مصاحبه تاریخ شفاهی با زندهیاد دکتر ابوالقاسم رادفر
مصاحبهای از دکتر فائزه توکلی
مجری و همکار طرح تاریخ شفاهی پژوهشگاه علوم انسانی
۲۴ شهریورماه ۱۳۹۳ با زندهیاد دکتر ابوالقاسم رادفر، عضو هیئت علمی پژوهشکده زبان و ادبیاتِ پژوهشگاه علوم انسانی، مصاحبه تاریخ شفاهی انجام شده است که بهدلیل کسالت ایشان فقط یک جلسه موفق به گفتوگو شدیم. استاد رادفر در این مصاحبه از مسیر زندگی و تحصیل خود، علاقهاش به زبان و ادبیات فارسی، استادان اثرگذار، سالهای فعالیت در فرهنگستان زبان و ادب فارسی و سرنوشت بخشی از اسناد و منابع پژوهشی فرهنگستانها سخن میگوید.
زندگی، خانواده و علاقه به ادبیات
* با سلام و احترام، خواهشمند است زندگینامهای مختصر از خودتان را بیان بفرمائید؟
- در سال ۱۳۲۹ در تفرش، از شهرهای استان مرکزی، به دنیا آمدم. پدر و مادرم هر دو تفرشی بودند. پدرم، مرحوم حاج محمد رادفر، معلم بود و آخرین مسئولیتش ریاست اداره اوقاف شهرستان تفرش بود. او سالها تدریس کرد و شاگردان برجستهای پرورش داد. مادرم زهرااللهجانی نام دارند. ما پنج برادر و چهار خواهر هستیم و من فرزند دوم خانوادهام. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تفرش، در دبستان و دبیرستان حکیم نظامی، گذراندم.
- در تفرش این باور وجود دارد که نظامی گنجوی ریشهای در این منطقه داشته است؛ برخی نوشتهها و روایتها نیز به این موضوع اشاره کردهاند. بااینحال، به نظر من، آنچه اهمیت بیشتری دارد شخصیت و آثار نظامی و جایگاه آنها در میراث فرهنگی ماست.
* پدر و مادرتان چه ویژگیهایی داشتند و چه تأثیری بر زندگی شما گذاشتند؟
- زندگی خانواده ما ساده و معمولی بود؛ همانند بسیاری از خانوادههای آن روزگار. پدرم معلم بود و به آموزش اشتغال داشت و مادرم بیشتر وقت خود را صرف خانهداری میکرد. در کنار کار پدرم، مقداری زمین و باغ نیز داشتیم.
*از شیوه تربیتی آنها چه چیزی به یاد دارید؟
- پدرم با آنکه خودش معلم بود، ما را برای درس خواندن تحت فشار نمیگذاشت و بیشتر خودمان مسئول تحصیلمان بودیم. در خانواده، فرزندان بزرگتر به کوچکترها کمک میکردند. برخلاف بیشتر خواهران و برادرانم که رشتههای علمی و فنی را انتخاب کردند، من از نوجوانی به زبان و ادبیات فارسی علاقه داشتم. در دوران دبیرستان تقریباً بیشتر کتابهای کتابخانه عمومی شهر را خوانده بودم؛ حتی شبهایی که امتحان داشتم، گاهی به خواندن رمان و داستان میپرداختم. در درس ادبیات و زبان انگلیسی قوی بودم و با رتبه ممتاز از دبیرستان فارغالتحصیل شدم..
مسیر تحصیل و آغاز فعالیت حرفهای
- علاقه داشتم در رشته ادبی ادامه تحصیل بدهم، اما در آن زمان این رشته برای پسران در دسترس نبود و ناچار رشته طبیعی را انتخاب کردم. پس از گرفتن دیپلم در سال ۱۳۴۷، با فاصلهای دوساله، در سال ۱۳۴۹ وارد دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مشهد شدم. پس از پایان دوره کارشناسی، دو سال خدمت سربازی را در دبیرستانهای فردوس به تدریس گذراندم. سپس در آزمون دانشگاههای شیراز و تهران پذیرفته شدم. ابتدا به شیراز رفتم اما پس از مدت کوتاهی تحصیل را در دانشگاه تهران ادامه دادم
- در دوره کارشناسی ارشد، برای تأمین هزینههای زندگی به دنبال کار بودم و سرانجام در آزمون استخدامی وزارت فرهنگ و هنر پذیرفته شدم. در سال ۱۳۵۵ بهعنوان کتابدار به فرهنگستان زبان رفتم. هنگام مصاحبه، صادقانه گفتم که کتاب را دوست دارم، اما آموزش تخصصی کتابداری ندیدهام. پس از چند پرسش و گفتوگو درباره شعر و ادبیات، استخدامم تأیید شد.
کار در کتابخانه فرهنگستان برایم فرصت مناسبی بود؛ همزمان میتوانستم به تحصیل و پژوهش ادامه بدهم و پایاننامهام را بنویسم. در سال ۱۳۵۷ در دوره دکتری پذیرفته شدم و بخشی از واحدهای درسی را تا تعطیلی دانشگاهها گذراندم. پس از بازگشایی دانشگاه، از رسالهام با راهنمایی مرحوم دکتر فرشیدورد دفاع کردم. موضوع پژوهش، مسائل دستوری فرهنگها و تطبیق آنها با مباحث زبانشناسی و آواشناسی بود و در سال ۱۳۶۲ مدرک دکتری را از دانشگاه تهران دریافت کردم. پس از آن نیز در فرهنگستان به فعالیت علمی ادامه دادم و به عضویت هیئت علمی درآمدم..
استادان و تجربه دانشگاهی
* از استادانی که در دوران دانشگاه از محضرشان بهره بردید، بفرمایید؟
- دوره کارشناسی من در دانشگاه مشهد، بیتردید از پربارترین دورههای تحصیلیام بود. استادان برجسته و سختگیری داشتیم. ابوالقاسم حبیباللهی، شاعر نامدار با تخلص «نوید»، به ما عربی درس میداد و حضور در کلاس او افتخار بود. دکتر رحیم عفیفی زبانهای پهلوی و اوستایی، فرهنگ باستان و اساطیر را تدریس میکرد. دکتر جلال متینی نیز در زمینه سبکشناسی و نقد ادبی از استادان شناختهشده دانشکده بود.
- از دیگر استادانم میتوانم از دکتر جواد حدیدی، استاد زبان فرانسه و ادبیات تطبیقی، دکتر رضا زمردیان در زبانشناسی، دکتر محمد فاضلی در زبان عربی، مهدی رکنی یزدی در متون، دکتر گیتی فلاح رستگار در تاریخ ادبیات، دکتر حمید زرینکوب در ادبیات معاصر و حافظ و دکتر علویمقدم در تاریخ ادبیات و زبان عربی نام ببرم..
از همه این استادان بسیار آموختم و خاطره کلاسهایشان برایم ارزشمند است..در دوره کارشناسی ارشد نیز مدتی در دانشگاه شیراز بودم و استادانی چون دکتر ماهیار نوابی، دکتر طاووسی، دکتر حصوری و احمد افشار شیرازی را شناختم. با راهنمایی استادان و دانشآموختگان آنجا به این نتیجه رسیدم که ادامه تحصیل در دانشگاه تهران میتواند فرصتهای علمی و شغلی بیشتری فراهم کند. در سالهای بعد، همراه با استادانی چون دکتر فرشیدورد و دکتر جوینی در زمینه مسائل دستوری کار کردم..
فرهنگستان زبان، واژهگزینی و میراث پژوهشی
* از ساختمانها و ساختار فرهنگستان در سالهای فعالیت خود بفرمایید؟
- فرهنگستان در آن دوره دو ساختمان جدا از هم داشت؛ بخشی به امور اداری اختصاص داشت و بخشی دیگر محل فعالیت اعضای هیئت علمی بود. دکتر صادق کیا از چهرههای مهم دوره پیش از انقلاب بود و پس از انقلاب، دکتر محمدجعفر محجوب نیز ریاست فرهنگستان را بر عهده داشت. در میان همکاران، دکتر فرزاد و خانم دکتر راکعی را به یاد دارم. بخشهای اداری و علمی در مجموع نیروی انسانی قابلتوجهی داشتند.
یکی از فعالیتهای مهم فرهنگستان، کار گروههای واژهگزینی بود. در این گروهها، استادان زبان و ادبیات فارسی و زبانشناسان در کنار متخصصان رشتههای گوناگون، از جمله علوم فنی، گرد هم میآمدند تا برای مفاهیم تخصصی واژههای مناسب پیشنهاد کنند. چهرههایی چون دکتر فرزاد و دکترصفارمقدم در این زمینه فعال بودند و شماری از استادان و متخصصان برجسته کشور نیز در جلسات شرکت میکردند. حاصل این تلاشها مجموعهای از واژهها و پژوهشها بود که بخشی از آنها در کتابخانه نگهداری میشد.
* نظرتان درباره ادغام مؤسسات و وضعیت اسناد و کتابخانه چیست؟
- به اعتقاد من، بهتر بود فرهنگستانها با ساختار تخصصی خود به فعالیت ادامه میدادند؛ زیرا گردهمآوردن متخصصان در مؤسسات کوچکتر و متمرکزتر میتوانست کارها را مؤثرتر پیش ببرد. در جریان جابهجاییها و ادغامها، بخشی از اسناد و منابع آسیب دید یا از دسترس خارج شد. به یاد دارم برخینوارهای کاست که گویشها و فرهنگ مردم شهرها و روستاها را ثبت کرده بودند، در فضای باز رها شد و زیر باران و برف از بین رفت. این نوارها گنجینهای ارزشمند برای پژوهشهای زبانی و مردمشناختی بودند و میشد آنها را حفظ، طبقهبندی و نگهداری کرد..
کتابخانه نیز حاصل ادغام دوازده مرکز بود و منابع تخصصی بسیار ارزشمندی داشت. بااینحال، پس از ادغام، بخشی از کتابها و اسناد جابهجا شد، اهدا شد یا از میان رفت و مجموعه کتابخانه آسیب دید. خودم حدود هفت سال کتابدار بودم و از نزدیک شاهد تغییرات و مشکلات آن دوران بودم. از نظر من، نگهداری درست از کتابها، اسناد، نوارها و پژوهشهای پیشین، بخشی جداییناپذیر از مسئولیت نهادهای علمی است..
دکتر صادق کیا و ضرورت ادامه انتشار آثار
* از شیوه مدیریت و شخصیت دکتر صادق کیا بفرمایید.
- دکتر صادق کیا شخصیتی منضبط، مقرراتی و وارسته داشت و آثار پژوهشی برجستهای از خود بر جای گذاشت از جمله آثار او میتوان به «قلب در زبان عربی»، «آثار زبانهای پهلوی» و پژوهشهایی درباره واژههای معرّب اشاره کرد. برخی از این آثار قرار بود در مجموعهای یکجلدی منتشر شوند، اما مشکلاتی از جمله کمبود کاغذ مانع تکمیل کار شد.
* آیا این آثار و دیگر کتابهای پیشنهادی شما منتشر شدند؟
- بخشی از آثار پیشتر منتشر شده بود، اما قرار بود بعضی از آنها در قالبی تازه و یکجا بازچاپ شوند. من پیشنهاد کرده بودم برخی کارهای مرحوم مینوی و نیز روایت «رستم و سهراب» در قطع کوچکتر دوباره منتشر شود و برای انجام این کارها اقداماتی هم صورت گرفت. به باور من، این آثار ارزشمند نباید فراموش شوند و لازم است برای انتشار و دسترسپذیر شدن آنها پیگیری شود.
در زیر به برخی تألیفات استاد ابوالقاسم رادفر اشاره میشود :
آثار مهم در حوزه ادبیات، عرفان و پژوهشهای فرهنگی
-گزیده اشعار سیف فرغانی — گزیدهای از شعرهای سیف فرغانی، شاعر عارف و منتقد اجتماعی سدههای هفتم و هشتم هجری، به کوشش رادفر.
-گزیده اشعار فارسی اقبال لاهوری — شامل مقدمهای درباره زندگی، آثار و اندیشههای اقبال و گزیدهای از اشعار فارسی او.
-کتابشناسی ترجمههای قرآن به زبانهای خارجی — اثری کتابشناختی درباره ترجمههای قرآن به زبانهای دیگر.
-فرهنگ مقامات حریری — اثری در حوزه تصحیح و پژوهش متون ادبی، با همکاری علاءالدین افتخار جوادی.
-تذکره ریاضالعارفین — تصحیح، مقدمه و تعلیقات با همکاری گیتا اشیدری، بر پایه اثر رضاقلیخان هدایت.
-کشمیر؛ ایران صغیر — پژوهشی درباره پیوندهای فرهنگی و تاریخی کشمیر با ایران.
-کتابشناسی طبری — گردآوری منابع مرتبط با محمد بن جریر طبری و آثار او.
-اندیشههای زرین فردوسی و اندیشههای تاگور — آثاری در زمینه گزیدهگویی و معرفی اندیشههای ادبی و فکری این شخصیتها
