علوم انسانی و روز جهانی ریشهکنی فقر
آخرین ویرایش ۲۰ مهر ۱۴۰۵
باسمه تعالی
ریشهکنی فقر در گرو استعمارزدایی اقتصادی؛ رسالت، توانمندیهای و کارکرد علوم انسانی
هفدهم اکتبر در تقویمهای بینالمللی روز جهانی ریشهکنی فقر نامیده شده است، اما بازنمایی مسلط از این مناسبت، اغلب تصویری تقلیلگرایانه و خیریهمحور است؛ رویکردی که محرومیت را صرفاً محصول «توسعهنیافتگی درونزا»، مدیریت ناکارآمد محلی یا کمبود منابع طبیعی جلوه میدهد. با این حال، تحلیل اقتصاد سیاسی بینالملل واقعیت دیگری را آشکار میکند: فقر فراگیر در جنوب جهانی، عارضهای تصادفی نیست، بلکه ثمره ساختارمند «استعمار اقتصادی» و تبادل نابرابر در زنجیره ارزش جهانی است. وجود این روز در نقویم را امروزه باید هشداری نسبت به ساختارهای ناعادلانه دانست که محرومیت را بازتولید میکنند.
در دوران پسااستعمار، مکانیسمهای بهرهکشی از اشغال نظامی فراتر رفته و در قالب جریانهای نابرابر مالی، تلههای استقراض و مقررات تحمیلی نهادهای فراملی بازتولید شده است. مدرنترین جلوه این آرایش استعماری، «تحریمهای یکجانبه و اقدامات قهری» است؛ سلاحسازی از نظامهای مالی، پولی و تجاری که زیرساخت تولید، ارزش پول ملی، سلامت و معیشت اقشار فرودست را هدف قرار میدهد و شکلی سازمانیافته از «خشونت ساختاری» را بر ملتهای مستقل تحمیل میکند.
در برابر این نظم نابرابر، پرسشی حیاتی متوجه مجامع دانشگاهی است: علوم انسانی در مصاف با استعمار اقتصادی و محو فقر ناشی از آن چه توانمندیهایی دارد؟
رسالت علوم انسانی، عبور از توصیفهای انتزاعی و ورود فعالانه به میدان حل مسائل انضمامی جامعه است. در جهان امروز که استعمار اقتصادی و تروریسم تحریمی مستقیماً کرامت و رفاه ملتها را نشانه رفته است، علوم انسانی باید سپر معرفتی، حقوقی و سیاستی جامعه برای دستیابی به استقلال، تابآوری و عدالت پایدار باشد. زیرا استعمار اقتصادی پیش از تسخیر بازارها، دستگاه محاسباتی و نظام معنایی ملتها را تصرف میکند. علوم انسانی در این پیکار نابرابر در عرصههای گوناگونی نقشآفرین است. از جمله در عرصه حقوق و اقتصاد به عنوان دو محور بارز مقابله به ساختارهای ناعادلانه و تقویت خلاقانه بنیانهای درونی کشورها برای ایستادگی در برابر فشارهای تحمیلی.
از جهات دیگر نیز واسازی گفتمانی و مشروعیتزدایی هنجاری از ثمرات علوم انسانی در مواجهه با این وضعیت استو استعمار نو همواره پشت واژگان موجهی مانند «اصلاحات ساختاری» یا «تحریمهای هدفمند» پنهان میشود. علوم انسانی انتقادی با افشای ماهیت این مفاهیم، مشروعیت حقوقی و اخلاقی سازوکارهای سلطه را در عرصه دیپلماسی عمومی و مجامع جهانی سلب میکند.
همچنین نباید از نقش علوم انسانی در صیانت از سرمایه اجتماعی و تابآوری ملی غفلت کرد. هدف پنهان فشارهای فرسایشی و شوکهای اقتصادی تحمیلی، فرسایش اعتماد عمومی و فروپاشی همبستگی اجتماعی است. علوم انسانی ابزارهای سنجش و احیای تابآوری روانی-اجتماعی، مشارکت مدنی را برای خنثیسازی تکانهها در اختیار جامعه قرار میدهد. بدون تردید فهرست توانمندیها و امکاناتی که علوم انسانی پیشاروی ما قرار میدهد بسیار فراتر از این است و اشاره به این موارد به بهانه روز جهانی ریشه کنی فقر صرفا یک یادآوری است.
امروز یکی از رسالتهای علوم انسانی در نهاد دانش و پژوهش ، انتقال این دانشها از انتزاع نظری به بستر تصمیمگیریهای انضمامی است. ریشهکنی راستین در جهان امروز نیازمند بازپسگیری حاکمیت اقتصادی، استعمارزدایی از نهادها و تولید دانشِ رهاییبخشی است که توسعه و عدالت را بر مبنای کرامت انسانی استوار میسازد.

