گزارش نشست نقد کتاب «وازسازی متون جلال آل احمد؛ سوژه، نهیلیسم و امر سیاسی»

۲۰ تیر ۱۳۹۶ | ۱۵:۲۶ کد : ۱۵۴۱۵ خبر و اطلاعیه
تعداد بازدید:۵۲۳


پژوهشکدهٔ زبان و ادبیات با همکاری و انجمن علمی نقد ادبی ایران دومین نشست نقد کتاب در زمینه پژوهش های ادبی را با عنوان نقد کتاب «وازسازی متون جلال آل احمد؛ سوژه، نهیلیسم و امر سیاسی»، روز دوشنبه 19 تیرماه 1396 در محل پژوهشگاه برگزار کرد. در این نشست کتاب وازسازی متون جلال آل احمد؛ سوژه، نهیلیسم و امر سیاسی تألیف مجتبی گلستانی با حضور منتقدان آقایان دکتر مهدی معین زاده و احمد ابوالفتحی مورد نقد و بررسی قرار گرفت. دبیری این نشست بر عهدهٔ خانم دکتر زهرا حیاتی بود.

«بازخوانی انتقادی متون جلال آل احمد (1302- 1348 ش) در این کتاب با دو دغدغه مشخص صورت گرفته است: نخست، درافتادن با اقتدار و مرکزیت برخی از برجسته‏ترین و پرخواننده‏ترین متون ادبی و فرهنگی ایران معاصر که صرفاً به انتقاد ادبی از نوع بلاغی یا ملانقطی راه نمی برد، ‌بلکه مطالعات ادبی را به مطالعات فرهنگی و علوم انسانی جدید پیوند می‏زند؛ و دوم، گشودن فضای نظریه و نقد ادبی به مباحث بنیادی شکل دهنده جریان روشن فکری که نقد ادبی را تا عرصه بازخوانی و بازنویسی تاریخ و مدرنیته ایرانی می‏گستراند. استراتژی این نوشتار انتقادی واسازی است. واسازی یک روش و شیوه یا یک نظام (فلسفی و نظری و....) متشکل و منسجم برساخته از ایده های معین نیست. واسازی، در بهترین حالت، دست کم برای نقد ادبی، یک راهبرد یا استراتژی برای خوانس متن است.»

خلاصه نقدی که منتقدان درباره کتاب مطرح کردند به این شرح است:

احمد ابوالفتحی، که در روزهای اخیر به انتشار مجموعه داستان کوتاه پل‏ها شناخته شده و به تصریح منتقدان، به شیوه و بیان و عناصر داستان اشراف دارد، معتقد است: کتاب وازسازی متون جلال آل احمد؛ سوژه، نهیلیسم و امر سیاسی به سبب بازخوانی انتقادی متن و ایجاد تشکیک در روایت‏های مرسوم از آل احمد، به مثابه یک کنش اجتماعی است که با گشودن راهی جدید در خوانش آثار این نویسنده در خور توجه است. از مهم ترین ویژگی‏های کتاب، ایجاد تقابل میان مؤلف محوری و متن محوری است. نویسنده قصد دارد با استناد به شواهد متنی از «من استعلایی» جلال آل احمد عبور کند و او را با آل احمد واسازی شده جایگزین نماید؛ البته در تحقق  این هدف با یکدستی مواجه نیستیم و نویسنده با موفقیتی نسبی پیش رفته است. در مجموع کلیت پژوهش بر اساس مسئله و هدفی که محقق تعریف کرده، نقطه عطفی در خور تقدیر است که می تواند راهشگا و جریان ساز باشد.

دکتر مهدی معین زاده که با فعالیت پژوهشی میان رشته‏ای در حوزه‏های فلسفه، ادبیات و پزشکی شناخته می‏شود، به این نکته فلسفی- روش شناختی در کتاب اشاره کردند: متن در زمینه اتکاء به نظریه فوکویی با اغراق و تراکم پیش رفته است. اینکه در رویکرد فوکو، متن به روابط قدرت ارجاع می‏دهد و قصد افشاگری دارد، به دستاوردی پیش‏برنده نخواهد انجامید. همچنین مسئله مرگ مؤلف که در جلسه به آن اشاره شد، اصطلاحی است که باید مورد بازنگری قرار گیرد و بنیاد وجودشناختی آن در فلسفه بازخوانی شود.

در پایان نشست پس از پرسش و پاسخ میان مخاطبان و منتقدان، پیشنهاد شد در نشست‏های بعد، نسبت بیان نقد ادبی و فلسفه مورد توجه قرار گیرد.


نظر شما :