گزارش نشست «زیست‌جهان دیجیتال؛ الگوهای تعامل، اخلاق شهروندی و سیاست‌گذاری»

۱۷ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۷:۰۰ کد : ۲۷۹۰۳ آخرین عناوین گزارش نشست‌ها
تعداد بازدید:۲۴
گزارش نشست «زیست‌جهان دیجیتال؛ الگوهای تعامل، اخلاق شهروندی و سیاست‌گذاری»

 سومین نشست از سلسله نشست‌های سبک زندگی ایرانی-اسلامی؛ چالش‌ها، راهبردها و سیاست‌گذاری‌ها با عنوان «زیست‌جهان دیجیتال؛ الگوهای تعامل، اخلاق شهروندی و سیاست‌گذاری»، ۱۴ شهریورماه 1405 با حضور دکتر محمدحسین ساعی؛ رئیس دانشگاه بین‌المللی سوره و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دکتر مریم صانع‌پور؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دکتر منصور ساعی؛ مدیر گروه پژوهشی ارتباطات و علم و فناوری پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دبیرعلمی نشست، دکتر بهاره نصیری، دانشیار پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیف به صورت برخط برگزار شد. 

سبک زندگی و فضای سایبر

در آغاز نشست علمی، دکتر نصیری مقدمه‌ای درباره سبک زندگی و فضای سایبر مطرح کرد و گفت: وقتی صحبت از سبک زندگی می‌شود، نمی‌توانیم آن‌را صرفا در محیط کار، خانه و خانواده، مدرسه و رسانه‌های سنتی تعریف کنیم. بلکه بخش قابل توجهی از زندگی انسان معاصر در فضایی شکل می‌گیرد که مرزهای جغرافیایی در آن کم‌رنگ شده است. فضایی که به آن فضای سایبر یا فضای دیجیتال هم گفته می‌شود. این فضا، یک فضای ارتباطی یا مجموعه‌ای از شبکه‌ها و پلتفرم‌ها نیستند، بلکه به‌تدریج به محیطی برای زندگی کردن، انتخاب‌ کردن، یادگرفتن، مصرف کردن، ارتباط برقرار کردن و حتی شکل دادن به هویت‌های فردی و اجتماعی تبدیل شده است. و انسان امروزه پیش از آنکه کالای خاصی را از نزدیک ببیند درباره آن در فضای مجازی تصمیم گرفته است. یا قبل از آنکه با یک اندیشه یا دیدگاه در محیط واقعی مواجه شود، با آن در شبکه‌های اجتماعی مواجه شده است.  حتی بخشی از الگوها و ارزش‌های رفتاری را در فضای دیجیتال تجربه کرده است. 

دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: از این منظر، فضای سایبر را نه فقط باید فناوری دانست، بلکه باید به‌عنوان یک محیط تمدنی و فرهنگی جدید مورد توجه قرار بدهیم. محیطی که هم می‌تواند فرصت‌های کم‌نظیری را برای ارتقاء سبک زندگی فراهم ‌کند و هم می‌تواند به تبع آن، چالش‌ها و آسیب‌های جدیدی را به همراه داشته باشد. بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا فضای دیجیتال بر سبک زندگی ما اثر می‌گذارد یا خیر؟ بلکه پرسش اساسی اینست که این اثرگذاری چگونه و چطور اتفاق می‌افتد؟ چه ظرفیت‌هایی را در اختیار ما قرار می‌دهد و چطور می‌شود با آن مواحه شد؟  


صورت‌بندی اخلاق شهروندان دنیای مجازی با تمرکز بر واژه قرآنی (ناس)
پس از صحبت‌های دبیر علمی نشست، اولین سخنران، دکتر صانع‌پور با بحث «صورت‌بندی اخلاق شهروندان دنیای مجازی با تمرکز بر واژه قرآنی (ناس)» بود.
واژه قرآنی «ناس»، منظومه ای همگرایانه از اخلاق پیشادینی - پیشافرهنگی 
 وی مطالب خود را در چارچوب موضوع، با تمرکز بر واژه قرآنی «ناس» ارائه کرد و گفت:  فناوری‌های ارتباطی دنیای جدید، امکان گفت‌وگوی همزمان را در میان فرهنگ‌‏ها و ادیان مختلف ایجاد کرده‌اند. اگر مؤلفه‌های یک نظام اخلاقی مسالمت‌محور  در این ارتباطات همزمان و فراگیر رعایت نشود، نزاع‌‌های بیشماری میان فرهنگ‌های ناهمگون رخ خواهد داد؛ بنابراین التزام به اصول «اخلاق مسالمت» میان شهروندان دنیای مجازی از  ضروریات عصر کنونی است. در این گفتار با تمرکز بر واژه قرآنی «ناس»، منظومه ای همگرایانه از اخلاق پیشادینی - پیشافرهنگی که مبتنی بر مشترکات انسانی است، صورت بندی می‌شود تا بدون تحمیل دین یا فرهنگی خاص، امکان ارتباطی مسالمت‌آمیز میان فرهنگ‌های مختلف از بدوی ترین تا مدرن ترین، و از دین‌گریزترین تا دین‌دارترین فرهنگ‌ها فراهم شود. 

سه سطح آموزه‌های اخلاق حداقلی بر اساس آیات قران کریم
دکتر صانع‌پور افزود: در این راستا بر اساس آیاتی از قرآن کریم که آموزه‌های اخلاق حداقلی را با تمرکز بر واژه «ناس» برای عموم مردم اعم از دیندار و بی‌دین تبیین می‌کنند، سه سطح ترسیم می‌شود: 
در اولین سطح) مبانی انسان‌شناسانة اخلاق مسالمت‌آمیز میان شهروندان دنیای مجازی عبارتند از: پاک‌نهادی ذاتی، برادری و برابری در خلقت، اعتدال‌گرایی و حق‌جویی ذاتی همه انسان‌ها، حق آزادی انتخاب، و نیز استقلال رأی همه شهروندان دنیای مجازی؛
در دومین سطح) زمینة همگرایانه اخلاق مسالمت‌آمیز میان شهروندان دنیای مجازی عبارتند از: کرامت ذاتی همه انسان‌ها، رحمت و رأفت فراگیر، وحدت‌گسترده، امنیت و صلح پایدار، و نیز عدالت توزیعی میان همه شهروندان دنیای مجازی؛
در سومین سطح) اصول اخلاق مسالمت عبارتند از: صداقت، احسان، احترام به حق مالکیت، مودت‌افزایی، توصیه به فضایل و نهی از رذایل، مدارا در مقابل خطاکاران، امانتداری، قضاوت عادلانه، و نیز وفاداری همه شهروندان دنیای مجازی به عهد و پیمان.

اخلاقی حداقلی مبتنی بر وجوه اشتراک «امت انسانی واحد»
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در پایان سخنرانی خود گفت: شایان ذکر است که در هر یک از اصول «اخلاق مسالمت میان شهروندان دنیای مجازی» که در سطح سوم ترسیم می‌شود همة زمینه‌های زیست اخلاق شهروندی یعنی سطح دوم، حضور دارند و به‌واسطة آن‌ها، همة مبانی انسان‌شناسانة سطح اول در هر یک از اصول اخلاق مسالمت میان شهروندان دنیای مجازی حاضر هستند. به‌عنوان مثال در اصل اخلاقی صداقت، همة زمینه‌های زیست اخلاق مسالمت و نیز همة مبانی انسان‌شناسانة اخلاق مسالمت در دنیای مجازی حضور دارند تا نظام اخلاقی منسجمی برای ارتباط مسالمت‌آمیز میان شهروندان دنیای مجازی با فرهنگ‌ها و دین‌های مختلف شکل گیرد؛ اخلاقی حداقلی که مبتنی بر وجوه اشتراک «امت انسانی واحد» است. 

 

ظرفیت فضای سایبر در سیاست‌گذاری سبک زندگی
سخنران بعدی نشست، دکتر محمدحسین ساعی سخنانش را با موضوع «ظرفیت فضای سایبر در سیاست‌گذاری سبک زندگی» ارائه کرد.
سیاست‌گذاری در جامعه پلتفرمی، یعنی مدیریت الگوریتم‌ها
هشدار دکتر محمدحسین ساعی درباره «هک بزرگ» سیستم‌های انسانی در ایران

 دکتر ساعی با نقد جدی رویکردهای سنتی به درک فضای مجازی و فرارفتن از رویکردهای هنجاری صِرف، به کالبدشکافی ساختاری حکمرانی در عصر «جامعه پلتفرمی» و مخاطرات امنیت شناختی جامعه ایرانی پرداخت.
ابزار پلتفرمی به مثابه سلاح؛ پایان عصر سیاست‌گذاری دستوری 

دکتر محمدحسین ساعی با ترسیم چشم‌انداز نوین دنیای دیجیتال، تأکید کرد که فضای سایبر دیگر نه یک ابزار ارتباطی خنثی، بلکه یک منطقه حاکمیتی مستقل، نوین و بسیار پیچیده است که با منطق «کد» و «الگوریتم» اداره می‌شود. وی با هشدار نسبت به پدیده هک بزرگ (The Great Hack) به عنوان توانایی قدرت‌های بیرونی در هک سیستم‌های انسانی (فرد و جامعه)، تصریح کرد که در صورت عدم حاکمیت بر زیرساخت‌های پلتفرمی و داده‌ها، امکان سیاست‌گذاری سبک زندگی در کشور وجود نخواهد داشت و دشمنان تمدن ایرانی به صورت ثانیه‌ای ذهنیت جامعه را مهندسی خواهند کرد.


تشتت گفتمانی نخبگان؛ بن‌بست اول در سیاست‌گذاری مجازی 
رئیس دانشگاه سوره، اساسی‌ترین چالش اولیه کشور در مواجهه با تحولات دیجیتال را «فقدان فهم و زبان مشترک نخبگانی» دانست. وی گفت: بر اساس پژوهش رساله دکتری بنده با روش علمی کیو (Q)، نشان داده شد که اختلاف‌نظر پیرامون مفاهیم پایه در عرصه فضای سایبر، در میان نخبگان جمهوری اسلامی به قدری عمیق است که ما حتی در گزاره‌های بنیادین این حوزه نیز فاقد یک ایده وفاق‌بخش و مشترک هستیم. این تشتت آراء عمیق نخبگانی، فضای اجماع‌ساز مورد نیاز برای سیاست‌گذاری کارآمد را از بین برده است. علاوه بر این، سیّالیّت شدید مفاهیم در این زیست‌بوم نیز موجب واگرایی و استحاله مداوم واژگان در طول زمان شده و تفاهمات حداقلی گذشته را نیز بی‌اثر کرده است.


فضای سایبر «منطقه حاکمیتی نوین»
دکتر ساعی تأکید کرد: فضای سایبر یک زیست‌جهان مستقل با منطق درونی کدهای الگوریتمی است. این فضا انسان را «بدن‌زدایی» کرده و بیولوژی ادراکی و مؤلفه‌های شناختی او را به شدت مدیریت‌پذیر و جهت‌دار می‌سازد.
فرگشت جامعه دیجیتال؛ ظهور «الگوکراسی» و جامعه پلتفرمی
 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با ریشه‌یابی و تبارشناسی مفهوم سبک زندگی و تطور آن در اندیشه‌های پست‌مدرن، افزود که در عصر پلتفرمی کنونی، رویکردها تا سلولی‌ترین نقاط حیات بشری بر اساس یک نظام الگوریتمی طراحی و هدایت می‌شوند. ویژگی منحصربه‌فرد این عصر، توانایی جهت‌دهی به انتخاب‌ها و رفتارهای انسان‌ها در داخل الگوریتم، بدون ایجاد احساس اجبار فیزیکی یا حکومتی است.

تغییر فیزیکی مغز و بیولوژی شناخت؛ شواهد علوم شناختی 
دکتر ساعی با ارجاع به ایده «رسانه همان پیام است» مارشال مکلوهان، توضیح داد که فناوری‌ها صرفاً حامل پیام نیستند، بلکه شیوه تجربه کردن عالم و فرایند شناخت انسان را دگرگون می‌کنند؛ وی به نتایج آزمایش‌های علمی انجام‌شده اشاره کرد که این پژوهش‌های شناختی روی بومیان دیجیتال (نسل جدید) نشان داده است که مسیر حرکت فیزیکی چشم و الگوی اسکن بصری آن‌ها برای درک پدیده‌های بیرونی، با نسل‌های پیشین تفاوت‌های آماری بسیار معنادار و الگوهای ثابتی دارد. این دستاورد علمی ثابت می‌کند که مصرف مداوم رسانه‌های نوین و بازی‌های رایانه‌ای، بیولوژی شناخت انسان‌ها را عملاً بازطراحی کرده است.


هشدار جدی نسبت به «هک بزرگ» سیستم‌های انسانی 
رئیس دانشگاه سوره تحول سال ۲۰۱۸ به بعد (ترکیب پلتفرم و هوش مصنوعی) را ورود به فاز مدیریت هوشمند و همه‌جانبه جوامع خواند. «در دنیای امروز با پدیده‌ای به نام هک بزرگThe Great Hack مواجهیم که فراتر از نفوذ به لایه‌های فنی، به معنای هک سیستم‌های انسانی، هک شناختی افراد و مهندسی اجتماعی در مقیاس تمدنی است. امروز، این ادعا وجود دارد که قدرت‌های صاحب این فناوری، می‌توانند گسست‌های عمیق تاریخی-فرهنگی ایجاد کنند، کشورها را به جنگ داخلی بکشانند و ملل را رودرروی هم قرار دهند.»وی تأکید کرد که در صورت فقدان مدیریت بر سطح الگوریتمیک، پلتفرمیک و جمع‌آوری داده‌ها، عملاً هیچ امکانی برای سیاست‌گذاری سبک زندگی نخواهیم داشت و جامعه ایران روزبه‌روز ضعیف‌تر خواهد شد. وی به عنوان نمونه بارز، تحولات اجتماعی سال ۱۴۰۱ را مثال زد که موتور محرک و تنظیم‌کننده تغییرات اجتماعی آن کاملاً از بیرون هدایت می‌شد.

دیالکتیک ابزار و محتوا؛ چرا در زمین بازی محتوا بازنده‌ایم؟
دکتر ساعی، ضمن تأیید ظرفیت‌های امور اخلاقی و تربیتی، در پاسخ‌هایی صریح و با به چالش کشیدن نگاه‌های صرفاً هنجاری و اخلاق‌محور، به فضای سایبر، گفت: «اگر زمین بازی ما صرفاً زمین اخلاق، تربیت، محتوا، معنا و پیام باشد، هر کاری بکنید شکست خواهید خورد. بازی اصلی در لایه زیرساخت، پلتفرم و الگوریتم است و اگر در آن نقطه شکست بخوریم، همه جامعه خود را باخته‌ایم؛ چرا که پلتفرم تعیین می‌کند چه محتوایی، با چه کیفیتی، به چه کسانی و در چه زمانی برسد؛ و از آثار این عمل نیز، بازخورد کاملی دریافت می‌کند.»

سواد رسانه‌ای؛ بحران ناهماهنگی در اجرا نه نقص قوانین بالادستی 
دکتر محمدحسین ساعی، در پایان با استقبال از لزوم ارتقای مهارت‌های انتقادی شهروندان، تحلیل آسیب‌شناسانه‌ای از وضعیت اجرایی آن ارائه داد؛ وی گفت: برخلاف برخی مطالب بیان شده، به نظر من در سطح اسناد بالادستی و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قوانین و سیاست‌های بسیار مترقی و کافی برای توسعه سواد رسانه‌ای و صیانت وجود دارد و لزومی به تصویب مورد جدیدی نیست؛ انسداد اصلی در ناتوانی دستگاه‌های اجرایی، ضعف شدید در مقام هماهنگی و عملکردهای جزیره‌ای است که مانع از اثربخشی ملموس این سیاست‌ها در سطح جامعه شده است.

الگوهای تعامل و معماری ارتباطات والدین و فرزندان در زیست‌جهان دیجیتال

سخنران پایانی این نشست، دکتر منصور ساعی بود که به بحث «الگوهای تعامل و معماری ارتباطات والدین و فرزندان در زیست‌جهان دیجیتال» پرداخت.
دگرگونی معماری ارتباطات خانواده در عصر دیجیتال
دکتر ساعی در ابتدای بحث خود گفت: تحول دیجیتال صرفاً ابزارهای ارتباطی خانواده را تغییر نداده، بلکه «معماری ارتباطات خانواده» را دگرگون کرده است. تلفن هوشمند، شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های آنلاین، پلتفرم‌ها و اکنون هوش مصنوعی به بخشی از زندگی روزمره خانواده تبدیل شده‌اند. ازاین‌رو، ارتباط والدین و فرزندان دیگر فقط در فضای خانه و تعامل چهره‌به‌چهره شکل نمی‌گیرد، بلکه در زیست‌جهانی ترکیبی از ارتباطات حضوری و دیجیتال جریان دارد.از منظر ارتباطات خانواده، خانواده یک «نظام ارتباطی» است که اعضای آن از طریق گفت‌وگو، سکوت، مذاکره، تعارض، خودافشایی، قواعد و روایت‌های مشترک، روابط خود را دائماً تولید و بازتولید می‌کنند. 

رسانه‌های دیجیتال و الگوهای متفاوت تعامل در خانواده
عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به الگوهای متفاوت از تعامل در خانواده اشاره کرد و افزود: «نظریه الگوهای ارتباطی» نشان می‌دهد که خانواده‌ها بر اساس میزان گفت‌وگوی آزاد و میزان تأکید بر هم‌نوایی و پذیرش دیدگاه‌های مشترک، الگوهای متفاوتی از تعامل ایجاد می‌کنند. رسانه‌های دیجیتال اکنون این الگوها را پیچیده‌تر کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین تحولات، تغییر در «جغرافیای ارتباطات خانواده» است. اعضای خانواده ممکن است از نظر فیزیکی در کنار یکدیگر باشند، اما هرکدام در فضای ارتباطی متفاوتی حضور داشته باشند. بنابراین باید میان «هم‌مکانی» و «حضور ارتباطی» تمایز قائل شد. مسئله مهم دیگر «تداخل فناوری در ارتباط» است؛ یعنی زمانی که تلفن همراه و سایر فناوری‌ها جریان تعامل والد–فرزند را مختل می‌کنند. تحول دوم، شکل‌گیری «اکوسیستم ارتباطی خانواده» است. والد و فرزند دیگر تنها بازیگران رابطه نیستند؛ دوستان، گروه‌های همسالان، اینفلوئنسرها، پلتفرم‌ها، الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی نیز در فرایند معناپردازی، شکل‌گیری علایق و روابط نوجوان حضور دارند. حتی پژوهش‌های جدید درباره «همراهان هوش مصنوعی» نشان می‌دهد که این فناوری‌ها در حال ورود به قلمرو روابط و گفت‌وگوهای نوجوانان هستند.در چنین شرایطی، «مرجعیت ارتباطی» والدین نیز تغییر می‌کند. والد دیگر دروازه‌بان اصلی اطلاعات نیست؛ فرزند می‌تواند پاسخ پرسش‌های خود را از دوستان، شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جست‌وجو یا هوش مصنوعی دریافت کند. بنابراین اقتدار ارتباطی والدین بیش از گذشته به اعتبار، اعتماد، توان گفت‌وگو و کیفیت رابطه وابسته شده است.مسئله مهم دیگر، بازتعریف حریم خصوصی و مرزهای ارتباطی است: آیا والد باید پیام‌های فرزند را کنترل کند؟ فرزند تا چه اندازه حق خلوت ارتباطی دارد؟ رویکرد ارتباطی، به جای انتخاب میان «کنترل مطلق» و «رهاسازی مطلق»، بر مذاکره درباره قواعد، مرزها و مسئولیت‌ها تأکید می‌کند. بنابراین چالش اصلی خانواده امروز صرفاً کاهش «زمان استفاده از صفحه‌نمایش» نیست؛ مسئله بنیادی‌تر، بازطراحی معماری ارتباطات خانواده است. این معماری بر گفت‌وگوی دوسویه، حضور ارتباطی، اعتماد، خودافشایی، مرزهای روشن، قواعد توافق‌شده رسانه‌ای و آیین‌های مشترک خانواده استوار است.

جایگاه فناوری در نظام ارتباطی خانواده
دکتر ساعی در پایان گفت: مسئله خانواده معاصر حذف فناوری نیست، بلکه تعیین جایگاه آن در نظام ارتباطی خانواده است. خانواده آینده خانواده‌ای بدون فناوری نخواهد بود؛ خانواده‌ای خواهد بود که بتواند در میان پلتفرم‌ها، الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی، همچنان گفت‌وگو، اعتماد، حضور و پیوند ارتباطی میان اعضای خود را حفظ و بازآفرینی کند/پایان