دکتر پاکتچی در نشست «علوم انسانی در ایران: چالش‌ها و راهکارها»:

علم بدون بنیاد فلسفی، ساختن بنا بر روی آب است

۲۱ شهریور ۱۴۰۱ | ۱۰:۵۲ کد : ۲۲۷۹۲ گزارش نشست‌ها
تعداد بازدید:۴۸۶
علم بدون بنیاد فلسفی، ساختن بنا بر روی آب است

سخنرانی دکتر احمد پاکتچی در جمع شورای دبیران علمی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی:
علوم انسانی در ایران: چالش‌ها و راهکارها؛
منظر جهانی به مسئله

نخستین نشست علمی از سلسله جلسات «بازشناسی وضعیت علوم انسانی در ایران» شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی، 6 شهریورماه 1401 برگزار شد که در این نشست دکتر احمد پاکتچی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و سفیر ایران در سازمان یونسکو، در حضور اعضای شورای دبیران علمی به ایراد سخنرانی پرداخت.
به‌گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دکتر پاکتچی، سخنرانی خود را با عنوان «علوم انسانی در ایران: چالش‌ها و راهکارها: منظر جهانی به مسئله» ارائه کرد. چنانچه از عنوان آن پیداست، پرسش اصلی در جلسات ناظر به چیستی مسائل جهانی درباره علوم انسانی از یک‌سو و شناسایی راهکارهای پیش‌رو در گستره بین‌المللی است.
دکتر پاکتچی در یادآوری مهمترین کلان‌مسائل علوم انسانی که در ابتدای سخنرانی اول خود ارائه داد، نخست به این نکته پرداخت که علوم انسانی در ایران به‌صورت بیشینه‌ای نیازمند به‌روزشدن دارد تا بتواند مقتضیات عصر حاضر را برآورده کند و از سوی دیگر نیز علوم انسانی باید بتواند تعاملی سازنده با علوم اسلامی داشته باشد. وی با اشاره به خطیر بودن برقراری پیوند میان علوم انسانی و علوم اسلامی با انتقاد از برخی فعالیت‌های کم‌مایه در این زمینه، آنها را به خاطر نادیده انگاشتن بنیادها و رویکردهای کلان حاکم بر علوم انسانی، مورد انتقاد قرار داد.
وی در ادامه به بنیادهای فلسفی جریان‌ها و طرز فکرهای غالب در علوم انسانی پرداخت. لیبرالیسم، اومانیسم، سکولاریسم، مارکسیسم، پراگماتیسم، رئالیسم، ایدئالیسم، اگزیستانسیالیسم، پدیدارشناسی پرداخت که پسامدرنیسم از جمله بنیادهای فلسفی(ایسم‌های فلسفی) بود که بیشتر مورد توجه قرار گرفت. همچنین ساختارگرایی، رفتارگرایی، برساخت‌گرایی اجتماعی، تئوری گشتالت، تاریخی‌گرایی و نظریه تکامل نیز از جمله جریان‌ها و طرز فکرهای غالب در علوم انسانی بود که توسط استاد مورد بحث قرار گرفت.


دکتر پاکتچی پس از تشریح بنیادهای فلسفی به این نکته پرداخت که علوم باید بنیاد فلسفی داشته باشند و علم بدون بنیاد فلسفی، ساختن بنا بر روی آب است. وی توضیح داد: آنچه قابل انتقاد است، تکیه کردن بر محصول، بدون توجه داشتن به بنیادهای فلسفی نظریه‌ها و دستاوردهاست.
وی هم «آموزش و کاربست نظریه‌ها و دستاوردهای علوم انسانی بدون اعتنا به مبانی فلسفی آن» و هم «معرفی ناقص یا گزینشی از مبانی فلسفی در آموزش علوم انسانی» را مورد انتقاد قرار داد. این استاد دانشگاه در ادامه سخنرانی خود به نقد برخی از بنیادهای فلسفی همانند نگرش‌های مارکسیستی، تجربه‌گرایی و توسعه روش‌های تجربه‌گرا به حوزه علوم انسانی نیز پرداخت.

دکتر پاکتچی در بخش دوم سخنرانی خود، «غرب‌گرایی در علم» را مورد توجه قرار داد و ضمن یادآوری روندها و دوره‌های یونان_ رُم، اروپای قرون وسطی، رنسانس، رفرماسیون و روشنگری، اکتفاکردن به این صورت‌بندی و بی‌توجهی به کانون‌های تمدن و علم بیرون از تمدن غربی همانند تمدن‌های چین، هند، روسیه، جهان عرب و ترکیه، ژاپن، آمریکای جنوبی را مورد انتقاد قرار داد و در ادامه به نقد «انگلیسی محوری» در علم به‌ویژه وضعیت علوم انسانی در ایران و کم‌توجهی به متون و دانش‌های تولید شده به زبان‌های اروپایی غیر انگلیسی به تفصیل پرداخت.

دکتر پاکتچی انگلیسی‌محوری در علم را به معنای مهجوریت آثار به دیگر زبان‌های شناخته‌شده مانند فرانسوی، آلمانی، روسی و ... در حوزه‌های علوم مختلفی مانند زبان‌شناسی، علم فرهنگ، نشانه‌شناسی، حوزه عدالت و ... دانست. فراتر از آن نیز با توسعه گفتمان انگلیسی‌محوری به مهجوریت آثار به دیگر زبان‌های نامشهور غربی در فضای علوم انسانی همچون زبان‌های ایتالیایی، دانمارکی، اسپانیولی، پرتغالی، چک و اسلواکی، لهستانی، مجارستانی و ... در علوم و حوزه‌هایی مانند زبان‌شناسی، نشانه‌شناسی، فلسفه، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی، تاریخ، نظریه‌های هنر، علم و فناوری، اقتصاد سیاسی، قوم‌شناسی، فرهنگ، ترجمه بینانشانه‌ای، زیبایی‌شناسی، نظریه‌های ادبی و ... اشاره کرد. وی برای تک‌تک علوم و حوزه‌های علمی یادشده با ملاحظه تنوع زبانی اشاره شده به یادکرد برخی نمونه‌ها پرداخت.  
به عنوان نمونه در حوزه زبان‌شناسی و تأثیر حاکمیت گفتمان انگلیسی‌محوری و مهجوریت دیگر آثار علمی نگاشته‌شده به زبان‌های غیرانگلیسی گفت: انگلیسی‌محوری موجب شد که محوریت «چامسکی» در زبان‌شناسی سال‌های اخیر بیشتر شود و زبان‌شناسانی امثال هومبولت، وایسگربر و تریر ناشناخته باقی بمانند. وی به عدم توجه به زبان‌شناسی اجتماعی نیکلای مار(Nikolai Marr) ، عدم توجه به بندشناسی (جمله‌شناسی) روسی (Phraseology)، عدم توجه به تبار روسی نشانه‌شناسی (گوستاو اشپت و آندری بلی، اکتفا به سوسور و پیرس)، ناشناختگی آثار زبان‌شناسان چک باوجود اهمیت مکتب پراگ و در کل، مهجوریت آثار به زبان‌های نامشهور غربی اشاره کرد.

پاکتچی در جمع‌بندی سخنانش با اشاره به مغفول ماندن تولیدات دانشی ارزشمند و بی‌بدیل در زبان‌هایی چون روسی، اسپانیولی و پرتغالی، حوزه مربوط به اسکاندیناوی، حوزه اروپای شرقی، اروپای مرکزی و حتی زبان‌های مادری مثل آلمانی و فرانسوی در علوم انسانی ایران، آن را مایه نقصان آن دانست، چیزی که امکان تعامل و پیوند علمی واقعی میان سنت فکری ما و بسیاری از نظریات جهانی علوم انسانی را پیشاپیش سلب کرده است.
وی از سوی دیگر اکتفا کردن به زبان انگلیسی نزد محققان علوم انسانی در ایران و فقدان آگاهی از دیگر زبان‌های علمی را یکی از نقیصه‌های مهم وضعیت ما در علوم انسانی دانست، به‌نحوی که دسترسی ما به منابع علمی جهانی را غالباً از دریچه متون و کتب انگلیسی زبان قرار داده و تأکید مقام معظم رهبری بر توسعه و تکثّر آموزش زبانی را در این زمینه بسیار مهم قلمداد کرد. دکتر پاکتچی ارائه‌اش را با این نکته که انگلیسی‌محوری در علم موجب شده، جهان علم شاهد شرایط بسیار نامساعد درباره آثار دانشمندان غیر غربی باشد، به پایان برد.


بخش دوم سخنرانی دکتر پاکتچی با عنوان «بایسته های استقلال و تعاملات زبانی در حوزه تولید علم»
ما به انگلیسی فکر می‌کنیم و فارسی می‌نویسیم

دومین جلسه از سلسله جلسات «بازشناسی وضعیت علوم انسانی در ایران» شورای بررسی متون پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 13 شهریورماه در پژوهشگاه برگزار شد. دکتر پاکتچی در این نشست به ارائه بخش دوم مطالب خود با عنوان «علوم انسانی در ایران: چالش ها و راهکارها: منظر جهانی به مسئله» پرداخت و سه‌گانه: فرهنگ، تاریخ و زبان را به عنوان مثلث اساسی‌ای که پروژه شخصی‌اش در الهیات و زبان‌شناسی را راهبری می‌کنند، مورد توجه قرار داد و با بیان اینکه ما در فلسفه متوجه زبان‌مندی و تاریخ‌مندی تفکر هستیم و آن را به عنوان امری پذیرفته شده مورد توجه قرار می دهیم، اما عملا در حوزه علوم انسانی، اندیشه‌ها و نظریات را فارغ از توجه به زبانی که در آن بالیده‌اند و تاریخی که در آن به‌بار آمده‌اند، بررسی می‌کنیم.


وی با بیان نمونه‌هایی از متفکرانی که به دو زبان قلم زده‌اند همچون رنه دکارت، گئورگ لوکاچ، شیخ شهاب‌الدین سهروردی و ... تفاوت‌های اندیشه ایشان در دو زبان مختلف را یادآوری کرده و آن را به دلیل ظرفیت‌های زبانی و فرهنگی ملل مختلف برشمرد.
پاکتچی در ادامه با اشاره به وضعیت زبانی علوم انسانی در ایران، یکی از عوامل مهم فقر نظریه‌پردازی اصیل در علوم انسانی ایران را انگلیسی فکر کردن محققان علوم انسانی برشمرد و با تأکید بر لزوم توجه به غناء بخشیدن به زبان فارسی در حوزه تولید دانش اظهار داشت: ما به انگلیسی فکر می‌کنیم و فارسی می‌نویسیم و تا وقتی که این‌گونه تفکر می‌کنیم، تحت هژمونی و سلطه فکری باقی می‌مانیم.
دکتر پاکتچی در توضیح بیشتر این مسئله گفت: تفکر ما در زبان فارسی، انگلیسی‌محور شده است؛ به گونه‌ای که وقتی در فضای آکادمیک به «جامعه» و «اجتماع» می‌اندیشیم به صورت ناخودآگاه معادل انگلیسی آن society و community در ذهن ما متبادر می‌شود، این در حالی است که در زبان آلمانی، ابداع اجتماع و جامعه به گماین‌شافت و گزل‌شافت (Gemeinschaft  و Gesellschaft) را داریم که توسط متفکران علوم اجتماعی و انسانی در زبان‌های غیرآلمانی نیز مورد درک و پذیرش قرار گرفته است.


وی با ذکر مصادیق غرب‌محوری و انگلیسی‌محوری در زبان و فرهنگ کشورهای مختلف و از جمله ایران، عنوان کرد: غرب‌محوری، مسئله چندین دهه‌ای ما است و انگلیسی‌محوری هم دو دهه است که به سطح مسئله برای ما رسیده است. وی از انگلیسی‌محوری به عنوان یک چالش جهانی نام برد و گفت: چالش‌های جهانی علوم انسانی می‌تواند پاسخ‌های مناسب‌تری را برای ما فراهم کند.
دکتر پاکتچی در پاسخ به سؤال دکتر بلیغ، دبیر گروه علوم اجتماعی شورای بررسی متون که چرا ساده‌سازی و سلب تاریخ، زبان و فرهنگ از مفاهیم در جهان آنگلو_امریکن قدرت تولید می‌کند؟ گفت: زبان انگلیسی هم‌اکنون واسط زبانی میان فرهنگ‌های مختلف شده است و این ساده‌سازی ضرورت انتقال به دیگر فرهنگ‌ها است و هرگاه اندیشه‌ای به زبان دیگر ترجمه می‌شود، ناگریز بخشی از ایده اصلی آن از قلم می‌افتد و به‌عبارتی انتقال کامل اندیشه در ترجمه به زبان انگلیسی صورت نمی‌گیرد و معنای متن دچار ریزش می‌شود.


دکتر پاکتچی با ذکر نمونه‌هایی به ضعف ترجمه انگلیسی کتب تراز اول حوزه علوم انسانی اشاره کرد و گفت: برای نمونه کتاب «ویکوتسکی» با عنوان «زبان و تفکر» که با همین نام به انگلیسی ترجمه شده و اغلب به همین منبع انگلیسی نیز استناد می‌شود، نسبت به متن اصلی دچار ایرادات جدی است. ترجمه انگلیسی این اثر ویکوتسکی بسیار به ایده و اندیشه مؤلف ضربه زده است و اگر به منبع اصلی مراجعه شود، مشاهده می‌کنیم که حتی در عنوان کتاب نیز این ایراد به وضوح به چشم می‌خورد و این نکته را تأیید می‌کند که چطور این گونه ترجمه‌ها، مفاهیم را از هم گسسته می‌کند.
این نشست علمی با پرسش و پاسخ اعضای حاضر در جلسه به خاتمه یافت./پایان

 

کلید واژه ها: احمد پاکتچی علوم انسانی در ایران: چالش‌ها و راهکارها؛


نظر شما :

رضا امراللهی ۲۱ شهریور ۱۴۰۱ | ۱۸:۱۴
سلام و تشکر .گزارش به صورت اجمالی نکات جناب دکتر پاکتچی را نقل کرده لطفا فایل صوتی جلسات را بارگذاری کنید . سپاس