یک اپلیکیشن لزوماً به معنای توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از نامعتبر، شناخت تبلیغات پنهان، فهم سازوکار یک پلتفرم یا ارزیابی انتقادی محتوا نیست.

دکتر اجاق گفت: ممکن است فردی در استفاده از فناوری بسیار ماهر باشد، اما همچنان در برابر اطلاعات نادرست، مقایسه‌های اجتماعی، دستکاری توجه یا انواع دیگر اثرگذاری‌های پلتفرمی آسیب‌پذیر باشد.

وی با اشاره به نقش هوش مصنوعی در تحولات رسانه‌ای افزود: هوش مصنوعی بعد تازه‌ای به این مسئله اضافه کرده است. نسل جدید دیگر فقط با رسانه‌ای مواجه نیست که تصویر، خبر یا ویدئو به او نشان دهد؛ امروز فناوری می‌تواند با او گفت‌وگو کند، پاسخ تولید کند، پیشنهاد بدهد و گاهی نقشی شبیه یک هم‌صحبت یا همراه پیدا کند.

رئیس پژوهشکده ارتباطات اظهار کرد: هوش مصنوعی فرصت‌های مهمی برای آموزش، دسترسی به دانش و خلاقیت فراهم می‌کند، اما همزمان پرسش‌های تازه‌ای نیز پیش روی ما می‌گذارد؛ کودکان و نوجوانان چگونه باید اعتبار پاسخ‌های هوش مصنوعی را ارزیابی کنند؟ داده‌های آنان چگونه باید حفاظت شود؟ سوگیری‌های این سامانه‌ها چه پیامدهایی دارد و مسئولیت خانواده، مدرسه، سیاست‌گذار و شرکت‌های فناوری در این میان چیست؟

وی افزود: به همین دلیل، یونیسف نیز در راهنمای خود درباره هوش مصنوعی بر موضوعاتی همچون ایمنی، حریم خصوصی، انصاف، شفافیت و حفظ منافع کودک تأکید کرده است.

اجاق با اشاره به ضرورت توجه به شرایط ایران گفت: وقتی به ایران بازمی‌گردیم، لازم است با احتیاط بیشتری سخن بگوییم. درباره تجربه دیجیتال کودکان و نوجوانان ایرانی پژوهش‌هایی انجام شده، اما هنوز با کمبود داده‌های ملی و قابل مقایسه و همچنین پژوهش‌های «اُبِه» روبه‌رو هستیم که بتواند این تحولات را در طول زمان دنبال کند.

وی تصریح کرد: بنابراین باید مراقب باشیم که از چند مطالعه محدود، تصویری یکپارچه و قطعی از چیزی به نام «نسل جدید ایران» نسازیم. با این حال، همین مطالعات موجود یک نکته مهم را به ما یادآوری می‌کنند و آن اینکه تجربه رسانه‌ای نوجوانان یکسان نیست.

رئیس پژوهشکده ارتباطات ادامه داد: برای نمونه، مطالعه‌ای روی نوجوانان ۱۰ تا ۱۲ ساله در سه استان ایران نشان داده است که میزان استفاده از صفحه‌نمایش تلفن همراه و تبلت با عوامل اجتماعی و اقتصادی خانواده ارتباط دارد. پژوهش دیگری در میان بیش از سه هزار نوجوان تهرانی نشان داده که استفاده مسئله‌ساز از شبکه‌های اجتماعی با مجموعه‌ای از عوامل، از جمله تنهایی، حمایت اجتماعی، عزت نفس و برخی ویژگی‌های فردی، ارتباط دارد.

وی افزود: این مطالعات به ما اجازه نمی‌دهند درباره همه نوجوانان ایران حکم صادر کنیم، اما پیام مهمی دارند؛ برای فهم نسل جدید و رسانه، نمی‌توان زمینه زندگی او را نادیده گرفت. طبقه و موقعیت اجتماعی، خانواده، مدرسه، جغرافیا، جنسیت، مهارت‌های دیجیتال و شبکه روابط اجتماعی می‌توانند از یک فناوری ظاهراً واحد، تجربه‌های بسیار متفاوتی بسازند.

اجاق گفت: از همین رو، شاید یکی از وظایف مهم پژوهش در ایران این باشد که به جای ساختن تصویری کلی و یکدست از نسل جدید، تفاوت‌های درون این نسل را نیز مورد توجه قرار دهد.

وی با طرح این پرسش که «آیا مسئله ما صرفاً این است که نسل جدید چقدر از رسانه استفاده می‌کند؟» افزود: پرسش اساسی‌تر این است که رسانه‌ها و فناوری‌های جدید چگونه در حال تغییر شیوه ارتباط، یادگیری، شکل‌گیری هویت، اعتماد، مرجعیت و رابطه نسل‌ها با یکدیگر هستند.

رئیس پژوهشکده ارتباطات ادامه داد: شاید پرسشی دشوارتر نیز وجود داشته باشد و آن اینکه آیا نهادهای ما توانسته‌اند با همان سرعتی که فناوری تغییر کرده است، نسل جدید و تجربه زیست او را بشناسند؟ اینجاست که مسئولیت پژوهشگاه، دانشگاه و جامعه علمی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

وی گفت: ما به پژوهشی نیاز داریم که پیش از قضاوت، مشاهده کند و پیش از نسخه‌نویسی، داده تولید کند؛ تفاوت میان گروه‌های اجتماعی را ببیند و مهم‌تر از همه، کودکان، نوجوانان و جوانان را فقط موضوع پژوهش نداند، بلکه صدای خود آنان را نیز در فهم این تحولات وارد کند.

وی تأکید کرد: نه هراس از فناوری برای فهم این جهان کافی است و نه شیفتگی به آن؛ آنچه به آن نیاز داریم، فهمی دقیق‌تر، واقع‌بینانه‌تر و مبتنی بر شواهد از زندگی انسان در جهانی است که فناوری هر روز حضور پررنگ‌تری در آن پیدا می‌کند.

اجاق بیان کرد: اگر این همایش بتواند حتی گامی در جهت چنین فهمی بردارد و گفت‌وگوی جدی‌تری میان نسل‌ها، میان رشته‌های علمی و میان پژوهشگاه، جامعه و سیاست‌گذاری شکل دهد، به یکی از مهم‌ترین اهداف خود دست یافته است؛ زیرا مسئله ما فقط آینده رسانه نیست، بلکه آینده فرهنگ، ارتباط و شیوه زیستن نسل‌های آینده ایران است.

 

دکتر تقی‌زادگان: فناوری به بخشی از تجربه انسانی و تعریف نسل تبدیل شده است

دبیر علمی دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران» با بیان اینکه فناوری دیگر صرفاً وسیله انتقال پیام نیست، گفت: فناوری به بخشی از بدن و امتداد انسان تبدیل شده و با تغییر تجربه انسانی، می‌تواند مفهوم نسل و نحوه شکل‌گیری تجربه مشترک میان نسل‌ها را نیز دگرگون کند.

دکتر تقی‌زادگان، دبیر علمی دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران»، در مراسم افتتاحیه این همایش که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، با قدردانی از حضور شرکت‌کنندگان و تلاش دست‌اندرکاران برگزاری همایش، اظهار کرد: این همایش در سه محور «رسانه، نسل و جهان ایرانی»، «رسانه، نسل و علم و فناوری» و «رسانه، نسل و سیاست‌گذاری» برگزار می‌شود.

وی گفت: نزدیک به چهار یا پنج سال گذشته نشان داد که «نسل» دوباره می‌تواند توضیح‌دهنده بسیاری از اتفاقات اجتماعی باشد و جامعه دانشگاهی نیز بار دیگر این مفهوم را به عنوان یکی از مفاهیم مرکزی برای تحلیل آنچه در جامعه در حال رخ دادن است، مورد توجه قرار داد.

تقی‌زادگان افزود: شکل‌گیری این همایش در پژوهشکده نیز متأثر از همین نگاه و جریان مطالعاتی بود. اگر مطالعات نسل در ایران را مرور کنیم، در اواسط دهه ۷۰ با یک موج مطالعاتی قابل توجه مواجه هستیم که نمودهای آن را در دهه ۸۰ می‌توان مشاهده کرد و به نظر می‌رسد از سال ۱۴۰۰ به بعد نیز بار دیگر این موج مطالعاتی شکل گرفته و مفهوم نسل در حال تبدیل شدن به مفهومی رایج در مطالعات اجتماعی است.

وی ادامه داد: مفهوم نسل سال‌هاست مطرح است و متفکران مختلف صورت‌بندی‌های متفاوتی از آن ارائه کرده‌اند. رویکردهای مختلفی نیز نسبت به مطالعات نسلی وجود داشته که از رویکردهای تاریخی آغاز شده و در ادامه، با رویکردهای اجتماعی و فرهنگی گسترش یافته است.

دبیر علمی همایش گفت: اما برای من به عنوان کسی که ارتباطات خوانده‌ام، وجه رسانه‌ای این موضوع برجسته‌تر است و اگر این دسته‌بندی‌ها را کنار هم قرار دهیم، می‌بینیم که مفهوم نسل با رسانه ارتباطی جدی دارد.

وی افزود: نسل را می‌توان گروهی دانست که به واسطه قرار گرفتن در موقعیتی مشابه از چرخه زندگی و تاریخ، در معرض تجربه‌هایی قرار می‌گیرند که می‌تواند برای آنها افقی مشترک از ادراک و معنا ایجاد کند. بنابراین می‌توان گفت نسل، صورت اجتماعی یک تجربه مشترک است؛ تجربه‌ای که در شرایط تاریخی و اجتماعی معین شکل می‌گیرد.

تقی‌زادگان تصریح کرد: آنچه نسل را به موضوعی در علوم انسانی تبدیل می‌کند، همین تجربه مشترک است. بنابراین پرسش مهم این است که ساختار این تجربه چگونه شکل می‌گیرد و چه چیزی می‌تواند تغییر کند که به واسطه آن، تجربه انسانی تغییر کند و نسل‌های متفاوتی به عرصه بیایند.

وی با اشاره به دیدگاه‌های مارشال مک‌لوهان افزود: برای بسط این ایده می‌توان از سنت نظری مک‌لوهان و نظریه‌های بوم‌شناسی رسانه استفاده کرد. هرچند این سنت نظری در دوره‌ای ممکن بود کمتر مورد توجه قرار گیرد، اما هرچه فناوری‌ها نقش پررنگ‌تری در زندگی انسان پیدا کرده‌اند، بازگشت به این نظریات اهمیت بیشتری یافته است.

دبیر علمی همایش گفت: مک‌لوهان رسانه را صرفاً وسیله انتقال پیام نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از محیطی می‌بیند که ادراک و تجربه انسان را می‌سازد. در همین چارچوب، فناوری به مثابه امتداد بدن یا امتداد انسان مطرح می‌شود؛ برای مثال رادیو امتداد گوش و تلویزیون امتداد چشم تلقی می‌شود.

وی ادامه داد: اما امروز مسئله پیچیده‌تر شده است. فناوری فقط امتداد یک عضو از بدن ما نیست، بلکه می‌توان گفت فناوری به نوعی امتداد خود ما تبدیل شده است و می‌توان از «امتداد انسانی» یا «امتداد فناورانه» سخن گفت.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی افزود: گجت‌های پوشیدنی و تلفن‌های همراه که در اختیار ما هستند، درک ما از مفاهیم پایه‌ای زندگی را تغییر می‌دهند. زمان، مکان و حتی مفهوم فضا برای ما معنای متفاوتی پیدا کرده است و شاید در شرایط کنونی، «فضا» بیش از هر مفهوم دیگری بتواند شرایط جدید زندگی را توضیح دهد.

وی گفت: پیش از این، ساعت چیزی بیرون از ما بود؛ یک ساعت مکانیکی داشتیم و برای فهم زمان به آن نگاه می‌کردیم. اما امروز ساعت‌های هوشمند و گجت‌های پوشیدنی، داده‌های بدن ما را به صورت مستمر پایش می‌کنند و حتی درباره زمان استراحت، فعالیت و حرکت به ما هشدار می‌دهند.

دبیر علمی همایش ادامه داد: پیش از این، بسیاری از این امور خارج از ما قرار داشت، اما امروز بخشی از تجربه بدنی و روزمره ما شده است. حتی درک ما از خستگی در بسیاری از مواقع دیگر صرفاً متکی بر دریافت حسی نیست و فناوری و گجت‌های مورد استفاده ما در مدیریت این تجربه نقش پیدا کرده‌اند.

وی افزود: این تغییرات کوچک در تجربه انسانی، امکان طرح مفهومی مانند «سایبورگ» را به شکل متفاوتی فراهم می‌کند. اگرچه سایبورگ معمولاً ما را به یاد فیلم‌ها و داستان‌های علمی ـ تخیلی می‌اندازد، اما با تسامح می‌توان گفت انسان امروز تا حدی به سایبورگ تبدیل شده است؛ زیرا فناوری‌هایی که استفاده می‌کنیم، بخشی از تجربه روزمره ما شده‌اند.

تقی‌زادگان تصریح کرد: تلفن همراه، ساعت‌های هوشمند، عینک‌های هوشمند که در حال گسترش هستند و دستیارهای صوتی، همگی تجربه ما را تغییر می‌دهند و امتدادی که مک‌لوهان از آن سخن می‌گفت، امروز در تجربه روزمره همه ما پدیدار شده است.

وی گفت: اگر فناوری فقط محیط ارتباطی ما نیست و بلکه بخشی از بدن و امتداد بدن ماست، طبیعی است که بتواند فرایند تجربه ما را نیز تغییر دهد. وقتی درباره تغییر تجربه سخن می‌گوییم، دوباره به همان مفهوم اولیه نسل بازمی‌گردیم؛ اینکه نسل گروهی است که تجربه مشترکی دارند و بر اساس آن، هستی‌شناسی و ادراک خاصی نسبت به خود و جهان پیدا می‌کنند.

دبیر علمی همایش افزود: اکنون به نظر می‌رسد فناوری در شکل‌گیری و مدیریت این تجربه نقش پیدا کرده است و ما شاهد موجی هستیم که می‌تواند مفهوم نسل را نیز تغییر دهد. البته نمی‌توان با قطعیت گفت که فناوری تجربه نسلی ما را می‌سازد، اما باید در نظر داشته باشیم که احتمالاً در تعریف‌های آینده از نسل، این مفهوم دیگر صرفاً بر پایه انسان تعریف نخواهد شد و باید برای فناوری نیز نقشی در نظر گرفت.

وی ادامه داد: بنابراین پرسش این نیست که چه کسانی یک نسل را تشکیل می‌دهند، بلکه باید به این فکر کنیم که فناوری چگونه به عنوان بخشی از زندگی انسان، محیط و تجربه ادراکی او را تغییر می‌دهد، تجربه مشترک در این فضا چگونه شکل می‌گیرد و این تغییر چه پیامدی برای مفهوم نسل دارد.

تقی‌زادگان در بخش دیگری از سخنان خود با تشریح روند برگزاری دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران» گفت: این همایش در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴ با برگزاری پیش‌نشست نخست با عنوان «تحولات نسلی در زیست‌بوم دیجیتال» آغاز به کار کرد، اما به دلیل رخداد جنگ ۱۲ روزه، وقفه‌ای در فعالیت دبیرخانه همایش ایجاد شد.

وی افزود: با وجود این وقفه، چهار پیش‌نشست دیگر با عناوین «تحولات مصرف رسانه‌ای و سبک زندگی نسل‌ها» در چهارم آبان ۱۴۰۴، «از مصرف رسانه‌ای تا زیست مجازی» در ۲۶ آبان ۱۴۰۴، «زیست‌بوم مجازی کودک و نوجوان: ابعاد و چالش‌های سیاست‌گذاری» در ۱۲ آذر ۱۴۰۴ و «رسانه، نسل و فناوری» در ۲۲ آذر ۱۴۰۴ برگزار شد.

دبیر علمی همایش گفت: فراخوان این همایش در اول مهرماه ۱۴۰۴ منتشر شد و دبیرخانه در مجموع ۲۰۴ چکیده دریافت کرد که در نهایت ۱۳۰ چکیده بر اساس نظر اعضای کمیته علمی تأیید و در کتابچه چکیده مقالات همایش به چاپ رسید.

وی ادامه داد: این همایش که به دلیل شرایط جنگی دو بار با تأخیر مواجه شد، در نهایت در روز ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود و تعدادی از صاحب‌نظران و پژوهشگران در قالب چهار پنل به ارائه مقالات خود می‌پردازند. به‌گزارش شفقنا تقی‌زادگان گفت: برگزاری این همایش با همراهی و مشارکت نهادهای مختلف از جمله وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، انجمن جامعه‌شناسی ایران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دانشگاه بین‌المللی سوره و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان محقق شده است.

 

پوشه شنیداری سخنرانی‌ها:

صوت سخنرانی دکتر سیده‌زهرا اجاق + متن سخنرانی

صوت سخنرانی دکتر سیدمحمدرضا امیری‌طهرانی + متن سخنرانی

صوت سخنرانی دکتر معصومه تقی‌زادگان

صوت سخنرانی دکتر سیدضیاء هاشمی + متن سخنرانی

 

گزارش کامل همایش در حال تکمیل...

PDF برنامه و زمان سخنرانی‌ها

دکتر خانیکی: مفهوم «سواد رسانه‌ای» باید بازتعریف شود

 

کلیدواژه‌ها: «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی» گالری تصاویر