گزارش نشست علمی دانش‌کُشی؛ «پژوهش و تدریس در سایه نسل‌کشی اسرائیل، تجربیاتی از دانشگاه شیکاگو»

تعداد بازدید:۲۳

بسمه تعالی


گزارش نشست «دانش‌کشی» 
پژوهش و تدریس در سایه نسل کشی اسرائیل؛ تجربیاتی از دانشگاه شیکاگو
به مناسبت سالروز ۷ اکتبر
نشست دانش‌کشی (scholoasticide) به همت پژوهشکده علوم اجتماعی و با همکاری مدیریت فرهنگی معاونت کاربردی سازی علوم انسانی و فرهنگی، با سخنرانی دکتر علیرضا دوستدار، دانشیار مطالعات اسلامی و انسان‌شناسی دین در دانشگاه شیکاگو و دبیری نشست دکتر آمنه بختیاری در روز سه شنبه ، مورخ ۲۱ مهرماه 1405ساعت 10 تا 12 در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. در ابتدا دکتر آمنه بختیاری، مدیر فرهنگی پژوهشگاه و دبیر این نشست، پس از خیر مقدم به سخنران و مهمانان حاضر در جلسه به معرفی پیشینه علمی دکتر دوستدار پرداخت و به تحصیلات او در رشته مهندسی برق در دانشگاه تهران، اخذ مدرک دکترای انسان‌شناسی از دانشگاه هاروارد و انتشار کتاب «متافیزیک ایرانی» توسط انتشارات دانشگاه پرینستون، برنده جایزه آلبرت حورانی اشاره کرد. او همچنین تمرکز فعالیت‌های اخیر دوستدار بر وضعیت آموزش، تولید دانش در غزه و پژوهش درباره دانش‌کشی در غره را به عنوان موضوع اصلی این نشست مطرح کرد. 
دگرگونی‌های فضای دانشگاهی آمریکا پس از وقایع هفتم اکتبر
دکتر دوستدار سخنان خود را با بررسی دگرگونی‌های فضای دانشگاهی آمریکا پس از وقایع هفتم اکتبر و جنگ در غزه آغاز کرد. او با استناد به گزارش انجمن مطالعات خاورمیانه MESA توضیح داد که در طول این مدت، دست‌کم ۱۹۶ مورد تلافی‌جویی و اقدام اداری از سوی دانشگاه‌ها علیه اعضای هیئت علمی، مدرسان و کارکنان به ثبت رسیده است که بخش درخور توجهی از آن‌ها به اخراج یا تعلیق نیروها انجامیده است. وی با توضیح سازوکار این سرکوب‌ها اشاره کرد که برخلاف تصور رایج، بخش عمده پرونده‌ها نه به مباحث درون کلاس‌های درس، بلکه به فعالیت‌های اساتید در شبکه‌های اجتماعی، سخنرانی‌ها و حضور در تحصن‌ها و تظاهرات مربوط می‌شود. از آنجا که دانشگاه‌های آمریکا به دلیل دریافت بودجه‌های فدرال موظف به رعایت مقررات ضدتبعیض هستند، گروه‌های لابی‌گر و دانشجویان راست‌گرا با طرح اتهام‌های ساختگی نظیر ایجاد فضای ناامن و یهودستیزی، دانشگاه‌ها را به تشکیل پرونده‌های فرسایشی تفتیش علیه اساتید منتقد سوق می‌دهند.
دوستدار که پیش‌تر ریاست مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه شیکاگو را بر عهده داشت در ادامه بیان تجارب زیسته و مشاهدات خود، از روند گسترش اعتراضات دانشجویی سخن گفت و خاطرنشان کرد که کنشگری‌ دانشگاهی در حمایت از حقوق فلسطین پیش از تحولات اخیر، در قالب گروه‌های کوچک از جمله تشکل «دانشجویان حامی عدالت در فلسطین» متمرکز بود، اما پس از اکتبر ۲۰۲۳ این کنش‌ها ابعادی گسترده و بین‌رشته‌ای یافت. نقطه عطف این حرکت‌ها تلاش برای افشاگری جهت روشن ساختن ابعاد مراودات مالی دانشگاه با مجتمع‌های نظامی-صنعتی؛ تلاش برای ممانعت از سرمایه‌گذاری و خروج سرمایه‌های دانشگاهی از شرکت‌های تسلیحاتی همکار با ارتش اسرائیل؛ و ترمیم خسارات معرفتی و کالبدی بود. وی در ادامه گفت که این تلاش‌ها به ایجاد ساختار سازمانی مستقلی به نام «اساتید و کارکنان حامی عدالت در فلسطین» در دانشگاه شیکاگو منجر شد که با همراهی حدود ۲۰ عضو آغاز به کار کرد و اعضای آن به بیش از ۲۰۰ استاد، مدرس، و کارمند رسید. این تشکل صنفی-انتقادی فعالیت‌های خود را در چند کارگروه تخصصی متمرکز کرد: کمیته دفاع حقوقی برای صیانت از دانشجویان و نیروهای قراردادی معلق‌شده؛ کمیته آموزش جهت طراحی فضاهای علمی منتقد؛ و کمیته رصد سرمایه‌گذاری‌ها برای واکاوی پیوندهای مالی دانشگاه. این استاد دانشگاه شیکاگو افزود وی و همکارانش در عرصه ساختار حاکمیتی دانشگاه نیز کوشیدند از طریق ورود به کمیته سنای دانشگاه اثرگذار باشند، اما در این مسیر با حصار نفوذ هیئت امنای دانشگاه مواجه شدند؛ نهادی که بالغ بر ۶۰ درصد اعضای آن را سرمایه‌گذاران، چهره‌های برجسته بازار مالی وال‌استریت و حامیان جدی ساختارهای مالی-نظامی مسلط تشکیل می‌دهند. 
دانش‌کشی؛ نابودی ساختارهای دانش در غزه
بخش دیگری از سخنان دوستدار به تشریح پروژه مستندسازی «دانش‌کشی» اختصاص داشت. دوستدار در تشریح این مفهوم—که پیش‌تر توسط کارما نابلسی صورت‌بندی شده بود—بیان کرد که دانش‌کشی صرفاً انهدام فیزیکی تأسیسات نیست، بلکه برنامه‌ای ساختاریافته برای محو کلیت ظرفیت‌های تمدنی، ترور اساتید و نخبگان علمی، ویرانی کتابخانه‌ها و آرشیوهای تاریخی و ناممکن ساختن زنجیره بازتولید دانشی یک جامعه است. او توضیح داد که این مفهوم به نابودی هدفمند ظرفیت‌های علمی و از بین بردن حیات فکری در غزه دلالت دارد. او از پیشبرد پروژه‌ای در دانشگاه شیکاگو با ثبت روزشمار تخریب مراکز آموزشی و انجام مصاحبه‌های تاریخی-شفاهی با اساتید، پزشکان و مسئولان دانشگاه‌های غزه نظیر دانشگاه الازهر سخن گفت. این طرح از طریق گفتگوهای ژرف با رؤسای دانشکده‌ها، کادر درمان و فارغ‌التحصیلانی که زیر بمباران و در شرایط زیست اردوگاهی فرآیند آموزش را سرپا نگاه داشته‌اند، تلاش می‌کند نابودی آموزش عالی در غزه را در قیاس با مسائلی چون استعمار بومیان آمریکا و نفی نظام‌مند آموزش سیاه‌پوستان به تحلیل بگذارد.
تجربه طراحی و تدوین واحد درسی و تقابل‌ها و محدودیت‌ها
این استاد مطالعات اسلامی و انسان‌شناسی دین سپس به روند طراحی و ارائه یک واحد درسی با عنوان «خشونت رهایی‌بخش» در دانشگاه شیکاگو پرداخت. وی ضرورت گشودن این مبحث را واکنش به فضای عمومی و رسانه‌ای حاکم بر آمریکا دانست که در آن هرگونه کنشگری یا نبرد نامتقارنِ مردم تحت سلطه بی‌درنگ به عنوان «توحش محض» یا «تروریسم کور» خوانده می‌شود، در حالی که تاریخ ملی ایالات متحده بر بستری از خشونت‌های انقلابی و جنگ‌های خونین داخلی بر ضد برده‌داری استوار است و ستایش می‌شود. این واحد درسی با تمرکز بر متون تاریخی اصیل و آثار نظریه‌پردازان حوزه مقاومت طراحی شد؛ سرفصل‌هایی که از انقلاب هائیتی آغاز می‌شود و با بررسی قیام برده‌های آمریکا به رهبری نت ترنر در سال ۱۸۳۱، انقلاب الجزایر، متون کلاسیک امه سزر و فرانتس فانون، تجارب ترور در روسیه تزاری و کارنامه جنبش‌های چپ فلسطین نظیر جبهه خلق و خاطرات لیلا خالد پی گرفته شد. از جمله ابعاد بحث‌برانگیز این دوره، گنجاندن ترجمه انگلیسی رمان «خار و میخک» نوشته یحیی سنوار بود تا دانشجویان بدون واسطه‌های تفسیری غرب، منطق درونی، افق زیسته و ریشه‌های تکوین مقاومت اسلامی را از متن ادبیات آن دریابند. طرح این سرفصل آموزشی هجمه رسانه‌های راست‌گرای آمریکایی از جمله پایگاه محافظه‌کار «واشنگتن فری بیکن» را به همراه داشته است که در تلاش بودند دانشگاه را به لغو کلاس وادارند و محدودیت‌هایی برای برگزاری کلاس به دانشکده تحمیل کنند. دوستدار تصریح و تأکید کرد که غایت چنین درسی نه تجویز یا مشروعیت‌بخشی به خشونت، بلکه شکستن دوگانه‌های رایج است که محصول تولیدات نظری خود استعمار است.
مسئله فلسطین و همبستگی‌های جهانی
در میان گفت و گوهای بخش پایانی نشست، این استاد دانشکده الهیات دانشگاه شیکاگو به ریشه‌شناسی رابطه مسئله فلسطین با جریان‌های فکری معاصر پرداخت و تأکید کرد که همبستگی بین‌المللی با فلسطین خاستگاهی عمیق در تجارب چپ‌گرایی جهانی، جنبش‌های ضداستعماری و ناسیونالیسم عربی دارد؛ سابقه‌ای که چهره‌هایی چون باسل الاعرج را به نمادی از مقاومت نظری و چریکی بدل کرد. او با اشاره به تفاوت بنیادین ماهیت جنبش‌های فلسطینی و پدیده‌هایی نظیر القاعده و...، تبیین کرد که القاعده تشکیلاتی فاقد ریشه‌های تثبیت‌شده در ساختار اجتماعی بود، در حالی که تشکیلاتی نظیر حماس دهه‌هاست در قالب نهادهای مدنی، سازمان‌های بهداشتی، انجمن‌های خیریه و شبکه‌های خدماتی در بافتار زیستی و اراده جمعی مردم غزه تنیده شده است. او همچنین به هم‌پوشانی مطالبات حامیان فلسطین با جنبش‌های حقوق سیاه‌پوستان، بومیان، و اقلیت‌های تحت ستم در برخی محافل دانشگاهی غربی اشاره کرد  و اظهار داشت که این پیوند ساختاری ناشی از بازشناسی منازعه فلسطین به عنوان نماد زنده «استعمار شهرک‌نشین» و نژادپرستی سازمان‌یافته در جهان معاصر است.
پدیده شرارت معرفتی 
دکتر علیرضا دوستدار در بخش دیگری از گفت و گوهای در جریان برای روشن‌تر شدن مقصود خود با اشاره به پژوهش‌های اخیرش در ساحت فلسفه و اخلاق باور، به پدیده «شرارت معرفتی» پرداخت و تصریح کرد که فراتر از خشونت‌های مشهود کالبدی، سازوکارهایی نظام‌مند در نهادهای قدرت وجود دارد که مجاری آگاهی، امکان گوش فرادادن به شواهد و فهم موقعیت دیگری را به طور ساختاری مسدود می‌کنند. این شرارت می‌تواند در سطح فردی یا نهادی باشد و هدف آن محدود کردن افق‌های فکری یا ساکت کردن صداهایی است که قدرت صورت‌بندی مسایل خود را ندارند. چگونه خشونت می‌تواند باعث شود برخی گروه‌ها (مانند کسانی که صندلی یا جایگاه سیاسی ندارند) حتی نتوانند صدای خود را پیدا کنند. این مسئله باعث می‌شود که ما دچار «نقص در صورت‌بندی» شویم؛ و نتوانیم مسئله را در قالب دانشی درست تحلیل کنیم. اما مبارزه در برابر این نوع شرارت—که در مقاطع بحرانی حتی زیر پوشش الفاظی چون دفاع از دموکراسی پنهان می‌شود—نیازمند اتخاذ شجاعت دانشگاهی، گفت و گو، تن ندادن به قالب‌های صلبِ ازپیش‌تعیین‌شده و احیای کارکردهای تفکر انتقادی در متن نهاد علم است.