گزارش اولین نشست از سلسله نشست های علمی «نقش خانواده در گذر ایمن از فضای مجازی»

۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۲ کد : ۱۸۲۱۴ خبر و اطلاعیه گزارش نشست ها و سخنرانی ها
تعداد بازدید:۳۰۵

به همت گروه پژوهشی مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات اجتماعی اولین نشست از سلسله نشست های علمی «نقش خانواده در گذر ایمن از فضای مجازی» در روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، برگزار شد.
در ابتدای نشست دکتر بهاره نصیری، عضو هیأت علمی گروه پژوهشی مطالعات زنان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به فرصت هایی که فضای مجازی برای خانواده ها ایجاد کرده، اشاره کرد و گفت: با ظهور فضای مجازی برای اولین بار شاهد شکل‌گیری حافظه خانوادگی با ویژگی‌های خاص، یعنی حافظه خانوادگی عمومی شده هستیم. به این معنا که تمامی رخدادهای ریز و درشت خانواده‌ها در حال مستند شدن است و خانواده مستند شده در ایران در حال ظهور است. همچنین افراد در فضای مجازی به تمرین گفت‌وگو می‌پردازند. جنس این گفت‌وگوها مبتنی بر اطلاع از دانش‌های روز، مانند جدیدترین یافته‌های علمی درباره وزن، آرایش، بهداشت و سلامت، آموزش، شیوه‌های فرزندپروری، همسرداری و... است.امروز افراد با حضور در شبکه‌های اجتماعی خوانا و نویسا (افزایش مهارت خواندن و شنیدن) شده‌اند؛ به‌طوری‌که روزانه ده‌ها و شاید صدها متن خوانده و نوشته می‌شود.
وی در ادامه با نگاهی بر نظریه مارشال مک لوهان، بر دوره‌های ارتباطی در ایران اشاره کرد و گفت: ارتباطات انسانی تاکنون سه دوره را پشت سر گذاشته است:
 دوره اول: ارتباطات شفاهی؛
 دوره دوم: ارتباطات مکتوب؛
 دوره سوم: ارتباطات الکترونیکی.
اگر نگاهی به دوره‌های ارتباطی در ایران بیندازیم، خواهیم دید که در ایران به‌صورت جهشی از دوران ارتباطات شفاهی وارد دوران ارتباطات الکترونیکی شدیم و این جهش به دلیل تأخیر در ورود صنعت چاپ به کشورمان روی داده است؛ بنابراین، شهروندان ایرانی فرصت عادت به کتبی شدن را از دست دادند و بدون بهره‌مندی از سواد پایه (سواد رسانه‌ای، سواد فرهنگی، سواد بصری و...) وارد عرصه پسامدرن تصویر شدند. اگر به شهروندان ایرانی گفته شود که دو راه برای کسب خبر درباره موضوعی پیش روی شماست: اول، دریافت اطلاعات به‌صورت شفاهی از برنامه خبری رادیو، تلویزیون یا سخنرانی و دوم، دریافت خبر به‌صورت مکتوب از روزنامه یا مجله و سپس سؤال شود شما کدام راه را انتخاب خواهید کرد، پاسخ اکثر ایرانی‌ها دریافت اطلاعات از راه اول است؛ چراکه این پاسخ ریشه‌ای تاریخی دارد. ایرانی‌ها یک‌باره از پای منبر و سخنرانی (ارتباطات شفاهی) و درحالی‌که به ارتباطات مکتوب عادت نکرده بودند، به استقبال رسانه‌های الکترونیک (ارتباطات الکترونیکی) رفتند و بدین ترتیب ناخودآگاه به جهان تصاویر پرتاب شدند.
در ادامه دکتر محمد سلطانی فر، عضو هیأت علمی دانشگاه با نگاهی به سه نسل AوBوC خانواده ها در فضای مجازی، به برخی از خصوصیات نسل C اشاره کرد و گفت: نسل C نسلی است که عمدتاً متولدین سال های ۱۹۸۰ به بعد (۱۳۶۰ به بعد) با پدیده های تبلت، آی پد و ... هستند که دارای ویژگی هایی چون: تفرد، زندگی سلولی، عقلانیت فرد،کسب منافع و علایق (خصوصیات پست مدرن ها)، خانواده مرکز ثقل آنها نیست، باورها و آموزش های خود را از فضای وب می گیرند، غیر تشریفاتی و غیر اجتماعی هستند، تلفن همراه و سایر ابزارهای ارتباطی محور زندگی انهاست، بی موبایل هراسی دارند (no-mo.phone)، دارای هویت موبایلی، نفی هویت های اجباری و پذیرش هویت های انتخابی و مجازی هستند، بین ۸ الی ۱۵ ساعت از زندگی روزانه خود را در وب و بواسطه تلفن همراه می گذرانند، همه دارای پدر و مادر مشترکی به نام اینترنت هستند، عدم امکان تشخیص و تمییز بین فضای واقعی و مجازی وجود دارد، بین این نسل و نسل های قبل شکاف نسلی ایجاد شده است.
سلطانی فر در ادامه راهکارهایی پیشنهاد کرد، از جمله: ضرورت شکل گیری خانواده دیجیتالی، شناخت عمیق نسل C توسط خانواده ها، پذیرش تفاوت های نسلی و عدم مقابله با آن، صرف وقت بیشترف توجه و تامین نیازهای روحی و روانی نسلC، پرهیز جدی از رسانه هراسی، لزوم تغییر جدی در آموزش های سنتی، آموزش قدم به قدم سواد رسانه ای ابتدا خانواده سپس فرزندان، آموزش شک کردن به طرق مختلف، خلاء رسانه های رسمی و آموزش های رسمی در سواد رسانه ای، وظیفه والدین پس از دیجیتالی شدن، تولید محتوا برای فرزندان، استفاده از تجربیات سایر کشورها، استفاده و تولید آپ های آموزشی، تولید آپ های مختلف کنترلی برای فرزندان، استفاده روزآمد، وسیع از شبکه های اجتماعی.
سخنران پایانی نشست دکتر علی گرانمایه پور، عضو هیأت علمی دانشگاه با اشاره به جریان شناسی مصرف رسانه ای خانواده های ایرانی از دهه ۵۰ به بعد، گفت: در دهه ۵۰ و ۶۰ مصرف رسانه ای خانواده ایرانی تلویزیون، روزنامه و ویدئو بود. در اواخر دهه ۶۰ آتاری و سگا نیز وارد مصرف رسانه ای خانواده ها شد. در دهه ۶۰ و ۷۰، همچنان تلویزیون، روزنامه و رادیو بود اما تلویزیون تنوع شبکه ای پیدا کرد. در دهه ۷۰ تا ۸۰ در کنار این وسایل ارتباطی، اینترنت، وبلاگ نویسی، موبایل وارد خانواده ها شده و سرگرمی های جدیدی به وجود آمد. در دهه ۸۰ گیم ها شکل گرفتند و در دهه ۸۰ تا ۹۰ تلویزیون با نمایشگرهای بزرگ، شبکه های ماهواره ای، شبکه های اجتماعی و پیام رسانها آمدند و ما شاهد ظهور پدیده ای به نام اعتیاد اینترنتی هستیم. در این جریان شناسی رسانه ای متوجه خواهیم شد که ذائقه ایرانی تغییر یافته است.
دکتر گرانمایه پور با تأکید بر این نکته که فضای مجازی هم فرصت است و هم تهدید و این مهارت خانواده است که باید ان را مدیریت کند، ادامه داد: فرصت هایی که فضای مجازی برای خانواده های ایرانی فراهم کرده شامل: فرصت اقتصادی، تشکیل شبکه های اجتماعی و ایجاد داد و ستد در آن، تشکیل شبکه های خانوادگی و دوستی ها، تبادلات علمی، افزایش نسبی آگاهی والدین، شکل گیری نوع جدیدی از سرگرمی ها. در مقابل این فرصت ها، مسائل و مشکلاتی نیز ایجاد شده که می توان به مواردی همچون: اعتیاد پدران و مادران و فرزندان، کاهش ارتباط چهره به چهره و روابط عاطفی، بلوغ زودرس نوجوانان و جوانان، مرجعیت فکری فضای مجازی که تابع نظریه توهم دانایی است، دانش سطحی و عمق آن پایین است، کاهش مهارتهای فردی، عدم تمرکز فکری و ذهنی، افت تحصیلی فرزندان، اشاره کرد.
وی با اشاره به کارکرد خانواده در مواجهه با فضای مجازی گفت: انچه که یاد می گیریم بر پایه دو چیز است: کسب مهارت ۲- دانش. براساس نظریه توهم دانایی آنچه در فضای مجازی می اموزیم بر پایه دانش نیست بلکه بر پایه ارتقاء مهارتی است که طی ازمون و خطا در این فضا یاد گرفته ایم. این استاد دانشگاه در پایان به ضرورت تعیین پروتکل خاص (ساعت معین، هزینه معینی، و...) در خانواده تأکید کرد.

 


نظر شما :