گزارشی از نشست تخصصی راهکارهای توسعه نقد ادبی

۲۸ بهمن ۱۳۹۱ | ۱۶:۵۰ کد : ۶۰۱۲ خبر و اطلاعیه
تعداد بازدید:۱۴۴۸

نشست راهکارهای توسعه نقد ادبی در ایران 17 بهمن در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و با همکاری انجمن علمی نقدادبی ایران و ریاست جمهوری (معاونت علمی و فناوری) برگزار شد .

آنچه در ادامه می خوانید خلاصه مباحث مطرح شده در این نشست است:

مقدمه

نشست توسعه راهکارهای نقد ادبی در ایران حاصل تعامل سه نهاد است :

          دبیرخانه ممیزی توسعه علوم

          انجمن علمی نقد ادبی ایران

          پژوهشگاه علوم انسانی و توسعه فرهنگی

در سال1390 طرح پژوهشی «ممیزی نقد و دانش نقد ادبی در ایران» به سفارش «دبیرخانه ممیزی توسعه علوم» و در «انجمن علمی نقد ادبی» انجام پذیرفت. طرح مذکور درپی بررسی سه مسأله بنیادین بوده است :

          وضع موجود نقد ادبی در ایران

          چشم انداز آینده نقد ادبی در ایران

          اولویت ها، راهبردها و الزامات نقد ادبی در ایران

با پیشنهاد دکتر زهرا حیاتی، مجری طرح و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشگاه اجرای بخش هایی از نتایج طرح فوق را در برنامه پنج ساله خود قرار داد. به همین منظور طرح پایان یافته در اختیار استادان و کارشناسان نقد ادبی قرار گرفت تا درباره راهکارهای توسعه نقد ادبی در ایران و باتکیه بر امکانات و توانمندی های به بحث و گفتگو بپردازند .

 

گزارش دبیر نشست در ابتدای جلسه

•          دکتر زهرا حیاتی :

 

«توسعه نقد ادبی» در تقابل با «توسعه نیافتگی جریان نقد ادبی» و با عنایت به مشخصه های «توسعه فرهنگی» تعریف می شود. تأکید معنای لغوی و اصطلاحی «توسعه » development بر خروج از نابرابری ها و ناهماهنگی های جامعه سنتی و ایجاد تغییرات منظم، بابرنامه، روشمند و چندبعدی در حوزه-های شناختی و ادراکی است. بنابراین برای درک مفهوم توسعه نقد ادبی، بررسی همه جانبه موضوع ضروری است و در طرح پژوهشی مورد بحث نیز پنج حوزه با شاخص های کمی و کیفی بررسی شد .

 

حوزه های بررسی شده

          سرمایه های انسانی

          تولیدات علمی

          وضعیت آموزشی و پژوهشی

          عملکرد انجمن ها، همایش ها و حوزه های مجازی

          اختصاص اعتبارات مالی و اقتصادی

 

از میان موردهای مطالعاتی فوق،‌ تولیدات علمی به کتاب ها، مقالات، پایان نامه ها و طرح های پژوهشی ناظر است؛ و از آنجاکه عمده ترین فعالیت های پژوهشگاه به طرح های تحقیقاتی اختصاص دارد، پرسش اصلی پژوهشکده ادبیات در این نشست، نقش طرح های پژوهشی در توسعه نقد ادبی و راهکارهای آن است.  مقایسه نتایج بررسی کتاب ها، مقالات، پایان نامه ها و طرح های پژوهشی نشان می دهد فاصله کمّی طرح های تحقیقاتی و مبتنی بر برنامه ریزی گروهی و سازمانی با دیگر تولیدات علمی بسیار اندک است و تقریبا نهادینه کردن جریان مطالعاتی نقد از هیچ پشتوانه ای در این زمینه برخوردار نیست .

 

نمونه نتایج برآمده از تحلیل طرح های پژوهشی

          غلبه نقدهای عملی بر نقدهای نظری با فاصله 75% به 25 %.

          نابرابری پژوهشگران زن و مرد .

          کاهش طرح های تحقیقی مرتبط با نقد در دهه هشتاد .

          فقدان مراکز تحقیقی یا طرح های پژوهشی مرجع در زمینه نقد ادبی .

به همین جهت پژوهشگاه بخشی از برنامه پنج ساله خود را به طرح های پژوهشی مرتبط با نقد ادبی اختصاص داده و دو راهبرد اولیه را تصویب کرده است .

 

راهبرد پژوهشکده ادبیاتِ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

          تعریف کلان طرح پژوهشی «مطالعات نقد »

          تشکیل «کارگروه نقد ادبی »

 

برنامه های کارگروه مطالعات نقد در طرح اولیه

          اجرای 35تا40 طرح پژوهشی مرتبط با نقد ادبی تا پایان سال 1396 (براساس تعداد اعضای هیأت علمی که در کارگروه مشارکت کرده اند: 7نفر با اولویت اول و 1نفر با اولویت دوم )

          تصویب دست کم ده پایان نامه کارشناسی ارشد و ده رساله دکتری مرتبط با نقد ادبی تا پایان سال1396 (تصویب دو پایان نامه و رساله مرتبط با نقد ادبی در سال ).

          تألیف 35 تا40 مقاله علمی-پژوهشی مرتبط با نقد ادبی تا پایان سال1396. (براساس تعداد اعضای هیأت علمی که در کارگروه مشارکت کرده اند: 7نفر با اولویت اول و 1نفر با اولویت دوم )

          توزیع طرح های پژوهشی مرتبط با نقد در حوزه نقد عملی و غالبا در زمینه متون منثور .

 

چکیده سخنرانی ها

 

•          دکتر امیرعلی نجومیان :

ده چالش پیش روی نقد ادبی در ایران

در طرح تحقیقی ممیزی نقد و دانش نقد ادبی در ایران، حدود 30صفحه به بیان فهرست وار مؤلفه ها، آسیب ها و راهکارهای توسعه نقد ادبی پرداخته شده است. باتکیه بر طرح و در بازبینی آن می توان چالش های پیش روی نقد را در یک دسته بنده ده گانه ارائه کرد .

 

          تعریف نقد ادبی

          گسست درونی نقد ادبی

          گسست درون پژوهش نقد ادبی

          چالش روش شناسی

          فرهنگ نقد ادبی

          چالش های نشر

          چالش منابع علمی

          مراکز یا نهادهای علمی

          عدم توجه به نیازهای آکادمیک، گفتمانی  و اجتماعی

          جایگاه نقد ادبی در جایگاه عام اجتماعی و جامعه علمی

برای هریک از چالش های فوق با یک آگاهی علمی می توان راهکارهایی ارائه داد؛ برای مثال :

1.        در مواجهه با چالش تعریف نقد باید این امر را پذیرفت که تعریف واحدی از نقد وجود ندارد؛ و فرایندهای مختلفی در نقد حضور دارند که هرکدام در حوزه دلالتی خود کاربرد دارند. مانند

•          محک زنی

•          سنجش و ارزیابی

•          عیب یابی و انتقاد

•          ستایش و معرفی

•          افشا و برملاسازی

•          تحلیل و توصیف

•          تغییر و اصلاح

•          خوانش متعارض

•          تخریب متن

 

2.        گسست درون نقد بیشتر میان دو حوزه آموزش نقد ادبی و پژوهش نقد ادبی وجود دارد و بهترین راهکارهای رفع این چالش عبارتند از :

•          تأسیس گرایش، رشته و هسته های تخصصی

•          تأکید بر ماهیت بینارشته ای فعالیت ها مانند مطالعات تطبیقی

•          توسعه ارتباط گروه ها

•          ترویج آموزش نگارش نقادانه مانند مقاله استدلالی

•          ایجاد تعادل میان نگارش خلاق و نگارش نقادانه

•          آموزش نقد در سطح گسترده تر از جامعه علمی و دانشگاهی

 

3.        گسست میان نقد دانشگاهی و نقد بیرون دانشگاهی از ویژگی هایی است که بیشتر در نقد ادبی ایران دیده می شود و با نمونه های جهانی آن متفاوت است. راه حل  این است که :

•          استادان کارگاه های خارج از دانشگاه تشکیل دهند .

•          استادان مقاله خود در مجلاتی بامخاطب عام چاپ کنند .

•          مجلات دانشگاهی در سطح جامعه توزیع شود .

4.        چالش روش شناسی به حلقه گمشده میان نظریه و نقد عملی یعنی روش ناظر است. برای رفع این مشکل دو راه وجود دارد :

•          تمرکز بر مسأله روش براساس نظریه به جای ذوقی کردن نقد

•          پذیرش این امر که می توان از اصول روش شناسی متفاوتی پیروی کرد: مانند نقد روشمند؛ نقد فراروشی؛ نقد بینارشته ای؛ نقد رویکردهای آمیخته

5.        فرهنگ نقد ادبی در دانشگاه ها متأثر از روابط و مناسباتی است که ما در جامعه و زندگی روزمره داریم.  حل این مسأله در تربیت منتقد و ترویج تفکر انتقادی است که اجرای آن در محیط های دانشگاهی از طرق زیر محقق می شود :

•          اجرای طرح های مرتبط با نقد ادبی به صورت گروهی

•          کاهش مناسبات قدرت در زمینه پژوهش های مرتبط با نقد ادبی

6.        چالش های نشر که از عدم برنامه ریزی های هدفمند و ناشناخته ماندن نیازها برآمده اند با سیاست-ها و برنامه های زیر قابل حل خواهند بود .

•          توجه بیشتر به منابع دست اول بهجای اقبال فراوان به ترجمه

•          جای دادن رساله های دانشگاهی در یک ساختار کلان مرتبط با نقد و درون گفتمان اجتماعی

•          تأکید بر تألیف های نظری با رویکردهای تشویقی

•          تدوین مقالاتی که رویکردهای نقد ادبی را درباره متون فارسی به کاربندد

•          نشر آثار نظری و عملی نقد به زبان های غیر فارسی

•          تدوین برنامه های درازمدت پژوهشی در گروه های ادبیات فارسی

7.        کمبود منابع علمی با راهکار زیر رفع خواهد شد .

•          تأسیس کتابخانه تخصصی نقد ادبی

8.        کمبود مراکز و نهادهای علمی که در زمینه مسائل مرتبط با نقد ادبی احساس تعهد کنند. نهادینه سازی جریان نقد با فعالیت های زیر محقق می شود .

•          فعال تر شدن انجمن نقد ادبی که تنها مرکز مرتبط با نقد ادبی است

•          تشکیل کارگروه های تخصصی مشابه کارگروه مطالعات نقد که در پژوهشگاه علوم انسانی فعالیت خود را آغاز کرده است .

9.        تعریف نقد بومی و توجه به نیازهای آکادمیک، گفتمانی و اجتماعی ایران از معضلات دیگری است که غالبا تصور می شود با استقلال نظریه همراه است. این چالش با درک و شناسایی چارچوب های نظری ادبی جهان رفع خواهد شد. برای پیدا کردن الگوهای مرتبط و مورد نیاز نقد برای فضای فرهنگی و آثار ادبی ایران باید در زمینه های زیر سرمایه گذاری کرد .

•          مطالعات فرهنگی: مطالعات گفتمانی، مطالعات هویت، نشانه شناسی فرهنگی و ...

•          نقد پسا استعماری: ایدئولوژی، قدرت،‌ ملیت، جریان روشنفکری، مطالعات مهاجرت، خود/دیگری و ...

•          طرح نظریه در یک فضای گفتمانی: مطرح کردن بن مایه نظریات در مجله های تخصصی، نشست ها، مناظره ها و میزگردها

10.      تعریف نشدن جایگاه نقد ادبی در جامعه غیر علمی با تسری دادن جریان نقد به حوزه های دیگر قابل رفع است؛ مانند

•          استفاده از نقد به معنای توانش خواندن متن در تحلیل هر نوع متن اعم از ادبی یا غیر ادبی؛ مانند حقوقی، پزشکی، روانشناسی، فلسفه، جامعه شناسی، رسانه های غیر کلامی مثل سینما، موسیقی، نقاشی، عکس، معماری و ...

•          برگزاری کارگاه های نقد برای رشته های دیگر دانشگاهی؛ مانند آموزش نشانه شناسی برای محققان معماری

 

•          دکتر حسینعلی قبادی :

 مطالعه راهکارهای نقد ادبی به مثابه نگاشت نهادی برای افق های آینده

 

با مطالعه راهکارهای توسعه نقد ادبی می توان استعدادهای انسانی و سرمایه های اجتماعی را در حوزه نقد ادبی کشف کرد و بر اساس آن طرح تقسیم کار تخصصی ملی را پی ریزی کرد. از استلزامات این طرح داشتن مبانی نظری و روشمندی است .

 

مقدمات شکل گیری طرح تخصصی ملی برای توسعه نقد ادبی

          درک شرایط محیطی

          درک نقاط قوت

          شناخت نقاط ضعف

          فهم فرصت ها

          شناخت تهدیدها

در توسعه نقد ادبی ضروری است مناسبات میان نقد ادبی موجود در ایران و جهان تعریف شود؛ نظریه های متناسب با متون فارسی از میراث های ادبی استخراج شود؛‌ و در یک جمع بندی، پشتوانه های فرهنگی و ادبی جایگاه خود را در شبکه دانش جهانی تعیین کند .

 

عناصر اساسی در طرح های مرتبط با توسعه نقد ادبی

          انباشت دانش

          تربیت سرمایه های انسانی

          توجه به روش

          تشکیل ساختارهای فرهنگی و اجتماعی

 ده راهکار پیشنهادی برای برون رفت از موانع توسعه نقد ادبی

1.        بازشناسی آثاری که نقطه عطف مطالعات ادبی بوده اند: مانند تفسیر مثنوی فروزانفر که باعث شد شرح مثنوی از ابن عربی زدگی عبور کند

2.        توسعه متوازن آموزش و پژوهش در حوزه نقد ادبی

3.        انجام مطالعات بنیادی و تحلیلی در سطح کلان بدون دولتی کردن آن

4.        تقویت و ارتقای جایگاه رشته زبان و ادبیات فارسی در مجامع علمی و دانشگاهی

5.        ظرفیت سازی برای آزاداندیشی

6.        ارتقای سطح کیفی آموزش های حوزه نقد ادبی

7.        روزآمدسازی اساتید و سامان بخشی نقد

8.        تقویت رویکردهای میان رشته ای

9.        تقویت مهارت آموزی در نظام آموزشی

10.      توقیت انگیزه و شکل دهی نظام برانگیزانندگی برای دانش آموختگان رشته نقد ادبی

 

•          دکتر حمیدرضا شعیری :

نقدشناسی نقد

 

          باید به مناسبات میان نقد و گفتمان توجه داشت :

 

-           نقد دارای یک ابژه است .

-           ابژه نقد زبان ادبی است .

-           زبان ادبی نوعی گفتمان است .

-           تولید ادبی محصول یک زبان گفتمانی است که به کارگرفته می شود .

-           راه دوری از نقد عمومی و سلیقه ای، پایبندی به دیدگاه گفتمانی است .

-           ساز و کار بررسی گفتمان روایی با مطالعه گفتمان غیر روایی یکی نیست .

-           در یک گفتمان با وی‍‍ژگی های دالی و روابط صوری عناصر درون زبانی مواجهیم؛ و در گفتمان دیگر دال بی اهمیت است و تأکید بر روابط مدلول ها و درونه های زبانی است .

-           در نقد باید پرسش کنیم: ادبیات چگونه یک گفتمان را تشکیل می دهد؟ در گفتمان جریان معناسازی چگونه شکل می گیرد؟

-           متن در پی جریان معناسازی است که از پیش وجود ندارد و یک جریان زنده است .

-           با هر بار خواندن متن معناسازی مجددا شکل می گیرد .

-           هر متنی این فرصت را دارد که دوباره بررسی شود .

-           گفته پرداز ادبی درپی وارونه نمودن نشانه است تا نسبت به آن تردید ایجاد کند .

-           گفته پرداز ادبی با ایجاد تردید در نگاه های قطعی، نگاه های ممکن را پیشنهاد می کند .

 

          نقد ادبی باید خود را با بازسازی گفتمانی تطبیق دهد :

 

-           متن در درون خود فعال است و اشکال نقد این است که توسط ژرف ساخت ها فریب می خورد .

-           نقد خوب نقدی است که چشم انداز جدیدی از متن به خواننده ارائه دهد .

-           از آسیب های نقد این است که در بیشتر موارد از صورت های متنی غافل می شود و براساس معنی و مضمون برگرفته از تصمیم ناقد پیش می رود.  وقتی ژرفای متن با تخیل ناقد گره می خورد نقد با متن بیگانه است .

-           در نقد مبتنی بر دیدگاه گفتمانی،‌ناقد خود یکی از عوامل گفتمان است؛ یعنی آنقدر به متن نزدیک می شود که خود را در درون مذاکره زبانی احساس می کند .

 

          ویژگی های نقد گفتمان محور :

 

1.        مطالعه یک جزء یا قطعه گفتمانی کوچک؛ با پرهیز از حرکت مکانیکی و با تأکید بر ویژگی هایی که از خود گفتمان بیرون می آید .

2.        درک تمایز شناخت و دانش در عمل نقد؛ اینکه  نقد ادبی نمی تواند به بررسی دانش متن محدود باشد و باید به شناخت و تجربه ای که در حین خواندن متن شکل می گیرد اتکا کرد .

3.        توجه به ماهیت بیناگفتمانی وبینانشانه ای نقد؛ زیرا متن در نظام بینانشانه ای قرار دارد و گفتمان یعنی پیوستار نشانه هایی که در هم تنیده اند و در طول تاریخ متحول شده اند. هر گفتمان ماهیت بیناگفتمانی و تراگفتمانی دارد .

4.        توجه به بستر موقعیتی و بافتی متن؛ زیرا متن در موقعیت های گفتمانی و تاریخی تولید و دریافت می-شود .

5.        توجه به واقعیتی که در بستر گفتمان خلق می شود به جای واقعیت خارج از متن؛ چون نشانه ها صورت هایی هستند که از واقعیت فاصله می گیرند و واقعیت دیگری را خلق می کنند. درواقع نقد یک دروغ زیباشناختی و اگزیستانسیالیستی است .

6.        در نظر گرفتن گفتمان های کنش محور و شوِش محور؛ در متن های کنش محور قهرمان می داند که چه می خواهد و برای آن برنامه دارد؛ ولی گفتمان های شوشی به ارتباط پدیداری و حسی-ادراکی سوژه مبتنی هستند .

7.        کشف نظام کلاسیک و مدرن و پست مدرن در متن؛ در بسیاری از گفتمان ها جهت گیری قهرمان مشخص است و در بسیاری دیگر مخاطب با دخالت خود گفتمان را سامان می دهد تا بتواند به شگردهای آن پی ببرد .

8.        توجه به ماهیت تعاملی گفتمان؛ و اینکه گفتمان  تک محور و مرکز گرا نیست و محل تلاقی هویت ها یا فرآیند بحران هویت است. گفتمان ها وضعیتی سیال و تودرتو دارند و منتقد نمی تواند به یک نقطه اتکا کند .

9.        گذر از بعد سوژه محوری گفتمان ها و توجه به دگرمحوری؛ یعنی معنای گفتمانی براساس روابط من و دیگری شکل می گیرد و هر گفتمانی از مرز خود می گذرد و تا عمق دیگری پیش می رود .

10.      توجه به همه سونگری گفتمان؛ به این معنا که در نقد ادبی نباید مستقیم نشانه را دید و می توان نشانه را وارونه کرد تا خوانش جدیدی از متن محقق شود .

 

 

 

 





نظر شما :