دکتر صانع پور در گفتگو با مهر: تقلیل اسلام به فقه تحریف معنوی است/ اصول فقه نیاز به بازنگری دارد

۰۸ اسفند ۱۳۹۶ | ۱۰:۰۶ کد خبر : ۱۶۵۹۸ اخبار اساتید پژوهشگاه
تعداد بازدید:۱۳۲

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: اصول فقه ما نیاز به یک بازنگری اساسی بر مبنای اصول اعتقادات ما که برگرفته از ثقلین است؛ یعنی عدالت محوری و اخلاق مداری، دارد.

خبرگزاری مهر، گروه دین واندیشه: فقط چهار تا شش درصد آیات قرآن، اختصاص به احکام فقهی ـ حقوقی دارد و حدود نود و چهار تا نود و شش درصد آیات قرآن به مباحث اعتقادی، اخلاقی، و عرفانی می پردازد. بنابراین برخلاف آنچه ما از اسلام نمایش می دهیم زندگی مسلمانان ابتدا باید براساس کمالات اخلاقی، عرفانی و استدلال های عقلانی شکل بگیرد.

در خصوص اهمیت مکارم اخلاقی که میان تمام بشریت مشترک است و می تواند باب تعامل و گفتگو را در میان انسانها فراهم کند، با مریم صانع پور، محقق، نویسنده و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و رئیس پژوهشکده حکمت معاصر این پژوهشگاه به گفتگو نشستیم.

*هدف بعثت پیامبر (ص) تکمیل مکارم اخلاق است و اسلام آیینی جهانی است. آموزه های اخلاقی اسلام چگونه می تواند در جامعه مسلمانان و غیر مسلمانان اجرا شود؟

 پیامبر اسلام فرمود «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» یعنی همانطور که گفتید هدف غایی اسلام، کامل کردن اخلاق است و معجزه آخرین پیامبر، «قرآن» یعنی «کتاب خواندنی» است. کتاب خواندنی، همواره خواننده و مخاطب می طلبد؛ یعنی در اسلام مخاطبان قرآن اصالت دارند.

مخاطب قرآن یعنی معجزه آخرالزمانی، اندیشه و عقلانیتِ پویای انسان های آخرالزمانی است که با سوالاتشان عبارات قرآنی را به نطق می آورند تا در یک تعامل عقلانی، معرفتی، اخلاقی، آیات را مورد گفتگوی طرفینی میان انسان و قرآن قرار دهند

مخاطب قرآن یعنی معجزه آخرالزمانی، اندیشه و عقلانیتِ پویای انسان های آخرالزمانی است که با سوالاتشان عبارات قرآنی را به نطق می آورند تا در یک تعامل عقلانی، معرفتی، اخلاقی، آیات را مورد گفتگوی طرفینی میان انسان و قرآن قرار دهند.

می دانیم که کارآییِ معجزات همه پیامبران با وفات ایشان از بین رفته است؛ عصای موسی در حیات کلیم الله کارآیی داشت، دم عیسوی نیز پس از عروج ایشان به آسمان، در میان مردم باقی نماند. اما قرآن پس از رحلت محمد (ص) همچنان باقی مانده و زنده و پویا، تا قیام قیامت مخاطب و خواننده می طلبد؛ خوانندگانی که حیات و پویایی قرآن را محقق می کنند.

اگر امام صادق(ع) فرمود «قرآن زنده‌ای است که هرگز نمی‌میرد و همانگونه که شب و روز و خورشید و ماه در جریان است قرآن نیز جاری است» این جریان یابی در وجود مخاطب قرآن انجام می شود که «انسان بماهو انسان» و مورد تکریم خداوند است زیرا خدا فرمود «لقد کرمنا بنی آدم» این کرامت ذاتی همه انسان ها حاصل دمیدن روح خدا در کالبد خاکی ایشان است؛ پس هیچ انسانی شریر و شیطان صفت آفریده نشده و همه آدمیان فطرتی خدایی دارند و به همین اعتبار همه آدمیان مورد خطاب قرآن قرار می گیرند؛ آنجا که قرآن کریم مخاطبانش را «ایها الناس» و «ایها الانسان» می خواند. در این آیات، قرآن با همه انسان ها گفتگو می کند، زیرا ایشان همگی از شرف انسانیت برخوردار هستند؛ حتی اگر مسلمان و مومن نباشند.

مخاطب قرآن هم عقلانیت و استدلال جویی ذاتی انسانها است و هم خیرطلبی، عدالت جویی و احسان دوستی اخلاقی ایشان است که این نیز از ذاتیات همه انسانها است از این رو تا زمانی که انسان و انسانیت باقی است، قرآن نیز زنده و پویاست و در کمال جویی مخاطبانش جریان پویش استکمالی اش را طی می کند

اسلام «انسان بماهو انسان» را به علت فطرت الهی اش تکریم می کند و با او به گفتگو می پردازد. بنابراین دیگر آیات قرآن در وجود غیر مسلمانان نیز می تواند جریان یابد و با ایشان تعامل عقلانی، معرفتی، اخلاقی برقرار کند. قرآن علاوه بر مخاطبان خاصش (یعنی مسلمانان و مومنان)، مخاطبان عامش (یعنی همه انسان ها) را نیز به رسمیت می شناسد و بر اساس رحمانیت عام الهی با آنها گفتگو می کند، زیرا مخاطب قرآن هم عقلانیت و استدلال جویی ذاتی انسانها است و هم خیرطلبی، عدالت جویی و احسان دوستی اخلاقی ایشان است که این نیز از ذاتیات همه انسانها است از این رو تا زمانی که انسان و انسانیت باقی است، قرآن نیز زنده و پویاست و در کمال جویی مخاطبانش جریان پویش استکمالی اش را طی می کند. 

بایدتوجه داشت که در آموزه های قرآنی، انسان ها به اصلی و فرعی، یا سوژه و ابژه تقسیم نمی شوند، زیرا همه انسانها اعم از مسلمان و غیرمسلمان به اعتبار انسانیت مشترکشان اصلی هستند؛ یعنی نسبت مسلمان و غیرمسلمان، نسبت تضاد نیست بلکه نسبت عام و خاص است زیرا مسلمان و غیرمسلمان هردو در مفهوم عام انسانیت مشترک هستند هرچند در مفهوم خاص مسلمانی تفاوت دارند. به این ترتیب اسلام ریشه تبعیض گرایی را از بُن برمی کند و این همان اصل الاصول اخلاق رحمانی قرآن است که می توان آن را به عنوان اصل الاصولِ منشور جهانیِ زیست اخلاقی معرفی کرد.

*به هر حال شریعت اسلامی حاوی قوانین فقهی است؛ چگونه است که در دین اسلام به مکارم اخلاقی تأکید می شود؟

یکی از تحریفات معنوی که ما در اسلام ایجاد کره ایم تقلیل دادن اسلام به فقه است درحالی که  با مروری اجمالی بر قرآن مشاهده می کنیم فقط چهار تا شش در صد آیات قرآن، اختصاص به احکام فقهی ـ حقوقی دارد و حدود نود و چهار تا نود و شش درصد آیات قرآن به مباحث اعتقادی، اخلاقی، و عرفانی می پردازد

متأسفانه فاصله مسلمانی ما با حقیقت اسلام بسیار زیاد است. اما خوشبختانه خداوند، متن مقدس اسلام یعنی قرآن را از تحریف حفظ فرموده است؛ هرچند ما با برخی تفسیرهای غلط، قرآن را در معرض تحریف معنوی قرار داده ایم. یکی از تحریفات معنوی که ما در اسلام ایجاد کرده ایم تقلیل دادن اسلام به فقه است درحالی که با مروری اجمالی بر قرآن مشاهده می کنیم فقط چهار تا شش در صد آیات قرآن، اختصاص به احکام فقهی ـ حقوقی دارد و حدود نود و چهار تا نود و شش درصد آیات قرآن به مباحث اعتقادی، اخلاقی، و عرفانی می پردازد.

بنابراین برخلاف آنچه ما از اسلام نمایش می دهیم، زندگی مسلمانان ابتدا باید براساس کمالات اخلاقی،  عرفانی و استدلال های عقلانی شکل بگیرد. اگر پیامبر گرامی اسلام هدف بعثتش را تکمیل مکارم اخلاقی معرفی کرده است همه شئون اسلام یعنی اصول اعتقادات، احکام شرعی، عرفان اسلامی و شعائر و آداب ظاهری ما مسلمانان باید اخلاقی باشند در غیر این صورت مسلمانی ما مصداق پوستین وارونه ای خواهد بود که نه فقط فایده ای بر آن مترتب نیست بلکه انزجار دیگران را نیز برمی انگیزد.

به قول آیت الله محقق داماد اصول فقه شیعه امامیه باید مبتنی بر اصل اعتقادی- اخلاقی عدالت باشد، پس فقه ما نیاز به یک بازنگری اساسی دارد تا مبانی عقلانی - اخلاقی کلام شیعی در تک تک احکام فقهی آن جاری شود؛ زیرا احکام و فتاوایی که با اصول عدالت طلبانه و تبعیض ستیزانه امامان شیعی مغایرت داشته باشند، فاقد روح اخلاقی هستند و غرض شارع مقدس اسلام را نقض می کنند؛ اسلامی که پیامبرش برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شد. نتیجه می گیریم که:

 اولاً) بر اساس قرآن کریم و سنت پیامبر و امامان معصوم، اسلام مجموعه ای است که حدود نود و چهار در صدش را استدلال های عقلانی، آموزه های اخلاقی و تعالیم عرفانی تشکیل می دهد و فقط حدود شش در صد آن به احکام فقهی اختصاص داده شده است بنابراین باید تجارب زیسته ما مسلمانان شیعه نیز برهمین اساس شکل بگیرد. در حالیکه در تجربه زیسته ما شیعیان اثنی عشری، تشیع به احکام فقهی تقلیل داده شده و تقریباً جایی برای استدلال های عقلانی، و آموزه های اخلاقی –  عرفانی باقی نمانده است.

ثانیاً) ما شیعیان دوازده امامی معتقدیم میراث مشترک ثقلین علاوه بر اصول اعتقادی مشترک میان ادیان ابراهیمی یعنی توحید، نبوت و معاد، دو اصل اعتقادی دیگر را نیز برای ما به جا گذارده که عبارتند از عدل و امامت؛ که براساس سنت اثنا عشری امامان، نگاهبان عدالت در میان جامعه انسانی هستند یعنی علت غایی امامت، اجرای عدالت است. به بیانی دیگر پیامبر برای تکمیل اخلاق مبعوث شد و امامان برای اقامه عدالت (که همان تکمیل اخلاق است) منصوب شدند پس طبق اصول عقلانی –  اعتقادی شیعه و نیز سنت پیامبر و امامان، هدف اصلی اسلام، اقامه عدالت است و اصل امامت، تابع اصل عدالت است؛ درحالی که متأسفانه احکام فقهی ما احکامی اخلاقی و عدالت محورانه نیستند و این نقض غرض امامان شیعه است. پس اصول فقه ما نیاز به یک بازنگری اساسی بر مبنای اصول اعتقادات ما که برگرفته از ثقلین است؛ یعنی عدالت محوری و اخلاق مداری، دارد.    

*جهان ما در سیطره فضای مجازی است؛ زمینه های مشترک اخلاق در جهان چگونه می تواند در فضای مجازی دنبال شود؟

اصولاً نگاه اسلام به تکنولوژی نگاه مثبتی است زیرا آیه ۱۲ سوره حدید در راستای ذکر نعمت هایی مانند ارسال پیامبران، و نیز انزال کتاب و میزان جهت برقراری عدالت، می فرماید ما آهن را نازل کردیم که در آن هم سختی است و هم دارای منافعی برای عموم مردم است. می بینیم در گفتمان توحیدی اسلام، ابزار فناورانه از نعمت های خداوند تلقی می شوند.

این گفتمان را با دیدگاه دوگانه انگار اسطوره های یونان باستان مقایسه کنید که «پرومته» را به علت دزدیدن آتش از خدایان، مورد قهر وغضب خدایان معرفی کرده است  و به این ترتیب علم و تکنیک را مداخله در حاکمیت خدایان، و در تقابل با دین و الهیات قرار داده است. در آموزه های قرآنی همه جا انسان به عنوان جانشین خداوند بر روی زمین معرفی شده که باید در عمران و آبادانی زمین، و برقراری اخلاق و عدالت در زمین بکوشد و بداند که دست رحمانی خداوند را در این امر خطیر همواره بر سرش دارد.

در نگاه توحیدی قرآن حتی شیاطین به استخدام سلیمان در می آیند. بنابراین مقابله و خصومت با فناوری های جدید که حاصل کنجکاوی ها، زحمات، و مرارت های فراوان انسانهایی سختکوش است در نگاه توحیدی قرآن جایی ندارد. برخی فضای مجازی را یک تهدید برای بشریت تلقی می کنند درحالی که همانگونه که هر ابزاری را می توان هم در جهت خیر به کار برد؛ و هم در جهت شر از آن استفاده کرد، فناوری های ارتباطاتی و اطلاعاتی دیجیتال نیز دارای منافع و مضاری است که من معتقدم منافعش بیش از مضراتش می باشد.

امروزه ویژگی ارتباطی فضای مجازی، کاربرد ارزش های اخلاقی را ضروری تر ساخته است زیرا فضای مجازی، فرهنگ های مختلف را در مجاورت، بلکه در معیت یکدیگر قرار داده و از آنجا که اخلاق یک مقوله اجتماعی است فضای مجازی نیازمند ارزش های اخلاقی مشترک است که منافاتی با تفاوت های فرهنگی افراد و جوامع مختلف نداشته باشد. بدیهی است که نمی توان این ارزش های اخلاقی را از یک فرهنگ یا دین خاص اخذ کرد و به سایر فرهنگ ها تحمیل کرد زیرا این امر موجب همان بحران هویتی می شود که امپریالیسم غربی برای غیرغربی ها ایجاد کرده است.

بنابراین ارزش های مشترک اخلاقی در فضای مجازی باید از مشترکات ذاتی انسان ها اخذ شود تا مورد پذیرش همه فرهنگ های بشری قرار گیرد. به این منظور می توان مشترکات اخلاقی را به روش استقرائی از کشورهای مختلف اخذ کرد. کریستیانز و ترابر در تحقیق مشترکشان نظریه های اخلاقی ۱۳ کشور را از چهار قاره جهان مورد بررسی قرار داده اند و به اصول مشترکی دست یافته اند مانند: تقدس حیات و تقدس حیات انسان، صداقت، جمع گرایی، و صلح طلبی. این ارزش های اخلاقی در میان همه جوامع اعم از نظام های قبیلگی یا نظام های مدرن و نیز افراد متدین یا بی دین مشترک است زیرا برخاسته از یک فرهنگ خاص نیست بلکه برگرفته از مشترکات ذاتی انسان هاست.

آن مجموعه از آموزه های اخلاقی قرآن که «ایها الناس» و « ایها الانسان» را خطاب قرار می دهد به اصول اخلاقی عامی اشاره می کند که بین همه افراد نوع انسان، مشترک هستند به بیانی دیگر آموزه هایی فرافرهنگی و فرادینی هستند و به همین علت محل نزاع و مخاصمه میان فرهنگ ها و ادیان مختلف قرار نخواهند گرفت

چنانکه قبلاً به عرض رساندم آن مجموعه از آموزه های اخلاقی قرآن که «ایها الناس» و « ایها الانسان» را خطاب قرار می دهد به اصول اخلاقی عامی اشاره می کند که بین همه افراد نوع انسان، مشترک هستند به بیانی دیگر آموزه هایی فرافرهنگی و فرادینی هستند و به همین علت محل نزاع و مخاصمه میان فرهنگ ها و ادیان مختلف قرار نخواهند گرفت. تحقیق اینجانب در قرآن ارزش های عام اخلاقی را که مغایرتی با ارزش های اخلاقی بومی و فرهنگی خاص ندارند اخذ کرده است؛ ارزش هایی مانند: صداقت در گفتار و کردار، احسان به یکدیگر، احترام به حق مالکیت یکدیگر، مودت افزایی میان مردم، توصیه به فضایل و نهی از رذایل، مدارا با خطاکاران و بخشش ایشان، امانتداری و قضاوت عادلانه، وفاداری به پیمان و پیمانه، این پژوهش به احتراز از برخی ضد ارزش های عام اخلاقی نیز تأکید دارد که عبارتند از: تکبر، فخرفروشی، پرخاشگری، مریدپروری، تعصب بر باطل، جزمیت، تجاوز به حریم خصوصی، افشای اسرار اشخاص.

ارزش های ذکر شده منافاتی با ارزش های فرهنگی دینی خاص جوامع متکثر فضای مجازی ندارد زیرا مبتنی بر زمینه های زیست اخلاقی همه انسانها است که عبارتند از: رحمت و رأفت عمومی، فراگیری وحدت میان همه انسانها به اعتبار انسان بودنشان، فراگیری صلح و امنیت در میان همه انسان ها، برقرار کردن عدالت میان همه افراد بشر، تکریم همه افراد انسان. این زمینه های اخلاقی نیز مبتنی بر مبانی انسان شناسانه ای هستند که مقید به قیود خاص دینی و فرهنگی نیستند این مبانی انسان شناسانه عبارتند از: فطرت الهی همه انسانها، اشتراکات فطری انسان ها، به رسمیت شناختن همه افراد نوع انسان، برابری و برادری میان همه فرزندان آدم و حوا، اعتدال گرایی و حق جویی ذاتی انسان ها، آزادی انتخاب و استقلال رأی همه افراد نوع انسان، استدلال طلبی مبتنی بر عقلانیت حق جویانه در همه افراد جامعه بشری.

آنچه گفته شد با وجود آن که مأخوذ از قرآن کریم است اما مشروط به ایمان خاصی نیست زیرا مبتنی بر ذاتیات انسانها است که می تواند ارزش های متکثر اخلاقی را که حاصل عَرَضیات فرهنگی و دینی مختلف هستند بپذیرد بدون آن که موجب بحران های هویتی و نزاع های میان فرهنگی شود. 

*صفت رحمانیت خداوند بر کل هستی سیطره دارد و شامل مسلمانان و غیر مسلمانان می شود. چگونه می توان با الهام از این صفت الهی با همه مردمان تعامل داشت؟

وقتی گفته می شود حضرت رسول برای تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث شدند و نیز طبق حدیث «تخلقوا باخلاق الله» این مکارم اخلاق می تواند همان اخلاق الهی باشد. به این معنا که خداوند بر اساس صفت رحمانیتش همه انسان ها از مومن و کافر را از نعمت های خود بهره مند می کند یعنی رزق واسعه اش را شامل حال همگان می کند؛ همگان را در معرض لذت از زیبایی ها و امور ملائم طبعشان قرار می دهد؛ بیماری همگان را شفا می دهد، همگان را از لذت مهرورزی و دریافت محبت بهره مند می کند. بینایی، شنوایی، بساوایی، بویایی، و چشایی همگان را با امور ملائم طبعشان می نوازد. همه پشیمانان را مورد عفو بخشش قرار می دهد، ناامیدان را امید می بخشد، درماندگان را می نوازد، و ... بنابراین هیچ دیندار و بی دینی وجود ندارد که از تجربه های لذتبخش حیات، قدرت، علم، مهربانی، و زیبایی محروم باشد.

تخلقوا باخلاق الله یعنی بی دریغ به دیگران مهر بورز، خواه هم کیش تو باشند یا نباشند. بی دریغ محرومان را بنواز خواه هم کیش تو باشند یا نباشند. خیرخواهیت بی دریغ شامل حال همگان شود خواه هم کیش تو باشند یا نباشند، آلام دیگران را مرهم باش خواه هم کیش تو باشند یا نباشند. و در این صورت ما توانسته ایم به عنوان جانشینان خداوند بر روی زمین اخلاق رحمانی را در روی زمین خداوند گسترش دهیم. آیا فضای مجازی، فضای مناسبی برای گسترش رحمت و عدالت الهی در سراسر جهان، و رفع محرومیت از انسان های محرومیت زده نیست؟


نظر شما :