گزارش نشست؛ نشست علمی «خوانش جایگاه زن در نهج البلاغه»

۲۲ دی ۱۳۹۷ | ۱۴:۰۱ کد : ۱۷۶۵۵ خبر و اطلاعیه گزارش نشست ها و سخنرانی ها
تعداد بازدید:۱۸۷

نشست علمی «خوانش جایگاه زن در نهج البلاغه»روز دوشنبه  17 دی ماه 1397 با میزبانی مرکز تحقیقات امام علی علیه السلام  و همکاری مرکز مطالعات اقتصادی دانشگاه مفید در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی  برگزار گردید.
 این نشست به عنوان هفتمین نشست از سلسله نشست های ماهانه بود که  که در راستای  تفاهم نامه مشترک بین معاونت پژوهشی دانشگاه مفید و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، مرکز تحقیقات امام علی (ع) و با سخنرانی  دکتر سعید رهایی  عضو هیئت علمی دانشگاه مفید برگزار شد.
دکتر رهایی ابتدا بحث خود را با این مقدمه آغاز کرد که یکی از چالش هایی موجود بر سرخوانش موضوع زن در خلال  نهج البلاغه، بحث زنان و حقوق زنان است. دنیای امروز اعم از مسلمان و غیر مسلمان، برخی  از عباراتی که در نهج البلاغه، کافی یا متون دیگر  همچون رسائل در خصوص زن مطرح شده را نمی پسندند و گاهی این دیدگاه را غیر عادلانه هم میدانند. لذا می خواهیم ببینیم آنچه در نهج البلاغه از کلام حضرت امیر(ع) نقل شده است یا در متون دیگری  از ایشان دربارهی زنان نقل شده ، چیست و چگونه میتوان آنها را تعبیر کرد .
وی گفت: نهج البلاغه ای که امروز در دست من وشماست و ثمره ی تلاش قابل تقدیر مرحوم سید رضی است در خطب، درنامه ها و در کلامات قصار به زن توجه شده است.  مثلا در باب حقوق که حقوق را چگونه می توان تصویر کرد و چگونه باید  اجرا کرد، معیار ارائه می دهد. از جمله خطب نهج البلاغه که بسیار قابل بحث و چالش است از باب حقوق زن، خطبه ی  80 است. مرحوم سید رضی می فرماید، حضرت این خطبه را بعد از جنگ جمل ایراد کرده و در عنوان این خطبه آورده است که این خطبه، زنان را مذمت می کند با این تعبیر که  زنان نسبت به مردان از نقص برخوردارند. این خطبه با این شروع عبارات می شود که آی مردم؛ زنان ایمانشان ناقص است (اگر ناقص را به همان معنایی که در ذهن و در تفسیر فارسی هست تلقی کنیم)، بهره شان ناقص است و عقلشان ناقص است. بعد تحلیل می کند که ایمانشان کم است چون ایام پریود ماهیانه دارند، در آن ایام نمازنمی خوانند ،روزه هم نمی گیرند پس ایمانشان هم ناقص است. عقلشان ناقص است چون شهادت دو زن مساوی شهادت یک مرد است. بخشی از این خطبه با این صورت، برای بسیاری از مردان و زنان جامعه ما قابل پذیرش نیست.
دکتر رهایی افزود: اول این معنای النسا را باید شناسایی کنیم. مشکلی که پیش می آید یکی بر اساس این است که لفظ  النساء اسم جمع است و مفردی از خود ندارد و مانند الناس است. از طرفی گفته می شود کلمه جمعی که «ال» دارد مفید عموم است. النساء یعنی همه ی زنان. در تفاسیر بسیاری مثل تفسیر مرحوم علامه طباطبایی  می بینید که در استنباطاتی که از قرآن می کند می گوید که این جمع محلی به ال است . اینجا ال  مفید عموم نیست. چنانکه مقصود از ایها الناس یا معاشرالناس که ابتدای خطبه است همه ی مردم نیست.یعنی این گونه نیست که از زمان حضرت امیر(ع) به قبل و زمان ایشان تا ابد اشاره شده باشد. این خطبه را بررسی کردم تا بدانم این خطبه قبل از سید رضی و بعد از ایشان کجاها آمده است. دیدم در کتب مختلفی این خطبه آورده شده است. این خطبه را سید در صفحه  100خصائص الائمه هم ذکر کرده است. در آنجا مطلب گسترده تر است. من این بخش را از بحار می خوانم : حضرت دربارهی طلحه و زبیر می فرماید: اینها با من بیعت کردند. اگر با من بیعت نمی کردند، مثل برخی که ( مثلا عبدالله عمر) بیعت نکردند ( این بحث در مباحث شرکت در رای و اجبار در رای بحث زیبایی است) من هرگز  آنها را مجبور نمی کردم که رأی بدهند. چنانچه من  با دیگرانی هم که در مسجد آمدند و گفتند؛ یا علی! ما به تو رأی نمی دهیم و تو را به عنوان  خلیفه قبول نداریم، برخورد خشنی نکردم. علت اینکه اینها رأی دادند و بعد برگشتند این بود که طلحه فکر می کرد که وقتی به عنوان صحابه خاص پیامبر با من بیعت می کند، او را والی یمن قرار می دهم و  و زبیر فکر می کرد او را والی عراق خواهم کرد. اما بعد که متوجه شدند من تحت تاثیر شهرت نیستم، به من گفتند اجازه بده ما عمره برویم، در حالی که به دنبال پیمان شکنی بودند. پس سراغ عایشه رفتند و او را تخفیف دادند و از من ترساندند. عایشه هم زمینه آن را داشت و در نفس او  کینه های زیادی نسبت به من وجود داشت. بنابراین اینجا منظور حضرت از النسا، همه ی زنان نیست چون هیچ کس نگفته است همه ی زنان از نظر عقلی ناقص هستند، از نظر ایمانی ناقص هستند و از نظر بهره همینطور. چرا که در بین این زنان حداقل حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) و بسیاری دیگر  از افرادی که قرآن یا روایات این زنان را ستوده است وجود دارند که شامل این تعبیر نیستند. لذا به یقین این کلام عمومیت ندارد و همه ی زنان مقصود نیست. حضرت در یک کلمه بسیاری از زنان دوره خود را توصیف می کند و همچنین این کلمات حضرت جدلی و کنایی است. حضرت امیر(ع) در بین  کسانی است که عایشه را به عنوان امام و رهبر خودشان قبول کردند و شتر عایشه را معجزه ی الهی می دانند تاجایی که در نهج البلاغه هم آمده که مدفوع شتر را برای تبرک به سر و صورت خود می مالیدند. اکثریت این افراد معتقدند که زنان موجودات دست دومی هستند و اینها نمی توانند رهبری را به عهده داشته باشند. حضرت می خواهد بگوید شما با این اعتقاد چرا دنبال عایشه رفتید. همچنین در پرداخت کلام می بینیم استدلال های حضرت همگی استدلال های برهانی نیست و قابل خدشه است. لذا بسیاری  می گویند این کلام اصلا مستند به حضرت نیست. ما در جایی منبع قوی بر این کلام پیدا نکردیم. . این کلام از حیث ادبی هم قوی نیست .همچنین به یقین جنبه ی برهانی ندارد. من یکی یکی نقل می کنم: النساء نواقص الایمان: حضرت می فرمایند زنان ایمانشان کم است. اول، منظور از ایمان اینجا اعتقاد نیست چون یک کفر و ایمان داریم به عنوان کفر و ایمان عملی. زنان در عمل مثل مردان مومنانه عمل نمی کنند چون زنان حیض می شوند و چند روز از ماه را  نماز نمی خوانند و روزه هم نمی گیرند. همه ی زنان که حیض نمی شوند .بسیاری از زنان یائسه هستند و حیض نمی شوند و بسیاری هم کم سن هستند و حیض نمی شوند. ثانیا اینکه زنان اگر در ایام حیض روزه نمی گیرند ،اتفاقا این امر مسئولیت بیشتری برای آنان دارد چراکه بعد باید قضای آن را به تنهایی بگیرند. پس زنان روزه هم می گیرند و اتفاقا سخت تر هم می گیرند. درباب نماز هم زنان مومنه دلشان می خواهد نماز بخوانند و حتی در روایت هم داریم که زنان مومنه در ایام حیض جانماز را پهن می کنند در سجاده می نشینند وذکر می گویند. از طرفی آیا مگر ثواب عمل فقط به انجام عمل است؟ ثواب و ایمان به اطاعت است. یعنی گاهی که خدا گفته انجام دهیم، انجام می دهیم و گاهی که گفته انجام ندهیم، انجام نمی دهیم. در روایت از ائمه اطهار هست در مورد پیامبر (ص) که فرمودند، خداوند همانطور که دوست دارد واجباتش اخذ شود همانگونه هم دوست دارد که رخصت هایش اخذ شود. همینطور در بخش های بعدی بطور مثال، نواقص العقول.  اینکه گفته شود عقلشان کم است چون تعداد شاهدهای زن  باید دو برابر مرد باشد آیا حکم به کم عقلی زن دارد؟ این یک حکم تعبدی شرعی است. خیلی از مواقع زنان تدبیر عقلایی دارند. درمورد نواقص الحظوظ که گفته می شود بهره ی آن ها کم است چون ارث کمتری دارند. ما در این مورد روایت داریم که «ابن ابی الاوجاع»  که از ماتریالیسم های زمان امام صادق (ع) بود، در کنار کعبه می نشسته و علیه اسلام صحبت می کرده و جالب است که بارها علیه ائمه اطهار صحبت کرد و ائمه هم پاسخ دادند اما هیچ کدام از ائمه به عنوان مرتد حکم اعدام به وی ندادند بلکه خلیفه او را کشت. این روایت است که عده ای نزد امام صادق (ع) می آیند و بیان می کنند که «ابن ابی الاوجاع» می گوید، زن بیچاره و ناتوان چه گناهی دارد که خداوند ارث نصف به او در نظر گرفته است؟  این روایت هم در رسائل و هم جاهای دیگر نقل شده  است. امام صادق(ع) در پاسخ می فرمایند؛ این اتفاقا به نفع زنان است چون زنان متصدی خرج نیستند و بسیاری از هزینه ها به عهدی آن ها نیست. اگر بخواهید محاسبه کنید در نهایت حتی زنان بیشتر از مردان در ارث پول می گیرند چرا که نباید نسبت را فقط در نظر گرفت چراکه زن نصف مرد می گیرد. ثروت بیشتر دست مردان است و اگر بخواهید به مقدار توجه کنید در حقیقت زنها بیشتر از مردان ارث می برند. کلام حضرت قاعدتا کلام جدلی است.
وی در خاتمه تأکید کرد: وقتی می توانیم کلامی را تفسیر کنیم که مفهوم و مقصود کلام را بفهمیم و در آستانه ی ادله ی قرآنی آن را بسنجیم. قرآن در بسیاری موارد زنان را ستایش می کند و تدبیر زنان در بسیاری موارد روایت شده است. شخص رسول الله روایت دارد که با زنان مشورت نکن مگر تجربه کنید که فرد عاقلی است. اما با زنانی که عقلشان را تجربه کردید، مشورت کنید. لذا این عموما نمی تواند حجت باشد  و چه بسا اگر در کنار اینها  خطبه  216 را ملاحظه کنید آنجا می گوید؛ زنان، مردان، مسلمانان و غیر مسلمانان همه در برابر هم حقوقی دارند و نمی تواند فردی بگوید که حق ها مختص من است و دیگران حق ندارند. آنجا می گوید، اگر قرار باشد کسی  در مقابل کسی حق نداشته باشد آن خداوند است که شما حقی بر خدا ندارید. در بحث عدالت، حضرت در خطبه  216 می فرمایند که عدالت بدون تنظیم حق ها و در حقیقت تقابل حق ها امکان پذیر نیست. بنابراین کلماتی که از حضرت در مورد زنان وجود دارد، باید به کلیت خطبه  توجه کرد .

 

 

 

کلید واژه ها: زناننهج البلاغهخوانش جایگاه زن در نهج البلاغهسعید رهایی


نظر شما :