فلسفه بوم شناسی رسانه مک لوهان

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۰۸:۱۶ کد : ۲۲۴۵۲ ژورنال کلاب تازه ها
تعداد بازدید:۱۴۷
فلسفه بوم شناسی رسانه مک لوهان

فلسفه بوم شناسی رسانه مک لوهان

سومین جلسه ژورنال خوانی با حضور اعضاء هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات روز یک شنبه 11 اردیبهشت 1401 برگزار شد. در این جلسه دکتر بشیر معتمدی به توضیح مقاله «فلسفه بوم شناسی رسانه مک لوهان»  نوشته رابرت لوگان پرداخت.

این مقاله که در سال 2016 در نشریه فلسفه دانشگاه تورنتو منتشر شده،  به دنبال ریشه های فلسفی مطالعه مک لوهان در مورد رسانه و حوزه بوم شناسی رسانه است. نویسنده ابتدا به این پرسش پاسخ می دهد که فلسفه چیست؟ او فلسفه را عشق به خرد معرفی می کند  و فلسفه بوم شناسی رسانه را  به موازات انبوهی از فلسفه های تخصصی می داند که به نام فلسفهx  شناخته می شود و می تواند از فلسفه علم تا فلسفه طبیعت، فلسفه دین، فلسفه ریاضیات و.... دربرگیرد.

در ادامه نویسنده دو تعریف از فلسفه ارائه می دهد که بیشترین قرابت را با مباحث مربوط به فلسفه بوم شناسی رسانه مک لوهان دارد:

  • مطالعه انتقادی اصول و مفاهیم اصلی یک رشته.
  • مطالعه ماهیت بنیادی دانش، واقعیت و هستی به ویژه زمانی که به عنوان یک رشته دانشگاهی در نظر گرفته می شود.

وی سپس با معرفی مک لوهان به عنوان یک کاتولیک متعهد، یادآور می شود که او هرگز اجازه نمی داد که عقاید خصوصی اش وارد حوزه تخصص و دانش شود و لذا فلسفه بوم شناسی رسانه مک لوهان شکلی از فلسفه اخلاقی نیست، همانطور که خود مک لوهان در کتاب «درک رسانه» بر آن تصریح می کند: «من به آنها (دانشجویان) مدیون هستم که از تجمل خشم اخلاقی یا امنیت برج عاج پرهیز کنم و به حیاط آشغال تغییرات محیطی پایین بیایم و راه خود را از میان درک محتویات آن بگذرانم، برای اینکه بفهمیم چگونه و چرا انسان دچار دگردیسی می شود؟»

در ادامه نویسنده با معرفی مک لوهان به عنوان یک منتقد اجتماعی، خواست او را آگاه سازی از تأثیرات پنهان فناوری و رسانه می داند که از طریق اکولوژی رسانه تلاش دارد تا در مورد تأثیرات منفی فناوری هشدار دهد، چراکه معتقد بود با مطالعه رسانه و تأثیرات آن می توان تغییرات را پیش بینی کرد و برای آن آماده شد.

برای درک فلسفه بوم شناسی رسانه ای مک لوهان درک این نکته ضروری است که مک لوهان از اصطلاحات فناوری و رسانه به جای یکدیگر استفاده می کند. به عبارت دیگر در نظر او رسانه ها، فناوری هستند و فناوری ها، رسانه هستند. لذا برای مک لوهان، یک صندلی به همان اندازه رسانه است که یک روزنامه. محتوای صندلی، فردی است که روی آن نشسته است، در حالیکه محتوای روزنامه، اخبار و تبلیغات است. لذا او در کنار تحلیل تلویزیون، رایانه و.... به تحلیل فناوری هایی همچون چرخ، ساعت، موتور خودرو، هواپیما نیز می پردازد.

در واقع در نظر مک لوهان، فناوری یا رسانه به هر مصنوع یا روشی گفته می شود که بین کاربر انسانی و محیط او واسطه می شود که در آن محیط، شامل ابعاد فیزیکی، بیولوژیکی و اجتماعی تعاملات انسانی است.

در دیدگاه مک لوهان، هر رسانه/ فناوری مستقل از محتوایش، اثرات منحصر به فرد خود را دارد، چیزی که مک لوهان آن را در یک جمله به یاد ماندنی خلاصه کرد: «رسانه، پیام است».

بر این اساس حوزه رسانه، همه ابزارها، فن آوری ها و سیستم های ارتباطی است که به وسیله آن، انسانها با یکدیگر تعامل دارند. به اعتقاد او، این حوزه، خود سازماندهی می کند و مانند زیست کره زمین از طریق تعامل مخترعان و کاربران فردی با رسانه هایشان تکامل می یابد. به بیان دیگر، حوزه رسانه در همان الگوی داروینی هبوط، اصلاح و تکامل می یابد، همانطور که در مورد تکامل موجودات زنده وجود دارد، زیرا هر رسانه، فناوری یا ابزار، ترکیبی از رسانه ها، ابزارها و فناوری های قبلی است.

آنچنانکه خود مک لوهان این نظریه را در کتاب «درک رسانه» اعلام می کند: «یک رسانه جدید هرگز به یک رسانه قدیمی اضافه نمی شود و نه رسانه قدیمی را در آرامش می گذارد. هرگز از سرکوب رسانه های قدیمی دست بر نمی دارد تا زمانی که شکل ها و موقعیت های جدیدی برای آنها پیدا کند» (ص 158).

لذ در نگاه او، رسانه ها بخشی از اکوسیستم رسانه ای هستند که با یکدیگر تعامل دارند و بر این اساس  بینش خود را بر حسب محیط و بوم شناسی بیان می کند، چنانکه در اظهارات ذیل از او آشکار می شود:

  • از زمان قمر مصنوعی و ماهواره ها، سیاره زمین در محیطی ساخته شده توسط انسان محصور شده است که به «طبیعت» پایان  می دهد و کره زمین را به یک سالن نمایش برای برنامه ریزی تبدیل می کند.
  • رسانه ها برای محیط ساخت انسان همان چیزی هستند که گونه ها برای زیست شناسی هستند.
  • رسانه ها با تغییر دادن محیط، نسبتهای منحصر به فردی از ادراک حسی را در ما برمی انگیزند. وقتی این نسبت تغییر می کند، بشر نیز تغییر می کند.
  •  رسانه ها به عنوان محیطها فقط ظرف نیستند، بلکه فرآیندهایی هستند که محتوا را به طور کامل تغییر می دهند.
  • رسانه ها محیط هایی را ایجاد می کنند که با فراگیری کامل، قدرت توجه ما را بی حس می کنند.
  • محیط زیست رسانه ای به معنای ترتیب دادن رسانه های مختلف برای کمک به یکدیگر است تا یکدیگر را خنثی نکنند و یک رسانه را با رسانه دیگر تقویت کنند.

بنابراین مطالعه رسانه ها توسط بوم شناسان رسانه، صرفاً مطالعه محتوای رسانه ها نیست، بلکه بوم شناسی رسانه ها مستلزم مطالعه تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و روانی رسانه ها، مستقل از محتوای آنها است.

در قسمتی دیگر از این مقاله، نویسنده به ویژگی میان رشته ای فلسفه بوم شناسی رسانه مک لوهان اشاره می کند و معتقد است رویکرد چند رشته ای تنها راه برای دستیابی به الگوهای بزرگ تعامل بین یک جامعه و فناوری های آن است. در واقع می توان تصور مک لوهان را مبنی بر تعامل رسانه ها با یکدیگر به این باور او تعمیم داد که «یک رشته، یک رسانه است» و در نتیجه رشته ها نیز با یکدیگر تعامل دارند. به همین دلیل است که رویکرد چند رشته ای برای مک لوهان، تنها راه برای کشف هر زمینه معینی از دانش است.

مک لوهان به موازات تصورش از اکوسیستم رسانه ای، تصورش از اکوسیستم دانش را توسعه داد که تنها با یک رویکرد بین رشته ای قابل هدایت است و در آن مطالعه عمیق یک رشته، مستلزم عبور از مرزهای رشته ای برای مطالعه رشته های دیگر است، اگرچه هرگز از اصطلاح  اکوسیستم دانش استفاده نکرد.

در ادامه نویسنده به جایگاه و نقش هنر در دیدگاه مک لوهان اشاره می کند. به اعتقاد مک لوهان، رسانه ها محیط هایی ایجاد می کنند که تا حد زیادی برای اکثر کاربران رسانه ها ناآگاهانه هستند. تنها با ایجاد یک هنر ضد محیط است که ما از محیط ایجاد شده توسط یک فناوری یا رسانه آگاه می شویم و لذا هنر به عنوان یک ضد محیط، وسیله ای ضروری برای ادراک است و بدون هنر، همه محیطها نامرئی هستند.

در انتهای مقاله، نویسنده به 4 جریان اصلی که به فلسفه بوم شناسی رسانه مک لوهان کمک کردند، اشاره می کند:

  • ریشه های فلسفی که در درجه اول ارسطو و ویکو هستند.
  • ریشه های علمی زیگفرید گیدیون، لوئیس مامفورد، هارولد اینیس و ادوارد هال.
  • ریشه های هنری/ ادبی جیمز جویس، ویندهام لوئیس، تی. اس. الیوت و شاعران نمادگرا.
  • ریشه های علمی الکترودینامیک، نظریه نسبیت و مکانیک کوانتومی.

 


لینک دانلود فایل

نظر شما :