یادداشت؛ احیای همسایگی در دلِ بحران

۰۳ خرداد ۱۴۰۵ | ۰۸:۰۶ کد : ۲۷۶۴۰ یادداشت‌ها
تعداد بازدید:۳۰۵

 

یادداشت:
مهندس زهره عطایی آشتیانی
 معاون کاربردی‌سازی علوم انسانی و فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

دهه‌ها بود که مدرنیسمِ شهری در ایران، با شعارِ «تفکیک کاربری‌ها» و «توسعه بزرگراه‌ها»، شهروندان را به ذراتی جدا از هم (اتم‌های اجتماعی) تبدیل کرده بود. در این شهرِ مدرن، همسایگی به یک واژه متروک تبدیل شد و پیوند میان ساکنانِ یک منطقه، جای خود را به انزوای آپارتمان‌نشینی داد. اما در هشتاد شب گذشته، حادثه‌ای در بطن میادین و محلات ایران رخ داد که محاسبات جامعه‌شناختیِ این مدرنیسمِ بی‌روح را به چالش کشید: «بازگشتِ عمل‌گرایانه به واحد همسایگی در این پارادایم، فضای عمومی از یک «بسترِ زیستِ جمعی» به یک «کریدورِ حرکتی» تقلیل یافت. اتمیزه‌شدن در اینجا به معنای فروپاشیِ سرمایه اجتماعیِ محلی است که منجر به کاهشِ عاملیتِ جمعی و افزایش آسیب‌پذیری شهر در برابر شوک‌های بیرونی می‌گردد.
گزارش‌های میدانی و مشاهدات مستمر از تجمعات شبانه حاکی از یک دگردیسی عمیق است. این جنبش خیابانی نه یک پدیده دستوری، بلکه برآمده از «عاملیتِ» شبکه‌های مویرگیِ مساجد، محله‌ها و هیئات است. این تجمعات نه از بالا به پایین، بلکه با عاملیتِ شبکه‌های ارگانیکِ اجتماعی (مساجد، هیئات و شبکه‌های محلی) شکل گرفته‌اند. در تحلیلِ شهرسازی، این پدیده بیانگر «بازآفرینیِ واحد همسایگی» در یک سطحِ عملیاتی است. شهروندان با حضور در میادین محلی، فضاهای «بی‌دفاع» و «غیرِشخصی»ِ مدرن را به فضاهای «معنادار» و «مشارکتی» تبدیل کرده‌اند. 


در تحلیل شهرسازی، «واحد همسایگی» مکانی است که در آن فرد از تنهایی خارج شده و در یک «کلِ معنادار» مستحیل می‌شود. تجمعات شبانه، با خارج کردنِ مردم از فضای خصوصی و کشاندن آن‌ها به میادینِ اصلی، در واقع نوعی بازپس‌گیریِ فضای عمومی را رقم زدند. وقتی فردی که تا دیروز تنها در واحد آپارتمانی خود با فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، امشب در میدانِ محله‌اش در کنار همسایه، هم‌وطن و هم‌کیش خود قرار می‌گیرد، او در حال تمرینِ دوباره‌ی «همبستگی» است.
تاب‌آوری شهری در دنیای مدرن، معمولاً در پروژه‌های سخت‌افزاری و مقاوم‌سازیِ ساختمان‌ها خلاصه می‌شود. اما این ۸۰ شب به ما آموخت که «تاب‌آوریِ اجتماعی بسیار قدرتمندتر از بتن و فولاد است. این تجمعات، ظرفیت‌های نهفته‌ی محلات را برای سازمان‌دهی، پذیرایی، و امنیتِ جمعی فعال کرده‌اند. در ادبیاتِ شهرسازی معاصر، تاب‌آوری  فراتر از سازه‌های مقاوم، بر ظرفیتِ سیستم‌های اجتماعی برای انطباق و سازمان‌دهی مجدد در شرایط بحران تمرکز دارد. تجمعات شبانه، نمونه‌ای بارز از «تاب‌آوریِ اجتماعی» است که در آن، واحدهای همسایگی به عنوان هسته‌های اصلیِ مراقبت متقابل و همبستگیِ ملی عمل می‌کنند. تنوعِ ترکیبِ جمعیت (از اقشار متنوع اقتصادی و سیاسی) نشان‌دهنده تواناییِ این فضاهای واسط در ایجادِ گفتگویِ ملی و پذیرشِ تکثر در عینِ وفاداری به کلان‌روایتِ حفاظت از استقلال ملی است. این تجمعات ثابت کرد که شهر اگر پیوندش را با روحِ جمعیِ ساکنانش از دست بدهد، در برابر کوچک‌ترین لرزش‌های سیاسی و امنیتی فرو می‌پاشد. اما وقتی پیوندها در مقیاسِ «واحد همسایگی» و «میدانِ محلی» احیا شوند، شهر به یک «دژِ زنده» تبدیل می‌شود.


نکته کلیدی، تکثرِ این جمعیت است؛ از حامیانِ مذاکره تا طیف‌های حامی مقاومت، و از دهک‌های محروم تا طبقات متنوع اجتماعی. این یعنی «واحد همسایگی» دوباره در حال ایفای نقش تاریخی خود به عنوان «منطقه امنِ گفتگو و کنش» است. گذار از تریبون‌های یک‌سویه به همخوانی‌های دسته جمعی، شکل‌گیری تونل‌های پرچم‌گردانی و اجرای موسیقی‌های حماسی در میادین، همگی نشانه‌هایی از «ملی‌سازیِ فرم‌های مناسکی» است که از پایین و توسط خودِ مردم مدیریت می‌شود.
بسیاری از ناظران که هنوزخود در پارادایم «اتمیزه شدن» محصورکرده‌اند، از درک این همبستگی عاجزند و آن را به رانت یا سازمان‌دهی‌های دولتی تقلیل می‌دهند. اما واقعیتِ میدان، چیزی جز این است: مردمِ ایران در سایه‌ی تهدیدِ خارجی، به جای «فردی کردنِ ترس»، به «جمع‌سپاریِ قدرت» روی آورده‌اند.
این تجمعات ثابت کرد که شهر اگر پیوندش را با روحِ جمعیِ ساکنانش از دست بدهد، در برابر کوچک‌ترین لرزش‌های سیاسی و امنیتی فرو می‌پاشد. اما وقتی پیوندها در مقیاسِ «واحد همسایگی» و «میدانِ محلی» احیا شوند، شهر به یک «دژِ زنده» تبدیل می‌شود.


پایان سخن اینکه تجربه اخیر ایران، ضرورت بازنگری در مدل‌های برنامه‌ریزیِ شهری را یادآوری می‌کند. مدل‌های فعلی که عمدتاً بر اساس «بهره‌وری اقتصادی» طراحی شده‌اند، در مواجهه با بحران‌ها ناتوانند. پیشنهاد می‌شود در الگویِ نوینِ شهرسازی، مفاهیم زیر به عنوانِ اصولِ پایه جایگزینِ مدل‌های اتمیزه‌کننده شوند:
احیای فضاهای جمع‌پذیر محلی: طراحیِ فضاهایی که نه تنها برای تردد، بلکه برای آیین‌هایِ اجتماعی و شکل‌گیریِ پیوندهایِ میان‌فردی قابلیت دارند.
تمرکز بر عاملیتِ جامعه محلی: برنامه‌ریزی شهری باید به جای تحمیلِ فرم‌هایِ کالبدی، بستری برای فعالیتِ شبکه‌های محلی فراهم آورد.
ادغامِ مناسک در فضای عمومی: به رسمیت شناختنِ «حیاتِ شبانه» و «ملی‌سازیِ فرم‌هایِ مناسکی» به عنوان ابزاری برای پیوندِ شهروندان با هویتِ ملی.
آنچه در میادین کشور در حال وقوع است، بیش از آنکه یک رویداد سیاسیِ گذرا باشد، یک «گذارِ شهری» است. ما در حال عبور از یک مرحله‌ی تاریخی هستیم که در آن، شهروندانِ «اتمیزه شده» در حال بازکشفِ دوباره‌ی یکدیگرند. این جنبشِ شبانه، در واقع تمرینی برای «مدیریتِ محلیِ بحران» است. شهرسازیِ آینده در ایران، ناگزیر است که این تجربه را به عنوان یک درسِ بزرگ در نظر بگیرد: شهرِ تاب‌آور، شهری است که در آن «میدان» و «محله» نه برای عبورِ خودروها، بلکه برای «تولیدِ زندگیِ جمعی» طراحی شده باشد. این، همان نقطه تلاقیِ استقلالِ ملی با حقِ شهروندی در فضایِ زیستِ محلی است./پایان

کلیدواژه‌ها: یادداشت