گزارش نشست "وقف فرهنگی در گذر تاریخ و سیاستگذاری معاصر"
بهنام او و به یاریش
به گزارش مدیریت فرهنگی معاونت کاربردیسازی علوم انسانی و فرهنگی؛ نشست تخصصی «وقف فرهنگی در گذر تاریخ و سیاستگذاری معاصر» روز شنبه ۷ شهریورماه با حضور دکتر شهرام یوسفیفر استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران، دکتر محمدصالح طیبنیا، موسس پژوهشکده مطالعات وقف و نیکوکاری و استاد دانشگاه اصفهان، دکتر علی سالاریشادی، دانشیار پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دبیرعلمی نشست دکتر نیره دلیر، دانشیار پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به صورت برخط برگزار شد.
وقف پیوند میان فرهنگ، مسئولیت اجتماعی، خیر عمومی و ایمان
نیره دلیر، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دبیرنشست با اشاره به معنای عمیق وقف گفت: وقف، در تاریخ تمدن اسلامی، تنها یک سازوکار حقوقی برای اختصاص مال به امور خیر نبوده، بلکه یکی از جلوههای برجسته پیوند میان فرهنگ، مسئولیت اجتماعی، خیر عمومی و ایمان، به شمار میرود. وقف، در عمیقترین معنای خود، نوعی آیندهنگری اجتماعی است؛ تصمیمی که انسان امروز برای ساختن فردای جامعه اتخاذ میکند. واقف، با تبدیل بخشی از دارایی خود به یک منفعت پایدار، میان نسلها پیوند برقرار میکند و نشان میدهد که سرمایه میتواند از مرز مالکیت خصوصی عبور کرده و در خدمت دانایی، فرهنگ، اخلاق و تعالی جامعه قرار گیرد.
وقف حافظه نهادی تمدن اسلامی
دکتر دلیر در ادامه افزود: اگر تاریخ تمدن اسلامی را با دقت مطالعه کنیم، درمییابیم که بسیاری از دستاوردهای علمی و فرهنگی این تمدن در بستری شکل گرفتهاند که وقف یکی از عناصر مهم آن بوده است. مدرسه، کتابخانه، کتاب و کتابت، آموزش علوم، حمایت از عالمان و پژوهشگران و بسیاری از خدمات اجتماعی، در دورههای مختلف تاریخی از ظرفیت وقف بهره بردهاند. از این منظر، وقف را میتوان بخشی از حافظه نهادی تمدن اسلامی دانست؛ حافظهای که به ما میآموزد جامعه برای حفظ و توسعه سرمایههای فرهنگی خود، تنها به دولت و بازار متکی نیست، بلکه میتواند بر سرمایه اجتماعی، مشارکت عمومی و خیرخواهی شهروندان نیز تکیه کند.
اما موضوع نشست امروز، صرفاً بازخوانی گذشته نیست؛ چرا که در برابر یک پرسش مهم قرار داریم:
چگونه میتوان میراث تاریخی وقف را با اقتضائات جامعه معاصر پیوند زد؟
وی با بیان اینکه در جهان امروز، مفهوم فرهنگ دچار تحولاتی بنیادین شده است، اذعان کرد: دانش و اطلاعات با سرعتی بیسابقه تولید و منتشر میشوند؛ فناوریهای نوین شیوههای یادگیری و ارتباطات فرهنگی را تغییر دادهاند؛ میراث فرهنگی با مسئله حفاظت و انتقال به نسلهای آینده مواجه است؛ و از سوی دیگر، بسیاری از فعالیتهای فرهنگی برای استمرار خود به منابع پایدار و مشارکت اجتماعی نیاز دارند.
در چنین شرایطی، وقف فرهنگی میتواند بار دیگر به عنوان یک ظرفیت تمدنی و سیاستی مورد توجه قرار گیرد. وقف فرهنگی امروز میتواند از کتابخانه و مدرسه تا حمایت از پژوهش، نشر دانش، حفظ میراث فرهنگی، توسعه هنر، تولید محتوای فرهنگی، آموزش عمومی، حمایت از استعدادهای جوان و حتی ایجاد زیرساختهای فرهنگی نوین امتداد یابد. البته تحقق این ظرفیت، نیازمند بازاندیشی در شیوه سیاستگذاری است.
بازآفرینی نقش وقف در جامعه معاصر
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: سیاستگذاری حوزه وقف نباید صرفاً به مدیریت موقوفات موجود محدود شود؛ بلکه باید به این پرسش اساسی نیز پاسخ دهد که چگونه میتوان اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی، نوآوری، شفافیت و کارآمدی را در زیستبوم وقف تقویت کرد؟
به نظر میرسد آینده وقف فرهنگی در گرو ایجاد تعادل میان اصالت سنت و ضرورت نوآوری است؛ یعنی از یک سو، حفظ نیت واقف، اصول حقوقی و اخلاقی وقف و هویت تاریخی آن ضروری است و از سوی دیگر، باید امکان پاسخگویی موقوفات به نیازهای واقعی و متحول جامعه فراهم شود. در این میان، شفافیت و حکمرانی مطلوب نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. هر اندازه مردم بدانند منابع وقفی چگونه مدیریت میشود، چه میزان اثر اجتماعی و فرهنگی ایجاد میکند و منافع آن چگونه به جامعه بازمیگردد، سرمایه اجتماعی وقف نیز میتواند تقویت شود. بنابراین، شاید بتوان گفت مسئله امروز ما تنها احیای وقف نیست؛ بلکه بازآفرینی نقش وقف در جامعه معاصر است. بازآفرینیای که در آن وقف از یک مفهوم صرفاً تاریخی فاصله میگیرد و به نهادی پویا برای مشارکت مردم در ساخت آینده فرهنگی جامعه تبدیل میشود.
دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی ادامه داد: روز وقف، از این منظر، فرصتی است برای بازخوانی یک میراث ارزشمند؛ اما مهمتر از آن، فرصتی است برای پرسیدن اینکه ما برای نسلهای آینده چه چیزی را میتوانیم به میراث بگذاریم؟ آیا میراث ما تنها ساختمانها و اموال خواهد بود، یا میتوانیم دانایی، کتاب، فرهنگ، هنر، پژوهش، اخلاق و فرصتهای برابر برای رشد انسانها را نیز به آیندگان هدیه کنیم؟ انسان میتواند از خویش چیزی به جای بگذارد که پس از او نیز به زندگی، دانایی و تعالی دیگران کمک کند.
امیدوارم نشست تخصصی وقف فرهنگی در گذر تاریخ و سیاستگذاری معاصر بتواند با بهرهگیری از دیدگاههای علمی و تجربیات ارزشمند استادان و صاحبنظران، زمینهای برای گفتوگویی جدی درباره ظرفیتهای تاریخی وقف، چالشهای امروز و افقهای پیش روی سیاستگذاری فرهنگی فراهم آورد.
وقف فرهنگی، سرمایه اجتماعی فراموش شده؛ بازخوانی تجارب تاریخی برای سیاستگذاری معاصر
پس از صحبتهای دبیر علمی نشست، اولین سخنران، دکتر شهرام یوسفیفر استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران با بحث «وقف فرهنگی، سرمایه اجتماعی فراموش شده؛ بازخوانی تجارب تاریخی برای سیاستگذاری معاصر بود. وی مطالب خود را در چارچوب موضوع، در سه بخش ارائه کرد و گفت: رویکرد من به این موضوع، رویکردی تاریخی به یکی از مسائل امروز و اکنون ایران است و تمامی مطالب مطرحشده نیز از همین زاویه بیان میشود.
ایشان موضوع سیاستگذاری فرهنگی و مسئله وقف و برخورداری از معرفت تاریخی نسبت به پدیدهها را یکی از مهمترین ضرورتهای هر زمانه و هر سرزمینی دانست. به گفته او، ایران تجربهای طولانی از الگوهای توسعه اجتماعی و اقتصادی دارد و در زمینه کارکرد سازمانها، نهادها و تشکیلات و نیز نارساییهای موجود در آنها، تجارب گوناگونی را از سر گذرانده است. روابط میان انسانها، روابط انسانها با نهادها، آشفتگیهای موجود و کژکارکردهایی که در این زمینه دیده میشوند، نشان میدهند که چارچوبهای راهبردی، مسائل اخلاقی و عملکرد انسانها در ارتباط با نهادها و سازمانها، همواره باید مورد بازنگری قرار گیرند. نارساییها و آسیبهای این حوزه باید بهصورت مستمر شناسایی و زدوده شوند و انجام تمامی این امور نیازمند برخورداری از معرفت تاریخی است.
اینکه امروز درباره مسئله فرهنگی وقف یا وقف فرهنگی سخن گفته میشود، خود نشاندهنده وجود یک دغدغه و مسئله است؛ مسئلهای که پرسشهایی را در ذهن ایجاد کرده و باید برای آنها پاسخ یافت. در چنین مواقعی که جامعه در ظرفیتهای اندیشهورزی خود دچار اختلال یا نوعی انسداد میشود، مهمترین رویکرد، گذشتهپژوهی است.
دکتر یوسفیفر این پرسش را مطرح کرد که چگونه میتوان به یک نظام اندیشهای پیشروانه در زمینه مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی دست یافت؛ نظامی که امکان خروج از وضعیت مسئلهمند موجود را فراهم کند، جامعه را در بازطراحی نظامهای اجتماعی خود توانا سازد و بهطور هوشمندانه به گذار از وضعیتی کمک کند که ناپسند یا نابسامان دانسته میشود.
ضرورت شناخت تاریخی و جامع نهاد وقف
استاد دانشگاه تهران گفت: در جامعه امروز ایران با یکی از تاریخیترین، پیچیدهترین و ژرفترین نهادهای اجتماعی کشور مواجهیم که باید در معرض شناسایی قرار گیرد. با توجه به سابقه چند هزار ساله وقف در ایران باید گفت حتی بهدرستی نمیدانیم آغاز این سابقه را باید به بابل، مادها یا هخامنشیان نسبت دهیم. هنگامی که با چنین پدیدهای در جامعه روبهرو هستیم، بدون تردید نمیتوان با نگاهی سطحی، صرفاً اکنوننگر یا محدود به دوره معاصر به آن پرداخت. وقف به نگاهی جامع، کامل و تاموتمام نیاز دارد.
تمامی مؤلفههای تشکیلدهنده وقف، سازههای حقوقی، قوانین، مقررات، تشکیلات، اجزای ساختاری این نهاد، اندیشههای راهبر، کارکردها و حتی آسیبهای موجود در آن، حاصل فرایندی هستند که از گذشتهای بسیار دور آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است. ازاینرو، هر نوع ورود، دخلوتصرف، اقدام برای بازاندیشی و اصلاح ساختارها یا تنظیمات نهادی وقف باید مبتنی بر آگاهی درست و جامع از روند ساختیابی و فرایند طولانیمدت شکلگیری این نهاد باشد. در غیر این صورت، اقداماتی که انجام میشوند، به نوعی چارهجویی کوتاهمدت و راهحلهایی از سر اضطرار و ناچاری تبدیل خواهند شد که معمولاً پیامدهای مورد انتظار را به همراه ندارند.
دشواری پژوهش در حوزه وقف و محدودیت دسترسی به اسناد
ایشان در ادامه، به دو اصطلاح «فرهنگ وقف» و «وقف فرهنگی» اشاره کرد و گفت: بحث درباره این دو مفهوم، موضوع سادهای نیست؛ زیرا پژوهش در زمینه وقف در جامعه امروز ایران با دشواریهایی مواجه است. پژوهش درباره وقف به اطلاعات، دادهها و مستندات نیاز دارد. با وجود اینکه وقف، اسناد وقف و تمامی مدارک مربوط به آن جزو اسناد ملی کشور محسوب میشوند و دسترسی به آنها باید آزاد باشد، هنگامی که قرار است پژوهشی در این زمینه آغاز شود، اسناد مربوط به وقف پنهان هستند، پنهان میشوند یا از گذشته پنهان شدهاند. بر همین اساس، پژوهش در باب وقف به پژوهشی کاملاً کنترلشده، خارج از دسترس و فاقد اطلاعات اصیل، معتبر و جامع تبدیل شده است. علت این وضعیت آن است که خود موضوع وقف در ایران با مشکلات، تنشها، درگیریها و معضلاتی روبهروست و بسیاری از دستاندرکاران ترجیح میدهند اطلاعات مربوط به وقف، اوقاف، مصارف، رقبات و دیگر امور مرتبط با آن را در اختیار پژوهشگران قرار ندهند. وقتی چنین وضعیتی وجود داشته باشد، نباید انتظار داشت پژوهشهای حوزه وقف از توانمندیهای لازم برای ساماندادن این امور در جامعه برخوردار باشند.
انتخاب یک تجربه تاریخی بر پایه اسناد موجود
دکتر یوسفیفر در ادامه برای آنکه بتواند بحث خود را بر اطلاعات کافی استوار سازد، یکی از تجارب تاریخی را انتخاب نمود که سند آن در دسترس قرار دارد. و در این رابطه افزود: چند مجموعه سند از موقوفههای فرهنگی و فرهنگی ـ اجتماعی ایران در اختیار پژوهشگران است که یکی از آنها وقفنامه ربع رشیدی است. او وقفنامه ربع رشیدی را سندی بسیار درخشان و بهواقع برگی زرین در تاریخ اجتماعی بشر خواند. در کنار این سند، کتابچه دیگری با عنوان «جامعالخیرات» وجود دارد. جامعالخیرات وقفنامهای است که محمد حسینی یزدی در اواسط قرن هشتم هجری قمری در شهر یزد تدوین کرده است. عنوان این کتاب بسیار جالب است. ربع رشیدی نام خود را از محلهای در تبریز گرفته است که خواجه رشیدالدین فضلالله آن را پایهگذاری و وقف کرد و از ویژگیهای خاص خود برخوردار بود؛ اما کتابچه جامعالخیرات عنوانی دارد که از نوعی مجموعه خیرات حکایت میکند. این مدرک، مانند ربع رشیدی، صرفاً یک مدرک حقوقی ـ تاریخی نیست؛ به این معنا که تنها مجموعهای از رقبات را اختصاص داده و با استناد به آن، مصارفی را برای انجام کارهای مشخص تعیین کرده باشد. واقعیت آن است که وقتی این متن مطالعه میشود، با یک چارچوب راهبردی برای توسعه فرهنگی و اجتماعی در زمانه خود روبهرو میشویم.
در هر دوره، ساختارها، نهادها، تشکیلات و سازمانهای اجتماعی در مرحلهای از تکامل اجتماعی قرار دارند که با مراحل پیشین و پسین خود تفاوتهایی دارد؛ اما اندیشهورزی انسان درباره خود انسان، جامعهای که در آن زندگی میکند، نیازهای انسانی و تصویر و تصوری که از انسان بهعنوان موجودی در حال تکامل وجود دارد، از اسلوبهایی کلی برخوردار است. بر همین اساس، بازخوانی چنین متنهایی که در یکی از دورههای کلاسیک تاریخ ایران تدوین و پایهگذاری شدهاند، تا حد زیادی امکان استخراج الگوها و مدلهای راهبر را فراهم میکند؛ الگوهایی که میتوان آنها را بر اساس نیازهای امروز و اکنون جامعه بازخوانی کرد.
وقف بهمثابه سرمایهگذاری همهجانبه فرهنگی و اجتماعی
وی همچنین در بازخوانی این تجربه تاریخی، نخست به سیاستهای وقف در سند جامعالخیرات پرداخت و گفت: آنچه از این سند قابل استحصال است، نگاه به وقف بهعنوان پدیدهای جامع و چندوجهی است. در این نگاه، وقف نوعی سرمایهگذاری همهجانبه فرهنگی و اجتماعی محسوب میشود. در این سند کاملاً میتوان دریافت که وقف از حالتی دانشبنیان برخوردار است؛ یعنی واقف متوجه است که برای رشد جامعه باید به تولید دانش توجه کرد. نگاه کلان واقف به تولید و نشر علم و تربیت نیروی انسانی، ما را به این نظریه کلی هدایت میکند که تربیت نیروی انسانی، محور توسعه اجتماعی است. از این منظر میتوان دید که چگونه نطفهها و بارقههای اولیه نظریههای توسعهمحور دوره معاصر، به شکلی نخستین و ابتدایی در اندیشه پیشینیان و در این سند وجود داشته است.
تأمین زنجیره معیشت علمی، وقف سلامت و بهداشت عمومی و توجه به عمران، زیرساختها و توسعه شهری
ایشان ادامه داد: اگر قرار باشد بخش دانشبنیان جامعه و فرایند تولید و نشر علم شکل بگیرد، باید زنجیرهای از معیشت علمی نیز تأمین شود. در این وقفنامه، تمامی اجزای این زنجیره علمی برشمرده شدهاند و نحوه تأمین مایحتاج آنها نیز توضیح داده شده است. بنابراین، توجه به تولید و نشر علم تنها در بیان یک هدف کلی متوقف نمانده، بلکه نیازهای مجموعه افرادی که در این زنجیره علمی قرار دارند و چگونگی تأمین مایحتاج آنها نیز در وقفنامه مورد توجه قرار گرفته است.
موضوع دیگری که در این سند مطرح شده، نگهداشت نیروی انسانی کارآمد در جامعه است. این موضوع در قالب وقف سلامت و بهداشت عمومی مورد توجه قرار گرفته و نشان داده شده است که سلامت جسم باید در کنار سلامت روح دیده شود. بر این اساس، نگاه واقف به توسعه علمی و اجتماعی از توجه به سلامت نیروی انسانی جدا نیست و سلامت جسم و روح، هر دو در مجموعه نیازهای جامعه مورد توجه قرار گرفتهاند.
چنین پروژهای زمانی به ثمر مینشیند که به بخش عمران و زیرساختها نیز توجه شود. یکی از نمونههای مطرحشده در این زمینه، مسئله آبرسانی در آن دوره است که البته امروز نیز یکی از مشکلات جامعه به شمار میرود. این مسئله با نگاهی زیرساختی مطرح شده است؛ به این معنا که اگر قرار باشد در شهر به دانش اندیشیده شود، باید توسعه شهری و رونق امور شهر نیز مورد توجه قرار گیرد. این نگاه چندوجهی و سرمایهگذاری در ابعاد متفاوت توسعه شهری، در سند جامعالخیرات کاملاً برجسته و آشکار است.
وقف و بازتولید سرمایه اجتماعی
محور دیگر سخنان دکتر یوسفیفر، لوازم و حواشی موضوع وقف بود. وی گفت: در این مدرک، وقف بهعنوان روندی برای بازتولید سرمایه اجتماعی شناخته میشود. مسئله این است که چگونه میتوان شبکههای اعتماد را شکل داد، همبستگی اجتماعی را افزایش داد و مشارکت مردم را جلب کرد. در وقفنامه، گروههای مختلف اجتماعی برشمرده شدهاند و بر جلب مشارکت آنها در موضوع وقف تأکید شده است. درونمایه یا مدلی که برای جلب این مشارکت در نظر گرفته شده، عدالت توزیعی است. در جامعه، گروههایی نامتجانس و برخوردار از جایگاههای نابرابر اجتماعی وجود دارند. مسئله این است که چگونه میتوان میان این گروهها همبستگی ایجاد کرد. این امر جز از طریق جلب مشارکت گروههای متفاوت در موضوع وقف امکانپذیر نیست.
جلب اعتماد نهادی و ایجاد ساختار شفاف و نظارتپذیر
یکی دیگر از مسائل اساسی این است که چگونه میتوان اعتماد را بهصورت نهادی جلب کرد. برای تحقق این هدف، ضوابط و قوانین سختگیرانهای برای وقف طراحی میشود که یکی از مهمترین آنها ایجاد ساختاری شفاف و نظارتپذیر است تا امکان حفظ اعتماد عمومی فراهم شود. پرسش دیگر این است که چگونه میتوان مشارکت مردمی را در امور خیر جلب کرد. این موضوع همان بستر مشارکت مدنی است که همبستگی اجتماعی را در درون وقف شکل میدهد.
مدیریت، سلسلهمراتب وظایف و پایداری وقف
ایشان در ادامه گفت: یکی دیگر از الزامات وقف آن است که مشخص شود چگونه میتوان نظامی دقیق برای مدیریت و پایداری آن سامان داد؛ همان الگویی که در حکمرانی فرهنگی نیز به آن نیاز داریم. برای برخورداری از سازمانی کارآمد، باید سلسلهمراتب و وظایف هر یک از مراتب بهدقت طراحی شود. خوشبختانه موضوع سلسلهمراتب وظایف در وقفنامه مورد بحث، بهتفصیل توضیح داده شده است.
شفافیت مالی و حسابداری را یکی دیگر از ویژگیهای مهم این وقفنامه دانست. در این سند، نظام حسابداری بسیار پیشرفتهای وجود دارد که جزئیات را تا نصف قرص نان محاسبه کرده است. دکتر یوسفیفر تأکید کرد که این نظام حسابداری برای امروز طراحی نشده بود، بلکه در همان دوره تاریخی، چنین نظام پیشرفتهای بهطور اختصاصی برای وقف در نظر گرفته شده بود.
تبدیل وقف از سرمایهای ایستا به نهادی پویا
موضوع دیگر آن است که چگونه میتوان وقف را پایدار و انعطافپذیر کرد و آن را از یک سرمایه ایستا به نهادی پویا تبدیل ساخت. به گفته دکتر یوسفیفر، جزئیات این مسئله در اندیشه واقف صورتبندی شده است. هنگامی که از یک سند تاریخی سخن میگوییم و قرار است تجربه آن را به امروز پیوند بزنیم و در شرایط کنونی احضار کنیم، بازخوانی تجربه تاریخی برای سیاستگذاری معاصر، توجه به دو حوزه را ضروری میسازد.
بازخوانی فرهنگ وقفی و تعریف وقف فرهنگی
دکتر یوسفیفر ادامه داد: حوزه نخست به «فرهنگ وقفی» مربوط میشود. فرهنگ وقفی نوعی سنت است که از گذشته تا امروز شکل گرفته است. وقف فرهنگی، فرهنگ وقفی مشخصی را ایجاد کرده و این فرهنگ امروز باید از منظر آسیبها، ناکارکردیها و انسدادهایی که در موضوع وقف به وجود آورده است، بازخوانی شود. لذا باید وقف فرهنگی را تعریف کرد و شاخصههای آن را نشان داد. سپس بر اساس این تعریف و شاخصهها، باید الگوها و مدلهایی طراحی کرد که بتوانند امروز، برای نمونه، در حوزه آموزش عالی کارکرد داشته باشند. وقفها میتوانند علممحور یا سلامتمحور باشند. آموزش عالی و آموزش پزشکی دو حوزه اصلی آموزش در کشور هستند. پرداختن به این حوزهها مستلزم آن است که از نگاه سنتی عبور کنیم و به نگاه وقف فرهنگی انتقال یابیم. این انتقال یک الزام است و باید درباره آن کار کرد و از آن بخش از نگاه سنتی که مانع محسوب میشود، عبور کرد.
توجه به عمران، زیرساختها و توسعه شهری
حوزه دوم به مشکلاتی مربوط میشود که باید با استفاده از درسهای پیشین و تجربه تاریخی برای آنها چارهاندیشی کرد. در گذشته، شفافیت و نظارت شرط بقای وقف دانسته میشد. ساختار شفاف مالی، نظارت چندلایه و ممنوعیت دخالت نهادها و افراد غیرمرتبط، از اصول اساسی در این زمینه بودند. امروزه فناوری در کشور به اندازهای پیشرفت کرده است که میتوان در زمینه این شاخصها، اتاقهای شیشهای یا تابلوهای شیشهای برای سالمسازی فرایندها ایجاد کرد؛ هرچند هنوز تا رسیدن به چنین وضعیتی فاصله داریم.
عدالت بیننسلی و توسعه پایدار
وی در ادامه گفت: در گذشته، وقف بهعنوان سازوکاری برای برقراری عدالت بیننسلی و توسعه پایدار در نظر گرفته میشد. این نگرش، نگاهی درازمدت و بلندمدت بود. متأسفانه نگاه امروز ما به بسیاری از پدیدهها در حوزه فرهنگ و جامعه، نگاهی کوتاهمدت است. در گذشته، وقف بهگونهای طراحی میشد که مسیر انتقال منافع و کارکردهای آن تا قیامت ادامه داشته باشد؛ یعنی تا زمانی که دیگر کسی در جامعه وجود نداشته باشد. به این ترتیب، توسعه پایدار با دقت بسیار مورد توجه قرار میگرفت. این الگو برای سیاستگذاری در بنیادهای خیریه و سرمایهگذاریهای آیندهنگر اهمیت بسیاری دارد. در مقابل، در بسیاری از موقوفات فرهنگی موجود، موضوع تعیین مصارف از میان رفته و این موقوفات دیگر عملاً جایگاهی ندارند. یکی دیگر از مهمترین تجاربی که میتوان از گذشته به امروز منتقل کرد، وقف مشارکتی است. وقفهای مشارکتی میتوانند سرمایه اجتماعی جامعه را فعال کنند. وقفهایی که در حوزههایی مانند اشتغالزایی، محیطزیست و موارد مشابه جهتگیری داشته باشند، از نیازهای امروز جامعه محسوب میشوند.
وقف بهعنوان نهاد مدنی و ابزار هوشمند سیاستگذاری
عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه هر یک از محورهای مطرحشده را میتوان بهتفصیل بررسی کرد، گفت: واقعیت این است که باید وقف را، بیش از آنکه صرفاً یک عمل دینی بدانیم ــ که البته عمل دینی نیز هست ــ بهعنوان یک نهاد مدنی و ابزاری هوشمند برای سیاستگذاری در نظر بگیریم. اگر این نگاه نهادی با بهکارگیری فناوریهای نوین و اراده جمعی همراه شود، میتوان نظام وقف را در تراز حکمرانی فرهنگی مورد نیاز جامعه بازطراحی کرد.
ضرورت تأمین مالی از چند منبع و ضمانتهای حقوقی و اجرایی مؤثر
اگر قرار باشد وقف پایدار بماند، حتماً باید از چند منبع تأمین مالی شود. یکی از مشکلات موجود در حوزه وقف این است که منابع مالی آن در طول زمان دچار فرسودگی و کاهش میشوند و در نتیجه، موضوع وقف بلااثر میشود. ضمانتهای حقوقی و اجرایی نیز یکی از مهمترین ضرورتهای موجود در جامعه هستند. فقدان ضمانتهای حقوقی و اجرایی مؤثر، بسیاری از افراد را از وقف منصرف میکند یا جلب اعتماد آنان را دشوار میسازد.
عدالت اجتماعی، همبستگی قومی و کاهش شکافهای طبقاتی
حوزه عدالت اجتماعی باید در وقف، بدون تبعیضهای خواسته یا ناخواسته، مورد توجه قرار گیرد. همبستگیهای قومی و کاهش شکافهای طبقاتی در شرایط امروز، بر اساس مدلهای گذشته کاملاً قابل ترمیم هستند و بازخوانی آن تجربیات میتواند در این زمینهها بسیار مؤثر باشد. موضوع آیندهنگری در وقف و توجه به نسلهای آینده، از طریق مباحث بیننسلی و عدالت در حوزه منافع در طول اعصار و دورههای گوناگون، از اهمیت بسیاری برخوردار است.
وقف بهعنوان نهادی برای توسعه کشور
مجموع مطالب مطرحشده مستلزم آن است که به وقف صرفاً بهعنوان یک نهاد سنتی نگاه نشود، بلکه وقف بهعنوان نهادی برای توسعه کشور مورد توجه قرار گیرد. در این رویکرد، جنبههای مذهبی و آیینی وقف حفظ میشوند، اما همزمان باید سایر ابعاد و جنبههای آن را نیز پرورش داد و مصارف وقف را متنوع ساخت.
ابعاد مدل مفهومی وقف برای سیاستگذاری معاصر
هنگامی که از یک مدل مفهومی برای سیاستگذاری معاصر سخن میگوییم، باید در بازاندیشی نهاد وقف بهعنوان یک سرمایه فرهنگی و حوزهای از سرمایه اجتماعی و فرهنگی، چند وجه را بهصورت همزمان مورد توجه قرار دهیم. وجه اقتصادی و زیرساختی باید بهعنوان بخشی پایدار دیده شود. وجه فرهنگی و آموزشی باید بهعنوان حوزه علم، سرمایهگذاری در علم و تربیت نیروی انسانی مورد توجه قرار گیرد. وجه مشارکتی و اجتماعی نیز باید بهعنوان بخش مرتبط با انسجام اجتماعی در نظر گرفته شود.
تبدیل وقف به یک حوزه پژوهشی
دکتر یوسفیفر در جمعبندی سخنان خود گفت: در حوزه وقف و مباحث اساسی و مهم مربوط به وقف فرهنگی در کشور، نخستین الزام آن است که وقف به یک حوزه پژوهشی تبدیل شود. عمدهترین نیاز در این زمینه، دسترسی آزاد به اطلاعات است. این دسترسی اکنون وجود ندارد و به همین دلیل، بحثها و مطالعات علمی در حوزه وقف تا حدی محصور ماندهاند. نکته دوم در جمعبندی، ضرورت جدیگرفتن درسهای تاریخی وقف است. وقف در گذشته و در نمونهای مانند جامعالخیرات، حوزهای بود که کاملاً در بخش خصوصی و عمومی تعبیه شده بود. نهاد رسمی و تشکیلات دولتی تنها در حد نظارت وارد این حوزه میشدند؛ اما تمامی فرایند وقف، از تأسیس تا مصرف، و در واقع نظام تصمیمگیری درباره آن، خودگردان ومردممحور بود. برخلاف تصور، اگرچه در دورههای گذشته دیوان اوقاف وجود داشت، این دیوان تشکیلاتی بسیار چابک و کوچک بود که وظیفه آن رعایت و تضمین تمامی فرایندهای تصمیمگیری در حوزههای خصوصی و عمومی بود. بر این اساس، وقف پدیدهای در امتداد خودگردانی جوامع محلی بود. وقف همچنین بر نظامی برای حل مسائل اجتماعی و فرهنگی تکیه داشت که نیازهای درازمدت جامعه را هدف قرار میداد و بر محورهای اساسی مانند عدالت و تأمین نیازهای انسانی در جامعه، نوعی سیاستگذاری را پیشنهاد میکرد.
ماهیت جامعهگرایانه و خوداصلاحگر وقف
او تأکید کرد: وقفها برخلاف تصور یا ظاهر امر، جامعهگرایانه هستند، نه فردگرایانه. این وقفها به دلیل برخورداری از ساختاری خودگردان و خودمدیریتشونده، واجد سازوکارهایی بودند که نوع خاصی از مدیریت را در درون آنها اعمال و نهادینه میکرد. این سازوکارها سبب میشدند که وقف، در صورت بروز هرگونه کژکارکردی یا ناراستی، قادر به اصلاح خود باشد. الگوی خوداصلاحی و توانایی یک نهاد برای زدودن آسیبهای خود، در الگوهای تاریخی وقف وجود داشت، اما امروزه مفقود شده است. وقف امروز به نهادی بوروکراتیک در امتداد دیوانسالاری تبدیل شده و از الگوی تاریخی خود فاصله بسیاری گرفته است.
ظرفیت تجربه تاریخی برای اصلاح و نوسازی وقف
هنگامی که تجربه تاریخی بازخوانی و به امروز آورده میشود، مجموعه الگوها، مدلها و تجاربی که قابلیت انتقال و کاربرد در زمان حاضر دارند، میتوانند ظرفیت اندیشهورزی، اصلاح، نوسازی و طراحی افقهای آینده در موضوع وقف را افزایش دهند. جامعه ایران از یک سرمایه فرهنگی و انباشتی غنی از تجارب تحققیافته در گذشته برخوردار است. در این تجارب، درباره شرایط و مسائل گوناگون، بهویژه مسائل فرهنگی و اجتماعی، اندیشیده و فکر شده است. میتوان این تجارب را بازخوانی کرد و آنها را برای امروز، بهعنوان پیشنهاد و در قالب دادهها و گزارشهای کارشناسیشده ارائه داد.
اسناد تاریخی وقف؛ ذخیره دانشی حکمرانی فرهنگی
دکتر یوسفیفر در پایان گفت: متنهای بسیار غنی و ارزشمندی مانند ربع رشیدی، جامعالخیرات و نمونههای مشابه آنها، که خوشبختانه تعدادشان نیز کم نیست، در دسترس قرار دارند. اگر این اسناد در کنار اسناد و مدارک کنونی وقف قرار گیرند، میتوان گفت یکی از بزرگترین و عظیمترین ذخایر دانشی حکمرانی فرهنگی در کشور به دست خواهد آمد. وی ابراز امیدواری کرد روزی شرایطی فراهم شود که این دادهها، اطلاعات و مستندات لازم در اختیار پژوهشگران قرار گیرند تا بتوان از این پیشینه طولانی و بسیار گرانقدر و از تجربیات ناب موجود در حوزه سیاستگذاری اجتماعی کشور استفاده کرد و آنها را برای نیازهای امروز مورد بهرهبرداری قرار داد.
وقفهای فرهنگی با تاکید بر وقف صوفیه و خانقاهها
سخنران بعدی این نشست، دکترعلی سالاریشادی؛ دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود که به بحث وقفهای فرهنگی با تاکید بر وقف صوفیه و خانقاهها پرداخت.
تاکید دین اسلام و قرآن بر انفاق
دکتر سالاریشادی در آغاز بحث خود گفت: در قرآن کریم و دین اسلام بر انفاق اموال چه آشکار وچه پنهان ویا کم وزیاد بخصوص در زمان حیات فرد بسیار تأکید شده است. اینکه از این انفاق بهرهای را دیگران حاصل شود. یکی از موارد انفاق، وقف است یعنی اینکه در آمد حاصل از مولدی مانند زمین وتوابع آن مانند چشمه وقنات، باغ وتاکستان، نهاد ومؤسسهای، یا ثروت مولد زایی را ابد المدت وبیقید زمان به غیر ببخشد واین امر طی وقف نامهای که واقف مشخص میکند، واگذار ودیگری حق دخل وتصرف یا فسخ آن را ندارد. از این نظر، وقف در واقع یک نوع ایثار از اموال خود ودر آمدهای حاصله از آن به نفع غیراست.
وقف به مثابه امر فرهنگی
وی با اشاره به این نکته که گرچه وقف در ابتدا یک امر اقتصادی ومالی به نظر میرسد، اما پیشزمینه و مقدمه آن یک امر فرهنگی است، بیان کرد: تا تغییری در فکر و رفتار فردی واجتماعی حاصل نگردد، وقفی صورت نمیگیرد. بعبارتی ابتدا باید در فرد واقف یک تغییر فرهنگی و فکری قوی رخ دهد، یا یک انگیز قوی معنوی در او ایجاد گردد تا دست به وقف بزند. لذا در بطن هر وقفی یک امر معنوی و فرهنگی قوی نهفته است. بعد از نفس عمل وقف، نوع و تعین موقوف له اهمیت داردکه آن نیز بازتابی از فکر و فرهنگ معنوی واقف است.
وقف به جریان و مسلک صوفیه و طریقت
دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: در این میان یکی از انواع وموارد بسیار مهم وقف، وقف به جریان و مسلک صوفیه و طریقت از جمله مشایخ صوفیه وخانقاهها ، رباطها ، تکایا و... است که صوفیان آن را نوعی فتوح میشمارند یعنی روزییای که خداوند بر بنده ارزانی فرماید. حال یکی از مهمترین مواردی که وقف به همین مسلک وجریان صوفیه بخصوص به مکان ها وستادهای آنها یعنی خانقاه ها، زاویهها و تکایا و رباطها است.
پیوند معنوی صوفیانه با جامعه
سالاریشادی در ادامه تاکید کرد: در این میان خانقاه بعنوان ستاد صوفیانه در وهله اول یک مرکز اجتماعی وفرهنگی صوفیانه بود که این فرهنگ معنوی صوفیانه در مواردی بازتاب زیادی در میان مردم داشت. همین امر باعث پیوند خاصی میان خانقاه که ستادی فرهنگی و اجتماعی صوفیانه بود با جامعه گردید. درمحل اجتماع صوفیه از جمله خانقاه یا رباط یا تکایا که محل اجتماع مریدان، مهمانان، ابن سبیل، بیپناهان و حتی گاهی متکدیان رند حرفهای و واقعی بود یکی از دغدغدههای مشایخ و مرشدان تهیه غذا و آذوقه وذخیره برای این خیل خلایق وابسته به خانقاه بوده است. از اینرو مشایخ گاهی در وعظ وخطابه از مردم درخواست کمک داشتند و بهمرور با ظهور شیوخ بزرگ، مردم به آنها معتقد شدند که خانقاه نیاز به درآمد ثابت وپایدار برای رفع جوایج روزانه دارد که در این نقطه تلاقی بود که پای وقف برای خانقاها ومشایخ صوفیه بهمیان آمد و ابتدا وقف از جانب دوستداران یا به تعبیری عزیزانی بود که رسما مرید نبودند اما هوادار شیح یا خانقاهی بودند و به آنها اعتقاد داشتند. آنها علاوه بر کمک ها وسخاوتهای مقطعی بهمرور به مرحلهای رسید که عده ای برای خانقاها نیز دست به وقف زدند و بنابراین اول وقف خانقاهی مربوط به دوستداران مشایخ وهوداران آنها یا برخی مشایخ ثرتمند ومتمول بود که این به مرور با گسترش مسلک تصوف واهمیت روزافزون اجتماعی آن باعث شد تا افراد وشخصیت های زیادی اقبال خاصی به این خانقاهها وصاحبان آنها نشان بدهند. لذا به مرور یکی از مواردی که وقف زیادی برای آنها تعیین یافت، همین خانقاهها ورباط وتکایا بود که اغلب صاحبان ومتولیان آنها نه حکومت بلکه همین مشایخ بودند.
حضور اهل سیاست و حکومت به خانقاهها
دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درپایان سخنرانی خود با اشاره به حضور اهل سیاست و حکومت و کمکهای آنها به خانقاهها گفت: با گذر زمان وقتی نفوذ شیخ بالا گرفت وخانقاه صاحب نام وجاه وآوازهای شد، این باراهل سیاست وحکومت، وزرا، دیوانیان، فرماندهانی به میان و میدان آمدند و برای برخی از خانقاه کمکهایی از جمله وقفهایی را در نظر گرفتند و مشایخ وصاحبان خانقاهها نیز بخاطر رفع دغدغه معیشت اعضا وخیلهایی که با خانقاه ارتباط داشتند با پدیده وقف استقبال وحتی آن را تحت عنوان نوعی از فتوح تشویق میکردند.از اینرو یکی از موارد عمده وقف که در اغلب مناطق وقف بر صوفیه وخانقاههای آنها یا مراقد ومقابر صوفیه بود که طیف وسیعی از املاک واموال را در بر میگرفت ودر مقاطع تاریخی خاصی وتحت شرایطی افزایش وکاهش مییافت.اما در نهایت این وقف با تغییر اوضاع خانقاه یا تغییر در گرایش طریقتی دستخوش تغییر وتحولاتی میگردید.
تحول پارادایمهای وقف فرهنگی، از مدارس نظامیه تا هوش مصنوعی
دکتر محمدصالح طیبنیا؛ موسس پژوهشکده مطالعات وقف و نیکوکاری و استاد دانشگاه اصفهان در سخنرانی خود در نشست تخصصی مدیریت فرهنگی معاونت کاربردیسازی علوم انسانی و فرهنگی به تحول پارادایمهای وقف فرهنگی، از مدارس نظامیه تا هوش مصنوعی پرداخت و با طرح این پرسش آغاز نمود : اگر خواجه نظامالملک، رشیدالدین فضلالله یا شاهعباس امروز میزیستند، چه چیزی را وقف میکردند؟
وقف فرهنگی، مهمترین سازوکارهای تمدنسازی
وی با اشاره به اینکه وقف فرهنگی در طول تاریخ، صرفاً ابزاری برای تأمین مالی فعالیتهای دینی و آموزشی نبوده، بلکه یکی از مهمترین سازوکارهای تمدنسازی و جهتدهی به آینده فرهنگی جوامع به شمار میرفته است، اظهار کرد: نگاهی به تاریخ ایران نشان میدهد که هر دوره، متناسب با نیازها و نظام معرفتی خود، الگوی متفاوتی از وقف فرهنگی را پدید آورده است؛ از مدارس نظامیه و ربع رشیدی که زیرساخت تولید علم و نوآوری را شکل دادند، تا موقوفات دوره صفوی که بیش از پیش در خدمت تثبیت هویت مذهبی و نهادهای دینی قرار گرفتند.
تحول الگوهای سنتی وقف فرهنگی در عصر فناوریهای دیجیتال
موسس پژوهشکده مطالعات وقف و نیکوکاری و استاد دانشگاه اصفهان با تاکید بر اینکه امروز در آستانه تحولی بنیادین قرار داریم، افزود: هوش مصنوعی، فناوریهای دیجیتال و اقتصاد دانشبنیان، نهتنها شیوه تولید و انتشار دانش، بلکه مفهوم فرهنگ، آموزش و مرجعیت علمی را دگرگون کردهاند. در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح است که آیا الگوهای سنتی وقف فرهنگی همچنان پاسخگوی نیازهای آینده خواهند بود؟ اگر واقفان بزرگ تاریخ ایران امروز در میان ما بودند، چه چیزی را وقف میکردند؟ آیا همچنان ساخت بناهای فیزیکی در اولویت بود، یا سرمایهگذاری بر زیرساختهای داده، پژوهش، آموزش آزاد، هوش مصنوعی و تولید دانش؟
طیبنیا در پایان سخنرانی خود، با نگاهی تاریخی و آیندهپژوهانه، به بررسی تحول پارادایمهای وقف فرهنگی و الزامات بازاندیشی در مأموریت وقف برای ساختن آینده فرهنگی ایران پرداخت.
