دکتر فتح الهی: پایتختیِ تهران باعث شد، مرکزی برای هویّت ملی ایران پیدا شود

۲۱ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۴:۳۳ کد : ۱۷۱۸۶ خبر و اطلاعیه
تعداد بازدید:۱۱۳


نودو دومین جلسه از سلسله جلسات نظام سیاسی اسلام در پژوهشکده نظریه پردازی سیاسی و روابط بین الملل با عنوان »جایگاه فلسفی تهران و نقش آن در تحول هویت ملی ایرانی« با سخنرانی دکتر محمدعلی فتح الهی و در تاریخ 20 شهریور ماه 97 برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دکتر فتح الهی مباحث این نشست را با تحلیل شکل گیری پایتختی تهران و جایگاه فلسفی و هویتی آن آغاز کرد و گفت: آقامحمدخان قاجار برای انتخاب پایتخت، سراغ هیچ یک از شهرهای بزرگی که سابقه ای در این زمینه داشتند؛ نرفت. او به تعبیری اقدام به تأسیس شهری جدید برای پایتختی کرد. پایتخت جدید ایران، در یک محیط مردمی با سوابق و ویژگیهای خاص تاریخی به وجود نیامد که آن سوابق بتوانند خصوصیات خود را بر حکومت تحمیل کنند. حتی زبان محاوره ای که در تهران رایج شد، زبان ادیبان و مستوفیان بود که نوعاً از ادبیات سعدی الهام می گرفتند و عاری از ویژگیهای زبان های محلّی بود. تهران، طراحی و مهندسی شد نه اینکه در یک فرایند تاریخی و به شکل سنتی شکل گرفته باشد. هم دستاوردهای تاریخ شهرها و تمدن ایرانی- اسلامی در ذهن سازندگان قرار داشت و هم مقتضیّات جدیدی که پیش آمده بود، برای ساختن تهران مدّ نظر بود. در آن زمان شهرهای کمی در جهان وجود داشتند که اینگونه مهندسی شده و ساخته شوند. از جمله آنها پترزبورگ در روسیه بود که توسط پتر کبیر به عنوان یک شهر جدید طراحی و ساخته شد.

وی ادامه داد: تهران به صورت یک شهر حکومتی شکل گرفت. آنهایی که در آن گرد آمدند، انس با حکومت داشته و مدعیان حکومت بودند. در نقشه ساخت داخل شهر تهران هم این معنی مورد توجه بود و مکان یابی بازار، مساجد، مناطق مسکونی، مراکز دولتی و نظامی و کاخ های سلطنتی به گونه ای انجام می شد که بتواند اهداف حکومت جدید را تسهیل کنند. بنای تهران بر مهاجر پذیری گذاشته شد. از همه اقوام و مناطق ایران، نمایندگانی در تهران یافت می شد و درواقع یک نسبت مساوی بین مناطق مختلف کشور با مرکز حکومت برقرار می شد. تهران آئینه تمام نمایی از قومیت ها و مناطق مختلف ایران شد و تجربه نوینی از همزیستی ملی را شکل داد.

رئیس پژوهشکده نظریه پردازی سیاسی و روابط بین الملل تأکید کرد: شهر کوچک تهران‌ پس از پایتخت‌ی‌،‌ به مرکز سیاسی‌ و اقتصادی‌ ایران‌ تبدیل و پس‌ از چندی‌ مرکز فرهنگی‌ و فلسفی‌ نیز شد. آرامش عمومی که در دوره قاجار و پس از دوره بحرانی بعد از سقوط صفویه پدید آمده بود؛ محیط مناسبی برای آموزش ها و تکاپوهای فلسفی فراهم می کرد. از طرف دیگر وضع جدید و غیر سنتی شهر تهران و مهندسی که در ساخت آن صورت گرفته بود؛ همچنین احساس تنهایی، غربت و رها شدگی اجتماعی توأم با زیستن در کنار اقوام مختلف، وابستگی به حکومت توأم با عدم حمایت اجتماعی در قبال آن و تفرّدی که برای آدمیان پدید می آمد، این شهر را مناسب مرکزیت فعالیتهای فلسفی و حِکمی می کرد. به این ترتیب می بینیم که با آمدن یک حکیم برجسته (ملا عبداله زنوزی(م1257)) به تهران، مرکزیت فلسفی تهران شکل می گیرد. ویژگی های مهم مکتب فلسفی تهران عبارت از این است که احکام این مکتب فلسفی در خود شهر تهران هم تعیّن یافته است. می توان گفت که در مسیر تداوم حیات حوزه فلسفی تهران، شهر تهران نیز سرنوشتی به گونه یک پدیده فلسفی را تجربه می کند. تهران، موجودی متحول و در حال حرکت جوهری است و تاریخ تحول تهران، نمایش عینی آموزه های فلسفی حکمت متعالیه است. درواقع تهران نه تنها یک شهر فلسفی بود، بلکه خود، مظهر فلسفه و حکمت شد و از آن پس باید فلسفه و حکمت، در وضع زندگی شهری و هویتی تهران، جستجو می شد. این شهر که حیات سیاسی خود را از یک وضع طبیعی شروع کرد، بعد از حدود یک قرن و با قیام تنباکو نشان داد که هویت و شخصیت خود را پیدا کرده است و نمایشی عینی از فرایند "جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا" را عرضه کرد.

دکتر فتح الهی با اشاره به اینکه قبل از قیام تنباکو، می شد میرزا مسیح مجتهد را تبعید کرد گفت: در واقعه تنباکو وقتی ناصرالدین شاه قاجار خواست میرزا حسن آشتیانی را تبعید کند، تهران مقاومت کرد و نگذاشت این کار اتفاق بیفتد. آن موقع معلوم شد تهران به وجود آمده و هویت تهران شکل گرفته است که نمی گذارد حکومت به راحتی منویات خود را اجرائی کنند. تهران، هویت خود را با قیام های سیاسی جستجو کرد، آن چیزی که بویژه در قیام تنباکو رخ داد. قیام سیاسی و اجتماعی، تکوین هویت ایمانی و قانونی را باعث شد. قیام تنباکو در سال 1307 قمری، تعین فلسفه در تهران و شکل گیری هویت تهران به عنوان نماد هویت ملی ایرانی را نشان داد. با قیام مشروطیّت هم تهران توانست درک بین المللی خود را نمایان سازد. تحولات عرصه بین الملل در تهران احساس شد و عکس العمل های مناسب آن از طرف این شهر ابراز گردید. پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین تحولات پس از آن را هم می توان با شکل گیری هویت بین المللی تهران تبیین کرد. تکوین حوزه فلسفی تهران، توأم با نمایش هویت ملی ایرانی بود و این هویت، مرکزیت خود را با تکوین هویت شهر جدید التأسیس تهران بدست آورد. . اقدام‌ ملاعبداللّه‌ زنوزی‌ در نگاشتن‌ آثار فلسفی‌ به‌ زبان فارسی‌، در شروع دوران معاصر که شروع تهاجم فلسفه غربی هم هست؛ باعث اعتلای‌ فارسی فلسفی‌ در جهت استحکام هویت ملی بود. پایتختیِ تهران باعث شد که مرکزی برای هویّت ملی ایرانی پیدا شود. آن چیزی که بی سابقه بود و پایتخت های قبلی در حکومت های گذشته، فاقد ویژگی هایی بودند که بتوانند به عنوان مرکز و پایتخت هویّت ملّی ایرانی جلوه کنند. تهران به عنوان شهری که برای پایتختی ساخته شد، نه اینکه در گذر حوادث تاریخی شکل گرفته باشد که در این ساخته شدن شهر تهران، می توان عناصر ملیت ایرانی را به خوبی مشاهده کرد.

فتح الهی در خاتمه تصریح کرد: نقش تهران به عنوان نماد هویت ملی ایرانی را در ابعاد دیگری چون طرح مفاهیم جدید سیاسی و پیگیری برای تحقق آن هم می توان جستجو کرد. همچنین حرکت جمهوری خواهی پس از مرگ محمد شاه را می توان از مظاهر تکاپوی هویت ملی ایرانی به حساب آورد. این حرکت جمهوری خواهی که دولت مستعجل شد؛ نشان می دهد که اندیشه برای عبور از نظام سلطنت و تأمّل در نظامهای بدیلی چون جمهوریت و همچنین طرح زمینه های مردم سالاری، در مقطع زمانی آن روز اتفاق افتاده است. سلطنت قاجاریه بعد از آن دیگر نمی توانست به عنوان مظهر و پرچم هویت ملی ایرانی نمایان شود و ایمان و وفاداری مردم را با خود داشته باشد. ایمان و وفاداری مردم در مسیری قرار گرفته بود که با فاصله گرفتن از قدرت مادی سلطنت، معطوف قدرت ملّی، معنوی و دینی باشد.

 

کلید واژه ها: پژوهشکده نظریه پردازی سیاسی و روابط بین المللمحمدعلی فتح الهیپایتختی تهران


نظر شما :