درک متروپل برای گذار از غم، هرج و مرج و نسیان به آگاهی و اقدام

۰۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۰۹:۰۳ کد : ۲۲۵۲۷ یادداشت ها تازه ها
تعداد بازدید:۹۶

زهرا اجاق

رابطه حوادث و مسئولیت از دو منظر قابل توجهند: (1) از سوی مسئولین و ضرورت پاسخگویی بهنگام آنها به چرایی اتفاق رخ داده؛ سهیم شدن در غم مردم؛ اقدام عملی برای کاستن از رنج و آلام آسیب دیدگان؛ و تلاش برای بازنگری کلی در راستای پیشگیری از تکرار چنین وقایعی. (2) از سوی عموم مردم و از منظر سواد علمی مدنی ـ به­ ویژه در جوامعی که بحران پشت بحران رخ می دهد و احتمال اقدام اساسی جهت کاستن از تکرار و شدت بحران­ها چندان نیست ـ  برای شکل دادن به مطالباتی در جهت واداشتن حاکمیت و مسئولان به سخت گیری در رعایت مقررات و استانداردها یا اصلاح و بازنگری در قوانین و آیین نامه ها.

وقوع حادثه­ای چون متروپل آبادان بازتابی از سوداگری، نقش قوانین و مقررات، و رانت خواری های رایج در حوزه مسکن و ساخت و ساز است. سال هاست که نشانه ­های فساد در رسانه­ های مختلف منعکس می­ شوند. سالهاست که افکار عمومی نه صرفا از عدم امنیت فیزیکی و سازه­ای منازل مسکونی­شان می­گویند بلکه اخیرا نقض حریم خصوصی و فقدان امنیت روانی همسایه­ ها در این سازه ها موضوع گفتگوست. بی توجهی به آنچه رسانه های مورد اشاره قرار داده اند و دغدغه های افکار عمومی وقوع چنین فجایع تاسف­ باری را رقم زدند که رشته­ای دیگر از سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را گسست.­­این در حالی است که از تزلزل در بنیان خانواده­ ها و تامین مسکن به­ عنوان دغدغه­ های حاکمیتی یاد می­شود. ضمن این­که فاصله زیاد بین توان اقتصادی مردم تا خرید خانه و یک سازه اپارتمانی کوچک به قدری زیاد شده و نوسانات قیمتی و تورم به حدی شدید شده که آدم­ها به محض رسیدن به نقطه خرید یک واحد آپارتمان و برآوردن یکی از حداقل نیازهای بنیانی زندگی شان بدون توجه به مسائل پیرامونی مسکن، خرید را انجام می­دهند. این فراموشی توام با لذت خانه دار شدن ادامه دارد تا این که حادثه ای چون متروپل آبادان یا پلاسکو تهران یا اخبار مشابه و نه اینقدر فراگیر تخریب سازه ­ها، پایه­ های اطمینان و اعتماد به چاردیواری­شان را دچار تردید می ­سازد.

در حالیکه ما به عنوان شهروندان می­توانستیم حداقل ضمن تاب آوری همه مسائل روزمره، به نقش مدنی و مسئولیت اجتماعی خود هم واقف باشیم و مطالبات درستی مبنی بر ساخت سازه­های ایمن اعم از تجاری و مسکونی را از مجاری مدنی . قانونی ارائه و پیگیری کنیم. ریزش متروپل، آوار غم، بی قانونی و فساد بر سر ایران است. همان­طور که پلاسکو بود؛ همان­طور که تصادفات جاده­ای هستند؛ همان­طور که آلودگی هوا هست. فریاد خشم، ناسزاگویی، مقصریابی، اتهام­زنی و هرچ و مرج مراحل ابتدایی فرایند فراموشی بحران هستند. فکر نکنیم اطلاع رسانی مستمر در شبکه های اجتماعی یا هر رسانه دیگری درباره خطر کافی است. مطالعات نشان داده­ اند بین اطلاع رسانی درباره خطر و ادراک آن رابط ه­ای به شکل یوی انگلیسی (U) برعکس وجود دارد یعنی: اطلاع رسانی فقط تا اندازه­ای موجب می­شود مخاطبان خطر را بفهمند و درک کنند که چرا و چگونه پدید آمده است. اما تا زمانی­که این درک به چنین پرسشی منتهی نشود که برای عدم تکرار چنین خطراتی چه باید کرد، هنوز درک در مرحله احساسی است و به مرحله شناختی نرسیده است. از این رو، اطلاع رسانی بیشتر چون مخاطبان را در دام احساسات گرفتار می­کند، به مرور با خسته شدن مخاطب برعکس عمل می­کند و آدم­ها به جای کنش یا اقدام به فراموشی مبادرت می ورزند.

پادتن این نسیان، شکل دادن هسته­ های مطالبات عمومی است که البته نیازمند سواد حقوقی هم هست. حادثه اخیر، نمونه­ای از خطری است که همین نزدیکی است؛ اگر درون سازه­هایی باشیم که سازندگانشان استانداردها را نقش کرده و قوانین را دور زده باشند. شکل دادن به مطالبه «سازه استاندارد» می­تواند این بار از ورود به فاز فراموشی رهایمان سازد و رضایت عمومی را افزایش دهد. ایجاد چنین مطالبات و پویش­هایی برای همه سودمند است. و نکته آخر این که یکی از عوامل موفقیت پویش­های عمومی، ایجاد آنها در زمان مناسب است: همیشه «اکنون» زمان مناسبی برای گذر از نسیان به اقدام است. از دست دادن این ابتکار عمل موجب تصمیم­گیری هایی تکراری می­شود که در بهترین حالت فقط بازماندگان حوادث را از امتیازاتی برخوردار می­کند که برعکس عمل کرده­اند و سرعت کاهش سرمایه اجتماعی را بیشتر کرده­اند. ابتکار عمل به­ موقع و درست برای گذار از نسیان به اقدام می­تواند شقایق رسته از خون عزیزانی باشد که ناخواسته فدای سوداگری و منفعت طلبی خودخواهانه خودشیفتگان شده اند.

کلید واژه ها: دکتر سیده زهرا اجاق متروپل درک متروپل برای گذار از غم


نظر شما :