ابعاد تهاجم آمریکایی - صهیونیستی به ایران؛
سلسله یادداشتهای رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سلسله یادداشتهای رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در موضوع ابعاد تهاجم آمریکایی - صهیونیستی به ایران
پیروزی فرهنگ بر تفنگ/ شهادت رهبر انقلاب و اعتلای فرهنگ سیاسی
دکتر موسی نجفی در برنامه جریان شبکه یک سیما:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27568
برنامه جریان شبکه یک سیما با حضور دکتر موسی نجفی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۲۲ فروردین ماه ۱۴۰۵ از شبکه یک سیما پخش شد.
موضوع این برنامه "شهادت رهبر انقلاب و اعتلای فرهنگ سیاسی" بود که دکتر نجفی استاد تمام علوم سیاسی و رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به سؤالات مجری برنامه پاسخ داد.
متن این گفتگو از نظرتان میگذرد:
شهادت رهبر مقاومت؛ جرقهای بر انبار باروت ایمان و پایان عصر استعمار
علیرضا زادبر (استاد دانشگاه و پژوهشگر)، میزبان برنامه، با اشاره به عبور از اربعین شهادت رهبر مقاومت، صحبت را آغاز کرد. او این ایام را فرصت مناسبی برای بررسی ابعاد شخصیتی این پیشوا و تأثیر شهادتشان بر نظم و فرهنگ سیاسی ایران، منطقه و جهان دانست.
زادبر سپس پرسید: این شهادت چه نقشی در فرهنگ سیاسی منطقه، جهان و همچنین آینده خواهد داشت؟
موسی نجفی در پاسخ، ابتدا خاطرهای از سالهای ۶۳ و ۶۴ در دانشگاه تهران و دیدار با مقام معظم رهبری که در آن زمان رئیسجمهور بودند، نقل کرد. او گفت: ایشان در آن دیدار فرمودند زمانی از امام خمینی (ره) پرسیدم چه وقت به فکر انجام این انقلاب افتادید؟ امام در پاسخ به رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی در اوایل دهه چهل و عزاداری پیوسته و چهلروزه مردم اشاره کردند و فرمودند با مشاهده این اصرار مردم بر پاسداشت ایمان و مرجع تقلیدشان، متوجه ظرفیت عظیم این ملت شدم.
این استاد اندیشه سیاسی با تطبیق این رویداد با سوگواریهای ادامهدار مردمی برای رهبر مقاومت، تأکید کرد که سوخت اصلی حرکتهای سیاسی بزرگ، همین ایمان، طاقت و صبر مردم است.
او همچنین با اشاره به تحلیل مرحوم مدرس از قیام تحریم تنباکو یادآور شد: همانطور که مدرس گفت، حکم میرزای شیرازی جرقهای بر انبار باروتِ ایمان مردم بود. اگر این ایمان نَم بکشد، هزاران کاغذ و مرکب و هیچ جرقهای اثر نخواهد داشت. استخراج یک گفتمان سیاسی و انقلابی از دل ایمان مردم، تنها از عهده رهبران تیزهوش جریانهای بیداری اسلامی برمیآید.
در ادامه، زادبر با اشاره به پیام امام انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای، یکی از هنرهای بزرگ و کمتردیدهشده رهبر شهید را هنر «تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار، روحیات و عواطف تودههای عظیم مردم» دانست که مصداق همان ساخت ظرفیت مردمی است.
پیروزی فرهنگ بر تفنگ
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تأیید این موضوع، به اهمیت جنگ روایتها در دل جنگ ترکیبی کنونی پرداخت و گفت: امروز ابعاد نظامی و سیاسی تنها بخشی از ماجراست و ما باید بتوانیم در جنگ روایتها، گفتمان خود را زودتر از دشمن به کرسی بنشانیم و چشمانداز آینده را ترسیم کنیم. معتقدم پس از شهادت آقا، همه چیز چند قدم به پیش آمده است و تمام ارکان جامعه، از مردم تا مسئولان و نیروهای مسلح، حرکتی رو به جلو داشتهاند.
او سپس وجه غالب شخصیت قائد شهید را فرهنگی دانست و توضیح داد: در انسانهای ذو ابعاد معمولاً یک بُعد غلبه دارد. در ایشان، فرهنگ بر اقتصاد، سیاست و امور نظامی اشراف داشت. ریشه بحثهایی مانند اقتصاد مقاومتی و خودکفایی نظامی نیز در همین فرهنگسازی است و تنها یک شخصیت فرهنگی میتواند چنین فرهنگی را در اقتصاد و نظامیگری خلق کند. روح پیامهای چهلم شهادت ایشان نیز متمرکز بر همین گفتمانسازی توسط تودههای مردم است.
تولد ملت مقدس از اتحاد مقدس
این استاد دانشگاه در بخش دیگر به مفهوم «قداست» در اندیشه رهبر شهید اشاره کرد. او با مقایسه جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان گفت: در جنگ ۱۲ روزه رهبر شهید از تعبیر «اتحاد مقدس» استفاده کردند، اما امروز و در یک گام فراتر، با مفهوم «ملت مقدس» روبهرو هستیم. دلیل این ارتقا، ریخته شدن خون پیشوا و رهبر در میدان نبرد است. اتفاقی که با الهام از تاریخ اسلام و شهادت علنی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در میدان، موج جدیدی از قداست و جوشش را در میان مردم ایجاد کرده است.
او افزود: این قداست صرفاً دفاع از منافع ملی و استقلال در برابر تجاوز خارجی نیست، بلکه به فرهنگ عمیق تشیع، امامت، نیابت امام زمان (عج) و تاریخ انبیا پیوند میخورد.
با شهادت رهبر انقلاب، نهضت عمق تمدنی بیسابقهای پیدا کرد
نجفی به یک پدیده استثنایی در این رخداد تاریخی اشاره کرد و گفت: معمولاً حرکت کشورها به سمت ملیگرایی و استقلال باعث کمرنگ شدن ابعاد امتی و بینالمللی میشود. همانطور که شخصیتی امتی، چون سید جمالالدین اسدآبادی برای حفظ اعتبار خود میان ملل مسلمان، از بیان صریح ملیتش پرهیز داشت. اما دستاورد شگرف بیداری و نهضت اسلامی با شهادت مقام معظم رهبری این بود که ابعاد ملی و امتی بهطور همزمان پررنگ شدند و این نهضت چنان عمق تمدنیِ بیسابقهای پیدا کرد که در ادوار گذشته، نظیر دوران مشروطه، دیده نمیشد.
همسویی «عرق ملی» و «آرمان امتی»
علیرضا زادبر، میزبان برنامه، در ادامه خواستار بیان مصادیق روشنی از پیوند همزمان ابعاد ملی و امتی پس از شهادت رهبر مقاومت شد.
موسی نجفی در تبیین این مصادیق یادآور شد: امروز شاهدیم که تودههای مردم، حتی کسانی که لزوماً مذهبی نیستند یا ایرانیان خارج از کشور، با عرق ملیِ بسیار محترم و ارزشمندی برای دفاع از وطن به میدان آمدهاند. ظرفیتی که در جنگ ۱۲ روزه نیز وجود داشت، اما نه با این شدت.
برای مطالعه متن کامل گفتگو رجوع شود به:
https://jamejamonline.ir/006UoR
یادداشت؛ تصویر کاذب قدرت در ادبیات آمریکایی و شکستن طلسم صد ساله در جنگ مقدس رمضان
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27557
دکتر موسی نجفی
استاد تمام علوم سیاسی|
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
"تصویر قدرت" از اعمال نمودن "خود قدرت"موثرتر است ؛ چرا که حمله به ادراک و سازمان فهم مخاطب است. همین طور که از اول جنگ رمضان میتوان دید در سخنان ترامپ این جملات مدام تکرار می شود:
نابودی نظامی ایران، نابودی نیروی دریایی، نابودی نیروی هوایی، تعیین رهبری توسط امریکا، اولتیماتوم برای باز نمودن تنگه هرمز، نابودی صنعت هستهای یا برق، پیروزی سریع و دهها اراحیف و لافهای تکراری دیگر.
اما پشت این دروغ ها که معمولا به یک ساعت نکشیده خلافش اثبات می شود یک سناریو نهفته است؛ سناریویی که از شماتت و افشای دروغگو و حتی تمسخر گوینده اش هم مهمتر است و آن این است که غرب می خواهد بگوید این یادت باشد که من قدرتمند هستم و هر کاری بخواهم می کنم و توی ایرانی باید جهان سومی و کشوری پیرامونی باقی بمانی!
به نظر می رسد فهم این جنگ و این ادبیات استکباری توهم آمیز با یک نظریه و راهبرد استعماری کلان تر قابل فهم تر است و آن هم معادله "مرکز - پیرامون " است ؛ معادله ای که انقلاب اسلامی از اول تولد آن را ابطال نمود و الگو قرار گرفتنش ، جبهه مقاومت را در منطقه شکل داد.
جنگ رمضان ویژگی آشکار و نمایانش این است که صدای در هم شکسته شدن ادراک استعمار ذهنی "خود مطلق انگاری غرب" را در این ادبیات لاف زدن و خود بزرگ بینی نمایان نموده است. هر موشک ایرانی که به هدف اصابت میکند و هر ساعتی که تنگه هرمز در اختیار ایران قرار دارد، به مثابه دود شدن این "طلسم خودتحقیری شرق " در برابر غرب متجاوز تلقی شده و هر غرشی که غرب به قصد تقلید صدای شیر از خود بروز میدهد در طرف دیگر و در شنونده به مثابه میو میو نمودن یک گربه که در قفس حبس شده تعبیر میشود.
شکستن آشکار معادله مرکز - پیرامون از سوی ایران در جنک مقدس رمضان، نوید ابر قدرتی جدید در منطقه امپراطوری پارس را نوید می دهد؛ خشم مرد دیوانه و لاف زدنها و هذیانگوییهایش هم ریشه در کتمان این واقعیت دارد.
از تهدید "نمایشی" فتحعلیشاه قاجار تا سیرک "اولتیماتومی " ترامپ
دکتر موسی نجفی
استاد تمام علوم سیاسی|
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مصاحبه ها و توئیت های جنجالی هر روز ترامپ و تهدید اخیر او مبنی بر "عصر حجر"! بردن ایران ، بی اختیار تکرار یک ماجرای شکست تاریخی در دوره قاجار است ؛ ماجرای نمایش مغرورانه و البته مضحک شاه قاجار قبل از امضای ترکمانچای را تداعی می کند . شباهت ماجرا با نمایش های از موضع قدرت ترامپ در این نکته نهفته است که قلدر ترسوی امریکایی در حالی که شکست خورده می خواهد غرور و هیمنه و توهم قدرتش را در ظاهر حفط کند و با آبرو ریزی کمتر فرار بر قرار ترجیح دهد .
اما اصل ماجرا:
گویند در جنگ دوم روس و ایران وقتی قشون روس به تبریز وارد شد و مصمم بود به سمت میانه حرکت کند، دولت ایران خود را در مقابل کار تمام شدهای دید و ناچار شد شرایط صلحی که دولت روس املا میکرد بپذیرد.
فتحعلی شاه برای اعلان ختم جنگ و تصمیم دولت در بستن پیمان آشتی، تدبیری اندیشید. قبلا به جمعی از خاصان دستوراتی راجع به اینکه در مقابل هر جملهای از فرمایشات شاه چه جوابهایی باید بدهند داده شده بود و همگی نقش خود را روان کرده بودند.
شاه بر تخت جلوس کرد و دولتیان سرفرود آوردند. شاه به مخاطب سلام، خطاب کرد و فرمود: اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یکمرتبه بر روس منحوس بتازند و دمار از روزگار این قوم بی ایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟ مخاطب سلام که در این کمدی نقش خود را خوب حفظ کرده بود تعظیم سجده مانندی کرد و گفت:«بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!» شاه مجددا پرسید:«اگر فرمان قضا جریان شرف صدور یابد که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و تواما بر این گروه بی دین حمله کنند چطور؟» جواب عرض کرد:«بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!»
اعلیحضرت پرسش را تکرار کردند و فرمودند:«اگر توپچی های خمسه را هم به کمک توپچیهای مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ های خود تمام دار و دیار این کفار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟» باز جواب: «بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!» تکرار شد و خلاصه چندین فقره از این قماش اگرهای دیگر که تماما به جواب یکنواخت بدا به حال روس مکرر تایید میشد رد و بدل شد.
شاه تا این وقت روی تخت نشسته پشت خود را به دو عدد متکای مروارید دوز داده بود. در این موقع دریای غضب ملوکانه به جوش آمد و روی دوکنده زانو بلند شد شمشیر خود را که به کمر بسته بود به قدر یک وجبی از غلاف بیرون کشید و این دو شعر را که البته زاده افکار خودش بود به طور حماسه با صدای بلند خواند:
کشم شمشیر مینایی / که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پسکوویچ / که دود از پطر برخیزد
اما با دو نفر که در یمین و یسارش رو به روی او ایستاده بودند خود را به پایه عرش سایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند:«قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» شاه پس از لمحهای سکوت گفت:«حالا که اینطور صلاح میدانید ما هم دستور میدهیم با این قوم بی دین کار به مسالمت ختم کنند.»
شرح زندگانی من-عبدالله مستوفی صص 33و 34
یادداشت؛ ضرورت خروج از تعهدات هستهای منفعلانه پسا برجام
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27553
دکتر موسی نجفی
استاد تمام علوم سیاسی|
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
با توجه به شرایط جنگی کشور به نظر میآید یکی از روشهای موثر برای تنبیه متجاوز خروج ایران از NPT باشد؛ این عمل و طرح آن از سوی نمایندگان محترم مجلس می تواند چند فایده راهبردی داشته باشد:
اول: دشمن متجاوز به انفعال افتاده و ایران با جابجایی خطوط قرمز هسته ای خود به نوعی شکست بهانه اولیه جنگ را اعلام می نماید.
دوم: این عمل "ابهام هستهای" ایران را افزایش داده و نوعی بازدارندگی در شرایط جنگی فعلی ایجاد می نماید.
سوم: با توجه به جنگ جاری با دو قدرت هسته ای، خالی نبودن دست ایران و جابجایی این خطوط قرمز امری ضروری و واجب است.
چهارم: مزاحمت وقت و بی وقت آژانس و مصاحبه ها و مواضع مغرضانه رییس منفور آژانس تا حدود زیادی مرتفع می گردد.
پنجم: اگر خدای نخواسته بعد از جنگ بخواهیم به وضع فعلی برگردیم، غرب میبایست برای این بازگشت امتیازات زیادی برای ایران انجام بدهد.
ششم: این خروج باعث تقویت روحیه ملی و عزت نفس ایرانی شده و ترس و انفعال را به طرف غربی منتقل کرده و دست برتر و قدرت چانه رنی ایران را در هر پیشنهادی بالاتر میبرد.
هفتم: یکی از حلقههای وصل جریان اقماری دیدن و جهان سومی شمردن جایگاه ایران در داخل و خارج قطع شده و با این گسست، ایران می تواند پذیرای شرایط مثبت جدیدتری گردد.
هشتم: شرایط جدید بدون شک پایان دوره برجامی و پسا برجامی را ایجاب میکند و تغییر و بازنگری در سیاست هستهای از حالت تدافعی و منفعلانه یکی از ارکان این تحول مهم است.
نهم: مهمترین وظیفه و رسالت انقلاب اسلامی تغییر نامعادله مرکز - پیرامون به معادله مرکزی شدن ایران عزیز و مستقل و مقتدر است.
دهم: به نظر میرسد امروز پایبندی به تعهدات قبلی در زمینه هسته ای هیچ توجیه منطقی و راهبردی نداشته و ندارد و مانند وضعیت تحولزای تسلط ایران بر تنگه هرمز محتاج نوعی بازنگری تهاجمیتر در موضوع هسته ای می باشد.
پیام تسلیت رئیس پژوهشگاه علوم انسانی بهمناسبت شهادت رهبر معظم انقلاب آیتاللهالعظمی امام خامنهای
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27538
بسم الله الرحمن الرحیم
«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لاتشعرون»
شهادت سرافرازانه مجاهد بزرگ، عالم ربانی، سالار شهیدان انقلاب اسلامی، زعیم ملت و ولایت امر مسلمین شهید آیتاللهالعظمی امام خامنهای قدسسره، در ماه مبارک رمضان را به پیشگاه امام زمان ارواحنا فداه و همه دوستان، ارادتمندان و همکاران علمی و محققین و دانشجویان عزیز تسلیت عرض مینمایم.
انشاءالله سیره عملی، عمق نظری و علمی و فکری معظمله تا دهههای متمادی افقگشای اهل بصیرت باشد.
بیشک راه ایشان ادامه داشته و رهنمودهای راهبردی ایشان میراثی ماندگار باقی خواهد ماند.
موسی نجفی
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
