گزارش نشست علمی «جامعه شناسی کوته بین؛ مطالعه موردی نظریه جامعه کلنگی»

۱۲ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۱:۲۰ کد : ۱۸۵۰۰ خبر و اطلاعیه گزارش نشست ها و سخنرانی ها
تعداد بازدید:۸۲

پژوهشکده نظریه پردازی سیاسی و روابط بین الملل سه شنبه 5 شهریورماه 1398، نشست علمی «جامعه شناسی کوته بین؛ مطالعه موردی نظریه جامعه کلنگی» را با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین داود مهدوی زادگان برگزار کرد.
مهدوی زادگان در آغاز بحث گفت: درباره جامعه ایرانی از منظر جامعه شناسی نظریه ها و تحلیل های مختلفی در یکصد سال اخیر ایراد شده است. برخی از این نظریات مقطعی است و در گذر زمان به فراموشی سپرده می شود و برخی از آنها به دلیل قوت محتوایی شان ماندگارترند. نظریه غربزدگی آل احمد از جمله نظریه پردازی های جامعه شناختی ایران است. دکتر محمد علی همایون کاتوزیان، استاد ایرانی مقیم انگلستان از جمله جامعه شناسانی است که عمر دانشگاهی خود را صرف تحلیل علمی جامعه ی ایرانی کرده است و تاکنون در این راه نظریه های جامعه شناختی متعدد به هم پیوسته ای ارایه کرده است. جدیدترین آن ، نظریه « ایران ، جامعه کوتاه مدت » یا نظریه « جامعه کلنگی » است. وی در سال 1390 این نظریه را در کتابی با همین عنوان  ایران ، جامعه کوتاه مدت (1390 نشر نی ) بیان کرد.
وی ادامه داد: کاتوزیان این نظریه را در مقالات و یادداشت ها و مصاحبه ها و گفت گوهای زیادی با وی انجام شده است ، پی گرفته است . چند مقاله و گفت و گو از کتاب « فرهنگ. تاریخ. سیاست » ( 1396 ، شرکت سهامی انتشار ) مربوط به همین نظریه است. همچنین کتاب در جست و جوی جامعه بلند مدت ( 1393 ، نشر نی ) حاصل سه جلسه مصاحبه با ایشان پیرامون این نظریه است. از این جهت او توانسته توجه محافل علمی ایران را به نظریه جامعه کلنگی جلب کند و محل رجوع و مباحثات علمی قرار دهد. گرچه هر نظریه ای که بتواند محافل علمی را مورد توجه خود قرار دهد، ارزش مطالعه را پیدا می کند؛ لیکن تصمیم نگارنده بر مطالعه انتقادی در این چار چوب نیست. بلکه اهمیت پرداختن به نظریه جامعه کوتاه مدت در این گفتار از افق مطالعه انتقادی پیرامون مسأله « روشنفکران ایرانی و انقلاب اسلامی » است. روشنفکران ایرانی در فهم و بر قراری نسبت با پدیده ها و رویدادهای سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی عمدتاً بر پایه نظریه های جامعه شناختی عمل می کنند. از این رو ، برای فهم چگونگی مواجهه روشنفکران ایرانی با واقعه و گفتمان انقلاب اسلامی، مطالعه نظریات رایج جامعه شناسی در محافل علمی اهمیت پیدا می کند. چنانکه مطالعه موردی  نظریه جامعه کلنگی دکترکاتوزیان از همین بابت اهمیت پیدا کرده است.
مهدوی زادگان تأکید کرد: خوش اقبالی کاتوزیان است که نظریاتش در محافل علمی مورد نقد بررسی قرارگرفته است. نظریه «ایران، جامعه کوتاه مدت» وی در همین سه چهار سال اخیر در نشست های مختلف از سوی استادان و پژوهشگران زیادی مورد بازخوانی و نقد قرارگرفته است. از جمله می توان به برگزاری نشست هایی در دانشگاه تهران، دانشگاه تربیت مدرس، پژوهشگاه علوم انسانی و انجمن جامعه شناسی، اشاره کرد. از این رو، نقد و بررسی نظریه ای که تا این اندازه مورد توجه واقع شده است، دشوار خواهد بود. چون باید مطالبی بیان شود که دیگران نگفته باشند و تازگی خود را داشته باشد. البته عمده دیدگاه‌هایی که پیرامون این نظریه مطرح شده است هم ذات پندارانه بوده است و بیشتر به استقبال آن رفته اند و در مبانی نظریه مانند استبداد شرقی و توسعه نیافتگی جامعه ایرانی با کاتوزیان اختلاف نظر چندانی ندارند. کمتر شده که این نوع جامعه شناسی اُبژه تحقیق قرار گیرد و از این زاویه، مفاهیم کلیدی و اصول و رویکرد صاحب نظریه بررسی شود ولی در عین حال بر تعلق خاطر صاحب نظریه جامعه کلنگی به مرام مارکسیستی و عدم آگاهی جامع از تاریخ ایران تاکید شده است. برخی هم که در مقام نقد آن برآمدند ولی بیشتر به نقد سخن منتقدان پرداخته اند. گرچه ارایه نظریه بدیل ارزش کار منتقدین را دو چندان می کند ولی اگر هم نقد عاری از نظریه بدیل باشد، چیزی از ارزش نقد نمی کاهد.    
وی افزود: عنوانی که برای این گفتار انتخاب شده (جامعه شناسی کوته بین) ایهام دارد و در این کار هم تعمدی وجود دارد. زیرا در پی اشاره به دو ساحت بحث است. یکی نقدی است که بر این نوع جامعه شناسی ها داریم و دیگری یافتن محمل و جایگاه مناسبی برای آن در مطالعات علمی است. طبعاً ساحت دوم می تواند بدیلی برای این نظریه محسوب شود. «کوته بین» در ساحت اول ، وصفی برای خود جامعه شناسی است؛ یعنی جامعه شناسی که موضوعات پژوهشی خود را آنچنان که هست نمی بیند بطوری که برخی امور راکوتاه و برخی دیگر را بلند می بیند. در این صورت ، پرسش اصلی آن است که چگونه است که جامعه شناسی کوته بین می شود. اما کوته بین در ساحت دوم ، وصفی برای موضوع شناسایی است و نه وصف جامعه شناسی؛ یعنی جامعه شناسی که امور کوته را می بیند. در این صورت ، پرسش از صدق تشخیص است. آیا آن جامعه کوتاه مدت عینی همین است که دیده شده یا آنکه جامعه کلنگی چیز دیگری است. بنابر این، نقد ما بر نظریه جامعه کلنگی در دو ساحت هویت و کاربست جامعه شناسی خواهد بود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: دغدغه یا مسأله دیرینه کاتوزیان توسعه نیافتگی ایران است. وی چنانکه خود گفته است از چهل سال پیش که کتاب « اقتصاد سیاسی ایران » را منتشر کرده تا کنون کوشیده در پرتو نظریه پردازی مختلف به چرایی این مسأله پاسخ دهد. بنابر این، نظریه جامعه کوتاه مدت ایران » یا « جامعه کلنگی ایران » ریشه در تحقیقات گذشته وی دارد و به مرور به آن رسیده است . وی روش مطالعه خود را قیاس دقیق با تاریخ اروپا اعلام می کند ( در جستجوی جامعه بلند مدت، 1396 : 15 ). این نظریه برمفاهیم کلیدی استبداد، قانون، جانشینی مستمر، قدرت شاه و طبقه اشراف، مالکیت و انباشت ثروت استوار است. تکیه اصلی نظریه جامعه کلنگی نظریه مادر؛ یعنی استبداد شرقی است. جامعه ایرانی چون استبدادی است، کوتاه مدت می شود. درواقع، کاتوزیان به یکی از ویژگی های جامعه استبدادی می پردازد و از این جهت، یک نظریه فرعی تلقی می شود. اما تبیین این کوتاه مدت بودن از طریق مطالعه قیاسی به دست می¬آید؛ مقایسه «دقیق» جامعه ایرانی با تاریخ اروپا. وی در این مقایسه، سه مشکل اساسی را که در جامعه ایرانی وجود دارد ولی در اروپا نیست، بازخوانی می کند:
1 . مشکل مشروعیت و جانشینی؛  قوانین جانشینی در اروپا همواره پایدار بوده است و همیشه به نخست زادگی
( فرزند اول ) می رسد ولی در ایران چنین نیست. اما در ایران هیچ قانون تخطی ناپذیر وجود ندارد. مهم مستعد فره ایزدی بودن است که امر اکتسابی است.  شبیه نظریه ولایت فقیه در دولت اسلامی که ولی را مظهر اراده خداوند  می داند .
2 . بی اعتباری جان و مال؛ چون شاه نماینده خداوند است به جامعه پاسخ گو نبود و کسی نمی توانست مدعی حقی شود. هیچ قانونی نمی تواند قدرت شاه را محدود کند مالکیت خصوصی بی معنا می شود. این امر، وضعیت          نا امنی در جان و مال را پیش می آورد.
3 . مشکل انباشت و توسعه؛  انقلاب صنعتی نتیجه انباشت دراز مدت سرمایه تجاری و بعد سرمایه صنعتی بود.       به نظر اسمیت هر پس انداز کننده ای دوست و هر اسراف کننده ای دشمن جامعه است. اما این انباشت سرمایه نباید دچار هراس از غارت و مصادره اموال شود. چنان که بورگ ها از دست اندازی فئودالها در امان بودند. ولی در ایران چنین نبود. چون در ایران ترس از غارت و مصادره اموال حاکم است. لذا در چنین جامعه تحلیل اخلاق پروتستانی وبر وجود ندارد.
 نقد در ساحت منطق دانش ؛
-  مطالعه قیاسی شبه نظریه یا لااقل نظریه فرعی است.
- مطالعه اروپایی کاتوزیان مقرون به واقعیت نیست. این جنبه از بحث تقریباً از نظر منتقدین دور مانده است. متأسفانه گزارش کاتوزیان از تاریخ اروپا به شدت سلیقگی یا گزینشی و قدسی است. اساساً نظریه اخلاق پروتستانی ماکس وبر، رقیب اثبات شده نظریه جامعه کلنگی است . به درستی برخی این نظریه را مارکسیستی می دانند. لذا کاتوزیان نظریه اخلاق پروتستانی را بر نمی تابد. ثانیاً گیرم که جانشینی تضمین شده بود، ولی ربطی به کوتاه و بلندی جامعه ندارد. ثالثاً اشراف سد توسعه بودند و نه عامل توسعه. آنان مانع پویایی جامعه بودند. و اساساً پویایی در تغییر جانشین و مالک است. امرهمیشه ثابت، انگیزه پیشرفت را می گیرد. رابعاً عامل توسعه بورژواهای فراری از اشراف بودند. بورگها در قلعه های آزاد و رها از سلطه فئودالها زندگی می کردند و رعیتهای ستم دیده به این قلعه ها پناه می بردند. خامساً انباشت ثروتی که در توسعه اروپایی نقش موثری داشت، پول بود و نه زمین. و این نوع انباشت ثروت از ناحیه اشراف و نجیب زادگان به شدت مورد تهدید و غارت واقع می شدند. به همین خاطر، بورگ ها مسأله آزادی و قانون و مالکیت شخصی را همزمان مطرح کردند. نتیجه اینکه فرضاً نبودن مشکل مشروعیت و جانشینی در اروپا را بپذیریم ولی این امر دخالتی در توسعه اروپا ندارد بلکه سد راه بود. دولت های مطلقه قانون گرا  مانند حکومت کرامول (1649– 1658م)  و طبقه بورژوا عامل توسعه بودند. سلطنت هم پس از پذیرش مشروطیت در مسیر توسعه قرار گرفت اما تحلیل کاتوزیان از تاریخ جامعه ایرانی غیر واقع بینانه است. او نسبت‌هایی به مردم ایران می دهد که ناتوان از اثبات آن است. و جالب آن است که از منتقدین خود می خواهد که اگر قبول ندارید استدلال کنید. در این باره نقد های زیادی بیان شده که فی الجمله پذیرفتنی است.
اول؛ اینکه تداوم جامعه را وابسته به سه مسأله جانشینی و بی اعتباری جان و مال و انباشت سرمایه دانستن محل بحث است و سخن کاتوزیان در این باره کافی و مستدل نیست. عوامل زیادی برای بلندی جامعه ایرانی وجود دارد مانند دین و روحانیت، اخلاق، شریعت، زبان، تاریخ، وجود پیوند های قومی.
دوم؛ چگونه ممکن است که جامعه ای کوتاه مدت باشد ولی تمدنی عمیق و بلند مدت را پایه گذاری کند.  
سوم؛ کاتوزیان نقش شریعت و فقه اسلامی در تحدید جور سلاطین را ناچیز شمرده است. این عقیده کاملاً نادرست است.
چهارم؛ تغییر مستمر طبقه اشراف و نجیب زادگان با نبود چنین طبقه فرق می کند. چنین تغییری در اروپا هم وجود دارد. چنانکه خود ایشان هم به این امر معترف است. پس چگونه است که تغییر در اینجا موثر است ولی در آنجا غیر مؤثر است.
مهدوی زادگان در مورد «نقد در ساحت کاربست دانش» گفت: فرض ما بر این است که برای دیدن جامعه بلند مدت به جامعه شناسی بلند نظر نیاز است. اگر دانشی قادر به دیدن بلندای یک جامعه کهن یکپارچه نیست بهتر است به مطالعه همان خاستگاه اجتماعی بومی خود بسنده کند و همان جامعه کوتاه مدت خود را ببیند. جامعه شناسی مدرن همه جوامع غیر مدرن را ناچیز و کوتاه می بیند. در حالی که جوامع غیر مدرن بزرگی خود را دارند. پس باید برای دیدن جوامع بلندی چون جامعه ایرانی، جامعه شناسی بلند نظر تأسیس کرد و الا با جامعه شناسی مدرن فقط می توان جامعه مدرن را تحلیل کرد. چون در اصل ساخت جامعه مدرن بر کوتاه بودن استوار است. به عبارت دیگر، کوتاه بودن لازمه مدرن بودن است. هیچ چیزی در مدرنیته مستمر و همیشگی نیست. بی جهت نیست که مارشال برمن در توضیح عنوان کتابش (تجربه مدرنیته) این جمله مارکس را انتخاب کرده است:
هر آنچه سخت و استوار است ، دود می شود و به هوا می رود
بر این اساس، اگر بخواهیم محملی علمی برای نظریه جامعه کلنگی دکتر کاتوزیان به دست آوریم؛ باید گفت، آنچه که او درباره جامعه ایران گفته است مربوط به جامعه مدرن ایرانی است. این سخن، نه از آن رو است جامعه مدرن ایرانی تازه تاسیس است بلکه از آن رو است که اوصافی که وی برای جامعه کوتاه مدت ذکر کرده است با جامعه مدرن ایرانی مطابقت دارد.

 


نظر شما :