یادداشت؛ تصویر کاذب قدرت در ادبیات آمریکایی و شکستن طلسم صد ساله در جنگ مقدس رمضان
تصویر کاذب قدرت در ادبیات آمریکایی و شکستن طلسم صد ساله در جنگ مقدس رمضان
دکتر موسی نجفی
استاد تمام علوم سیاسی|
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
"تصویر قدرت" از اعمال نمودن "خود قدرت"موثرتر است ؛ چرا که حمله به ادراک و سازمان فهم مخاطب است. همین طور که از اول جنگ رمضان میتوان دید در سخنان ترامپ این جملات مدام تکرار می شود:
نابودی نظامی ایران، نابودی نیروی دریایی، نابودی نیروی هوایی، تعیین رهبری توسط امریکا، اولتیماتوم برای باز نمودن تنگه هرمز، نابودی صنعت هستهای یا برق، پیروزی سریع و دهها اراحیف و لافهای تکراری دیگر.
اما پشت این دروغ ها که معمولا به یک ساعت نکشیده خلافش اثبات می شود یک سناریو نهفته است؛ سناریویی که از شماتت و افشای دروغگو و حتی تمسخر گوینده اش هم مهمتر است و آن این است که غرب می خواهد بگوید این یادت باشد که من قدرتمند هستم و هر کاری بخواهم می کنم و توی ایرانی باید جهان سومی و کشوری پیرامونی باقی بمانی!
به نظر می رسد فهم این جنگ و این ادبیات استکباری توهم آمیز با یک نظریه و راهبرد استعماری کلان تر قابل فهم تر است و آن هم معادله "مرکز - پیرامون " است ؛ معادله ای که انقلاب اسلامی از اول تولد آن را ابطال نمود و الگو قرار گرفتنش ، جبهه مقاومت را در منطقه شکل داد.
جنگ رمضان ویژگی آشکار و نمایانش این است که صدای در هم شکسته شدن ادراک استعمار ذهنی "خود مطلق انگاری غرب" را در این ادبیات لاف زدن و خود بزرگ بینی نمایان نموده است. هر موشک ایرانی که به هدف اصابت میکند و هر ساعتی که تنگه هرمز در اختیار ایران قرار دارد، به مثابه دود شدن این "طلسم خودتحقیری شرق " در برابر غرب متجاوز تلقی شده و هر غرشی که غرب به قصد تقلید صدای شیر از خود بروز میدهد در طرف دیگر و در شنونده به مثابه میو میو نمودن یک گربه که در قفس حبس شده تعبیر میشود.
شکستن آشکار معادله مرکز - پیرامون از سوی ایران در جنک مقدس رمضان، نوید ابر قدرتی جدید در منطقه امپراطوری پارس را نوید می دهد؛ خشم مرد دیوانه و لاف زدنها و هذیانگوییهایش هم ریشه در کتمان این واقعیت دارد.
