«دانشنامۀ خلیج‌فارس» منتشر می‌شود

گزارش برگزاری همایش ملی جهانِ ایرانی: خلیج‌فارس و دریای عمان (مُکران)

۱۱ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۳ کد : ۲۸۰۲۱ مهم‌ترین اخبار گزارش نشست‌ها
تعداد بازدید:۲۲۱
گزارش برگزاری همایش ملی جهانِ ایرانی: خلیج‌فارس و دریای عمان (مُکران)

همایش ملی جهانِ ایرانی: خلیج‌فارس و دریای عمان (مُکران) ۱۱ مهرماه 1405 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.


در این همایش دکتر امیری طهرانی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ضمن عرض خیرمقدم به حاضرین در سالن گفت: در این فرصتی که از سر لطف در اختیار من گذاشتند، قصد سخنرانی ندارم چون نه زبانشناس هستم و باستان¬شناسم و مورخ. از این‌رو به ارائه یک نکته و یک خبر بسنده می‌کنم. عنوان همایش که جهانِ ایرانی است عنوان بسیار پرمعنا و فربه‌ای است؛ فرهیختگان و اندیشمندان در این همایش دربارۀ تاریخ، فرهنگ و پیشینۀ تمدنی خلیج فارس و دریای مکران سخن خواهند گفت و ظرایف فرهنگ و تمدن ایرانی را با تکیه بر اسناد تاریخی و باستان شناختی خواهند کاوید. قطعا آثار باستانی و اسناد تاریخی مورد استناد سخنرانان، بازتابی از روح فرهنگ و اندیشۀ ایرانی است که چنین در پیشینۀ تمدنی این سرزمین و از این میان خلیج فارس و دریای عمان جلوه‌گر شده است؛ فرهنگ و اندیشه‌ای که از ایران باستان تاکنون تداوم یافته و پیوستگی جهانِ ایرانی را تضمین کرده است. سخن از کدام جهانِ ایرانی است؟ جهانِ ایرانی آن‌چنان که حکیم ابوالقاسم فردوسی آن را تبیین می‌کند بر اصول گران‌سنگ خردورزی، دادورزی و مهرورزی استوار است. اصول جهانِ ایرانی، اصول فرزانگی و خردمندی، و فراتر از تمایزات دینی، نژادی و فراخوانندۀ به صلح و هم‌زیستیِ عادلانه است. 
دکتر امیری طهرانی ادامه داد: ایرانیان با بهره‌مندی از چنین فرهنگ و اندیشه‌ای بود که با آغوش باز دعوت اسلام را پذیرفتند، چه آن‌که آموزه‌های اسلامی را همانا آرمان‌های فرهنگی و ارزشی خویش می-دیدند. جایگاه عقل، عدالت، و احسان به هم‌نوعان در معارف اسلام و به‌ویژه در مذهب تشیع، مایۀ تداوم و پیوستگی فرهنگ و تمدن ایرانی در دوران اسلامی و همزیستی و همبستگی ایرانیان با امت اسلامی شد. خردورزی، دادورزی و مهرورزی فرهنگ ایرانی، نه تنها زمینه‌ساز سازگاری و درهم‌آمیختگی فرهنگ ایرانی با آموزه‌های اسلامی شد، بلکه مهر تأیید اسلام را بر برخی از عناصر فرهنگ ایرانی هم چون نوروز نهاد. 


رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تصریح کرد: این پیوستگی و هم‌بستگی فرهنگ و تمدن ایرانی و آموزه¬های اسلامی هم چنان استوار و پایدار است. اوج هم‌بستگی ایران اسلامی را در مقاومت دلیرانه مردم، دولت و نظامیان شجاع این سرزمین در برابر یورش تجاوزگران آمریکا و اسرائیل در طول جنگ‌های 12 روزه و 40 روزه، هم‌چنان شاهد هستیم. پشتوانۀ فرهنگی و تمدنی ایران چنان در کارزار مقاومت اسلامی در برابر نظام سلطه نقش تعیین‌کنندۀ خویش را ایفاء کرد، که رهبر شهید به سر دادن «سرود ایران» سفارش فرمود. گرامی‌داشت عقل و خرد، داد و عدالت، و مهر و احسان در سپهر جهانِ ایرانی، رمز استواری و پایداری ایران اسلامی است. 


انتشار «دانشنامۀ خلیج‌فارس»
دکتر امیری طهرانی با اشاره به انتشار «دانشنامۀ خلیج‌فارس» بیان کرد: مایلم خبر مژدۀ انتشار «دانشنامۀ خلیج‌فارس» را به همۀ هموطنان عزیز و ایراندوستان بدهم، دانشنامه‌ای که به همت پژوهشکدۀ دانشنامه-نگاری و با همکاری گروه بزرگی از دانشمندان و فرهیختگان عزیزمان تهیه شده است، ان‌شاءالله در آینده‌ای نزدیک و به احتمال قوی به‌مناسبت هفتۀ پژوهش منتشر خواهد شد. در این‌جا از همۀ اعضای پژوهشکده دانشنامه‌نگاری و نویسندگان گرامی که در تهیۀ دانشنامۀ خلیج فارس همکاری داشته‌اند، قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم. 
وی در خاتمه سخنانش گفت: مایل بودم گزیده‌ای از مقدمۀ این دانشنامه را برای شما عزیزان بخوانم که برای صرفه جویی در زمان از آن درمی‌گذرم. از دست‌اندرکاران همایش که این فرصت را به من دادند و هم‌چنین از شما بزرگواران که وقت خود را در اختیار من گذاشتید، بسیار سپاسگزارم. تندرست و پایدار باشید.


بخشی از مقدمۀ «دانشنامۀ خلیج فارس» 
متن زیر برگرفته از مقدمۀ «دانشنامۀ خلیج فارس» به قلم جناب استاد منوچهر اکبری با اندک تغییرات است.
جایگاه بسیار استثنایی خلیج فارس، نقش و ابعاد گوناگون آن و به ویژه برخی نگاه‌های نامحرم از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس و استکبار جهانی و به خصوص ایالات متحدۀ امریکا مبنی بر تغییر تاریخ دیرپای منطقه و تلاش برای تغییر نام خلیج فارس در سالیان اخیر، پژوهشکدۀ دانشنامۀ نگاری فعلی و بنیاد دانشنامه‌نگاری سابق را بر آن داشت که تاریخچه، تمدن، فرهنگ و جایگاه خلیج فارس را موضوع دانشنامۀ مستقلی قرار دهد. در سالها و قرون گذشته، با وجود این که برخی از قدرتها و کشورها برای مدتی منطقه‌ای را محل استقرار نیروهای خود قرار می‌ دادند، اما هرگز بفکر مصادره یا تغییر نام منطقه، جزیره، خلیج و ناحیه‌ای به نفع قوم و کشور دیگری نبودند. اگر کشوری بیگانه و قدرتی خارجی صدها سال بر فلان خلیج یا ناحیه یا سواحل و یا حتی کشوری سلطۀ نظامی-اقتصادی و حتی فرهنگی، مدیریتی و حکومتی داشتند، در صدد بر نمی‌آمدند که هویت تاریخی و جغرافیایی آن را تغییر دهند. مثلا خلیج مکزیک یا بسفر را به نام دیگری تغییر نمی‌دادند، حتی تاریخ دردناک سیطره بیگانگان بر برخی از نواحی ایران، چنین تفکر شیطانی را نشان نمی¬ دهد که حضور انگلیسی‌ها و پرتغالی‌ها در سواحل جنوب ایران همراه با تغییر نام خلیج فارس به نفع کشورهای همجوار آن باشد.


خلیج فارس در تمامی مکاتبات و اسناد سالهایی که ایران تحت نفوذ قدرتهای انگلیس، روس و سپس امریکا قرار داشت، همواره خلیج فارس بود. با توجه به وجود تاریخی طولانی و درازدامن برای خلیج فارس، مدارک، اسناد، نقشه‌ها و حتی آثار باستانی و تاریخیِ مبنی بر اصالت نام خلیج فارس به قدری قوی، معتبر، فراوان، چشمگیر و مستند  است که حتی عوامل استعمار جهانی به آن اذعان دارند. نام فارسی تنگۀ سوق الجیشی هرمز که به دلیل تأثیر شگرف آن بر اقتصاد جهانی، امروزه بر سر زبان مردم و رسانه‌های جهان است، گواهی آشکار بر هویت ایرانی خلیج فارس است. 
جاشوان، ملوانان، دریانوردان و بسیاری از شهیدان سرافراز ایران اسلامی از خلیج فارس، حکایت‌ها و روایت‌ها دارند. به خصوص در سالهای بشکوه دفاع مقدس در جنگ تحمیلی هشت ساله و هم چنین جنگهای دوازده روزه و چهل روزۀ امریکا و اسرائیل تجاوزگر، سواحل خلیج فارس مورد یورش و تجاوز قرار گرفت، لیکن مقاومت بی‌نظیر جوانان، قهرمانان و فرماندهان دلیر و شجاع این سرزمین، همواره، از دلیران تنگستان تا مدافعان تنگۀ هرمز برگ زرینی بر تارک تاریخ مقاومت ایران عزیز و سرافراز است. 

دریایی که از پارس می‌آید
دکتر سیروس نصراله‌زاده رییس پژوهشکده زبان‌شناسی در آغاز این همایش گفت: در منابع ایرانی کهن‌ترین اشاره‌ای که نام دریای پارس شده کتیبه کانال سوئز داریوش یکم هخامنشی است. عبارت «دریایی که از پارس می‌آید» دربردارنده چنین شاره‌ای است. همین اشاره مبنایی شده که نویسنگدان یونانی مثل هکاتوم ملطی، که همزمان داریوش است، نام خلیج فارس را ذکر کند: Persikos koplos؛ جمله آمده در کتیبه داریوش، از نظر نحو آغاز و مبدا آن پارس است که به مصر منتهی می‌شود و به نوعی اشاره دارد به قلمرو ایران و جهان دریایی وابسته به شاهنشاهی ایران از منظر قدرتمدن یک فرمانروایی ایرانی.
وی افزود: منبع دیگر دوره اسکندر برای دریای/ خلیج فارس سفرنامه دریایی نئارخوس، دریاسالار و فرمانده اسکندر، است که به خلیج فارس  آمده و تا شوش رفته است. او هم نام Persikos Koplos را ذکر کرده است. نامگذاری‌ها براساس قدرت و مشهور بودن جغرافیا و نشر این اطلاعات است. داریوش یکم بزرگ‌ترین فرمانروا و شهریار زمان خودش بود و هخامنشیان قدرتمندترین حکومت جهان آن روزگار که باعث تثبیت نام خلیج فارس شدند و آن هم از راه گسترش و نشر آن که یکی کتیبه باشد.

غنی بودن فرهنگ ایرانی
دکتر محمدابراهیم زارعی رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه با اشاره به غنی بودن فرهنگ ایرانی گفت: درباره فرهنگ ایران باستان‌شناسان علاقه‌مند غیرایرانی به پژوهش می‌پرداختند و متاسفانه امروزه ارتباطات علمی خودمان را قطع کردیم و کرسی‌های ایران‌شناسی در جهان تعطیل شده است. هلن کنتور باستان‌شناس علاقه‌مند به ایران در برابر تخریب محوطه‌های باستانی خوزستان ایستاد که نشان می‌دهد چه علاقه‌مندانی به ایران داشتیم و باید بتوانیم از توان باستان‌شناسان خارجی استفاده کنیم. 

اهمیت آب‌های جنوب ایران فقط در خلیج‌فارس نیست
دکتر شاهین آریامنش دبیر علمی همایش جهان ایرانی: خلیج‌فارس و دریای عمان (مکران) درباره همایش گفت: جهان ایرانی بی خلیج‌فارس و دریای مکران جهانی بی‌معنی است. خلیج‌فارس و دریای مکران، از دیرباز نقش پررنگی در تاریخ پر فراز و فرود ایران داشته است و مردمان این سرزمین از کهن‌روزگار تا امروز همواره دل و دین به این آب‌های پهناور سپرده‌اند و از کرانه‌ها و بندرها و جزیره‌هایش همچونخمیر و گواتر، خارگ و خارگو، سیراف و سیری و تمب بزرگ و کوچک و ابوموسی و جاهای دیگر با سرزمین‌های آن سوی دریا همچون زنگبار و چین و ماچین و هندوستان در پیوند و دادوستد فرهنگی و اقتصادی بوده‌اند و اگر نه همۀ راه‌ها بلکه بخشی از راه‌ها به این دریاهای تنیده شده در تار و پود ایرانیان می‌رسیده است چنانکه کرانه‌ها و پس‌کرانه‌های شمالی و جنوبی خلیج‌فارس و دریای مکران آکنده است از آثار فرهنگی و تمدنیِ بشکوه ایرانی که هر از چند گاهی، یافته‌های باستان‌شناختی این آثار همچون فُلَیج، دژ ایرانِ ساسانی در باطِنَه عمان رونمایی می‌شود. 
وی افزود: اگرچه پژوهش‌های چندی را پژوهشگران باستان‌شناسی و تاریخ و زبان‌شناسی و ... درباره خلیج‌فارس و دریای مکران و تنگه هرمز انجام داده‌اند، چنانکه شایسته است نتوانسته‌ایم آنچه این دو دریا و کرانه‌هایش دارد، به‌خوبی بشناسیم و به جهانیان بشناسیم. روشن است اهمیت آب‌های جنوب ایران فقط در خلیج‌فارس نیست بلکه دریای مکران نیز همچون خلیج‌فارس گسترنده فرهنگ و تمدن ایرانی در آن‌سوی دریاهاست. منطقه‌ای که هرچه بیشتر می‌گذرد بیشتر به اهمیت راهبردی آن پی می‌بریم.
او در پایان گفت: با نگرش به اهمیت این آب‌ها، به انجام پژوهش‌های بیشتر درباره این دو دریا و سرزمین‌های پیرامونش نیازمندیم. بهره‌گیری از اسناد کشورهای رخنه کرده در این آب‌ها همچون پرتغال و انگلستان بسیار راهگشا خواهد بود. افزون‌براین، پژوهش‌ها و کاوش‌های بیشتر باستان‌شناسی در سطح جهانی در این منطقه بسیار مهم جلوه می‌کند تا بلکه با بهره‌گیری از یافته‌های تازه باستان‌شناختی پرتوهای بیشتری بر فرهنگ و تمدن این منطقه از ایران افکنده شود. 

نقش منابع دریایی خلیج‌فارس در شکل‌گیری اقتصاد و فرهنگ غذایی
دکتر یعقوب محمدی‌فر در سخنرانی خود با عنوان نقش منابع دریایی خلیج‌فارس در شکل‌گیری اقتصاد و فرهنگ غذایی گفت: خلیج‌فارس به‌عنوان محور ارتباطی کلیدی، نقشی تعیین‌کننده در تاریخ و فرهنگ ایران ایفا کرده است. اقتصاد ساحلی خلیج‌فارس برپایه‌ نظامی ترکیبی و هوشمندانه از صید، استحصال، فرآوری و تجارت منابع متنوع دریایی استوار بود. این منابع، علاوه‌بر محصولات مستقیم نظیر ماهی، میگو، صدف خوراکی و مروارید، شامل کالاهای باارزشی همچون، خاک‌های ساحلی، نمک دریایی، عنبر، روغن ماهی و محصولات فرآوری شده‌ای مانند سس ماهی نیز می‌شد که هم نیازهای معیشتی جوامع محلی را تأمین می‌کرد و هم به‌عنوان کالاهای تجاری در شبکه‌های بازرگانی محلی و فرامنطقه‌ای جریان می‌یافت. این فعالیت‌های اقتصادی نه‌تنها رونق شهرها و بنادر تاریخی مانند سیراف را موجب شد، بلکه به‌طور مستقیم بر شکل‌گیری یک هویت غذایی متمایز ساحلی تأثیر نهاد. این هویت در فناوری‌های خاص نگهداری و آماده‌سازی غذا نظیر خشک کردن، تخمیر و نمک‌سود کردن، ذائقه‌های محلی پایدار و بازتاب گسترده در فولکلور، ادبیات شفاهی و آیین‌های مردمی تجلی یافته است. 

پژوهش و مستندسازی میراث ‌مادی محوطه تِراپ در سواحل مکران
دکتر مرتضی حصاری درباره محوطه تراپ در مکران گفت: محوطه محوطه باستانی تِراپ، در چارچوب طرح بررسی پیمایشی سواحل‌ مکران در سال 1397 شناسایی و در بهار 1404 مستندسازی علمی شد. پژوهش و مستندسازی میراث ‌مادی محوطه تِراپ در سواحل مکران، می‌تواند بر افزایش شناخت گروه و جوامع پیش و آغاز تاریخی جنوب بلوچستان و مکران ساحلی منجر شود که می‌توان تِراپ را به عنوان یک پست-استقرارگاه ساحلی، طبقه‌بندی کرد. فضاهای معماری دوره‌های مختلف فرهنگی-تاریخی و یافته‌های سفالی حاکی از ارتباط فرهنگی میان فرهنگ‌های شمال بلوچستان، دره سند و بلوچستان پاکستان و کشورهای جنوبی خلیج‌فارس است. برخی از این فضاهای معماری با توجه به گونه‌های هزاره 4 و 3 پیش‌ازمیلاد، حاکی از گسترش فرهنگ شناخته شده بلوچستان، به‌ویژه در مکران ساحلی است که ازیک‌سو قدمت استقرارگاه‌ها را در محدوده جغرافیای جنوب‌شرق ایران نشان می‌دهد و هم استقرارگاه جدیدی که می‌تواند مانند محوطه مهرگاره در بلوچستان پاکستان؛ شهرسوخته در سیستان؛ بمپور در ایرانشهر، توالی استقراری جوامع انسانی در شهرستان دشتیاری را از نوسنگی تا هزاره دوم پیش‌ازمیلاد نشان دهد.

نوروز دریایی
دکتر حمیدرضا دالوند درباره نوروزهای محلی پهنه فرهنگی خلیج‌فارس گفت: خلیج‌فارس نه فقط آبراهی برای گذر دریانوردان یا یک واحد جغرافیایی، بلکه پهنه‌ای فرهنگی و تمدنی است. این گستره بزرگ دروازه جهانی شدن فرهنگ ایرانی در گذر تاریخ بوده است. محل تعامل و دادوستد ایرانیان با ملل و تمدن‌های دور دست جهان است. جایی است که فرهنگ فلات ایران، یا آنچه جهان ایرانی می‌خوانیم، در آن بسته‌بندی و بارگیری شده و به سراسر گیتی توسط دریانوردان پارسی به سوغات برده شده است. هویت پارسی آن نه به‌خاطر سواحل طولانی ایران که به‌سبب همین حضور دیرپای سنت‌های ایرانی در اینجاست. خلیج‌فارس در کنار آسیای میانه، قفقاز، میان‌رودان، زاگرس، البرز و ایران مرکزی یکی از پهنه‌های چندگانه فرهنگی و تمدنی جهان ایرانی است. یکی از موضوعات مردم‌شناختی در پهنه فرهنگی خلیج‌فارس «نوروز دریایی» است. سنتی که با زندگی دریانوردان ایرانی پیوند دارد و درعین‌حال ریشه‌های عمیقی در فرهنگ ایرانی درون فلات ایران در طول تاریخ داشته است. 

خطر ترویج اطلاعات غلط و شبه‌علم
دکتر حسین توفیقیان گفت: سیراف مهم‌ترین و پرآوازه‌ترین بندر تاریخی خلیج‌فارس در دورۀ ساسانی و سده‌های اولیه اسلامی است که نقش مهمی در دریانوردی، کشتی‌رانی و تجارت دریایی ایرانیان با سرزمین‌های دور در شرق آسیا، شرق آفریقا، شبه قاره هند و سواحل عربی  داشته است. علاوه بر بقایای معماری، در ارتفاعات شمالی سیراف هزاران دستکند در لایه‌های ماسه‌سنگ و کُنگلومرا شامل سازه‌های آب و ساختارهای تدفینی جلب توجه می‌نماید. در دره‌های شیلو، اشگفت موسی و دامنه‌های مشرف به سیراف صدها دستکند چارگوش و قبری‌شکل در کنار ده‌ها چاه سنگی وجود دارد که محل اختلاف میان پژوهشگران و باستان‌شناسان است. برخی این چاله‌های چارگوش را سازۀ آب و اغلب باستان‌شناسان آنرا قبور سنگی دورۀ اسلامی می‌دانند. وجود ده‌ها سازۀ آب شامل چاه‌های سنگی عمیق، آب‌انبار‌های سنگی و کانال‌های هدایت آب در سطوح شیب‌دار و صدها گوردخمه در دیوارۀ عمودی دره‌ها، نشان‌دهنده کاربری چندگانۀ درۀ لیرو در شمال بندر تاریخی سیراف است. اگرچه کاربری تدفینی برای اغلب محققان بدیهی به‌نظر می‌رسد اما ترویج اطلاعات غلط و شبه‌علم در میان جامعه غیرمتخصص خطر بزرگی است که در کمین آثار تاریخی است و پرداختن به داده‌های درست تاریخی در حوزۀ باستان‌شناسی خلیج‌فارس، ضرورتی انکارناپذیر است.

پیشرفت نقشه‌کشی
در ادامه دکتر بهزاد اصغری درباره نقشه‌های ترسیم‌شده از خلیج‌فارس توسط اروپاییان گفت: نقشه‌های جغرافیایی تهیه‌شده از خلیج فارس توسط جغرافیادانان و جهانگردان اروپایی پیش از دوران معاصر همیشه دربرگیرنده نام اصلی خلیج فارس بود و تفاوت آنها بیشتر معطوف به دقت در ترسیم حدود و جزییات آن می‌شد. با پیشرفت نقشه‌کشی در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی نیز تصویر خلیج‌فارس باوجود تبدیل از قالب یک طرح کلی به نقشه‌های دریایی دقیق‌تر با بندرها، جزیره‌ها و خط ساحلی جزیی‌تر همچنان حاوی نام اصلی آن بود. بنابراین در علم جغرافیا در اروپا، خلیج‌فارس نامی دیرپا و تثبیت‌شده بود و آنچه تغییر می‌کرد، بیشتر زبان بصری و علمی نقشه‌ها بود. اما در دوره معاصر گاه نام‌های فرعی برای این منطقه از سوی برخی از اروپایی‌ها استفاده می‌شود. ازاین‌رو این پژوهش با تکیه بر نظریه تبارشناسی فوکو به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه نظام دانش-قدرت در انتخاب نام خلیج‌فارس مؤثر واقع شده است. تغییر مناسبات سیاسی و همچنین تحول در حوزه دانش، در کنار گسترش پدیدهٔ استعمار، موجب شده است نقشه‌های اروپایی از یک ابزار صرفاً جغرافیایی به ابزاری سیاسی و راهبردی تبدیل شوند. بنابراین پیوند میان قدرت، تجارت و تولید دانش جغرافیایی منجر به تلاش جهت تغییر نام خلیج‌فارس شده است.

بازخوانی ظرفیت‌های تمدنی ایران
دکتر عبدالمجید مبلغی درباره بندر سیراف، جهان‌شهر ایرانی گفت: معماری نه صرفاً یک پدیده کالبدی، بلکه متنی انباشته از آگاهی تاریخی و صورت‌بندی فضاییِ فرهنگ است؛ متنی که می‌تواند در بازخوانی ظرفیت‌های تمدنی ایران نقش روش‌شناختی ایفا کند. سیراف در سده‌های نخستین اسلامی، در شبکه تجارت اقیانوس هند، نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند میان درون‌زایی فرهنگی و برون‌گرایی اقتصادی بود. سازمان فضایی پلکانی، درون‌گرایی حیاط‌محور، ادغام فضای سکونت و تجارت، و زیرساخت‌های پیچیده ذخیره آب، نشان می‌دهد که جهان‌شهری بودن این بندر نه بر اساس انحلال در فرهنگ‌های پیرامونی، بلکه برپایه استمرار منطق فضایی ایرانی شکل گرفته است. بدین‌‌ترتیب، معماری سیراف گواه نوعی عقلانیت فرهنگی است که توانسته بود در عین حفظ تداوم تاریخی، در مدار شبکه‌های جهانی عمل کند. 

سفر دریایی مانی به غرب هند
در ادامه دکتر محمد شکری فومشی درباره مانی در خلیج‌فارس سخنرانی کرد و گفت: سفر دریایی مانی به غرب هند در واپسین سال‌های حکومت بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی، اردشیر بابکان، واقعه‌ای مشهور در تاریخ مانویت است. این سفر در ادامۀ تبلیغات دینی مانی پس از توفیق در تشکیل یک اجتماع دینی کوچک در گنزگ ماد (آذربایجان) بود که معدن قلعِ آن به بندرگاه میشان در خلیج فارس حمل می‌شد تا از آن‌جا بازرگانان ایرانی و عرب آن را به هند  ببرند. هدف مانی در این سفر، نشر تعالیمش در کرانه‌های شمالی خلیج‌فارس تا تنگۀ هرمز و فراسوی آن تا هند بود. او در بندری در جنوب بین‌النهرین با بازرگانانی هم‌سفر می‌شود که برای تجارت به دریا زده‌اند. اما او به قول خود نه برای کسب زر و سیم، بلکه برای نواختن چنگ حکمت برای جهانیان رنج این سفر را پذیرفته است. مسیر و حرکت کشتی مانی در طول سفر چنان بود که مسافرانش می‌توانستند سواحل شمالی خلیج‌فارس ببینند. سرانجام کشتی در بندرگاه دِب (دَیْبول) در دهانۀ رود سند لنگر می‌اندازد تا مانی برای نشر دینش به سوی هندوان ساکنِ غرب هندوستان برود. قدّیس‌نگاریِ مانوی جایگاهی ویژه برای این سفر تبلیغی قائل شده است؛ زیرا مانی در این سفر بود که موفق شد توران‌شاه بودایی را به کیش خود درآورد، اگرچه همین منابع از سرسختی هندوانِ هندو و بودایی در پذیرش آموزه‌هایش نیز می‌گویند. زمان کوتاه این سفر تبلیغی به هند کوتاه بود و احتمالاً بیش از دو سال طول نکشید. 

سیاست‌های بهداشتی بریتانیا
دکتر ربابه معتقدی درباره سیاست‌های بهداشتی بریتانیا و مدیریت بیماری‌های واگیر در خلیج‌فارس در دوره قاجار گفت: گسترش شبکه‌های دریایی و تجاری بریتانیا در خلیج‌فارس، در کنار حضور نیروهای نظامی، کارگران و کشتی‌های وابسته به منافع استعماری، به یکی از عوامل مهم در ورود و شیوع بیماری‌های واگیر در بندرهای خلیج‌فارس تبدیل شد. بریتانیا در این دوره دارای نقشی دوگانه بوده است: ازیک‌سو، از طریق گسترش ارتباطات دریایی، اعزام نیروهای هندی و بریتانیایی، توسعه مبادلات تجاری و تمرکز فعالیت‌های نفتی و بندری، به تسریع انتقال بیماری‌ها کمک کرد؛ و از سوی دیگر، برای حفظ امنیت راه‌های تجاری، بندرها، نیروهای نظامی و تأسیسات اقتصادی خود، در استقرار سازوکارهای نوین بهداشتی همچون قرنطینه، واکسیناسیون، نظارت بر رفت‌وآمد کشتی‌ها نقش فعالی بر عهده گرفت. 

دلایل تاریخی حضور ماجراجویانه پرتغالی‎ها در خلیج‌فارس
دکتر حمیدرضا سروری درباره‌ دژهای پرتغالی‎ها در ایران گفت: حضور پرتغالی‎ها در خلیج‎فارس و کرانه‎های ایرانی آن از ابتدای سدۀ شانزدهم میلادی موضوعی جالب توجه است. تا اندازه‎ای به‌ دلیل‎های تاریخی حضور ماجراجویانه پرتغالی‎ها و رابطۀ آنان با ایران دورۀ صفوی پرداخته شده است. باستان‎شناسان ایرانی کاوش‎هایی در دژهای پرتغالی‎ها در هرمز و قشم انجام داده‎اند ولی به‌روشنی می‎توان ضعف اساسی این پژوهش‎ها را دید چنانکه اسماعیل یغمایی در کتاب دژ استعمار که بر اساس کاوش‎های وی در دژ پرتغالی‎ها در قشم نوشته شده است هیچ اشاره‎ای به روی فری‎یر دآندرادا سازندۀ دژ نمی‎کند! گویی اصلاً با این موضوع آشنا نبوده است! هیچ تلاشی هم در راستای مقایسۀ دژ با دیگر آثار و دژهای پرتغالی‎ها در کرانه‎های کشورهایی مانند عمان یا هندوستان نکرده است! دژهای پرتغالی‎ها در هرمز، قشم، لارک و تیس در چابهار و پایگاه تجاری آنان در بندر کُنگ به‌دقت بررسی و پژوهش شد./پایان

پوشه شنیداری همایش ملی جهانِ ایرانی: خلیج‌فارس و دریای عمان (مکران)

 

 

کلیدواژه‌ها: انتشار «دانشنامۀ خلیج‌فارس» همایش ملی جهانِ ایرانی: خلیج‌فارس و دریای عمان (مکران)