گزارش پیش نشست «رسانه، نسل و فناوری»

۱۴ دی ۱۴۰۴ | ۰۷:۱۶ کد : ۲۷۳۵۱ اخبار همایش ۱۴۰۴
تعداد بازدید:۵۷
گزارش پیش نشست «رسانه، نسل و فناوری»

نشست «رسانه، نسل و فناوری» در تاریخ 22 آذرماه 1404 با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد. این برنامه چهارمین پیش‌نشست از سلسله نشست‌های دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی» بود که در بهمن‌ماه 1404 توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود.

رسانه و کودکی را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد

استاد دانشگاه علامه طباطبایی، سعید ذکایی، در سخنرانی خود با عنوان «رسانه و انتقال فرهنگ میان نسل‌ها» گفت: کودکی تازه‌ای شکل گرفته است که این کودکی تنها به خاطر تکنولوژی نیست. طبیعتاً گزاره‌های جمعیتی، خانواده کوچک شده، تغییر شهر و زیست روزمره و حتی مسائل زیست‌محیطی همه بر شالوده‌های کودکی اثر گذاشته است، ولی به طور قطع می‌توان گفت که بخش مهمی از این تغییرات وامدار تکنولوژی به طور کلی و به‌ویژه تکنولوژی‌های مجازی است. تا جایی که اساسا رسانه و کودکی را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. رسانه جزو لاینفک کودکی شده و این در‌هم‌تنیدگی ابعاد پیچیده‌تری پیدا کرده است.

وی  افزود: تکنولوژی ارزش‌ها، سبک‌های کودکی، سبک‌های والدینی و فرایندهای کودکی را عوض کرده است؛ رسانه اولویت اول فراغت، اولویت اول سرگرمی شده است؛ طبیعتاً برای همه، ولی به‌ویژه برای نوجوان و حالا جوانان یا کودکان. رسانه مرزهای جغرافیاییِ زیست را عوض کرده و حتی مرزبندی‌های سن، عوض شده است. درک ما از منطق سن، منطق جنسیت  و منطق نقش عوض شده است و در نهایت اینکه رسانه نظم اخلاقی متفاوتی را ارائه کرده است.

ذکایی با اشاره به دو رویکرد خوش‌بینانه و بدبینانه نسبت به تکنولوژی گفت: نگاه خوش‌بینانه  به فضای دیجیتال، آنلاین یا غیرآنلاین و آنچه به عنوان فرهنگ مجازی می‌شناسیم به موارد و امکاناتی اشاره دارد، مانند امکان ماجراجویی، امکان عبور از مرزبندی‌ها ؛ مرزبندی‌های سنی، جنسیتی، مکانی، جغرافیایی و هویتی که بر چرخه زندگی سایه انداخته است. در این فضا نیاز نیست در چارچوب‌های خیلی ثابتی رفتار کنیم. می‌توانیم با هویت بازی کنیم و این برای نوجوان و جوان جذاب است. در جایِ فرد دیگری بودن، فرد دیگری را احضار کردن که در این زمان و مکان نیست. درون موقعیت‌هایی قرار گرفتن که در شرایط دیگر قابل تصور نیست. دوستِ چینی، دوستِ ژاپنی؛ نوعی تجربه‌ است. همه این موقعیت‌ها می‌تواند حس رهایی‌بخش هم ایجاد کند. فرصتی برای یک نشئگی و لذتی که در شرایط دیگر امکان تجربه کردن آن فراهم نیست. اگر خلاق‌تر باشند، می‌توانند آثاری نیز تولید کنند یا بتوانند بازاندیشی کنند، این کار سخت است، اینکه بتوانند عاملیت داشته باشند و استقلال خود را حفظ کنند.

وی افزود: البته در کنار مزایا بایستی به شرایط خطر هم توجه داشت، اینکه ما به عنوان معلم، پدر، دانشگاهی بایستی به این فضا فکر کنیم، اینکه نابرابری در دسترسی به ابزارهای دیجیتال وجود دارد و فضایی که نویدِ دسترسی‌های برابر و دموکراتیک و یکسان را می‌دهد، عملاً نابرابری رکن مهم آن است. علاوه بر این جنبه سخت‌افزاری در بحث نرم‌افزاری نیز نابرابری وجود دارد. چه‌کسی تولید می‌کند؟ چقدر قدرت تولید داریم؟ داده‌ها در دسترس چه کسی است؟ این سوالات خودش قصه مستقل و مجزایی دارد و می‌توان مفصل در مورد آن صحبت کرد. توجه به حریم خصوصی و سو‌استفاده‌های اخلاقی نیز بسیار مهم است.

استاد دانشگاه علامه با اشاره به سیالیت عاطفه در فضای مجازی گفت: افراد پست‌های متنوعی در طول روز دریافت می‌کنند، خبر خوب، خبر بد، قحطی و خشکسالی، جنگ یا مناسبت‌ها نیک و سرخوش. این یعنی ما از یک حال به حال دیگر، از یک حس به حس دیگر می‌رویم که می‌تواند خستگی اجتماعی ایجاد کند. خستگی اجتماعی یعنی ما باید دائماً بین محرک‌هایی که بیرونی هست در حالت آماده باش باشیم، حساس باشیم، واکنش مقتضی و مناسب نشان دهیم و این نیازمند تمرکز ، توجه و انرژی است. در کنار این مسائل که برای همه گروه‌های سنی صادق است بایستی به شرایط کودکان توجه ویژه کرد.

«جامعه‌پذیری معکوس» ساختار قدرت خانواده را تغییر می‌دهد

دبیر علمی همایش، معصومه تقی‌زادگان، در سخنرانی خود با عنوان «گذر از کنترل‌گری به تاب‌آوری» با اشاره به انواع میانجیگری والدین در رابطه فرزندانشان با فضای مجازی گفت: میانجیگری اغلب والدین در دهه‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ بر پایه استراتژی‌های محدودسازی بوده است. این رویکرد شامل تعیین قوانین سفت و سخت برای زمان استفاده، نصب نرم‌افزارهای فیلترینگ خانگی و ممنوعیت دسترسی به پلتفرم‌های خاص بوده است، میانجیگری‌ای که در ایران نیز طرفداران بسیار داشته است. البته این روش‌ها در کوتاه‌مدت و برای کودکان زیر ۱۰ سال تا حدی موثر بوده‌اند، اما با ورود کودک به دوره نوجوان، کارایی خود را به شدت از دست می‌دهند، تا جایی که این نوع نظارت پنهانی، اگر توسط نوجوان کشف شود، مخرب‌ترین اثر را بر رابطه والد-فرزند دارد و اعتماد را از بین می‌برد.

هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: محدودسازی بعد از کرونا تبدیل به افسانه شد، همچنین مطالعات نشان داد که این نوع میانجیگری دو پیامد منفی بزرگ «اثر میوه ممنوعه» و «کاهش سواد دیجیتال» را در پی دارد. انتقادات در مورد میانجیگری سختگیرانه: تفاوت آسیب و خطر وجود دارد و باعث شد گفتمان از سمت کنترل گری به سمت تاب آوری حرکت کند. ، دانستیم که کنترل گری پاسخ مناسبی برای بومیان دیجیتال که فضای مجازی برای آنها به مثابه فضا- رسانه است نیست و بیش از آنکه بر محدود کردن فضا تاکید کنیم بایستی بر افزایش تاب‌آوری کودکان متمرکز شویم از الگوهای اقتدارگرا به سمت الگوهای تعاملی و تفاهمی پیش برویم.

وی با اشاره به میانجیگری فعال و پس از آن میانجیگری مشارکتی که در آن والدین بر مبنای گفتگو و مصرف همزمان با فرزندانشان پیش می‌روند افزود: مهم‌ترین دستاورد این رویکرد ایجاد و تقویت تاب‌آوری دیجیتال کودکان است اما می‌تواند بار عاطفی سنگینی بر دوش والدین بگذارد، چرا که والد مجبور به مصرف محتوایی است که برایش قابل تحمل یا دوست‌داشتنی نیست. این تفاوت ناشی از «شکاف علاقه» بین این دو نسل است که می‌تواند سبب فرسودگی والدین شود.  

هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تاکید کرد که بایستی در نظر داشته باشیم که هدف نهایی فرزندپروری تربیت شهروند دیجیتال مسئول است و بایستی بپذیریم تکنولوژی بخش جدایی‌ناپذیر زیست بوم خانواده است. وی با اشاره به نتایج مطالعه‌ای که درباره میانجیگری والدین داشته است گفت که والدین اغلب سواد دیجیتال کمتری نسبت به فرزندانشان دارند یا در بهترین‌ حالت خود و فرزندشان را هم‌سطح می‌دانند، آنها همچنین ترس از والدگری دارند و در فرایند والدگری با واکنش‌ها و مسائلی مواجه می‌شوند، شرایطی که نشان‌دهنده لزوم توجه به صلاحیت دیجیتال والدین و ارتقای آن را نشان می‌دهد.

تقی‌زادگان فرسایش اقتدار والدین را نتیجه ناخواسته شکاف دیجیتال میان والدین و فرزندان دانست و برای فهم آن بایستی به واژگونی هرم یادگیری در ارتباطات میان نسلی توجه کرد و اینکه چگونه ورود تکنولوژی‌های دیجیتال به خانه‌ها سبب تغییر مسیر مشخص و یک سویه بالا به پایین و از پیر به جوان انتقال دانش شده است، روندی که با نام «جامعه‌پذیری معکوس» از آن یاد می‌شود و طی آن فرزندان (که اغلب بومیان دیجیتال هستند)، مهارت‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای مرتبط با مصرف تکنولوژی را به والدین خود (مهاجران دیجیتال) منتقل می‌کنند. این انتقال دانشی که یک فرآیند خنثی نیست؛ بلکه یک تعامل پیچیده اجتماعی است که با مقاومت، مذاکره و تغییر جایگاه‌های سنتی همراه است و نهایتا تغییر سلسله مراتب قدرت در خانواده را تغییر می‌دهد.


نظر شما :