یادداشت؛ خانم دکتر مرضیه محمدزاده «به‌مناسبت ولادت حضرت رسول اکرم(ص) و روز اخلاق مهرورزی»

تعداد بازدید:۶۵
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم اخلاق و مهرورزی رسول الله(ص) دکتر مرضیه محمدزاده نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه مطالعات دینی و تاریخ اسلام تاریخ‌ بشر شخصیّت‌های‌ تأثیرگذار بسیاری‌ داشته‌ است، انبیاء، علما و دانشمندان، سلاطین‌ و حاکمان‌، رهبران ‌قیام‌ها و نهضت‌ها و . . . همه‌ به‌ نحوی‌ و به‌ درجه‌ای‌ بر حیات‌ انسانی‌ تأثیر گذاشته‌اند. در این‌ میان‌ شخصیّت‌های ‌معدودی‌ هستند که‌ نوع‌ و درجة‌ تأثیرگذاری‌ آنان‌ متفاوت‌ است‌. نقش‌آفرینی‌ آنان‌ چندان‌ محدود در مکان‌ و زمان‌ نیست‌. به‌ راحتی‌ فاصله‌ها را برمی‌دارند و پرده‌ زمان‌ را می‌درند. ...

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

اخلاق و مهرورزی رسول الله(ص)

دکتر مرضیه محمدزاده

نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه مطالعات دینی و تاریخ اسلام

تاریخ‌ بشر شخصیّت‌های‌ تأثیرگذار بسیاری‌ داشته‌ است، انبیاء، علما و دانشمندان، سلاطین‌ و حاکمان‌،  رهبران ‌قیام‌ها و نهضت‌ها و . . . همه‌ به‌ نحوی‌ و به‌ درجه‌ای‌ بر حیات‌ انسانی‌ تأثیر گذاشته‌اند. در این‌ میان‌ شخصیّت‌های ‌معدودی‌ هستند که‌ نوع‌ و درجة‌ تأثیرگذاری‌ آنان‌ متفاوت‌ است‌. نقش‌آفرینی‌ آنان‌ چندان‌ محدود در مکان‌ و زمان‌ نیست‌. به‌ راحتی‌ فاصله‌ها را برمی‌دارند و پرده‌ زمان‌ را می‌درند.

فرقی‌ نمی‌کند که‌ کیستی‌؟ چیستی‌؟ در چه‌ زمانی‌ بسر می‌بری‌؟ رنگ‌ و نژادت‌ چیست‌؟ بر کدام‌ آئینی‌؟ کافی‌ است‌ آشنایی‌ با آن‌ شخصیّت‌ پیدا کنی‌، همین‌ آشنایی‌ می‌تواند مقدمه‌ معرفت‌ و پیوند تو با او باشد. گویی‌ اینان‌ «خود» خودت‌ را نشانه‌ گرفته‌اند، عمق‌ وجدان‌ آدمی‌ را، همان‌ جایی‌ که‌ نقطه‌ اشتراک‌ انسانیت‌ همه ‌انسان‌هاست‌. انبیاء، اولیاء و فرزانگان‌ تاریخ‌ چنین‌اند. آنان مشعل‏های فروزان حیات انسانی‏اند که بر تاریکی، ستمگری و بی‏خردی چیره گشتند. در این میان قرآن و محمّد قرآن را منزلتی دیگر است.

 

محمّد(ص) به عنوان یک پیامبر و بنیان‌گذار آخرین جامعة نوین مذهبی، اهمیّت ویژه‌ای در تاریخ عمومی انسان و به‌ویژه تاریخ اسلام دارد. شخصیّت، افکار، تعالیم، منش و به‌طورکلی گفتار و سلوک فردی و اجتماعی او، پس از تعالیم وحی بیشترین تأثیر را در تکوّن و تأسیس جامعة اسلامی داشته است.

سیرة پیامبر و یا سیرة النّبی، عبارت است از نوع تفکر، نقش و عملکرد و سلوک آن حضرت در طول دوران نبوت و رسالت که گاه «روش» هم گفته می‌شود. از این رو بهترین مقوله‌ای که پس از قرآن مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار گرفت، نقل سیرة نبوی و سپس تدوین و نگارش آن بود.اهمیت سیرة پیامبر(ص) برای مسلمانان به دو جهت بود:

1. قرآن بارها پیامبر(ص) را به عنوان الگوی عملی و نمونه‌ای اخلاقی و مثال اعلای دینداری برای مؤمنان معرفی کرده و او را «أسوة حسنه» و دارای خُلق عظیم دانسته و از مسلمانان خواسته است از او پیروی کنند: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیم‏» (آل عمران / 31)

2. تأثیرگذاری عملی و مستقیم و روزمرة پیامبر(ص) بر افکار و عقاید و کردار و رفتار انبوه مؤمنان در مکّه و مدینه است. در واقع مسلمانانِ نخستین «دینداری نظری» و «دینداری عملی» را مستقیماً از شخص رسول الله(ص) می‌آموختند و در زندگی روزانة خود کم و بیش به‌کار می‌بستند. ثبات سلوک سیره پیامبر در دوره مکّی و مدنی و استمرار رفتار پیامبرانه او با تمام صحابه خویش بدون کمترین تفاوتی میان آنان همواره سبب درخشش شخصیّت آن حضرت بود.

خداوند در قرآن‌کریم پیامبر(ص) را الگو و اسوه معرفی می‌کند: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً» (احزاب / 21) امیرالمؤمنین علی(ع) نیز به وضوح به این امر اشاره می‌کند: «وَ لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ ص کَافٍ لَکَ فِی الْأُسْوَة» (نهج البلاغه، قسمتی از خطبه160) برای تو بسنده است که رسول خدا را مقتدا گردانی.

در نهج البلاغه بارها به ضرورت پیروی از سیرة پیامبر(ص) تأکید شده است. امام علی(ع) به صراحت اسوه بودن حضرت را معرفی می‎کند و محبوب‌ترین بندگان را کسانی می‌داند که خط مشی زندگی‌شان تأسی از آن حضرت باشد(همانجا).

پیامبر(ص) با مردم همدل و همزبان بود. در جلسات با مردم به سخن می‏پرداخت. کلامش الفت‏بخش و وحدت‏آفرین بود، نه عامل تفرقه و موجب بددلی و کدورت افراد نسبت به یکدیگر (مجلسی، ج 16، ص 151). سکوتی ژرف داشت و آن را به تفکر سپری می‏کرد و از مشاهداتش عبرت می‏گرفت (ابن شعبه حرانی، ص 36). همواره اندیشمند و خاموش بود. سکوت و سخن گفتن ایشان نیز از روی حکمت و معرفت بود. سخنان او جامع همه معانی بود و هیچ کاستی و فزونی نداشت. کلام او تعیین‏کنندة حق و باطل از یکدیگر بود.

خداوند در یکی از دستورات مهمی به پیامبرش می‌فرماید: «وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً» (اسراء / 37) و روی زمین، با تکبّر راه مرو، تو نمی‏توانی زمین را بشکافی و طول قامتت هرگز به کوه‏ها نمی‏رسد؛ با توجه به همین دستور الهی بود که پیامبر(ص) هیچ‌گاه در کوچه و خیابان با تبختر و کبر حرکت نمی‌کرد و دیگران را نیز از این نوع راه رفتن نهی می‌کرد. اوصاف و نام‌هایی که از پیامبر(ص) در قرآن ذکر شده است تا حدودی سیمای او را روشن می‌کند. قرآن او را پیشوایی امین، مهربان، راستگو و راست‌کردار، بخشنده، بزرگوار، زاهد، دلسوز، دعوت‏کننده به خیر و نیکی، بیدارگر، هدایت‌گر، پنددهنده، متواضع و فروتن، معتدل و در عین حال قدرتمند، مدیر، مدبّر، قاطع، خویشتن‏دار، استوار و سیاستمداری باهوش معرفی می‌کند. اهمیت این صفات و خصایص زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم پیامبر فقط یک رهبر دینی و معلم اخلاق نبود که مردمان را موعظه کند، بلکه در طول ده سال در مدینه به صورت زمامدار و سیاستمداری بزرگ و پرمشغله ظاهر شد که بیشترین اوقاتش صرف مسائل فکری، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی می‌شد.

به استناد مطالبی که ارباب سیر در خلق و منش و سیرة نبوی (شمائل النبی) آورده‌اند، برخی از خطوط اساسی شخصیّت فردی و اجتماعی رسول ‌الله(ص) شامل سیرة اخلاقی چون پایبندی به عهد و پیمان، شوخی و مزاح، رأفت و مهربانی، الفت و مودّت بین مردم، عفو و گذشت، تواضع و فروتنی، قدرشناسی، وفاداری و . . . سیرة حضرت در امور خانوادگی همچون صلة رحم، رفتار با خانواده (همسران و فرزندان)، سیرة سیاسی مانند رفتار پیامبر در ملک‌داری، سیرة اجتماعی همچون رفتار با اصحاب و همسران و فرزندان اصحاب. سیرة اقتصادی چون ستیز با انباشت ثروت، اشتغال‏زایی، سیرة عبادی و  سیرة نظامی.

امام حسین(ع) می‏فرماید: از پدرم دربارة خلق و خوی رسول الله(ص) پرسیدم، فرمود: «او پیوسته خوش‏رو، نرم‌خوی آسان‏گیر و خوش‌برخورد بود، نه خشن و پرخاش‏جوی و نه سخت‏دل و ناهموار و نه بدگفتار و سرزنش‏گر و نه در کار جدال و ستیز. از آنچه نمی‏خواست، خود را به غفلت می‏زد، نه خود را از آن ناامید می‏کرد و نه تلاش خویش را در آن راه به نابودی می‏کشانید. می‌کوشید کار نیک را با کار نیک جبران کند. سه چیز را خود به کنار گذاشته بود: ستیزه‌گری، خودبزرگ‏بینی و سخن گفتن در کاری که به وی مربوط نبود؛ و سه چیز را در حق مردم بسیار رعایت می‏کرد: هیچ‏کس را مذمّت، سرزنش و نکوهش نمی‏کرد، عیب‏جویی نمی‏کرد و آبرویش را نمی‏ریخت. هرگز در پی کشف معایب و اسرار دیگران نبود و فقط در مواردی که امید ثوابی بود، تذکر می‌داد» (ترمدی، شمائل النبی، 196). اوگشاده‏رو و خندان، طنزگو و شوخ‌طبع بود و رفتاری پرجاذبه داشت. جز در حالتی که قرآن نازل می‏شد یا موعظه می‏کرد، اغلب خندان و متبسّم بود. در هنگام حرف زدن نیز تبسّم می‏کرد. هرگاه خشنود می‌شد چشم بر هم می‌نهاد و می‏خندید. اغلب خنده‏هایش تبسّم بود و قهقهه سر نمی‏داد؛ اما چند بار هم به شدت و با صدای بلند خندید (طباطبایی، سنن النبی، ص 75). روابط اخلاقی و معاشرت‏های اجتماعی پیامبر‌(ص‌) با زنان صحابی صمیمی و خالصانه بود. آن حضرت به خانه آنان می‏رفت و آنان را تکریم و تجلیل می‏نمود و گاهی با آنان مزاح می‏نمود. بسیار رئوف و مهربان بود. رحمت و مهربانی او فقط معطوف به دوستان نبود، بلکه ایشان با دشمنان خود نیز مهربان و رئوف بود. در پایان غزوه احد وقتی مسلمانان چهرة خونین رسول الله(ص) را مشاهده کردند، گفتند: قریش را نفرین کن. حضرت فرمود: نه، و دست‏هایش را به سوی آسمان بلند کرد که: خدایا، قوم مرا هدایت کن، آنان نمی‏فهمند رحمتی که به مؤمنان داشت سبب می‌شد همواره به فکر و یاد آنان باشد و از مشکلات آنان آگاه گردد و از حالشان جویا شود. امام علی(ع) روایت می‌کند هرگاه سه روز می‌گذشت و یکی از اصحاب را نمی‌دید، جویای حال او می‌شد. اگر غایب و به سفر رفته بود در حق او دعا می‌کرد. اگر در شهر بود به دیدارش می‌رفت و اگر بیمار بود به عیادتش می‌رفت.

از خصلت‌های والای پیامبر(ص) ایجاد الفت و مودّت بین مردم و زدودن کینه‌ها، کدورت‌ها و اختلافات بود. داستان تدبیر او در نصب حجرالأسود و جلوگیری از خونریزی میان قبایل قریش، ایجاد پیمان برادری میان مهاجران و انصار پس از هجرت به مدینه، جلوگیری و حل نزاع دیرین میان اوس و خزرج در یثرب و ایجاد آشتی و الفت میان آنان، بخشیدن عبدالله بن ابی در قضیه بنی‏مصطلق از این نمونه‌هاست.

گفته شده است ایشان از همه مردم دیرتر به غضب در می‏آمد و از همه زودتر آشتی می‏کرد و خشنود می‏شد. در حال خشم و رضا یکسان سخن می‏گفت. نه خرسندی او را به گزافه‏گویی و تملّق می‏کشاند و نه عصبانیت او را از مرز حق بیرون می‏برد. او از همه رئوف‏تر به مردم بود و بهترین و نافع‏ترین آنان برای مردم بود و می‏فرمود: «مدارا با مردم نصف ایمان است و رفق و ملایمت با آنها نصف زندگی است» (طباطبایی، سنن النبی، ص 76). پیامبر(ص) برای خود از احدی انتقام نگرفت بلکه هرکسی که آزارش می‏کرد را عفو فرمود. یک نمونه برجسته از عفو و گذشت عظیم و فراگیر آن حضرت روز فتح مکه جلوه‏گر شد.

پیامبر(ص) با آنکه حاکم حکومت بود اما رفتار و زندگی‏اش کاملاً مردمی بود. او با مردم و کنار مردم و همدرد و همداستان با آنان بود. تواضع پیامبر(ص) آن‏چنان بود که همگان خود را نزد پیامبر(ص) محبوب می‏دیدند. اخلاق و گشاده‌رویی او نیز چندان بود که همه اصحاب و یاران، او را پدر خویش می‌دانستند.

به طور کلی پیامبر(ص)، اسوة رحمت و مهربانی است. قرآن، پیامبر(ص) را به صفت رحمة للعالمین موصوف کرده و ایشان خود نیز در بیانی بر این مطلب اشاره کرده است (کلینی، ج 6، ص 396).

خداوند در قرآن‏کریم می‌فرماید: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم‏» (توبه / 128) به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج‌های شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!