نقد نظریه های مربوط به نوع و ماهیت دولت؛ در ایران عصر پهلوی اول

۲۱ خرداد ۱۳۹۳ | ۱۷:۴۱ کد : ۷۶۳۲ خبر و اطلاعیه
تعداد بازدید:۱۵۵۰
نقد نظریه های مربوط به نوع و ماهیت دولت؛ در ایران عصر پهلوی اول

محمدسالار کسرایی[1]

ظهور علوم اجتماعی جدید و ادعای آن مبنی بر توان تبیین تحولات اجتماعی، سیاسی و تاریخی موجب شکل گیری نظریه های اجتماعی با رهیافت های مختلف در خصوص مسائل اجتماعی-تاریخی شده است. با این مدعا، در واقع نظریه به تاریخ پژوهان و تاریخ نگاران کمک کرده است تا عمیق تر و با نگرشی تبیینی به سراغ حوادث بروند و رویدادهای تاریخی را نه صرفاً به عنوان حوادثی منفرد و یکتا، بلکه به عنوان رویدادهایی که از منطقی درونی برخوردارند و احتمالاً مشابهت هایی با رویدادهایی از این سنخ در تاریخ و سرزمین های دیگر دارند، بنگرند. این رویکرد(بهره گیری از نظریه برای تبیین تاریخ و رویدادهای تاریخی) به حوزهٔ تاریخ نگاری در ایران نیز تسری یافته و در دهه های پیشین، بسیاری از تاریخ نگاران و پژوهشگران علوم اجتماعی تلاش نموده اند تا از نظریه های موجود در حوزهٔ علوم اجتماعی برای تحلیل مسائل تاریخی ایران استفاده نمایند. یکی از حوزه های مشترک که هم تاریخ نگاران و هم پژوهشگران اجتماعی بسیار علاقه مند به بررسی آن هستند، دولت است. در باب دولت در ایران و بالاخص دولت در دورهٔ پهلوی اول پژوهش های گسترده ای صورت گرفته است. در تعداد قابل توجهی از این پژوهش ها تلاش شده است تا ماهیت دولت در دورهٔ پهلوی مورد بحث و بررسی قرا گیرد. دلایل این اقبال پژوهشی (با این رویکرد) به دولت در دورهٔ پهلوی اول، تا حدودی ناشی از ساختار و تا اندازه ای ماهیت متفاوت این دولت از دولت های پیشین است.

 در پژوهش هایی که در خصوص ماهیت دولت پهلوی اول صورت گرفته است از صفاتی چون؛ دولت مطلقهٔ مدرن(آزاد ارمکی،1389، اکبری، 1389)، شبه پاتریمونیالیسم(توفیق، 1385)، دولت اتوکراتیک(اطاعت)، دیکتاتوری(رحمانیان)، دولت مطلقهٔ شبه مدرن(میراحمدی،1389)،  شبه مدرنیسم(کاتوزیان،1374)، استبداد شرقی(خنجی، 1373 و 1375، آبراهامیان، 1379)، استبداد ایرانی(کاتوزیان،1374)، دولت وابسته(کدی، 1369، اشرف، 1347، گازیورسکی، 1371، رواسانی)، دولت اقتدارگرای نوساز(برتران بدیع، 1373)، دولت تحصیلدار(مهدوی، 1970)، پاتریمونیالیسم (شهابی، 1380) و ... استفاده شده است و هر کدام سعی کرده اند تا ماهیت دولت پهلوی اول را با این ویژگی توصیف و تبیین نمایند.

مسئلهٔ اصلی این مقاله نقد و بررسی این نظریه ها و ارائهٔ بحثی فرانظری در باب ماهیت دولت در عصر پهلوی اول است. به عبارت دیگر در این پژوهش تلاش خواهد شد تا ابتدا پژوهش های انجام شده از سه زاویهٔ؛ استحکام نظری، دقت روش شناختی و غنای محتوایی مورد نقد و ارزیابی قرار گیرند و به این پرسش پاسخ داده شود که این پژوهش ها با چهرویکردی به مسئلهٔ ماهیت دولت در دورهٔ پهلوی اول پرداخته اند؟ چه جنبه یا جنبه هایی از مسئله برای آنان اهمیت بیشتری داشته است؟ چه جنبه و یا جنبه هایی نادیده گرفته شده اند؟ و یک دیدگاه تلفیقی را ارائه کنیم.

روش این پژوهش روش فرانظریه است. در این پژوهش رویکرد ما آسیب شناسانه است و در جستجوی خلأها، نارسایی ها، ناهماهنگی ها در حوزه ی روش، موضوع و مسائل و تبیین آنها در پژوهش های انجام شده هستیم.



[1] - عضو هیأت علمی (دانشیار)گروه جامعه شناسی پژوهشکدهٔ امام خمینی و انقلاب اسلامی

نشانی اینترنتی:   mohammadsalar.kasraie@gmail.com


فایل های ضمیمه


( ۱ )

نظر شما :