یادداشت؛ «حکایت کربلا رفتن اعرابی بادیه‌نشین با پای پیاده» نگاهی به یک نسخۀ تعزیۀ نونگاشته پیرامون پیاده‌روی اربعین

تعداد بازدید:۸۳
«حکایت کربلا رفتن اعرابی بادیه‌نشین با پای پیاده» نگاهی به یک نسخۀ تعزیۀ نونگاشته پیرامون پیاده‌روی اربعین دکتر زهرا حیاتی دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اربعین، چهلمین روز پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در واقعۀ کربلا، از دیرباز در میان شیعیان جایگاهی ویژه داشته است. سنت پیاده‌روی به‌سوی کربلا در این روز، پیشینه‌ای کهن دارد و به روایتی، نخستین بار جابربن عبدالله انصاری، از یاران پیامبر(ص)، در سال ۶۱ قمری با پای پیاده به زیارت مزار امام حسین(ع) شتافت. این آیین که امروزه به یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات مذهبی جهان تبدیل شده، ریشه‌ای تاریخی دارد و به سال‌های اخیر محدود نیست. ....
یادداشت؛ «حکایت کربلا رفتن اعرابی بادیه‌نشین با پای پیاده»  نگاهی به یک نسخۀ تعزیۀ نونگاشته پیرامون پیاده‌روی اربعین

«حکایت کربلا رفتن اعرابی بادیه‌نشین با پای پیاده» 
نگاهی به یک نسخۀ تعزیۀ نونگاشته پیرامون پیاده‌روی اربعین

دکتر زهرا حیاتی
دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

اربعین، چهلمین روز پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در واقعۀ کربلا، از دیرباز در میان شیعیان جایگاهی ویژه داشته است. سنت پیاده‌روی به‌سوی کربلا در این روز، پیشینه‌ای کهن دارد و به روایتی، نخستین بار جابربن عبدالله انصاری، از یاران پیامبر(ص)، در سال ۶۱ قمری با پای پیاده به زیارت مزار امام حسین(ع) شتافت. این آیین که امروزه به یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات مذهبی جهان تبدیل شده، ریشه‌ای تاریخی دارد و به سال‌های اخیر محدود نیست.  
در میان نسخه‌های تعزیه، یکی از مجالس نونگاشته با عنوان «حکایت کربلا رفتن اعرابی بادیه‌نشین با پای پیاده»، اثر «اسماعیل مجللی»، روایتی نمایشی از این سنت دیرینه را به تصویر می‌کشد که بر پایۀ رویدادی واقعی از دوران قاجار شکل گرفته است. این نسخه که رد و نشان ماجرای آن در سفرنامه‌های قاجاری به چشم می‌خورد، با تکیه بر مستندات تاریخی موجود، تنظیم شده است.
یکی از وجوه قابل تأمل این نسخه، عنوان تعزیه و گفت‌وگوی آغازین میان مرد اعرابی و همسرش است که یادآور حکایت معروف مرد اعرابی و خلیفه در دفتر اول مثنوی معنوی مولانا است؛ مرد فقیری همراه همسرش کوزه‌ای از آب زلال بیابان را به‌عنوان هدیه‌ای ارزشمند برای خلیفه می‌برد، زیرا در نظر او آن آب بهترین دارایی‌ آن‌ها است؛ و خلیفه با بزرگواری، هدیۀ ناچیزشان را با احترام می‌پذیرد و پاداشی بسیار بزرگ به مرد اعرابی می‌بخشد. در بخش‌هایی از این حکایت زن از تنگدستی گلایه می‌کند و شوهر را به چاره‌جویی فرا می‌خواند. در مجلس تعزیه  نیز گفت‌وگویی مشابه شکل می‌گیرد، با این تفاوت که گلایه در اینجا نه از فقر مادی که از رنج بیماری فرزند است. زن اعرابی می‌گوید: «بدان که من چو تو در دل دو صد نوا دارم/ به سر هوای زیارت به کربلا دارم / کنار تربت پاکش به گریه پردازم/ شفای کودک زارم از او طلب سازم» و اعرابی در پاسخ، همسرش را به امید شفا از درگاه امام حسین(ع) دلگرم می‌کند: «ایا ضعیفه همین آرزو مراست به دل/ که با عیال به کربلا کنم منزل/ زنیم دست توسل به دامن شهِ دین/ طلب کنیم ز حسین، ما شفای طفل حزین/ چو نیست قوّت رفتن به طفل معصومم/ از این ره است که از بردن تو معذورم/ تو را و طفل علیلم سپرده‌ام به خدا/ به حقِّ شاه شهیدان مرا حلال نما». این همسانیِ ساختاری با مثنوی، نشان از تأثیرپذیری این مجلس از حکایت مولانا دارد؛ هر دو اثر با گفت‌وگویی خانوادگی آغاز می‌شوند که در آن زن، محرّک اصلی حرکت مرد به سوی مقصدی والا است.
با وجود آنکه عنوان مجلس بر اعرابی بادیه‌نشین تأکید دارد، قهرمان اصلی این داستان، خادم و متولی حرم امام حسین(ع) است. اعرابی با قلبی پاک و بی‌آلایش، راهی کربلا می‌شود، اما در بدو ورود به حرم، با برخورد تند خادم مواجه می‌شود که او را از حرم بیرون می‌راند و با عصا تهدیدش می‌کند: «برو برون ز حرم ای عرب که تابم نیست/ شنیدن سخنان تو بر مرادم نیست/ زنم به پهلوی تو من عصا در این هنگام/ که بیش از این ننمایی در این سخن ابرام/ برو برو تو از این‌جا و گفت‌وگو منما/ در این رواق به ماندن تو آرزو منما». این رفتار، زمینه‌ساز اصلی‌ترین کشمکش مجلس است، اما در ادامه، امام حسین(ع) در خواب بر خادم ظاهر می‌شود و او را به خاطر رفتارش سرزنش می‌کند: «خادم نادان بگو بر من جواب/ از چه رو کردی به زوارم عتاب/ از حرم کردی چرا او را برون/ از جفا کردی دلش لبریز خون/ با عصا کردی تنش را آشنا/ شرم از من گو نکردی از چرا». خادم از خواب بیدار می‌شود و به جستجوی اعرابی می‌رود و برای جبران، او را به خانۀ خود می‌برد، پاهایش را می‌شوید، زخم‌هایش را مداوا می‌کند، لباس نو بر تنش می‌پوشاند و از او پذیرایی می‌کند. به‌این‌ترتیب، آنکه در آغاز مجلس خطاکار بود، در پایان به الگویی از خدمت و مهمان‌نوازی تبدیل می‌شود. تحول شخصیتیِ خادم، این پیام را به مخاطب القاء می‌کند که هرکس در راه اهل‌بیت خدمتگزاری کند، حتی اگر لغزشی داشته باشد، اهل‌بیت او را به راه راست بازمی‌گردانند.
در فرازی از مجلس، امام حسین(ع) به حضرت علی‌اکبر(ع) دستور می‌دهد تا نام زائران را در طوماری ثبت کند: «ای علی‌اکبر مرا نور بصر/ ثبت بنما نام زوار پدر». پس از ثبت اسامی، علی‌اکبر(ع) طومار را به امام می‌دهد و امام درمی‌یابد که نام اعرابی در میان زائران نیست؛ چرا که او به دستور خادم از حرم رانده شده است: «اندر این طومار ای روح روان/ مانده باقی یک‌نفر از زائران/ نام یک اعرابیِ خونین‌جگر/ نیست پیدا ازچرا جان پدر/ بار دیگر ای مرا آرامِ جان/ کن تفحص در میان زائران». این صحنه، نمادی از توجه ویژه امام به تک‌تک زائران و ثبت اعمال و احوال آنان است.
از دیگر ویژگی‌های این مجلس، بازآفرینی فضای شهری کربلای قدیم است؛ به‌گونه‌ای که نام کوچه‌ها و محله‌های تاریخی این شهر در متن مجلس درج شده است. خادم در کلام خود، زائران را به حضور در مجالس مختلف فرا می‌خواند: «ایا جماعت زوار شاه تشنه‌لبان/ قبول درگه حق باشد این زیارتتان/ پس‌از نماز جماعت به احترام و امید/ شوید خارج از این بارگاه شاه شهید/ درون حجرۀ لیلو و جمع زواران/ به‎پا شده است بدانید محفل قرآن/ کنار خیمۀ سلطان دین حسین شهید/ به پرده‌خوانی سید حسین بشتابید/ به باب سدره بدانید گروه مرثیه‌خوان/ بنای تعزیه دارند جمع تعزیه‌خوان/ شبیه حضرت عباس را به‌پا کردند/ عیان شجاعت آن شاه باوفا کردند/ درون تکیۀ بکتاشیان به شیون و شین/ بساط روضه به‌پا شد از برای حسین». این ابیات، تصویری زنده از فضای فرهنگی و مذهبی کربلای قدیم به دست می‌دهند؛ جایی که تعزیه‌خوانی، روضه‌خوانی، پرده‌خوانی و محافل قرآن در کنار یکدیگر، بستری برای اشاعه فرهنگ عاشورا فراهم می‌آوردند.
چاووش‌خوانی، از هنرهای کهن وابسته به آیین زیارت، در این مجلس جایگاه ویژه‌ای دارد. هنگامی که کاروان زائران به کربلا نزدیک می‌شود و گنبد مطهر امام حسین(ع) پدیدار می‌گردد، چاووش با شور و حالی وصف‌ناپذیر، زائران را به «گنبدنما» فرا می‌خواند: «شکر خدا که گشت عیان گنبد طلا/ گنبدنما به من بدهید از ره وفا/ اینجاست کربلا همه جان‌ها فدا کنید/ اینجا زیارت شه گلگون قبا کنید». و در جای دیگر، با آهنگی حماسی، زائران را به حرکت به سوی کربلا تشویق می‌کند: «برادران سفر کربلاست خوش باشد/ زیارت شه گلگون قباست خوش باشد/ روانه‌ایم به سوی مرقد حسین یاران/  هر آنکه عازم کوی وفاست خوش باشد». 
از دیگر صحنه‌های تأثیرگذار این مجلس، حضور مرد سقایی است که با مَشکی آب، به استقبال زائران می‌آید و از آنان می‌خواهد تا بنوشند و یاد لب‌های تشنه امام حسین(ع) را زنده کنند: «محبان بنوشید از این جام آب/ کنید تازه جان از تَفِ آفتاب/ بنوشید و گویید با شور و شین/ [جمع زائران در پاسخ:] فدای لب تشنه‌ات یا حسین». این صحنه، تداعی‌گر مواکب و ایستگاه‌های صلواتی امروزین در مسیر پیاده‌روی اربعین است؛ آنچه در این مجلس به‌صورت یک صحنۀ تعزیه‌ای روایت می‌شود، امروزه به شکل گسترده‌تری در طول مسیرهای منتهی به کربلا جریان دارد و نشان از استمرار یک سنت کهن دارد. صحنه‌هایی از حرکت زائران به سوی کربلا، اشتیاق آنان برای زیارت و فعالیت مواکب خدمت‌رسان در مسیر، از جلوه‌های شاخص این اثر به شمار می‌رود.
پس از آنکه خادم، اعرابی را به خانۀ خود می‌برد، صحنه‌ای از مهمان‌نوازی رقم می‌خورد که بی‌گُمان یادآور خدمات بی‌چشمداشت موکب‌داران در مسیر اربعین است. خادم می‌گوید: «گر چه هستی میهمان شاه دین/ من تو را خدمتگزارم ای حزین/ پای تو شویم من ای مرد عرب/ چون تویی زوار شاه تشنه‌لب/ مرهمی بندم به زخم پای تو/ صد چو من باشد بلاگردان تو/ رخت نو بر تن بپوشانم تو را/ چون تویی زوار شاه کربلا». اما اعرابی در پاسخ می‌گوید تا زمانی که فرزند بیمارش از این نعمت بهره‌مند نشده، خود را شایسته آن نمی‌داند: «خادم زوار شاه کربلا/ خجلتم دیگر مده ای باوفا/ نزد زوار حسین من کیستم/ لایق این مرحمت من نیستم/ من ندیدم راحتی ای دل‌غمین/ روز و شب من بوده‌ام صحرانشین/ نان جو بوده خوراکم روز و شب/ در بیابان گه به رنج و گه تعب/ چون که طفل من نخورده زین طعام/ خوردن آن بهر من باشد حرام/ رخت نو بر تن کنم زین ماجرا/ طفل من باشد برهنه ای خدا». 
مجلس تعزیه با شفای طفل به اتمام می‌رسد. کودک بیمار که تا پیش از این تنها در اشعار روایت می‌شد و حضوری در صحنه نداشت، سرانجام با پای پیاده و به همراه مادرش به کربلا می‌رسد و پدر را در آغوش می‌گیرد: «خداوندا ازین غم دل کبابم/ رَوَم با چشم تر من سوی بابم/ آی بابا بابا/  السلام ای باب والا اقتدار/ السلام ای باب محزون فکار/ از کرامات شهید کربلا/ بین سلامت آمدم نزد شما» اعرابی در پاسخ، شکرگزاری می‌کند: «هزار شکر که از لطف شاه کربلا/ که طفل زار من بینوا گرفته شفا» و از همسر خود می‌خواهد به شکرانۀ شفای فرزند، برای خدمت به زوار امام، مجاور حرم حسین‌بن علی(ع) شوند: «کنون که از کرم شاه دشت کرب‌وبلا/ گرفته کودک بیمار ما ز مِهر شفا/ برای خدمت زوار شاه دین ای زن/ شویم مجاور قبر حسین به سوز و محن». 
این نسخه که جلوه‌ای از فرهنگ دیرینۀ زیارت را به تصویر می‌کشد، بازتابی از سنت دیرینه پیاده‌روی به‌سوی کربلا، هم‌زمان با اربعین حسین است و اجرای آن« به حضور ۹ نسخه‌خوان (بازیگر) نیاز دارد. این اثر که با پژوهش و تنظیم اسماعیل مجللی، از محققانِ تعزیه، برای اجرا آماده شده، در آیین اختتامیۀ ششمین سوگوارۀ تعزیه شهرستان ساوه، در تکیۀ احمدآباد ساوه رونمایی شده است. این مجلس تعزیه می‌تواند دریچه‌ای تازه به معرفیِ بخشی از میراث نمایشی و آیینی ایران است و نشان می‌دهد آیین پیاده‌روی اربعین، ریشه‌ای تاریخی دارد.