رابطه رسانه و سیاست در چهاردهه بعد از انقلاب اسلامی

۱۸ بهمن ۱۳۹۷ | ۰۲:۱۶ کد : ۱۷۸۳۵ مهم‌ترین اخبار
تعداد بازدید:۳۲۲
رابطه رسانه  و سیاست در چهاردهه بعد از انقلاب اسلامی

در همایش رسانه ها و انقلاب اسلامی با حضور استادان روزنامه نگاری و بررسی شد

رابطه رسانه  و سیاست در چهاردهه بعد از انقلاب اسلامی

+ گزارش تصویری

در پنل دوم «همایش یکرروزه رسانه ها و انقلاب اسلامی؛ تجربه ها و روندها»  موضوع «قدرت، سیاست و رسانه، بازخوانی تجربه زیسته ۴۰ ساله بعد از انقلاب اسلامی» با حضور استادان و پژوهشگران ارتباطات و روزنامه نگاری ایران از جمله  دکتر مهدی محسنیان راد، دکتر حسن نمکدوست تهرانی، دکتر مسعود کوثری و دکتر امیر محبیان  در پژوهشگاه علوم‌ انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی  در این پنل که روز سه شنبه شانزدهم بهمن ماه از ساعت 14 تا 17 در از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار شد، در ابتدا دکتر منصور ساعی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دبیر پنل به طرح اهمیت موضوع پرداختن به تعامل رسانه و قدرت در 40 سالگی انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: در انقلاب سال 1357 در ایران به مانند همه انقلاب های دموکراتیک معاصر، رسانه نقش و حضور پررنگی در شکل گیری و تحولات پس از آن داشته است و رهبران و نخبگان  و روشنفکران سیاسی از طریق رسانه های جمعی چون نوارهای صوتی و شب نامه ها و کتاب ها و نظایر آن پیام های خود را به جامعه می رساندند و با جامعه در تعامل بودند

 وی افزود: عده ای 6 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی را بهار مطبوعات می دانند و براین باورند که در این 6 ماه تکثر و تعدد رسانه ای بی شماری وجود داشت. رسانه های متنوعی از هفته نامه ها و ماهنامه و روزنامه ها بدون مجوز و با مجوز متعددی منتشر می شدند که نماینده طیف جریان ها و گروه های مختلف اسلامی و مارکسیتی و ملی گرا و نظایر آن بودند. به عبارتی نوعی نشاط رسانه ای وجود داشت.اما سوال اینجاست که چرا این بهار ادامه نیافت؟ و طی چهل سال گذشته جایگاه رسانه در نگاه قدرت سیاسی و نوع تعامل بین قدرت و رسانه چگونه بوده است؟ و تحولات و گفتمان های سیاسی و تغییرات نسلی و تحولات رسانه ای و فناوری چه تاثیراتی بر نوع این رابطه بین رسانه ها و فدرت سیاسی و جامعه گذاشته است؟

مهدی محسنیان راد استاد ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) در ابتدای نشست گفت: اگر بخواهیم بررسی کنیم که جایگاه مطبوعات در چهل سال گذشته در ایران چگونه بوده است باید بگویم از نگاهی که آقای ساعی مطرح کردند ثابت نبوده ولی از یک نگاه هم تقریباً از سال ۵۹ تا الان یک جایگاه ثابت داشته است. یعنی شما می توانید تا قبل از جنگ را یک دوره در نظر بگیرید یعنی از ۲۳ بهمن تا شهریور ۵۹  و دوره بعد از آن تا امروز ادامه پیدا می کند. ولی تا قبل از ۲۳ بهمن شما فرمودید انقلاب اسلامی، انقلابی بود که از رسانه بهره برداری زیادی کرد. باید بگویم اگر رسانه را Mass media  و دیگری را Telecommunication  در نظر بگیریم شاید در این انقلاب از Telecommunication ترکیب شده با mass media  بیشتر استفاده شد تا صرفا mass media .

محسنیان راد به چرایی این مسئله پرداخت و گفت: می توان از دو منظر بررسی کرد که چرا اینگونه شد. یک منظر کلان است که فرد شاخص آن، شخص امام بود. یک ماه پیش در دانشکده علوم اجتماعی علامه نشستی برگزار شد که یک عده جامعه شناس درباره این چهل سال، تحلیل جامعه شناختی می کردند. مسئله ای مطرح شد مبنی بر اینکه وقتی امام در پاریس بودند گفتند وقتی من به ایران بیایم ، به قم می روم و آخوندها بر روی صحنه نمی آیند ولی دیدیم که این اتفاق افتاد. در آن نشست به این سوال پرداختیم که دلیل این اتفاق چه بود.

او ادامه داد: من در آن نشست گفتم معنی های ما در هیپوکامپ مغزمان در چهل سال گذشته خیلی تغییر کرده است. حتی گاه در ظرف یک سال تغییر می کند. چرا از این دید نگاه نمی کنیم که معنی ها تغییر کرده است. نمی خواهم بگویم چه اتفاقی افتاد چون پرداختن به این ماجرا نیاز به زمان بیشتری دارد. ولی باید بگویم اتفاق مهم این بود که عملاً تحول بزرگی از فردای ۲۳ بهمن در ایران روی داد و آن سردرگمی در یک انتخاب بود. من در سال ۵۷ عضو هیئت علمی دانشگاه بودم و می دیدم چه اتفاقی می افتد. اتفاق بی نظیر این بود که اگر روز ۲۱ بهمن می پرسیدید چه اتفاقی می افتد؟ هیچ کس پیش بینی نمی کرد که سه روز دیگر قرار است همه چیز تغییر کند. می خواهم بگویم برنامه از پیش تعیین شده ای آماده نبود تا بر اساس آن تصمیم بگیریم صبح ۲۲ بهمن درباره رسانه ها چه اقدامی صورت بگیرد.

محسنیان راد روایت کرد: در کتاب ایران در چهار کهکشان نقل قولی از مرحوم هاشمی رفسنجانی  آوردم. ایشان می گوید کنار امام نشسته بودیم که در رادیو اعلام شد« این صدای راستین ملت ایران است». امام می گوید این ها چرا اسم اسلام را نبردند؟ آقای رفسنجانی هم صبح زود وارد جام جم می شود و می گوید شما باید بگویید «صدای انقلاب اسلامی».

او ادامه داد: نگویید که عصر ولایت فقیه یک مانیفست بود. عصر ولایت فقیه یک هدف بود. مانیفست این است که بگوییم پرولتاریا این است پس براساس آن باید رادیو تلویزیون و مطبوعات هم اینگونه باشد. در دولت موقت از بنده و دکتر نطقی نظرخواهی کردند تا ببینیم برای حوزه رسانه ها در نظام جمهوری اسلامی چکار کنیم. حتی وزیر وقت آقای میناچی گفتند در دفترشان کار کنیم. وقتی دولت موقت استعفا داد ما نمی توانستیم وارد دفتر شویم و یادداشت هایمان را برداریم.

محسنیان راد با اشاره به جدل بین تعهد و تخصص در تحریریه های دوران انقلاب اسلامی گفت: اتفاق بی نظیر دیگری که روی داد و ما مبهوت بودیم که باید چکار کنیم. جدل عجیب غریبی از دل آن شش ماه که تکثر رسانه ای بود شکل گرفت که کدام مهمتر است تعهد یا تخصص؟ شعار استقلال همگانی بود و همه مردم آن را طلب می کردند. این شعار آمیخته شد با نفی غرب و تحصیل کرده گان غرب هم غرب گرا شدند. بنابراین یکدفعه هجوم سنگینی بر تخصص به نفع تعهد آغاز شد. در این پیروزیِ تعهد بر تخصص، رسانه اولین جایی بود که مورد یورش تعهد قرار گرفت. اولین جایی هم پاکسازی سنگین صورت گرفت خبرگزاری پارس، صداوسیما ، روزنامه کیهان و…  بود. بنابراین تعهد جای تخصص را در رسانه ها گرفت. بد شانسی ملت ایران این بود که قطب زاده رئیس صداوسیما شد و بعد معلوم شد خائن است و قصد کودتا داشت. به این ترتیب ما وارد حوزه ای به نام تعهد شدیم. ولی معلوم نبود مرز این تعهد کجا است.

او با اشاره به غیر متخصص بودن خبرنگاران جدید گفت: وقتی خبرگزاری جمهوری اسلامی راه افتاده بود برای آموزش خبرنگاران متعهد جدید سراغ من ، دکتر معتمدنژاد و دکتر نطقی آمدند. یک روز در راهرو دانشکده دکتر نطقی دلیل ناراحتی من را پرسید و من گفتم این خبرنگاران حتی اصول اولیه خبر را نمی دانند؟ ما باید چه چیزی یادشان دهیم؟ دکتر نطقی به من گفت اگر همان قدر بتوانی به این ها بفهمانی که نمی دانند، خود یک موفقیت است. حال شما فرض کنید که باید به این ها می فهماندیم شما نمی دانید و باید یاد بگیرید. کجاست حوزه یادگیری؟ اینگونه بود که روزنامه نگاری در ایران به دوره های مختلف تبدیل شد. در ادواری به شدت پروپاگاندیست و در ادواری ظاهر روزنامه ها بی طرف و مستقل ولی در اصل هرکدام به جناحی وصل هستند و… .

 امیر محبیان، صاحب امتیاز و مدیر مسئول خبرگزاری آریا در ادامه این نشست گفت: من نمی گویم آن زمان بهار مطبوعات بود. بلکه آن زمان جنگلی بود که می توانست بهار شود. یعنی همه چیز رشد می کرد. هر روز نشریه منتشر می شد و همه افکار خود را مطرح می کردند که از این منظر خوب بود. ولی به دلیل فاقد سامان بودن و یا نداشتن فرهنگ اولیه برای این قضیه نبرد شدیدی درون خود مطبوعاتی ها به وجود آمد و این تکثر نشریات به تکثر گروه های سیاسی منجر شد.

او ادامه داد: جنبه مثبت قضیه این بود که ما رشد کردیم چرا که آنقدر دیدگاه های مختلف می دیدیم، سطح دانش عمومی مردم ما از لحاظ سیاسی یک دفعه جهش بالایی پیدا کرد. اما در عین حال رسانه ها در آن زمان ادبیات متخاصم شدیدی را دامن زدند. در آن زمان وقتی نشریات را ورق می زدیم از لحاظ تنوع غلبه با نشریات چپ و مارکسیستی بود و توانستند اثر خود را بگذارند که الان هم این مسئله در ادبیات رسانه های ما وجود دارد به عبارتی بخشی از ادبیات خشونت در ادبیات سیاسی ما به ادبیات مارکسیستی برمی گردد و این بسیار بد بود. ضمن اینکه این ها بیش از نیروهای انقلابی از قدرت رسانه خبر داشتند. البته این مسئله به بهار نینجامید چون اصلا آمادگی فرهنگی بین فعالین مرتبط برای این قضیه وجود نداشت. ضمن اینکه هیچکدام حتی تجربه روزنامه نگاری نداشتند و فقط می خواستند به هر شکلی حرفشان را بزنند.

محبیان با اشاره به سوال مطرح شده در نشست مبنی بر تعامل بین قدرت، سیاست و رسانه گفت: در اینجا سه مفهوم قدرت، سیاست و رسانه مطرح شد. ابتدا می خواهم تعریفی مفهومی از این سه داشته باشم تا وارد بحث تعامل شوم. می خواهم بگویم آیا واقعاً رسانه نقش تاثیرگذار را در تعاملات سیاسی ما داشته یا خیر. قدرت در ریشه لاتین به معنای توانایی کنترل وقایع و افراد است. سیاست و قدرت به یکدیگر مرتبط هستند چون در سیاست قصد کنترل دارید. به عبارتی وقتی می خواهیم یک حزب ، گروه و… را مدیریت کنیم رابطه مبتنی بر قدرت در بین این ها شکل می گیرد. این رابطه با استفاده از ابزاری به نام رسانه پیام های مد نظر خود را برای کنترل منتقل می کند. من معتقد نیستم که این رسانه فقط یک ابزار انتقالی است. به عبارتی گاهی رسانه محتوای خود را هم کاملا تغییر می دهد.

با اشاره به فضای رسانه ها در دوران قبل از انقلاب گفت: قبل از انقلاب، حاکمیت، تلویزیون و نشریات آن زمان را در دست داشت. رسانه انقلابیون هم نوار و شب نامه بود. برخورد مردم هم با این رسانه ها تعاملی نبود و فقط می شنیدند. پس از انقلاب هر گروه سیاسی با راه اندازی یک رسانه فضایی متکثر ایجاد کرد.

محبیان در ادامه به جایگاه رسانه در دوره های مختلف پرداخت و توضیح داد: اولین مرحله استقرار و ثبات است. به عبارتی مرحله ای بود که انقلاب پیروز شده بود و می خواست استقرار و ثبات پیدا کند. در این دوران اتفاقاتی مثل جنگ ایران و عراق، اقدامات تروریستی، بحث سفارت آمریکا و… رخ داد. در همین دوران می بینیم که هنوز حکومت رسانه دقیقی برای خود ندارد و این تکثر هنوز وجود دارد. تکثر نشریات  در این دوران یعنی جنگی که هنوز در درون حاکمیت است و نشریات نقش بسیار جدی داشتند. در همان دوران مردم برای خرید روزنامه کیهان صف می بستند. می خواهم بگویم در این دوران رسانه نقش خود را داشت و جامعه متکثر بود. اما وقتی جنگ تحمیلی شروع شد، با آغاز جنگ تحمیلی تمام جریانات سیاسی در کشور یکپارچه شد و دیدگاه حاکمیت جایگاه خود را تثبیت کرد. بنابراین به دلیل جنگ و فضایی که ایجاد شد شاهد تکثر رسانه نیستیم.

محبیان به جایگاه رسانه در دوره مرحوم هاشمی رفسنجانی پرداخت و گفت: مرحله دوم دوران مرحوم هاشمی رفسنجانی از سال ۶۸ تا ۷۶ است. در این دوران از لحاظ سیاسی مدیران تکنوکرات بر روی کار می آیند، بحث بازسازی کشور مطرح می شود و به مفهومی دوران توسعه اقتصادی بود. بنابراین فضا از لحاظ اقتصادی باز شد ولی از لحاظ سیاسی خیلی باز نشد. به عبارتی بین روزنامه رسالت که در سال ۶۶ راه اندازی شده بود و صداوسیما که در اختیار برادر آقای هاشمی بود نوعی یکپارچگی وجود داشت. این تکثر رسانه ای با روزنامه «سلام» بوجود آمد چرا که یک روزنامه با گرایشی متفاوت به عنوان رقیب برای رسانه های در اختیار دولت ایجاد شد که مدیر مسئول آن آقای موسوی خوئینی و سردبیر آن آقای عبدی بود .مرحله سوم سیاسی ما از سال ۷۶ بود تا سال ۸۴ است. در این دوران ما شاهد تکثر مطبوعاتی هستیم و نشریات جدید منتشر می شود و چالش های سیاسی مثل مشارکت سیاسی به عنوان یک اصل ترویج می شود و رقابت های سیاسی حتی به درگیری های خیابانی هم کشیده می شود. در همان زمان یک پیام دیگر از طرف رئیس جمهور به عنوان «گفتگوی بین المللی» مطرح شد .

او ادامه داد: در این دوران تحولات سیاسی مثل توسعه سیاسی رخ داد که این مورد از موضوعات مطرح نشده در  دوران آقای هاشمی بود چرا که در آن زمان، توسعه اقتصادی بیشتر مطرح شد ولی توسعه سیاسی رشدی پیدا نکرد. اما  دوران آقای خاتمی بحث مشارکت و توسعه سیاسی خیلی مطرح شد .بعد به دوران ۸۲ تا ۹۲ یعنی از زمان احمدی نژاد تا روحانی رسیدم. در این دوران یک تغییر گفتمانی ایجاد شد.

این مدرس دانشگاه با اشاره به رویکرد رسانه ها توضیح داد:  شعار  رسانه ها در دوارن آقای خاتمی آزادی بود و مخالفان و موافقان در این باره بحث می کردند و در واقع مشارکت سیاسی برقرار و یک تحول رخ داده بود. از یک مقطعی هنگامی که آقای هاشمی از صداو سیما رفت آقای لاریجانی جایگزین او شد و در این دوران  برای اولین بار رسانه ملی از دولت جدا شد تا قبل از آن رسانه ملی با دولت هماهنگ بود ولی از اواخر دوران ریاست هاشمی در صدا و سیما تا اوایل لاریجانی این رسانه از دولت جدا شد و حاکمیتی شد و این موضوع در دوارن اقای خاتمی به اوج خود رسید.

او افزود: در دوره آقای احمدی نژاد یک تغییر گفتمانی ایجاد شد از بحث آزادی محوری به بحث عدالت محوری رسیدیم. اما این بحث عدالت به صورت پوپولیستی و توده وار بود و همچنین مباحث چالش برانگیزی چون آخرالزمانی مطرح شد تا نهایتاً به درگیری های ۸۸ رسیدیم و دوباره درگیری های خیابانی رخ داد که به نظر می رسد دو گفتمان با یکدیگر درگیر شدند .

محبیان تشریح کرد: این روند را که نگاه می کنیم رسانه در بستر اجتماع حرکت می کند در این بستر ما شاهد هستیم  تا قبل از انقلاب بحث جهش جمعیتی مطرح بود و این جمعیت وارد شده به جامعه مسائل خود را داشتند از اوایل انقلاب بحث شیرخشک و بعد مدارس دو شیفته مطرح شد و این حجم وسیع جمعیت در حال رشد و رو به جلو بودند. این جوانان از اواخر دوره آقای هاشمی یعنی از ۷۴ وارد صحنه سیاسی شدند و اثرگذاری شان شروع شد و ما در مجلس اولین تغییر را دیدیم. این تغییرات مهم بود چرا که انتخابات صورت می گرفت و برای اولین بار یک روحانی در تهران انتخاب می شود که این روحانی به معنای سنتی اش نیست روحانی است که با رسانه پیوند خورده است.

این فعال رسانه ای با اشاره به ویژگی دوره اخیر از منظر ساختاری و سیاسی گفت: هشت سال از این دوران گذشت و مطالبات مردم و جوانان در این بستر اجتماعی جدید تغییرات زیادی کرده بود و رسانه هم شروع به مطرح کردن این مطالبات می کند. در این فضا اقای احمدی نژاد رییس جمهور می شود و آقای ضرغامی ریاست صدا و سیما را بر عهده دارد و در اینجا رسانه ملی از جهاتی به برخی از گفتمان های دولت  نزدیک می شود و آن را ترویج و تشویق می کند. دوره پنجم که شروع شد و در حال حاضر  در این دوران به سر می بریم دوره اقای روحانی است که  حرف اصلی او، حل منازعات بین المللی بود یعنی بذری که آقای خاتمی با عنوان گفت و گوی تمدن ها کاشت در این دوران به اوج خود رسید و بحث هایی چون  برجام و … مطرح شد.

مسعود کوثری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به جایگاه رسانه ها در سال های قبل و بعد از انقلاب گفت: به نظرم انقلاب اسلامی بین دو ضد رسانه قرار گرفته است ضد رسانه اول نوارکاست  بود که به آن اشاره شد و ضد رسانه دوم شبکه های اجتماعی است که انقلاب اسلامی بین این دو ضد رسانه است. چون همین نوار با کیفیت پایین و تکثیر شده، توانست قدرت نفوذی بالایی در مختل کردن سیستم ارتباطی شاه داشته باشد یا انقلابیون را بتواند به هم پیوند دهد و در یک شبکه منسجم کار کنند. علاوه بر نوارکاست ، تبلیغات ، پیام و نامه ها هم نقش داشتند ولی شاید نوار کاست  بیشتر توانست با سرعت جابجا و تکثیر شود و نظام رسمی ارتباطات را مختل کند و شاه و سیستم اش نتوانند با در اختیار داشتن روزنامه های متعدد یا شبکه های  رادیویی و تلویزیون ملی ایران با این مساله مقابله کنند.

او ادامه داد: خب این ضد رسانه ای است که رسانه کلی را مختل کرد و توانست نقش خود را در حوزه انقلابیون ایفا کند. اما یک دوره میانی داریم که در این دوره ،حکومت تصور اش از رسانه بسیار رایج و کلیشه ای بود به این صورت  که رسانه می تواند همین کار را بکند. در انقلابیون بزرگ آن زمان مثل آقای مطهری و دیگرانی که  سال ها در زمان شاه مبارزه می کردند ادعایشان این بود که اگر شاه یک ساعت رادیو یا تلویزیون را به ما بدهد ما تغییرات سریعی در سطح جامعه به وجود می آوریم .بنابراین تصورشان از رسانه ،رسانه پرنفوذ و پرقدرت بود و اینکه تماماً بتوانند این ابزار را در اختیار خود داشته باشند به عنوان یک ایده آل مطرح شد و چنین دیدی به رسانه داشتند.

کوثری با اشاره به ویژگی های دیدگاه مالکانه به رسانه توضیح داد: طبیعتاً در این نگاه مالکیت رسانه به مالکیت دولتی تبدیل شد و محتوای رسانه به سمت محتواهای ایدئولوژیک سوق پیدا کرد و ما به یک الگوی خاص از رسانه کشیده شدیم که  شاید بتوان نام آن را الگوی «پدر سالار رسانه ای» گذاشت. یعنی پدری که تشخیص می دهد نیاز فرزندانش چه است و این پدر هنجار گذار و تعیین کننده قواعد است .این مدل و الگو درباره صدا و سیما خیلی شدید بود درباره مطبوعات با شدت کمتر ولی همچنان با آن نگاه همراه بود.

او ادامه داد: اصل مبنای هنجاری این نظام رسانه ای این بود ، مردم نمی توانند تشخیص بدهند که چه می خواهند. بنابراین  نظام اسلامی یا بزرگترها بیشتر می توانند این نیازها را تشخیص دهند و برای آنها تعیین تکلیف و مسیر رشد شان را فراهم کنند. بنابراین رابطه ای بین نیاز و رشد به وجود آمد به این صورت که چه کسی تعیین می کند رشد کدام طرفی است و مردم باید به کدام طرف بروند. به نظرم این یک دوره ماحصل و طلایی رسانه برای جمهوری اسلامی بود که آن توقعات از رسانه تقریبا برآورده می شود .

این استاد دانشگاه با اشاره به شکل گیری یک ضد رسانه دیگر در دوران حاضر بیان کرد: اما از اواخر  دهه سوم با یک ضد رسانه مواجه می شویم که باز، همه آن سیستم را بهم ریخت. یعنی آن سیستم مقتدر  و همه جاحاضرِ توانا را از هم پاشید و دیگر این نظام رسانه ای نمی تواند خود را جمع و جور کند و از یک دهه پیش این فرایند خوردگی در حال رخ دادن است و چون این نظام رسانه ای شروع به ترمیم و بازنگری خود نکرد  آرام آرام فرو ریخت و تسلیم شد.

او ادامه داد: نقطه ای که ما در حال حاضر در آن هستیم یعنی نقطه تسلیم رسانه های Big media و جریان اصلی در مقابل رسانه های کوچک که حتی نمی توانیم بگوییم mass media هم هستند اما این قدرت فرسایش را پیدا کردند تا این نظام رسانه ای متشکل و رسمی را از هم بپاشند. این نظام رسمی هم فقط مربوط به صدا و سیما  یا روزنامه های متعلق به دولت نیست بلکه همه سیستم های رسمی مستقر را به چالش کشید و دچار مساله کرد. بنابراین آن تجربه ای که ما در ابتدای انقلاب داشتیم مبنی بر اینکه یک ضد رسانه آمد و نظام رسانه بزرگ را مختل کرد، در یک دوره دوم  باز هم  ایفای نقش می کند .

کوثری با اشاره به پیامدهای ضد رسانه ای در دوران حال بیان کرد:  یکی از پیامدهای این رسانه شدت گرفتن تعارضات اجتماعی و طبقاتی است .تقریبا ما در دوره انقلاب موفق شده بودیم به دلیل جنگ و فضای انقلابی و دشمن خارجی مقداری تعارض های طبقاتی مان را کم کنیم در واقع احساس یک تعادل و انسجام را به وجود بیاریم و مردم ضمن اینکه که گاهی ناراضی بودند اما نقد کینه توزانه یا سخت نسبت به طبقات اجتماع نداشتند. اما با آمدن رسانه های جدید و گردش اطلاعات زیاد، این تعارض ها دوباره نمایان شد. مثلا انتشار اخباری از این دست که پسر فلان مقام مسئول در فلان کشور، با این امکانات زندگی می کند و… . در واقع طبقات اجتماعی روبروی هم قرار گرفته اند. از طرفی دیگر این رسانه ها نوعی از هم گسیختگی نسلی را به وجود آوردند که آثار آن بر روی نسل ها متفاوت است .

کوثری با اشاره به قدرت ضد رسانه ها در شفاف سازی گفت: مهم ترین نکته ای که  این رسانه ها به وجود آوردند، این بود که  کاخ سیاست را به کاخ شیشه ای تبدیل کردند .سال هاست در کتاب ها می نویسند که سیاست کاخ شیشه ای بوده ولی تا الان چنین چیزی نبوده و اتفاقا سیاست در دنیا و ایران هم یک کاخ سنگی نفوذناپذیر نادیدنی بوده است. اما امروز به کاخ شیشه ای تبدیل شده که هر کسی می تواند به آن سنگ بزند. در واقع  با این مدلِ نظام ضد رسانه ای، این کاخ شیشه ای درست شده که یک غافلگیری بزرگ برای نظام سیاسی به وجود آمده است و  نظام را وادار کرد تا خود را در برابر چشم های زیادی ببیند و نتواند عکس العملی نشان دهد .

او با وجود چنین رسانه هایی هشدار داد: اگر نظام سیاسی نتواند به موقع باز تعریفی از خودش نسبت به این رسانه ها داشته باشد به نظرم از این رسانه ها شکست خواهد خورد چرا که این کاخ نفوذ ناپذیر به شدت شیشه ای شده و امکان دارد با هر سنگی سریع بشکند. ما در یک دوره حساسی از رسانه ها هستیم و نیاز به بازتعریف نظام اجتماعی و نظام سیاسی خود داریم اگر این باز تعریف اتفاق نیافتد ما دچار مشکل خواهیم شد ضمن آنکه آن نظام رسمی رسانه ای فروپاشیده و خبری از آن نیست.

در ادامه محسنیان راد با انتقاد از نبود تکثر در رسانه ها گفت :  در دوران بعد از انقلاب می توان گفت  فضا برای رسانه ها  متنوع می شود ولی به نوعی سرکوب تکثر به وجود آمد و می توانم بگویم  از آغاز جنگ، ما تکثر رسانه ای در ایران نداشتیم. در واقع  تکثر به این معناست که اقلیتها اعم از قومی و مذهبی و… روزنامه داشته باشند و بتوانند مشکلات و نظراتشان را مطرح کنند. روزنامه ها باید بتوانند حاکمیت را به چالش بکشند.

او ادامه داد: یک مشکلی که در سال ۵۸  جوانان مومن و جناحی داشتند، این بود حواس شان نبود عده ای هستند که اصلا سیاسی نیستند. ما در دانشکده علوم ارتباطات در آن سال ها هیچ کدام سیاسی نبودیم. ما احساس می کردیم روزنامه و رسانه یک نهاد کاملا اجتماعی است که باید کاری در سطح جامعه انجام دهد. در حالیکه این جوانان، رسانه ها را به دکان های سیاسی و جدل تبدیل کردند و آن را رها نکردند برای همین تکثر نداشتیم. در خاطرم هست روزنامه ها در حال پیگیری مسئله خاوری بودند که گفته شد این قضیه را ادامه ندهید. در حالیکه روزنامه دوست دارد کارش را پیگیری و به نتیجه برساند که چرا چنین پولی را از کشور خارج کرده است .

این استاد دانشگاه با انتقاد از سیاسی کردن رسانه ها توضیح داد: وقتی نگاه مسئولان چنین باشد ما نمی توانیم بگوییم تکثر رسانه ای داشته ایم . من نمی خواهم خط قرمزها را زیر پا بگذارم. قصدم این است به واقعیت نزدیک شویم . این نگرانی دکتر کوثری درست است .حکومت جمهوری اسلامی فراموش کرده رسانه یک نهاد اجتماعی است و سیاسی نیست. ما  دانشکده ای داشتیم که در حال تربیت روزنامه نگاران بودیم ولی مساله اینجاست که کارکرد رسانه را از او گرفتند. در حال حاضر mass media به شدت با دموکراسی آمیخته شده است و به نوعی رسانه ها باید مثل یک نگهبان مراقب پیرامون خود باشند و به محض دیدن یک خطا اعتراض کنند. اما متاسفانه  کارکرد دیده بانی و قدرت را از رسانه ها گرفته ایم و بعد آن را به یک عده ای سپرده ایم که مدام در حال توقیف روزنامه ها هستند. خب وقتی این اتفاق می افتد روزنامه نگار نمی داند از کجا هزینه های  خود را تامین کند پس بار بعد، خودسانسوری اش بیشتر می شود. در چند باری که پژوهش محرمانه درباره وضعیت انتقاد در مطبوعات ایران انجام دادم،خودسانسوری در ایران و تمام این چهل سال بیداد می کند.

او افزود:  معتقدم کاخ سیاسی باید توسط رسانه های رسمی  شکسته می شد نه شبکه اجتماعی. این چه وضعیتی است که هر کسی، هر حرفی در این شبکه ها  می زند. در حال حاضر  اعتبار منبع به شدت زیر سوال رفته است.در فرانسه اگر روزنامه لوموند مطلبی بنویسد شهروندان می گویند درست است یا اگر الاهرام،خبری را منتشر کند، مصری ها  می گویند خبر درستی است .اما اگر در ایران باشد ما باید بگوییم، چه کسی می گفت درست تر است؟ و در حال حاضر به شبکه اجتماعی اشاره می کنیم! .

 به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، محبیان هم در ادامه این پنل گفت: حکومت ها خودشان رسانه اپوزیسیون را تعریف می کنند. یعنی وقتی به اپوزیسیون برای دیدگاهش سهمی نمی دهند عملاً شکل رسانه را برای طرف مقابل تعیین و برای آن اعتبار ایجاد می کنند. حال این می تواند نوار باشد یا جامعه مجازی و … . در سال ۵۸ تا ۶۸ رسانه حکومت مشخص بود. به عبارتی رادیو تلویزیون و مطبوعات تحت کنترل بودند. رسانه اپوزیسیون هم بی بی سی ، صدای آمریکا، اعلامیه هایی در خارج و… بود.  اولین رسانه منتقد روزنامه رسالت در سال ۶۶ بود. در فاز دوم رادیو تلویزیون و نشریات داخلی رسانه حکومتی تلقی می شدند تا زمانی که آقای محمد هاشمی در رسانه ملی بودند. از اینجا به بعد رسانه دولتی و حکومتی فاصله پیدا کردند. به عبارتی رسانه ملی مسیری می رفت که با مسائل و مطالبات دولت فرق داشت. در سال ۶۹ هم روزنامه سلام به عنوان رسانه متنقد داخلی وارد شد.

او ادامه داد: در فاز سوم هم رسانه حکومت صداوسیما و رسانه دولت نشریات اصلاح طلب  و رسانه های منتقد هم رسانه های اصولگرا بودند. در این دوران رادیو آزادی و رادیو فردا به عنوان رسانه اپوزیسیون وارد شدند. در سال ۷۹ هم رسانه های اپوزیسیون فارسی زبان و بحث ماهواره ای گسترش پیدا می کند. در فاز چهارم یعنی دوره آقای احمدی نژاد شاهد این هستیم که صداوسیما رسانه حکومت است و حمایتی نسبی از دولت دارد. رسانه دولت برخی از سایت های اصولگرا و نشریات هستند. سایت های اپوزیسیون خیلی گسترش پیدا کردند. بی بی سی فارسی، رادیو فردا و فارسی وان فعالیت خود را شروع کردند.

محبیان با اشاره به فرصت ها و تهدیدهای فضای مجازی گفت: در حال حاضر کاری که رسانه های مجازی کردند کاری عجیب است. به عبارتی اگر تا بحال رسانه در خدمت جریانات و … بود در اینجا رسانه های مجازی با حالت تعاملی خود مردم را درون خود کشیده و درگیر اتفاقات کرده است. اگرچه نقاط منفی و بحث عدم مسئولیت پذیری در اینجا مطرح است ولی به عقیده من نقطه مثبتش شکل گیری دموکراسی مجازی است. یعنی شما اگر از یک جریان سیاسی نقد کنید به اندازه انتشار یک کلیپ از او در فضای مجازی تاثیرگذارتر نیست چرا که این کلیپ او را وادار به واکنش می کند. ولی مشکل این است که این دموکراسی خیلی پوپولیستی است و هیچ عمقی ندارد و باعث شده تا سواد رسانه ای شدیداً کاهش یابد.

محسنیان راد در ادامه این پنل با توضیح درباره نشانگاه تعامل قدرت و رسانه در این چهار دهه توضیح داد: ساختار روحانیت شیعه با بقیه مذاهب اسلامی متفاوت است مثلا اگر به مکه و مدینه بروید می بینید در این دو شهر و در بخش مراکش و تونس آخوندهای آنان سمبل و نماد خاصی ندارند و لباسی که دارند لباس های ملی شان است. در حالیکه روحانیت شیعه لباسش کاملا ویژه است و نماد متفاوتی دارد. همچنین در فرهنگ شیعه این یک اصل است که شما حتما باید مقلد یک فرد خاص باشید در سفر حج در دوره های اخیر، از شما می پرسند که مرجع تقلید شما چه کسی است در حالیکه یک امر خصوصی است ولی می خواهند بدانند مقلد فرد چقدر داخل حکومت یا بیرون حکومت است .این نوع شیعه عمرش ۴۰۰ سال است در این ۴۰۰ سال افراد در مقابل مراجع شیعه به این صورت رفتار داشته اند که منِ نوعی در مقابل مرجع تقلید می نشستم و درباره مسائل دینی از او می پرسیدم او هم پاسخ می داد. در تمام این سال ها ،ارتباط یک سویه بوده و فرد، دیگر آن مرجع را به چالش نمی کشاند و فقط او سخن می گوید که چه کارهایی باید انجام دهد.

او ادامه داد: این تبدیل به یک پاره فرهنگ ارتباطی این طبقه شده است .وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد این طبقه دچار مشکلات عجیب و غریبی شد چرا که تصور می کرد کماکان مسایل در حد شکیات نماز است.این را از این جهت عرض می کنم که ورود برخی از روحانیت به کارهایی چون سد سازی و افتتاح کارخانه ها مختلف رایج شد.این گروه فکر کردند در همه حوزه ها اشراف دارند و اینها جایی بهتر از رسانه ها برای ادامه کار خود پیدا نکردند .

محسنیان راد با انتقاد از وجود انحصار در رسانه ها بیان کرد: برخی اصلا فکر نمی کنند که در حال کار غیر حرفه ای ،غیر اخلاقی، غیر انقلابی و غیر شرعی هستند که همه رسانه ها باید صدای آنها را تکرار کنند این اتفاق از منظر آنها به عنوان یک امر طبیعی شکل گرفت. این روند باید یک روزی شکسته شود و این اتفاق نمی افتد مگر اینکه جلساتی مانند امروز درست به گوش مردم برسد و مطلع شوند چه اتفاقی افتاده است .

او درباره آینده رسانه ها گفت: به آینده رسانه ها امیدوارا نیستم چرا که ریا بیداد می کند و نهادینه شده است. مردم و مقامات و وزرا یاد گرفتند ریا کنند تا سیستم بچرخد. بزرگترین خیانتِ ریا این است که واقیعت پنهان و گم می شود. بدبین نیستم ولی این پدیده ها باید به طور بنیادی تغییر پیدا کنند.

حسن نمکدوست درباره نگاه مالکانه دولت به رسانه ها گفت: این میل حکومت به رسانه که باید مالک و مدیر رسانه باشد در ۲۰۰ سال گذشته کاملا برپا بوده و در این سال ها ما با آن مواجه هستیم و در هیچ دوره ای مگر کوتاه چیزی جز این ندیدیم. میل بی پایان حکومت بر اینکه مالک و مدیر رسانه ها باشد در این چهل سال گذشته هم جریان داشته است.یعنی به جای اینکه رسانه را یک امکان مدنی در ساحت جامعه ببینیم بیشتر ابزاری دیده ایم برای اینکه از این طریق، آنچه می اندیشیم یا آنچه درست می دانیم را ابلاغ کنیم .

او افزود: من جز کسانی هستم که وضعیت امروز رسانه ای ایران را تراژیک می بینم به این معنا که در حال حاضر ما در جامعه با مسائل بسیار بزرگ رسانه ای مواجه ایم و همه بر آن اشراف داریم اما این مسائل بزرگ راه حل های بسیار ساده ای دارد .ما در یک چنین تناقضی قرار گرفته ایم . بر اساس قانون اساسی رادیو و تلویزیون ما انحصاری است و اجازه ای از این باب که جز این رادیو و تلویزیون ،رادیو و تلویزیون دیگری داشته باشیم، نداریم و تا چند سال پیش اگر سایت ها یک صوت در سایت خود می گذاشتند صداو سیما از آن سایت شکایت می کرد و جلوی پخش آن صدا گرفته می شد. اما الان در یک سپر ارتباطی رسانه ای قرار داریم که آیا رادیو و تلویزیون از منظر مصرف انحصاری است؟واقعا نیست الان ما کلی از شبکه ها را مصرف می کنیم فقط در حال مصرف رادیو و تلویزیون که نیستیم .خیلی از ما در حال حاضر رادیو و تلوزیون های دیگر و خارجی را رصد می کنیم ،یعنی ظاهر قضیه این است که رادیو و تلویزیون انحصاری داریم و نمی توانیم نفس هم بکشیم اما وقتی به ساحت مصرف کننده نگاه می کنیم، می بینیم این ساحت انحصاری نیست .

این مدرس روزنامه نگاری با اشاره به پایان انحصار رادیو و تلویزیون گفت: برای تولید فیلم بایستی دو مجوز بگیرم یکی برای وقتی سناریو نوشته می شود و یک بار دیگر وقتی فیلم را می سازیم ،دنبال مجوز گرفتن برای پخش هستیم. در حالیکه همین امسال اقای اصغر فرهادی فیلمی که ساختند را بر روی سایت ها قرار دارند و خودشان اعلام کردند هر کسی می خواهد این فیلم را ببیند می تواند به اینترنت برود و دانلود کند یعنی حتی گفتند از این موضوع استقبال می کنم که این فیلم را دانلود کنید یا فیلم بهمن قبادی را راحت می توانید ببیند. در حالیکه ما از این طرف بحث مجوز ها را داریم که خیلی مساله مهمی است.

نمکدوست افزود: برای کتاب هم باید دو مجوز بگیریم الان خیلی ها کتاب را بر روی خط قرار می دهند و کاربر می تواندراحت دانلود کند و بخواند. یا مثلا یک سلبریتی توئییت هایی را منتشر می کند که کسی به عنوان صاحب امتیار حاضر به چاپ آنها نیست ولی او موضوعات مختلفی را به راحتی در محیطی منتشر می کند که چند میلیون فالوئر او می توانند ببینند.

او با اشاره به تناقض سیاست های رسانه ای با واکنش مقامات در کشور تشریح کرد: ما در موقعیت خاصی قرار گرفته ایم که با مسائل بزرگ مواجه ایم اما در جهان واقعی مسائل یک به یک در حال، حل شدن هستند و منتفی می شوند یعنی سالبه به انتفای موضوع در عمل گویا محقق می شود مثل اینکه ما می گوییم توئیتر فیلتر است ولی وزیر ارتباطات در توییتر فعال است وزیر نفت در توئیتر فعال است و چند روز گذشته رئیس کمیته امداد توییتر خود را فعال کرد پس در اینجا به نظر می رسد موضوع فیلتر منتفی است و ما در حقیقت از چیزی پاسداری می کنیم که دیگر هیچ معجزه ای ندارد .الان نظام رسانه ای ما مثل امام زاده ای است که دیگر معجزه ای از او بیرون نمی آید به قول و تعیبر خودشان فقط یک پوسته باقی مانده است.

نمکدوست توضیح داد: ولی کسی جرئت به پایان رساندن این اتفاق را ندارد یعنی جنازه ای بر روی زمین است و کسی جرئت نمی کند بگوید مرده است و الا در عمل مرده است این اتفاقی است که در این سال ها به مرور افتاده است . ما دیگر خود را به عنوان مخاطب منفعل نمی شناسیم و افرادی هستیم که در فضای رسانه ای حضور و واکنش داریم و کنش مان تصور می شود، یک کنش اجتماعی است .همگی ما وقتی وارد توییتر می شویم،جهت انتشار حرف های دل خودمان نمی رویم بلکه احساس می کنیم یک کنش اجتماعی انجام می دهیم.در حال حاضر تبدیل شدن یک پدیده که اسمش مخاطب بود به یک کنشگر اجتماعی یک تحول جدی است که اتفاق افتاده است .

اوادامه داد: به نظر می رسد ما الان با دو جریان مواجه ایم یک جریان توسط حکومت مطرح می شود که رسانه ها باید مجوز دار باشند، بایستی تحت نظارت و کنترل باشند و با خود می گوید باید بیشترین سهم از مدیریت و مالکیت برای من باشد و دیگران شنونده باشند و ساحت دیگر واقعیت کف خیابان است که جهان تغییر کرده ،افراد ممکن است رسانه های رسمی را به رسمیت نشناسند و زندگی خود را به آنها پیوند نزنند حتی ممکن است با خود فکر کنند اگر عکس چیزهایی که رسانه رسمی می گوید ، انجام دهند موفق هستند مثلا همان طور که اگر یک مقام مسئول بگوید دلار نخرید قیمت آن پایین می آید مردم با خود می گویند برویم دلار بخریم چون قیمت ها بالا می رود.


کوثری در پاسخ به این سوال که آیا واقعا امیدی هست تا اهمیت رسانه های اجتماعی درک و به عنوان یک ظرفیت به آن نگاه شود؟ گفت: نمی خواهم بگویم درباره شبکه های اجتماعی باید تنها نگاه خوشبینانه داشته باشیم. بلکه معتقدم دو چیز در حال تغییر است. نکته اول هیجان ارتباطات در حال بالا رفتن است و پدیده خوبی نیست. طبیعتاً این هیجان ما را دچار آثار روانی ، برانگیختگی، ناامید و افسردگی خواهد کرد و باید اهالی ارتباطات درباره آن صحبت کنند و یک آموزش اجتماعی درباره آن صورت گیرد. نکته دوم؛ ممکن است یک آنارشی اجتماعی و فرهنگی از دل این گردش اطلاعات و اعتماد مردم ایجاد و سرنخ گم شود. معتقدم که به این آنارشی خیلی نزدیک هستیم. به صورتی که امکان تصمیم گیری های غلط و نادرست در همه سطوح سیاسی و اجتماعی وجود دارد و الزم است که به این دو پیامد فکر کرد.

او ادامه داد: ما به هرحال باید مشروعیت را به رسانه ها برگردانیم. مسئله اعتماد به رسانه دو جانبه است. اگر این اتفاق نیفتد منجر به ظهور این انارشی می شود. وقتی یک طرفِ جریان رسمی ارتباطات دچار بی اعتمادی و عدم مشروعیت است قطعاً آن طرفش آنارشی است. بنابراین باید این مشروعیت و اعتماد به رسانه برگردد که یک بخش آن به تکثر درست و حقیقی رسانه مربوط می شود و مسئله دوم تعریف جدید رسانه ها در نظام است. صداوسیما هم ناچار است و قطعا باید از حصار خارج شود و دور جدیدی را شروع کرد.

کوثری با اشاره به فاصله بین حکومت و دولت و پیامدهای ناشی از آن گفت: مسئله ای که پشت صحنه است و ممکن است منجر به دامن زدن برخی از اختلاف ها شود؛ فاصله بین حکومت و دولت است. شاید ما در جهان جزء معدود نظام هایی باشیم که بین دولت و حکومت منازعاتی وجود داشته باشد. به عقیده من این مسئله آفتی است که رسانه ها را دچار گیجی و فاصله گرفتن از منافع ملی می‌کند. فاصله بین حاکمیت و دولت باید مدیریت شود در غیر این صورت اخلال در سایر نظام ها بخصوص نظام های رسانه ای ایجاد می شود. باعث می شود نظام های رسانه ای علائم و پیام های متناقض دهند و عموم مردم را گیج کنند و این گیجی در نهایت به عدم مشروعیت پیام ها منجر شود.

محسنیان راد با اشاره به سخنان نمک دوست تهرانی درباره بی معنی بودن انحصار گفت: دکتر نمک دوست در آخرین بخش صحبت هایشان گفتند به مالکیت رسانه کاری نداشته باشیم بلکه اگر از نگاه کاربرد نگاه کنیم می بینیم که انحصار در ایران از بین رفته است. به عبارتی مخاطب بی بی سی، آپارات و… را رصد می کند و عملا این جسدی است که بر روی زمین افتاده و کسی حاضر نیست بگوید مرده. از منظر دیگر هم می گوید وضعیت الان خیلی غیر عادی است به این جهت نمی توان Use را با مالکیت جبران کرد.

او ادامه داد: در وضعیت فعلی من از صداوسیما می شنوم یک اتوبان به نام هاشمی رفسنجانی شده و از بی بی سی می شنوم که احتمالا حکومت هاشمی رفسنجانی را به قتل رسانده است. از نظر Use این است که من این مسئله را از صداوسیما نشنیدم ولی در بی بی سی شنیدم. چرا من نباید رسانه ای داشته باشم که درباره مرگ آقای هاشمی رفسنجانی گزارشی تحقیقی انجام دهد تا متوجه شوم که سخنان بی بی سی دروغ است؟

 

 

 


نظر شما :