ششم بهمن، روز ملی آواها و نواهای ایرانی گرامی باد
به نام خداوند جان و خرد
روز ششم بهمن به افتخار و پاسداشت «صفیالدین عبدالمومن فاخر ارموی» از دانشمندان و نوابغ جهانی علم موسیقی به نام روز ملی «آواها و نواهای ایرانی» نامگذاری شده است.
ارموی که در سال 613 ه.ق در ارومیه متولد شد و در سال ۶۹۳ ه.ق در بغداد از دنیا رفت، موسیقیدان، خوشنویس، ادیب و عروضدان، و پیشتاز مکتب منتظمیه بود. او در کودکی به بغداد مهاجرت کرد و بیشتر عمرش را در آنجا گذراند. قسمتی از این دوره در زمان خلافت عباسی بود و قسمت دیگرش پس از فتح بغداد توسط هلاکو و تحت سلطه مغولان رخ داد.
از صفیالدین دو رساله مهم بر جای مانده است: رساله الأدوار که بسیاری آن را آغازگر مکتب منتظمیه و یکی از شاخصترین آثار در زمینه تئوری موسیقی ایرانی-اسلامی میدانند، و رساله شرفیه که بالغ بر ۳۰ سال بعد نگاشت و علیرغم محتوای مفصلترش، کمتر از الأدوار مورد توجه بودهاست. وی همچنین به تعلیم شاگردانی چند در زمینه خوشنویسی و موسیقی پرداخت و چند رساله دیگر نیز نگارش کرد.
دوران زندگی صفیالدین را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: پیش از حمله مغول به ایران و پس از حمله مغول ارموی از پنج شکل تأثیرات ماندگاری بر هنر موسیقی و خوشنویسی ایران گذاشت. نخست شاگردانی بودند که در خط و موسیقی ترتیب کرد که برخی از آنها سرآمد این هنرها شدند. دوم رسالههای مهمی است که در زمینه موسیقی نوشت. سوم سازهایی است که با دخل و تصرف در سازهای قدیمی ابداع کرد. چهارم نظریاتی بود که در زمینه تئوری موسیقی ابداع کرد یا بر نظرات قدما افزود. و دست آخر آن که از روشی نظاممند برای ثبت و ضبط موسیقی به شکل مکتوب استفاده کرد.
رسالههای صفیالدین در علم موسیقی مورد احترام و تقلید هنرمندان ایرانی و سایر ممالک اسلامی بودهاست و ابن صیقل (ادیب و لغتشناس مشهور، درگذشته ۷۰۱ ه.ق) از او با القابی همچون «الصدر الکبیر»، «عالم فاضل» و «علامه» یاد کردهاست. بیشتر مؤلفان بر این باورند که رسالههای شرفیه و ادوار صفیالدین منجر به بروز انقلابی بزرگ در موسیقی شد. او در دورانی که مغولان بر ایران حاکم بودند، زیر فشار شمشیر توانست هنر موسیقی را حفظ و به پیشرفت آن کمک کند. به همین دلیل امروز برای ما ایرانیها بسیار مهم است که جایگاه او و اهمیت موسیقی ایرانی را حفظ کنیم.
ر سال 613 ه.ق در ارومیه متولد شد و در سال ۶۹۳ ه.ق در بغداد از دنیا رفت، موسیقیدان، خوشنویس، ادیب و عروضدان، و پیشتاز مکتب منتظمیه بود. او در کودکی به بغداد مهاجرت کرد و بیشتر عمرش را در آنجا گذراند. قسمتی از این دوره در زمان خلافت عباسی بود و قسمت دیگرش پس از فتح بغداد توسط هلاکو و تحت سلطه مغولان رخ داد.
از صفیالدین دو رساله مهم بر جای مانده است: رساله الأدوار که بسیاری آن را آغازگر مکتب منتظمیه و یکی از شاخصترین آثار در زمینه تئوری موسیقی ایرانی-اسلامی میدانند، و رساله شرفیه که بالغ بر ۳۰ سال بعد نگاشت و علیرغم محتوای مفصلترش، کمتر از الأدوار مورد توجه بودهاست. وی همچنین به تعلیم شاگردانی چند در زمینه خوشنویسی و موسیقی پرداخت و چند رساله دیگر نیز نگارش کرد.
دوران زندگی صفیالدین را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: پیش از حمله مغول به ایران و پس از حمله مغول ارموی از پنج شکل تأثیرات ماندگاری بر هنر موسیقی و خوشنویسی ایران گذاشت. نخست شاگردانی بودند که در خط و موسیقی ترتیب کرد که برخی از آنها سرآمد این هنرها شدند. دوم رسالههای مهمی است که در زمینه موسیقی نوشت. سوم سازهایی است که با دخل و تصرف در سازهای قدیمی ابداع کرد. چهارم نظریاتی بود که در زمینه تئوری موسیقی ابداع کرد یا بر نظرات قدما افزود. و دست آخر آن که از روشی نظاممند برای ثبت و ضبط موسیقی به شکل مکتوب استفاده کرد.
رسالههای صفیالدین در علم موسیقی مورد احترام و تقلید هنرمندان ایرانی و سایر ممالک اسلامی بودهاست و ابن صیقل (ادیب و لغتشناس مشهور، درگذشته ۷۰۱ ه.ق) از او با القابی همچون «الصدر الکبیر»، «عالم فاضل» و «علامه» یاد کردهاست. بیشتر مؤلفان بر این باورند که رسالههای شرفیه و ادوار صفیالدین منجر به بروز انقلابی بزرگ در موسیقی شد. او در دورانی که مغولان بر ایران حاکم بودند، زیر فشار شمشیر توانست هنر موسیقی را حفظ و به پیشرفت آن کمک کند. به همین دلیل امروز برای ما ایرانیها بسیار مهم است که جایگاه او و اهمیت موسیقی ایرانی را حفظ کنیم.
