یادداشت؛
صلح به مثابه راهبرد گفتمانی؛ بازخوانی خطبه امام حسن(ع) در تثبیت گفتمان امامت
یادداشت؛
دکتر فرشته معتمد لنگرودی
استادیار پژوهشکده مطالعات قرآنی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
صلح امام حسن مجتبی(ع) با معاویه از رخدادهای مهم و تعیینکننده در تاریخ اسلام است. بخش قابل توجهی از پژوهشهای مربوط به این رخداد، عوامل سیاسی، نظامی و اجتماعی آن را بررسی کردهاند؛ اما خطبه امام حسن(ع) در هنگام صلح، ظرفیت دیگری نیز برای این حوزه مطالعاتی محسوب میشود. این خطبه را میتوان بهمثابه متنی گفتمانی در نظر گرفت که امام(ع) در آن، ضمن مواجهه با گفتمان رقیب، به تبیین جایگاه خویش و اهلبیت(ع) و تثبیت گفتمان امامت میپردازد. متن این خطبه در منابعی همچون الأمالی شیخ طوسی گزارش شده است (طوسی، 1414ق: 561).
محتوای این خطبه را میتوان در چهار نظم گفتمانی تفکیک کرد: گفتمان اعتقادی ـ کلامی، گفتمان سیاسی، گفتمان شناختی ـ رفتاری و گفتمان تاریخی. هرچند هر چهار لایه در متن خطبه حضور دارند، اما نظم گفتمانی تاریخی نقش محوری ایفا میکند و سایر لایهها در خدمت تثبیت آن قرار میگیرند. امام حسن(ع) با یادآوری پیشینه ایمان، هجرت، جهاد و فضائل امیرالمؤمنین علی(ع)، فضائل جدّش پیامبر(ص)، جریان مباهله، آیه تطهیر، حدیث سدّالأبواب و دیگر شواهد تاریخی، پیوند امامت را با رسالت نبوی به اثبات میرساند و به انتقاد از اوضاع زمانه و عملکرد معاویه در تغییر ساختار جامعه پرداخته است. در واقع، امام حسن(ع) با برجستهسازی نظم تاریخی، میکوشد گفتمان رقیب و دال مرکزی آن، یعنی «صلح با معاویه»، را در جایگاه گفتمان غیرخودی به حاشیه براند.
توضیح آنکه امام(ع) با بهرهگیری از نشانههای زبانی و نظم گفتمانی به بازنمایی هویّتی مردم زمانه خویش پرداخته است و با استناد به آیات قرآن، روایات نبوی و حوادث تاریخی با تکیه بر پیشزمینههای تاریخی و فکری مخاطبان چارچوب فکری و طرحوارههای ذهنی آنان را در گفتمان فعّال ساخته و به اقناع اندیشه آنان در زمینه اثبات امامت خویش پرداخته است. حضرت(ع) با یادآوری حقانیّت و شخصیت پیامبر(ص) و پدرش و ذکر برجستگی شخصیت برخی صحابه در ابتدای خطبه، زمینه بیاعتبارسازی ادعای معاویه درباره پذیرش صلح از سوی امام(ع) را برای مخاطبان فراهم میسازد و به طور ضمنی و غیر مستقیم به مخاطبان یادآور میشود که جدّ من، پیامبرخداست و بیشترین کسی که همراه پیامبر خدا(ص) و مورد وثوق ایشان بود؛ پدرم امام علی(ع) است و ما همان کسانی هستیم که خداوند ما را از هر گونه پلیدی دور نگه داشته است. لذا امام حسن(ع) در این گفتمان انتقادی و اعتراضی در پرتو دو گفتمان «برشمردن فضائل جدّش و پدرش» و «گفتمان تبیین جایگاه خویش و خاندان اهل بیت(ع) در قرآن و سنّت نبوی» که متّکی به نقل است به اثبات جایگاه خود -امامت- در هنگام صلح با معاویه پرداخته است و به مخاطبان بیان میدارد که تمسّک به اهل بیت(ع)، بهترین راه برای حفظ دستاوردهای جامعه اسلامی در دوران فقدان وجود پیامبر(ص) و امام علی(ع) است. در واقع، دغدغه اصلی امام حسن(ع) در طول گفتمان انتقادی، هشدار نسبت به ایدئولوژی حاکم از جانب معاویه و تغییر و تحوّلاتی که در جامعه اسلامی بعد از شهادت امام علی(ع) ایجاد کرده بود که نابودی میراث نبوی و امامت را هدف قرار گرفته است
از این رو، خطبه امام حسن(ع) صرفاً پاسخی سیاسی به معاویه نیست، بلکه متنی هویتساز و گفتمانآفرین است که در آن، امام(ع) با بهرهگیری از قرآن، سنت نبوی و شواهد تاریخی، به بازتعریف مفهوم رهبری دینی و امامت میپردازد. لذا امام(ع) در این خطبه، کمتر وارد منازعات مستقیم سیاسی میشود و بیش از آنکه به شخصیت معاویه بپردازد، به بازسازی حافظه تاریخی جامعه اسلامی اهتمام میورزد. این روش نشان میدهد که بحران اصلی جامعه آن روزگار، صرفاً اختلاف بر سر قدرت سیاسی نبود، بلکه گسست معرفتی نسبت به جایگاه اهلبیت(ع) و مفهوم امامت بود. چنانکه مطابق گزارش شیخ مفید، بیعت کنندگان به انگیزههای گوناگون با امام بیعت کرده بودند و فقط شماری اندک، او را به عنوان امام منصوص میشناختند و به همین سبب بسیاری از آنان فراخوان امام برای مقابله با جنگ افروزی معاویه را به دشواری و ناخرسندی پاسخ گفتند(مفید، 1413ق: ج2، 10). ازاینرو، امام(ع) با بازخوانی آیات قرآن و سنت پیامبر(ص)، تلاش میکند معیارهای مشروعیت دینی را دوباره در ذهن مخاطبان تثبیت و بازتولید کند. بدین ترتیب، خطبه امام حسن(ع) را نباید صرفاً بیانیهای انتقادی درباره صلح با معاویه دانست؛ بلکه این خطبه، متنی راهبردی برای تثبیت هویت شیعی و بازتعریف مشروعیت رهبری دینی –اثبات امامت خاصّه-است. از این منظر، صلح امام حسن(ع) را میتوان نه صرفاً نشانه عقبنشینی سیاسی، بلکه فرصتی برای بازسازی گفتمان امامت و حفظ مرجعیت معرفتی اهلبیت(ع) در شرایط غلبه گفتمان اموی(گفتمان رقیب) دانست.
منابع
طوسى، محمد بن حسن 1414ق، الأمالی، قم، دار الثقافة.
مفید، محمد بن محمد1413ق، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، قم: کنگره شیخ مفید.
