گزارش نشست علمی تفسیر سیاسی قرآن کریم از دیدگاه امام خمینی ره

۲۷ مهر ۱۳۹۵ | ۱۷:۵۰ کد : ۱۴۲۸۶ خبر و اطلاعیه
تعداد بازدید:۷۲۷

پژوهشکده نظریه پردازی سیاسی و روابط بین الملل ، نشست علمی « تفسیر سیاسی قرآن کریم از دیدگاه امام خمینی ره » را با سخنرانی حجت الاسلام مهدوی زادگان ، عضو هیئت علمی پژوهشگاه در تاریخ بیست و هفتم مهر ماه برگزار کرد . خلاصه ای از مباحث طرح شده به شرح زیر است .

 

الف - مرجعیت قرآن کریم

1 . منزلت قرآن کریم

کتاب معرفت الله و تربیت انسان است .

شرافت و عظمت قرآن به متکلم و کاتب ، مطالب و مقاصد ،واسطه ایصال ( جبرییل امین )، مرسل الیه و متحمل ، حافظ وحی ( ذات مقدس اله ) ، عظمت زمان  نزول وحی ( لیله القدر ) است .

2 . مرجعیت تام قرآن کریم

کتاب جامع تمام معارف و کمالات است ، نسبت اجتماعیات قرآن کریم با عبادات ، نسبت صد به یک است ، بیان گر سعادت دنیا و آخرت ، کتاب همه اعصار است . زیرا خدا محیط بر همه اعصار است .واسطه اتصال معنویت به مادیت است .کتاب حکومت است .دعوت گر به اجتماع و سیاست و حکومت است .

 

ب - تفسیر قرآن کریم

1 .تفسیر از ماده « فسر » مقلوب سفر و به معنای بیان و کشف است ، « اسفر الصبح » یعنی صبح روشن شد . فهم آشکار ساز معنای متن است .

2. تفسیر به حسب ذوق و گرایش مفسر یا مسایل  ، انواعی دارد ؛ تفسیر ادبی ، کلامی ، فقهی ( آیات الاحکام ، عرفانی و تفسیر سیاسی و اجتماعی )

3 . تفسیر سیاسی  نوعی فهم جامعه و سیاست بر مبنای آیات قرآن کریم است . یا فهم قرآن در متن جامعه و سیاست است .

4 . تفسیر سیاسی به روش تاویل عمل نمی کند بلکه مبتنی بر روش  تبیین و تطبییق است . لذا با تفسیر عرفانی متفاوت است .

5 .امام خمینی ره بر تفاسیر موجود دو نقد اساسی دارد : اول ، تفسیر را بیان اسباب نزول نمی داند بلکه تفسیر بیان مقاصد آیات است . دوم ، یک بعدی بودن تفاسیر و مغفول ماندن جنبه های سیاسی و اجتماعی قرآن کریم . در این میان تفسیر عرفانی علیرغم ارزشی که دارند ، مانع فهم اجتماعیات قرآن کریم شده است . در تفاسیر عرفانی ظواهر الفاظ مثل جهاد ، اعتصام به حبل الله ، قیام لله ، مهاجرت ، قتال و جمع عِدّه و عُدّه و مانند آن به امور مربوط به نفس و معنویت تاویل می رود .بدین ترتیب ، قرآن کریم گرفتار مهجوریت سیاسی شده است .

ج - گزیده تفسیره سیاسی امام

  1. مهجوریت قرآن کریم

( مراتب مهجوریت ، نفی مرجعیت ، مهجوریت سیاسی )

وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآَنَ مَهْجُورًا.[1] ( فرقان : 30 )

امام خمینی (ره) مهجوریت قرآن کریم را مسأله مهمی می داند. مهجور ماندن قرآن کریم یعنی کنارگذاشتن آن است. حجاب های زیادی است که میان انسان و قرآن کریم فاصله می اندازد و در نتیجه قرآن کریم مهجور می ماند و از متن زندگی کنار گذاشته می شود. هر یک از این حجاب ها، مرتبه ای از مهجوریت قرآن کریم است. بنابراین، مهجوریت قرآن کریم مراتب بسیاری دارد. به عقیده امام خمینی (ره) یکی از مراتب مهجور ماندن قرآن کریم، عقاید باطله است. ایشان به موضوع لقاء الله و معرفه الله مثال می زنند که آیات و روایات زیادی در بیان لقاءالله و معرفه الله وجود دارد. با وصف این، گروهی براین عقیده باطل اند که راه معرفت الله و لقاء الله مسدود است و ما نباید در این باره بیاندیشیم. وارد شدن در این میدان را غیرجایز می دانند. (همان:582)

امام خمینی (ره) بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مرتبه دیگری از مهجوریت قرآن کریم اشاره کرده است و آن مهجوریت قرآن کریم در عرصه سیاست است. امروزه قرآن کریم در میدان سیاست، در میان مسلمانان مرجعیت ندارد. در قرآن کریم، آیاتی وجود دارد که مربوط به حوزه سیاست است ولی مردم توجهی به این آیات ندارند. امام خمینی (ره) به آیه شریفه: «َلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» (انفال:46). اشاره کرده است: «از مسایل مهم سیاسی قرآن، دعوت به وحدت و منع از اختلاف است» اگر وضع این دو اصل اسلامی ـ قرآنی را در میان مسلمانان بررسی کنید، متوجه خواهیم شدکه وضع خوبی ندارند، یعنی قرآن کریم مرجع عمل سیاسی مسلمانان نیست: «اگر طاعت از آن [در اصل قرآن] بکنند، تمام مشکلات مسلمین حل می شود، و اگر طاعت نکنند، فشل می شوند و رنگ و بویشان از بین می رود» (همان: 583)

 

2 . کتاب سلحشوری

( بسیج یکپارچه در جنگ (َ کَافَّهً ) ، جنگ در رأس امور )

وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّهً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّهً. ( توبه : 36 )  

امام خمینی (ره) با الهام ازاین آیه شریفه توصیف جالبی از قرآن کریم کرده است. به تعبیر ایشان: «قرآن یک کتاب سلحشوری است،‌قرآن یک کتاب جنگجویی است در مقابل مشرکین؛ مشرکینی که قدرتمند بودند» (همان: 385). قرآن کریم در این آیه شریفه تمام قد مقابل مشرکین ایستاده است و همه مسلمانان را برای جنگ با مشرکین فراخوانده است. همانطور که مشرکین همگی با شما جنگ کردند. قید «کافّه» دلالت بر اهتمام یکپارچه قرآن کریم در جنگ با مشرکین دارد. این چنین نیست که گروهی به جنگ با مشرکین مشغول شوند و باقی مردم به کارهای روزمره خود ادامه دهند و جنگ بخشی از زندگی مردم باشد و نه تمام زندگی. قرآن کریم این چنین نیست. همگی باید در جنگ با مشرکین و دشمنان سرسخت خداوند، مشارکت کنند. همه باید زندگی روزمرّه خود را بر اساس جنگ با مشرکین تنظیم کنند. زیرا مشرکین در جنگ با مسلمانان اینگونه عمل می کنند. آنان با تمام قوا علیه مسلمانان بسیج شده اند و همه مشرکین وارد کارزار جنگ شده اند. امام خمینی (ره) می فرماید: «مشرکین در آن وقت همان قدرتمندها بودند؛ مشرکین قریش، همه قدرت دست آنها بود» (همان:385). پس وقتی مشرکین تمام قد و یکپارچه علیه مسلمانان وارد کارزار شده اند؛ دلیلی ندارد وظیفه جنگ با مشرکین  به گروهی از رزمندگان واگذار شود بلکه باید همه مسلمانان در جنگ مشارکت کنند. این گونه است که امام خمینی (ره) دراین آیه شریفه چنین استفاده می کند که قرآن کتاب سلحشوری و کتاب جنگجویی است». ایشان بر همین اساس بود که همواره در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1359 ـ‌1367 ش) می فرمودند: «جنگ در رأس امور است». وقتی دشمن تمام قد وارد کارزار شده است؛ ملت هم باید یکپارچه در جنگ با دشمن بسیج شود و جنگ را در رأس امور خود بداند. امام خمینی (ره) چنین رویکردی را «سلحشوری» خوانده است. سلحشور کسی است که تمام قد وارد کارزار جنگ با دشمن می شود.

3 . یوم الله

( ادبیات سیاسی سکولار ، روز ملی ، حاکمیت ملی ، حاکمیت الله ، روز خدا ، بازگشت از روز طاغوت ، بزرگداشت یوم الله )

 

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَی بآَیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآَیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ.[2] ( ابراهیم : 5 )

واژه «یوم الله» از جمله واژگان قرآنی است که امام خمینی (ره) آن را وارد ادبیات سیاسی ایران کرد. تا پیش ازایشان چنین استعمالی درادبیات سیاسی وجود نداشت. مردم با واژه «روز ملی» آشنا بودند. روزملی، روزی است که در آن حاکمیت و اراده ملت تجلی می کند. به عبارت دیگر، روز ملی، تجلی اراده سیاسی مردم است. اصولا تصور این که خداوند هم واجد حاکمیت سیاسی است تا این حاکمیت درروز خاصی تجلّی کند؛ وجود نداشت، سلطه ایدئولوژی های سکولار بر همگان قبولانده بود که خداوند حاکمیت سیاسی ندارد و در نتیجه نمی توان از روزی یاد کرد که حاکمیت سیاسی خدا در آن روز تجلی کرده است. بنابراین، اگر در قرآن کریم ذکری از «یوم الله» به میان آمده است؛ این اصطلاح قرآنی از اساس غیر سیاسی است و انصراف از معنای حاکمیت سیاسی دارد. اما امام خمینی (ره) این معنا را احیاء کرد. «یوم الله» واژه سیاسی قرآن کریم است و باید قبل از هر معنایی، در معنای حاکمیت سیاسی الله استعمال شود. باید ملت انقلابی ایران ایام الله را به یاد آورد. یاد ایام الله، انسان ساز و سرمشق پربرکت است:

حوادث بزرگ تاریخ ایران که قرآن مجید هم از بعض آنها یادکرده است.سرمشقی پربرکت برای ساختن جامعه ها واشخاص وجامعه ی عصر ما که عصر انقلاب است و درکشور ایران که کشور انقلاب و شاهد بسیاری از حوادث بزرگ است که باید آنها را ایام الله محسوب کنیم. (همان:440)

امام خمینی (ره) در تفسیر این آیه شریفه می فرماید که حضرت موسی علیه السلام دو مأموریت داشت. مأموریت اول آن است که قومش را از ظلمت خارج کند و آنها را وارد نور کند. ظلمت هرآن چیزی است که خلاف مسیر انسانیت و مسیر ملت است. طاغوت، خلاف مسیر انسانیت و مسیر ملت است. جهت مسیر انسانی، طاغوت نیست. قرار بر این نیست که انسان درنهایت طغیان گر شود. مسیر انسانیت، اظهار بندگی برابر خداوند سبحان است. چنان که مسیر ملت هم این نیست که بندگی طاغوت را کند. ملت ها به غلط در جهت طاغوت حرکت می کنند. طاغوت ظلمت و تاریکی است. پس، انبیاء و از جمله موسی علیه السلام مأموریت دارند که مسیر ملت ها را اصلاح کنند و آنان را از تاریکی به سمت نور حرکت دهند. اما، مأموریت دوم حضرت موسی علیه السلام یادآوری و تذکر ایام الله است. آن روزی که مردم از ظلمت و تاریکی خارج شدند و وارد نور شدند، آن روز نباید فراموش شود. امام خمینی (ره) در این گفتار به مواردی که از ایام الله در صدر اسلام اشاره کرده است: «روزی که پیغمبر اکرم هجرت کردند به مدینه. آن روز «یوم الله» است. روزی که مکه را فتح کردند،‌«یوم الله» است. یوم قدرت نمایی خداست که یک یتیم را که همه رفضش کرده بودند، نمی توانست زندگی بکند تو وطن خودش، تو خانه ی خودش، بعد از چندی فتح مکه به دست او شد؛ و آن قلدورها و آن ثروتمندها و آن قدرتمندها همه در تحت سیطره ی او واقع شد، و فرمود: أنتم الطلقاء، دیگر آزادتان کردم، بروید؛ این «یوم الله» است (همان:441)

امام خمینی (ره) حوادث تاریخی انقلاب اسلامی را مانند 15 خرداد سال 1342 و 17 شهریور سال 1357 و شبی که توطئه کودتا نوژه (1359) خنثی می شود؛ تمام این موارد را «یوم الله» می خواند. دراین روزها و شب ها، مردم اراده کردند از ظلمت خارج شوند و به سوی نور حرکت کنند. وقتی جوان ایرانی از عشرت کده ها که محل تاریکی و ظلمت است، خارج می شود و وارد میدان جنگ می شود؛ این روز، یوم الله است. و وقتی که امام خمینی (ره) این ایام را برای ملت ایران یادآوری می کنند، در واقع به مأموریت قرآنی دوم عمل کرده است: «باید متذکر باشید، باید یادآوری کنید این «ایام الله» را. چنان که کردید. از یاد نباید برود این «ایام الله» برای این که آدم سازند. این ایام است که جوان های ما را از عشرتکده ها بیرون می آورد، به میدان جنگ می برد. این ایام الهی است که ملت ما را بیدار می کند، و بیدار کرد» (همان:441)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]ـ« و پیغمبر می گوید: پروردگارا، همانا قوم من این قرآن را وانهادند»

[2]ـ «و به یقیین موسی را با نشانه هایمان فرستادیم [و فرمان دادیم ] که قومت را از تاریکی ها به نور در آور و آنها را به یاد روزهای خدا بینداز، که در این، برای شخص شکیبایی شاکری نشانه هایی است».

کلید واژه ها: پژوهشگاه ihcs research center پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی


نظر شما :