قالی گلدانی
قالیهای ایرانی در طبقهبندی خود بر مبنای نام نقش و طرح، انواع گوناگونی دارند و به گروههای مختلفی تقسیم میشوند. به طور معمول هر یک از گروهها، زیرگروههایی را شامل میشوند. قالیهایی با نام گلدانی یکی از گروههای اصلی طرحهای قالی ایرانی را در برمیگیرند. این طرح در هنرهای دیگری از جمله در معماری نیز استفاده میشود. همچنین باید توجه داشت که استفاده از این طرح تنها در قالیها و فرشهای ایرانی رواج ندارد و در قالیبافی کشورهای دیگری از جمله هند، چین، ترکیه، افغانستان و مصر هم کاربرد دارد. کرمان، فارس، اصفهان، کاشان، نایین، چهارمحال و بختیاری، سمنان، تهران، قم، استان مرکزی و قزوین از مناطق بافت طرح گلدانی در قالیهای ایرانی هستند. برخی از زیرگروههای طرح گلدانی در قالی ایرانی عبارتند از گلدانی حاج خانمی، گلدانی دستهگلی، گلدانی سرخه، گلدانی ظلالسلطان، گلدانی قابی، گلدانی محرابی، گلدانی هزارگل.
به لحاظ مفهومی طرح برگرفته از اندیشهای هرمنوتیکگونه است یعنی گلدان نقش واسطهای را بین دو عالم تداعی میکند تا از نقش، اسطورهای ساخته شود، اسطورهای که تکوین انسان و هستی را بهم پیوند میدهد. گلدانی از گل که مظهری از زمین به عنوان مادر هستی و ایزدبانوی باروری را در خود دارد تا زادهشدن از زمین، عقیدهای جهانی را به انسان یادآوری کند. زمین زندگیبخش است و عناصر حیاتبخشی آن گلها و گیاهانی هستند که از گلدان سربرآوردهاند. گلدان تنها تداعیکننده زایش زمین مادر نیست بلکه مرگ و مابعد زندگی جهانی را نیز نشان میدهد. زمین در این معنی ایزدبانوی مرگ میشود و مرگ به بذری شبیه است که در سینة خاک کاشته میشود. این بذر منشاء آفرینش دوباره است و از آن رویش نو جان میگیرد. گونهای نوزایی نمادین و هنری تا باوری کهن را بازتاب دهد، جهان و زیستن و زندگی ادامهدار است و مرگ پایان نیست بلکه گذار به شیوة بودنی دیگر است. پس گلدان در این طرح نشانهای است تا دریافت معنایی ما را به اسطورة تکوین و نوزایی در نظام گیتی سوق دهد.
اما استفاده اسنادی طرح گلدانی به لحاظ ریشهشناسی و قدمت به دوران صفوی بازمیگردد و دلیلی بر آن نیست که بگوییم پیشتر از آن نقش به استفاده درنیامدهاست چون عمر مواداولیة قالی و علتهای دیگر موجب شدند تا نمونهای بر جای نماند لیکن قدمت نقش در نقشپردازیهای معماری چند هزار ساله است و تنها به تمدن ایران معطوف نمیشود. چنانچه بر لوح سه هزار سالة اورنمو میتوان نقشی از آن را دید. به مرور استفاده از این نقش در هنرهای دیگر ایرانی نیز فراگیر میشود و تداوم مییابد. شاکلة نقشپردازی طرح گلدانی و متفرعات آن در خلال تاریخ، تغییرات و دگرگونیهایی را نیز به خود دیده است که آهنگ رو به رشدی داشتهاند. در همین ارتباط باید اذعان داشته که در روند توسعة ساختار نقش، گاهی با غرضورزیهایی در تصاحب بنیاد انتساب نقش به ملتی دیگر روبرو هستیم که گلدانی ناظم و ادعای مردود نشاتگرفتن آن از هند یک نمونه از آن است.
دکتر نازیلا دریایی


نظر شما :