دومین نشست از سلسله نشستهای تخصصی سبک زندگی جامعه ایرانی- اسلامی؛ رویکردها، چالشها، راهبردها و سیاستگذاریها برگزار شد
گزارش نشست «تحولات سبک زندگی با رویکرد سیاستگذاری»
دومین نشست از سلسله نشستهای تخصصی سبک زندگی جامعه ایرانی- اسلامی؛ رویکردها، چالشها، راهبردها و سیاستگذاریها توسط پژوهشکده علوم اجتماعی با همکاری گروه پژوهشی مطالعات زنان و خانواده با محوریت «تحولات سبک زندگی با رویکرد سیاستگذاری» 18 خردادماه 1405 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به صورت مجازی برگزار شد.
سخنرانان این نشست، دکتر ابراهیم شکرانی (دبیر ستاد نظارت و راهبری فرهنگی و اجتماعی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی) و دکتر ابراهیم حاجیانی (عضو هیئت علمی وزارت علوم و تحقیقات فرهنگ بودند. دبیری علمی نشست نیز بر عهده دکتر آمنه بختیاری (پژوهشگر گروه پژوهشی مطالعات زنان و خانواده پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) بود.
تعربف و مفهوم سبک زندگی و بحث سیاستگذاری نسل زد
در آغاز نشست دکتر بختیاری مقدمهای درباب تعربف و مفهوم سبک زندگی و بحث سیاستگذاری نسل زد سخن گفت و اذعان کرد: در ادبیات جامعهشناسی «سبک زندگی» مجموعهای از الگوهای رفتاری، ارزشها، نگرشها و انتخابهای افراد در حوزههایی همچون روابط اجتماعی، شیوههای گذران زندگی، الگوهای مصرف، پوشش و ظاهر، تحصیل و اشتغال، خانواده و ازدواج، سلامت جسمی و روانی است که هویت فردی و جمعی افراد را شکل میدهد.
دبیر نشست ادامه داد: در جامعهشناسی نسلها بهویژه در آثار Karl Mannhein نسل صرفاً یک گروه سنی نیست بلکه مجموعهای از افرادی است که تجربههای تاریخی مشترک دارند. در ایران نسل زد به افرادی گفته میشود که درطول سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ یعنی اواخر دهه ۱۳۷۰ تا اوایل دهه ۱۳۹۰ بهدنیا آمدند و اولین گروهی هستند که به طور کامل در دنیای دیجیتال رشد کردهاند و بهعنوان اولین نسلی شناخته میشوند که از بدو تولد با فناوریهای دیجیتال، اینترنت و موبایلهای هوشمند آشنا بودهاند. این واقعیت که آنها در دوران رشدشان بهصورت مداوم در معرض فناوریهای پیشرفته قرار داشتهاند، تاثیرات عمیقی بر شیوه تفکر، تعامل و رفتارهای اجتماعی آنها گذاشته است. برخی محققان این نسل را دیجیتال نیتیو یا بومیان دیجیتال مینامند. چرا که برخلاف نسلهای قبلی که باید به استفاده از فناوریها عادت میکردند. بهطور طبیعی و بدون نیاز به آموزش خاصی با این فناوریها بزرگ شدند.
پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: نسل زد ایران تحت تأثیر چند تجربه ساختاری شکل گرفته است:
گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی
جهانیشدن فرهنگی
تحول الگوهای اشتغال
افزایش دسترسی به آموزش عالی
گسترش ارتباطات فراملی است
در نتیجه نسل زد با نسلهای پیشین از نظر:
نظام ارزشی
الگوهای هویتیابی
انتظارات سیاسی و اجتماعی
الگوهای مصرف و فرهنگی تفاوت معناداری دارند و ترکیبی سنتی، مدرن و جهانی را به همراه دارند.
بنابراین سبک زندگی نسل زد را میتوان در قالب چند دوگانگی تحلیل کرد:
دوگانگی سنت/مدنیته
دوگانگی هویت ملی/جهانی
دوگانگی فردگرایی/خانوادهگرایی
دوگانگی حضور واقعی/مجازی
دوگانگی ارزشهای دینی/سکولار
بنابراین آنها را نمیتوان نسلی کاملاً سنتی یا کاملاً مدرن دانست. این نسل در شرایطی رشد کرده که مرزهای فرهنگی، رسانهای و هویتی بسیار شدهاند. بههمین دلیل بسیاری از پژوهشگران سبک زندگی نسل زد ایرانی را « ترکیبی»، «چندلایه»توصیف میکنند.
دکتر بختیاری در پایان افزود: از آنجا که این نسل نقش مهمی در شکلدهی به آینده جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ ایفا خواهد کرد. آنها با ویژگیها و ازشهای خاص خود وارد عرصههای مختلف زندگی و حرفهای میشوند. لذا با توجه به خواستهها و نگرشهای آنها در سیاستگذاریهای فرهنگی و اجتماعی، برای ایجاد یک جامعه متعادل و پایدار ضروری است و در این راستا نیازمند توجه ویژه از سوی دولت، نهادهای آموزشی و ... هستند. بنابراین تدوین سیاستگذاری مواجهه با سبک زندگی این نسل امری ضروری است. اما آنچه که مسلم است سیاستگذاری سبک زندگی نسل زد باید در تقاطع سه حوزه مطالعات نسلها، سیاستگذاری عمومی و مطالعات سبک زندگی و فرهنگ دانست لذا سیاستگذاریهای موثر در این حوزه باید چندبخشی و چندسطحی باشد و صرفا بر ابزارهای فرهنگی تکیه نکند.
تحولات سبک زندگی در نسل زد و سیاستگذاری برای مواجه با آن
در ادامه نشست، دکتر حاجیانی به بحث «تحولات سبک زندگی در نسل زد و سیاستگذاری برای مواجه با آن» پرداخت و گفت: هرگونه تدبیر و برنامهریزی در عرصههای فرهنگی و اجتماعی بایستی متناسب و مرتبط با موضوع و مسئله(های) آن حوزه باشد. «سیاستگذاری مسئلهمحور»، نقطه عزیمت خود را بر حل و فصل مشکلات، مسائل و دغدغههای دارای اولویت قرار میدهد چراکه در غیر اینصورت محتوا و جهتگیریهای سیاستها، بیتأثیر بوده و فاقد کارکرد و تأثیرگذاری لازم خواهند بود. اتخاذ سیاستهای بیارتباط با میدان و و اقعیتهای عینی، موجب هدر دادن منابع و سرمایههای ملی میشود و در صورت تکرار و اصرار بر اجرای این گونه سیاستها، خسارتها و ضایعات عمیقی را برجا خواهد گذاشت. اهمیت این مسئله در حوزههای فرهنگی اجتماعی بیشتر است و در صورت نادیده گرفتن مسائل یا خطا در تشخیص آنها در عرصههای تخصصی فرهنگ از جمله در سبک زندگی، مشکلات جدی را پدید میآید.
دکتر حاجیانی در ادامه افزود: در مقام ارزیابی میزان انطباق و سازگاری سیاستهای فرهنگی اعلامی و اعمالی (رسمی- مصوب یا غیر رسمی و اجراء شده)، بهطور اجمالی، باید گفت باوجود حساسیت و جدیت رهبران فکری نظام و بخصوص رهبر شهید به تحولات فرهنگی و تغییرات سبک زندگی و هشدارها و تذکرات مکرر نخبگان و فعالان فرهنگی و جامعه شناسان، شوربختانه محتوای سیاست فاصله جدی و معنی داری با واقعیتهای بیرونی داشته است. نظام سیاست گذاری تعمداً یا تسامحاً خود را به تغافل و تجاهل نسبت به تحولات فرهنگی زده است و یا تحولات را ندیده یا اینکه آنها را به رسمیت نشناخته است. شکاف معنیدار سیاستها و اسناد بالادستی (و رسمی) با واقعیات بیرونی طی دو تا سه دهه گذشته عمدتاً با شکست مواجهه شده است و موجب بروز بحرانهایی از جمله ناآرامیهای گسترده در سال 1401 و سپس حوادث دی ماه سال 1404 شده. بروز این بحرانهای عمیق فرهنگی و سیاسی نشاندهنده نا آشنایی و عدم آگاهی سیاستگذاران فرهنگی در عالیترین سطوح از تحولات سبک زندگی نسلهای جدید از جمله نسل زد بوده و هست. این در حالی است که این تحولات و رصد آنها در دهها مقاله، کتاب و گزارش پژوهشی منعکس شده اما سیاستگذار در مقام تصمیمگیری و سیاستگذاری به آنها اعتنائی نکرده است.
عضو هیئت علمی وزارت علوم به اهم تحولات نسل زد اشاره کرد و نکات زیر را شرح داد:
1- این حجم وسیع جمعیتی (متولدین 1375 تا 1390) که شامل حدود 5/17 میلیون نفر جمعیت کشور هستند، نسل مهاجران و بومیان دیجیتال بهشمار میآیند، با گوشی هوشمند بزرگ شدهاند بستر جامعهپذیریشان پلتفرمهای تعاملی و الگوریتمهای ایسنتاگرام و تلگرام است. آنها دارای مهارتهای فناوری هستند و مرجعیت اطلاعاتیشان متفاوت است.
2- فرایند هویت یابی این نسل دگرگون شده و دارای هویتی چند پاره و سیال بوده و به دنبال پاسخ به سؤال کیستی و چستی هستند.
3- دانش سیاسی اجتماعی آنها در درون زندگی روزمره و فضاهای دیجیتال غیرمتمرکز و شبکههای برخط شکل میگیرد.
4- آنها فاقد کنترل مرکزی و مرجعیت معینی هستند. خودمختاری دارند.
5- رابطه چندانی با ساختارهای رسمی ندارند و بهجزء برای گرفتن گواهی نامه رانندگی یا تحصیل ارتباطی با نظام اجرائی اداری و فرهنگی ندارند.
6- نسلی بسیار خلاق و نوآورانه و عناصر سبک زندگی خود را، خود خلق یا میآفرینند.
7- در مقابل سیاستها و کنترلگری نسلهای قبلی مقاومت میکنند. اهل اعتراض و مخالفتند.
8- اعتماد نازلی به شبکهها و رسانههای داخلی دارند. همینطور به نهادهای رسمی بیاعتمادند.
9- الگوی گذران اوقات فراغت خود را دارند. بهشدت لذت محور و مصرفگرا هستند.
10- شدیداً تغییرخواه هستند اما مطالباتشان را از طریق اشکال فرهنگی (و در قالب آفرینش سبک زندگی خود) مطالبات و اعترضاتشان را دنبال میکنند. در حرکتهای تنشزا فعالند.
11- بهشدت عصبی و ناراضی از ساختار موجودند.
دکتر حاجیانی در پایان سخنانش تأکید کرد: با عطف توجه به این ویژگی باید گفت، سیاستهای نظامی رسمی اعتنائی به این ویژگی ندارند. سیاست ها کماکان غیر واقع گرا، آرمان خواهانه، ایدئولوژیک، درگیر در حصار تنگ سنتهای بر ساخته (و نه سنتهای اصیل و عمیق ایرانی-اسلامی) هستند. بنابراین لازم است مجموعه تدابیر حوزه سبک زندگی با نگاه جدی به این تحولات اتخاذ شوند.
سیاستگذاری سبک زندگی با نگاهی به عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی
سخنران بعدی نشست، دکتر شکرانی سخنانش را با موضوع «سیاستگذاری سبک زندگی با نگاهی به عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی از سال 1391 تا 1404» آغاز کرد: ایشان با تعریف مفهوم سبک زندگی و حوزه سیاستگذاری سبک زندگی اسلامی -ایرانی آغاز کرد و ادامه داد: سبک زندگی در جهان معاصر صرفاً به مجموعهای از عادات فردی محدود نیست، بلکه بهمثابه نظامی از الگوهای رفتاری، ترجیحات ارزشی، جهتگیریهای هویتی و شیوههای زیست اجتماعی نهادینه شده انتخابی تلقی میشود. در جمهوری اسلامی ایران نیز مفهوم «سبک زندگی اسلامی-ایرانی» طی دو دهه اخیر به یکی از محورهای اصلی گفتمان فرهنگی تبدیل شده است. تأکید رهبر معظم رهبری بر ضرورت «اصلاح سبک زندگی» و معرفی آن بهعنوان بخش حقیقی تمدن نوین اسلامی موجب شد که مسئله سبک زندگی از سطح نظری به حوزه سیاستگذاری عمومی و برنامهریزی فرهنگی وارد شود. ایشان در بیانات خود به مقوله پیشرفت و تمدن نوین اسلامی اشاره داشتند و آن را واجد دو بعد سختافزاری و نرمافزاری دانستند و بیان داشتند؛ بعد سختافزاری تمدن شامل همین پیشرفتهای علمی، فناوریها، بهداشت و ... است که بهحمدالله در آنها پیشرفتهای خوبی داشتهایم اما بعد حقیقی و اصلی و نرمافزارهای پیشرفت همان سبک زندگی است که در آن نیاز به فعالیتهای جدی داریم و من از جوانان و نخبگان میخواهم که در این زمینه تلاش کنند.
با این حال، یکی از چالشهای جدی در سیاستگذاری سبک زندگی در ایران، فقدان شناخت دقیق از تحولات واقعی جامعه ایرانی است. در بسیاری از موارد، سیاستها بر مبنای پیشفرضهای ذهنی یا داوریهای هنجاری تدوین شدهاند، نه بر اساس دادههای پیمایشی و شواهد اجتماعی.
به همین منظور، از دیماه سال ۱۳۹۱ کمیسیون سبک زندگی اسلامی-ایرانی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد تا در پاسخ به فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی، سیاستگذاری پیرامون سبک زندگی اسلامی- ایرانی را بهصورت متمرکز و هدفمند پیگیری کند. کمیسیون از طریق تولید ادبیات علمی پیرامون سبک زندگی اسلامی- ایرانی با دعوت از افراد صاحباثر و نظر در این حوزه، گفتمانسازی سبک زندگی اسلامی-ایرانی در میان جامعه ایرانی، تولید نظریه سبک زندگی اسلامی-ایرانی و طراحی الگوی پیادهسازی سبک زندگی اسلامی-ایرانی، سیاستگذاری در این حوزه را تدبیر نمود. در تدوین سند نقشه مهندسی فرهنگی کشور، یکی از ۱۳ راهبرد کلان و راهبردهای ملی و اقدامات ملی ذیل آن به سبک زندگی اسلامی- ایرانی اختصاص یافته که چند برنامه ملی در حوزههای اوقات فراغت، ورزش همگانی، قهرمانی و بومی، معماری اسلامی- ایرانی و ... پیشبینی شده تا تحقق نقشه مهندسی فرهنگی کشور در حوزه سبک زندگی اسلامی- ایرانی از طریق آن پیش برود.
دبیر ستاد نظارت و راهبری فرهنگی و اجتماعی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه گفت: مصوبه شماره ۳۳۰۵ شورای انقلاب فرهنگی که در تاریخ ۱۴۰۵/۰۸/۲۱ با عنوان «مبانی، اصول و الزامات پیادهسازی برنامه جامعه سبک زندگی اسلامی-ایرانی» ابلاغ شد. این مصوبه شامل تعریف سبک زندگی اسلامی- ایرانی، چهارده عرصه و بعد سبک زندگی اسلامی- ایرانی، مبانی، ارزشها، اصول سبک زندگی اسلامی- ایرانی و در نهایت، ساز و کار پیادهسازی برنامه جامع سبک زندگی اسلامی- ایرانی که پیشنویس آن قبلاً توسط کمیسیون سبک زندگی تهیه شده بود، است. این مصوبه، موضع جمهوری اسلامی ایران را در موضوع سبک زندگی مشخص نمود و باعث شد تا ادبیات علمی و عملکرد نهادها و دستگاههای اجرایی، گروهها و تشکلهای مردمی و نخبگان همجهت و همافزا شود. در ادامه، سیاستگذاری در این حوزه، در بند(پ) ماده ۳۷ احکام دائمی برنامههای توسعه، مدنظر و مورد تاکید قرار گرفت و در آن دستگاههای اجرایی و نهادها ملزم به تهیه و تدوین برنامههای سبک زندگی اسلامی-ایرانی و ارزیابی سالانه آنها بر اساس شاخصهای مدون شدند.
امام شهید، در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، سبک زندگی اسلامی-ایرانی را بار دیگر مورد تأکید قرار دادند؛ ایشان فرمودند: سبک زندگی غربی ضررهای بیجبرانی به سبک زندگی اسلامی-ایرانی وارد آورده است که برای اصلاح آن همت جوانان و نخبگان لازم است و در توصیه هفتم بیانیه، بر سبک زندگی اسلامی-ایرانی در کنار شش توصیه دیگر اشاره داشتند. برای اولینبار در تاریخ برنامهریزی ایران، بخش فرهنگی برنامه هفتم پیشرفت با مشارکت اهالی فرهنگ، دستگاهها و نهادهای این حوزه، گروهها و تشکلهای مردمی، نخبگان، اصناف و بخش خصوصی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تهیه و تدوین شد که در آن، زمینه اصلی تهیه احکام برنامهای در همه بخشها، سبک زندگی اسلامی-ایرانی بود که مبنای تهیه برنامه دستگاههای اجرایی قرار گرفت.
دکتر شکرانی در پایان افزود: در حال حاضر نیز، سبک زندگی اسلامی-ایرانی یکی از پنج مسئله اصلی استانها در تهیه برش استانی نقشه مهندسی فرهنگی کشور است که برای حل آن در استانها برنامه- فعالیت مشخص بههمراه مجری، بودجه، زمانبندی و ارزیابی معین وجود دارد که اجراییسازی برنامه سبک زندگی اسلامی-ایرانی را پیگیری میکنند. هماکنون نیز میز سبک زندگی اسلامی-ایرانی ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی عهدهدار مسئولیت نهاییسازی برنامه جامع سبک زندگی اسلامی-ایرانی با مشارکت دستگاهها، تشکلهای مردمی و نخبگان است. /پایان
