رویدادها

  • همایش انقلاب اسلامی و حکمرانی ولی فقیه

    چکیده موضوع سخنرانی: این پژوهشکده به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی در نظر دارد نشست علمی پیرامون مناسبات انقلاب اسلامی و حکمرانی ولی فقیه را برگزار کند.
  • فوکو و انقلاب اسلامی (بررسی انتقادی مقالات فوکو در ایرانیها چه رویایی در سردارند)

    چکیده موضوع سخنرانی: بررسی متن میشل فوکو در ارتباط با ایران در کتاب "ایرانیها چه رویایی در سر دارند؟"، در وهله نخست، و توضیح چارچوب نظری ضروری برای مطالعه و تحلیل این اثر جهت شناسایی نسبت فوکو و انقلاب اسلامی در ایران، در وهله بعدی، مباحث اصلی نشست را تشکیل می دهند. جهت ارایه چارچوبی از این دست طی نشست تلاش خواهد شد تا درکی از دو مقوله تبارشناسی و دیرینه شناسی در اندیشه فوکو حاصل آید و نحوه انطباق آن بر مطالعه فوکو از انقلاب اسلامی در ایران به بحث گذاشته شود. هم چنین نکات مرکزی و ایده پردازی های کلیدی فوکو در ارتباط با انقلاب اسلامی و ایران طی نشست ارایه و تحلیل خواهد گردید.
  • بررسی نسبت تاریخی میان دو رساله سیاسی/ حجت الاسلام والمسلمین داود مهدوی زادگان

    چکیده موضوع سخنرانی: اندیشه سیاسی فقیهان امامی در یکصد سال اخیر دچار تحولات شگرفی شده است. مطالعه این تحول بیانگر آن است که فقه سیاسی امامیه در امتداد تحول تاریخی خود به مرتبه ای از عینیت اجتماعی بدون بازگشت رسیده است. فهم این تحول تاریخی یکی از اهداف پژوهشی فقه سیاسی است که برای تحقق آن، روش های گوناگونی وجود دارد. از جمله این روش های پژوهشی ، مطالعه تطبیقی رساله های سیاسی تاثیر گذار در بستر تاریخ است. اهمیت این شکل از کار پژوهشی به دلیل ناشناخته بودن آن، دو چندان می شود. در یکصد سال اخیر، فقهای امامیه به منظور مشارکت علمی در سپهر سیاست، رساله های گرانقدری را تالیف کرده اند. از میان آنها، دو رساله سیاسی « تنبیه الامه و تنزیه المله» مرحوم آیت الله میرزا محمد حسین نائینی و « شذّرات المعارف » مرحوم آیت الله شیخ محمد علی شاه آبادی جزو رساله های تاثیرگذار در اندیشه سیاسی معاصر شیعی است. از این رو، می توان فهم تحول تاریخی فقه سیاسی امامیه را با مطالعه تطبییقی این دو رساله پی گرفت.
  • تأثیر خون حاج قاسم بر یک آگاهی تاریخی
  • فلسفه‌ سیاسی جدید، علم سیاست کاربردی و الهیات سیاسی لیبرال دموکراسی/شروین مقیمی

    خلاصه سخنرانی: فلسفه سیاسی جدید به طور کلی در نفی فلسفه سیاسی قدمایی و به عنوان کوششی برای کنارنهادن آن چیزی تولد یافت که آن را «خیال‌پردازی‌های قدما در خصوص سیاست» می‌نامید. این طرز تلقی در واقع مبتنی بر درک جدید فیلسوفان مدرن از خود فلسفه و نقش جدیدی بود که می‌بایست بر عهده می‌گرفت. فلسفه در این معنای جدید باید خصلتی عملی یا به بیانی «کاربردی» پیدا می‌کرد. فلسفه سیاسی بدین ترتیب ترجمان عملی‌شدن یا به بیانی دقیق‌تر، کاربردی‌شدن خود فلسفه بود که می‌بایست از ترسیم شهری در سخن دوری می‌جست و در عمل «وضع بشر را بهبود می‌بخشید». علم سیاست جدید از این حیث، یعنی از حیث ابتنایش بر این تلقی فیلسوفان سیاسی مدرن، از اساس یک دیسیپلین «کاربردی» است. اما نکته اینجاست که این فلسفه‌ی سیاسی از آنجا که در ستیز با سنت کلیسایی، مبتنی بر ارائه‌ی تعریفی «مشخص» و «ملموس» از خیر (good) و راه‌ رسیدن به آن بود، ضرورتاً می‌بایست جنبه‌های اقناعی لازم را برای موثر واقع‌شدن تمهید می‌کرد و این آن جایی است که ما با مقوله‌ی الهیات سیاسی لیبرال دموکراسی مواجه می‌شویم. در واقع کوشش ما در این نشست بررسی این سه مقوله (یعنی فلسفه سیاسی جدید، علم سیاست کاربردی و الهیات سیاسی لیبرال دموکراسی) از حیث نسبتی است که با هم برقرار می‌سازند. بدین معنا تلاش خواهیم کرد تا نشان دهیم که چگونه فلسفه سیاسی جدید نبرد خود با شیوه‌ی قدما را از طریق فرام‌کردن زمینه‌های «ایمان» به عقل بدون دسترس پیش برد و همین امر توامان هم موجد سرشت کاربردی علم سیاست جدید و هم ضامن موضوعیت آن در درون شبکه‌ای از ارزش‌های لیبرال دموکراتیک شد.