به یاد بهرام بیضایی...

گزارش نشست «جهان هزارافسان ایرانی»

۱۵ دی ۱۴۰۴ | ۰۹:۰۰ کد : ۲۷۳۷۱ آخرین عناوین گزارش نشست‌ها
تعداد بازدید:۱۲۹
گزارش نشست «جهان هزارافسان ایرانی»

نشست جهان هزارافسان ایرانی با سخنرانی دکتر علیرضا اسماعیل‌پور و دکتر لیلا ورهرام و به دبیری دکتر شاهین آریامنش به یاد بهرام بیضایی، یکشنبه 14 دی‌ماه 1404 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

هزارافسان شاه‌بیت غزل ایران‌دوستی بیضایی است 
دکتر شاهین آریامنش دبیر علمی نشست در آغاز گفت: بهرام بیضایی در سال 1338 برخوانی با نام «اژدهاک» نگاشت که پس از چند سال آن را در سال 1345 مجلۀ «پیام نوین»، مجله‌ای وابسته به انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی منتشر کرد. بیضایی در آن سال‌ها که با اعضای حزب توده و یا هواخواهان آن حزب بُر خورده بود، کمال همنشین در وی اثر کرده بود و ضحاکی که او در آن برخوانی تصویر کرده بسیار متفاوت از آن ضحاک اسطوره‌ای است که کاوه در برابر او می‌ایستد. بیضایی در آن سال‌ها شاید ناخواسته در گفتمان حزب توده قلم می‌زد، ازهمین‌رو برخوانی اژدهاک، نوشته‌ای است که از ضحاک، شخصیتی می‌سازد که در برابر ناهنجاری‌های اجتماعی ایستاده است. 
وی افزود: فراگیر بودن گفتمان چپ در آن سال‌ها، باعث شده بود شماری از نویسندگان از برای استبدادستیزی و ستیز با حکومت پهلوی به خوانشی متفاوت از اسطوره‌های ایرانی بپردازند چنانکه علی حصوری در سخنرانی خود در دانشگاه شیراز در سال 1356 با نام «ضحاک اصلاح‌گری که از میان مردم برخاست»، ضحاک را شخصیت اصلاح‌گری پنداشته است که هواخواه توده مردم بوده است. 


عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: مهرداد بهار نیز سپس‌تر در کتاب «پژوهشی در اساطیر ایران»، ضحاک را به گونه‌ای دیگر نشان می‌دهد و احتمال می‌دهد که ضحاک معرف قیام مردم بومی ایران بر ضد اشرافیت آریایی باشد، که در اساطیر به صورت قیام شاه بیگانه درآمده است.
این پژوهشگر افزود: سرآمد تاختن به فردوسی و شاهنامه کسی نیست جز احمد شاملو چنانکه وی در حاشیه مقاله‌ای در مجله «کتاب جمعه» در سال 1358 سخت به فردوسی می‌تازد و داستان کاوه را فریبی حماسی می‌پندارد و فردوسی را متهم می‌کند که غول بی شاخ و دمی‌که از ضحاک ساخته معلول حرکت انقلابی ضحاک است که جامعه را از طبقات عاری کرده است. شاملو سپس‌تر نیز در ۱۸ فروردینِ ۱۳۶۹ در هشتمین کنفرانس سالانه پژوهش و تحلیل مسائل ایران، در دانشگاه برکلی کالیفرنیا نه‌تنها به فردوسی و شاهنامه بلکه به موسیقی و فرهنگ ایرانی سخت می‌تازد. 
این باستان‌شناس ادامه داد: من بر این باورم که دیدگاه‌های کسانی چون حصوری و بهار و شاملو و کسانی از این دست، و نیز افزایش آگاهی بیضایی از تاریخ باستانی و اسطوره‌های ایرانی باعث شد که بیضایی در جست‌وجوی ضحاک، کتاب «ریشه‌یابی درخت کهن» را بنویسد. بااین‌حال او پس از مدتی پی برد آنچه نگاشته است کاستی‌های بسیاری دارد، ازهمین‌رو در ادامۀ ریشه‌یابی درخت کهن، دست به قلم برد و با بهره‌گیری از منابع بسیار، کتاب «هزارافسان کجاست؟» را نگاشت. 
وی با اشاره به کاستی منابع مورد استفاده بیضایی در کتاب هزارافسان کجاست؟ گفت: اگرچه بیضایی از منابع بسیاری در این کتاب بهره برده است اما می‌توانست از منابع بیشتری برای بیان دیدگاه‌های خود بهره ببرد. چنانکه در بخش‌هایی از این کتاب در نقد برخی که نام ایران را برساخته رضاشاه پهلوی می‌دانند، به بیت‌هایی از شعر فردوسی و نظامی و فرخی استناد می‌کند تا نشان دهند نام ایران، نامی کهن است، این درحالی است که او می‌توانست جز اینها به منابع بسیار پهلوی ساسانی و نیز پژوهش‌های دیگران به زبان‌های انگلیسی و ... در این زمینه استناد کند. 
آریامنش در پایان گفت: هزارافسان شاه‌بیت غزل ایران‌دوستی بهرام بیضایی است و با این اثر نه‌تنها تلاش می‌کند به ریشه‌یابی خاستگاه هزارافسان بپردازد بلکه پایبندی خود را به ایران و فرهنگ آن نشان می‌دهد و افزون‌برآن پاسخ کسانی را می‌دهد که با تاختن به فردوسی، از ضحاک شخصیتی دیگرگون و استبدادستیز برساختند.

هزارویک شب را نمی‌توان با قاطعیت فقط به یک ملت منسوب کرد
دکتر لیلا ورهرام در ادامۀ این نشست گفت: بیضایی در مقدمه کتاب هزارافسان کجاست؟ دلیل نگارش کتاب را شرح می‌دهد که بسیار مقدمۀ بسیاری مهمی است چراکه به برخی از مسائل فرهنگی ایرانی که امروز با آن روبه‌رو هستیم اشاره می‌کند. 
وی افزود: بیضایی سال‌ها پیش نامه‌ای سرگشاده درباره حذف اپیزودی ساخته او در فیلم قصه‌های جزیره در جشنواره کن خطاب به ژیل ژاکوب نوشته بود، که از آنجا به‌نظر می‌رسد بیضایی نسبت به نگاه جشنواره‌گرایی و اروپامحوری و پسند غرب بودن جبهه‌ای گرفتند. کتاب هزارافسان نیز به‌نوعی در همان جبهه قرار می‌گیرد. هنگامی که در سال 2004 همایش بزرگداشت داستان هزارویک‌ شب در یونسکو برگزار شد، بیضایی می‌پرسد که سهم ایران کجاست؟ درواقع هزارافسان کجاست؟ یعنی سهم ایران در کتاب جهانی هزارویک ‌شب کجاست؟


عضو هیئت‌علمی گروه زبان‌های باستانی دانشگاه تهران گفت: بیضایی در تلاش است که اثبات کند اصل ماجرا برای ایران بوده است. میل ایران‌دوستی بیضایی تاحدی به سمت افراط می‌رود و در بعضی موارد گویا الفبای پژوهش را از شدت علاقه‌ای که به وطن دارند، کنار می‌گذارد و خشمی از غرب دارد که چراکه غربیان آنچه از آن ماست را مصادره کرده‌اند.
او ادامه داد: تیغ نقد بیضایی متوجه اولریش مارزلف و نیز رابرت اروین است و سعی می‌کند جواب گفته‌های این دو را بدهد. اگر ما منابع اصلی‌ای که مورد نقد بیضایی است را نخوانده باشیم و فقط کتاب هزارافسان کجاست؟ را داشته باشیم، گاهی با بیضایی همدلی کنیم ولی اگر آن دو منبع اصلی را بخوانیم نمی‌توان گفت که سهم ایران کنار گذاشته شده است. و از طرفی دیگر هزارویک شب کتابی نیست که بتوان با قاطعیت آن را به فقط یک ملت منسوب کرد.


ورهرام افزود: هزارویک شب در شکل فعلی که می‌شناسیم اثری به زبان عربی و در نسخه‌های مختلف و متعلق به ادب عامیانه است که به‌احتمال در یک دوره‌ای اصل شفاهی داشته است چنانکه جنس قصه‌ها و عبارت‌هایی که تکرار می‌شود منشایی شفاهی را نشان می‌دهد. زبان عربی آنها عربی فصیح نیست، ازهمین‌رو مربوط به ادب رسمی و منشیانه و طبقه فرهیخته و تحصیل کرده تعلق نداشته است.
وی افزود: قصه‌های مختلف هزارویک شب در نسخه‌های مختلف به یک لهجه عربی واحد نیستند. در میان خود عرب‌ها، هزارویک شب تا قرن هجدهم و نوزدهم در سپهر ادب عربی، جایگاه مهمی نداشته است. این اروپایی‌هایی هستند که سراغ این داستان می‌آیند و داستان را از روی نسخه‌های عربی مختلف گردآوری می‌کنند، بنابراین نمی‌توانیم بگوییم که اروپایی‌هایی در این کتاب نقش نداشتند بلکه آنها هستند که این داستان‌ها را هم به عرب‌ها بازشناساندند و هم به اروپاییان معرفی کردند. اما گزاف نیست هزارویک شب را محصول اقبال اروپاییان به شرق بدانیم.

هزارافسان کجاست؟ برای علاقه‌مندان، کتابی سودمند و برای متخصصان، الهام‌بخش است
دکتر علیرضا اسماعیل‌پور در ادامه نشست جهان هزارافسان ایرانی گفت: ما در عرصه فرهنگ و هنر معاصر به بیضایی مدیون هستیم. در عرصه فرهنگ به‌دلیل آثار مکتوبی که از وی باقی مانده است  و در عرصه هنر به‌واسطه آثاری که از او بر پرده رفته است یا بر صحنه آمده فارغ از نیک و بد.
وی افزود: هسته سخن بیضایی در کتاب هزارافسان کجاست؟ این است که کاخی به نام هزارویک شب دارای نقشه، پی و استخوان‌بندی ایرانی است. یعنی کتابی مدون و منسجم به نام هزارافسان در روزگار ساسانی وجود داشته است که پس از فروپاشی ساسانیان، رفته‌رفته استخوان‌بندی کتاب عربی مشابهی را شکل داده است. همچنین بیضایی بر این باور است که برخی از پژوهشگران غربی نقش ایران را در پژوهش‌های فرهنگی خودشان نادیده می‌گیرند یا کمرنگ می‌کنند.
عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: بیضایی برای اینکه برای داستان هزارافسان، الگوی کهن‌تری از دوره ساسانی پیدا کند بر اسطوره باروری متمرکز شده است و کم‌وبیش تمام روایت‌های هندی و ایرانی اعم از اسطوره‌ای، حماسی و مردمی را در چهارچوب اسطوره باروری یعنی اژدهای خشکسالی و ایزد یا پهلوان حامی باروری می‌آورد. بیضایی اینها را به‌عنوان الگوی مشترک داستان‌گویی می‌آورد درحالی‌که وجه اشتراک اینها مضمون نجات است نه داستان‌گویی. حقله پیوند یعنی داستان‌گویی زنان دربند را باید خودمان تصور کنیم چون فقط در هزارویک شب آمده نه در روایت‌های اسطوره‌ای کهن که در آنها چنین حلقۀ پیوند داستان‌گویی وجود ندارد. 


اسماعیل‌پور گفت: بیضایی در سپهر روایی ایرانی، اژدها را دارای دو وجه ویرانگر و زندگی‌بخش می‌داند درحالی‌که چنین نیست چراکه اژدها در روایت‌های شرق آسیا وجه زندگی‌بخش دارد اما اژدها در ایران و در روایت‌های همه هندواروپاییان هیچ وقت زندگی‌بخش نبوده است. 
وی ادامه داد: بعضی مسائل در کتاب هزارافسان کجاست؟ مسلم شمرده شده است که چنین نیست، چنانکه بهمن و همای را پادشاهان یک دودمان تاریخی به نام کیانی می‌داند که در شمال‌شرق ایران حکومت می‌کنند که بعدها قلمرو آنها در قلمرو کورش بزرگ حل شده است، درحالی‌که در این زمینه بحث و جدل زیاد است. بزرگ‌ترین کاستی کتاب هزارافسان کجاست؟ یادکرد گزینشی منابع و روایت‌ها است یعنی نویسنده انتخاب می‌کند که کدام ارجاع را بیاورد که با فرضیه‌اش سازگار باشد.
او در پایان گفت: کتاب هزارافسان کجاست؟ برای افراد علاقه‌مند کتابی سودمند است و برای افراد متخصص، کتابی الهام‌بخش است. کسی که متخصص در روایت‌شناسی ایرانی است برای کار علمی به کتاب بیضایی ارجاع نمی‌دهد ولی می‌تواند از شهودهایی که وی در جایگاه یک هنرمند بزرگ داشته برای کاری علمی یا ادبی و هنری الهام بگیرد./پایان

پوشه شنیداری وبگاه (چندرسانه‌ای)

گزارش نشست‌ها

 

کلیدواژه‌ها: گزارش نشست «جهان هزارافسان ایرانی» علیرضا اسماعیل‌پور لیلا ورهرام بهرام بیضایی


نظر شما :