بررسی مسائل منطقه ای عربستان سعودی در آستانه دوره پس از ملک عبدالله

۲۳ دی ۱۳۹۳ | ۱۹:۲۴ کد : ۹۱۵۳ خبر و اطلاعیه
تعداد بازدید:۴۸۴
بررسی مسائل منطقه ای عربستان سعودی در آستانه دوره پس از ملک عبدالله

در این جلسه که با حضور شخصیت‌های دانشگاهی در سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، ابعاد مختلف مسایل و سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سعودی مورد بررسی قرار گرفت. دکتر عبداله قنبرلو، سخنران جلسه با اشاره به برخی تصورات رایج ولی اشتباه در مورد قدرت و جایگاه بین‌المللی عربستان، استدلال کرد که این کشور علیرغم ویژگی‌های منحصر به فردی که به لحاظ ساختار سیاسی دارد، قدرتی انکارناپذیر و اثرگذار در تحولات منطقه است. وی ضمن بررسی نقش مهم ملک عبدالله در خیزش عربستان و نیز گزینه‌های احتمالی جانشینی توسط نسل جدید شاهزادگان سعودی از متعب بن عبدالله به عنوان مهمترین گزینه جانشین یاد کرد. متعب علاوه بر نزدیکی به آمریکا، افکار نسبتاً باز و مدرنی دارد و به همین خاطر در مقایسه با محمد بن نایف بیشتر مورد توجه نسل جوان جامعه عربستان است.

دکتر قنبرلو اظهار داشت: در فرایند انتقال قدرت به نسل جدید شاهزادگان سعودی احتمال دو بحران وجود دارد: بحران مشروعیت به سبب عدم توافق نخبگان سعودی بر سر شخص پادشاه، و بحران هویت به علت تقابل دو رویکرد سنتی و مدرن به سیاست. فرزندان عبدالعزیز تاکنون در برقراری یک نظام سیاسی باثبات و نسبتاً کارامد موفق بوده‌اند. مشروعیت حکومت پادشاه از توافق میان شاهزادگان، علمای دینی، قبایل مهم، و برخی گروه‌های پرنفوذ دیگر حاصل می‌شده است. در سایه چنین مشروعیتی، دولت سعودی مدیریت موفقی بر امور اقتصادی و امنیتی کشور اعمال کرده است. با این حال، معلوم نیست که نوادگان عبدالعزیز نیز بتوانند چنین توافق و مدیریتی را برقرار کنند. آنها در مورد مبنای قدرت و مشروعیت پادشاه همفکری ندارند.

نکته دیگر اینکه رشد اقتصادی و مدرنیزاسیون در عربستان باعث رشد طیفی شده که زندگی سیاسی با تکیه بر سنت‌های دینی و فرهنگی را نمی‌پسندند. این تفکر حتی میان برخی شاهزادگان نسل جدید نیز جدی است. انقلاب‌های اخیر منطقه در رشد این تفکر نقش مهمی داشته است. سران عربستان اگرچه تا حدی هماهنگی با واقعیت‌های جهان مدرن را ضروری می‌دانند، اما در تلاشند این فرایند به نحوی جریان یابد که به مشروعیت و ثبات رژیم آسیب نزند. اینکه آیا مدرنیزاسیون ضرورتاً مشروعیت و ثبات دولت سعودی را به خطر خواهد انداخت یا نه، سؤالی است که پاسخ‌های مختلفی بدان داده شده است. به نظر می‌رسد احتمال بروز چنین بحرانی در کوتاه مدت ضعیف است.

دکتر قنبرلو اضافه کرد با وجود نقش عربستان در رشد جریان‌های جهادی تکفیری (با انگیزه مهار ایران و جریان سیاسی شیعه در منطقه)، امروزه سعودی‌ها خود در معرض تهدید آنها قرار گرفته‌اند. مشکلات سعودی‌ها با اخوان المسلمین در گرایش آنها به جهادی‌های تندرو نقش مهمی داشته است. در عین حال، تلاش جدید ایران برای حل مسأله هسته‌ای و بهبود روابط با غرب مسایل عربستان را پیچیده‌تر کرده است. سناریوی بهبود روابط ایران و آمریکا برای این کشور بسیار نگران کننده است. این سناریو حتی از هسته‌ای شدن ایران نیز نگران کننده‌تر شده است. با توجه به مسایل عربستان با تکفیری‌ها و اخوان‌المسلمین، عربستان ناچار به تعامل با ایران شده است.

با اینکه اخیراً نشانه‌هایی از بهبود مناسبات ایران و عربستان مشاهده شده، اما مشکلات مجدداً پدیدار شده‌اند. به نظر می‌رسد مشکلات دو کشور عمق زیادی دارد. ریاض بر این تصور است که ایران طی یک و نیم دهه اخیر خط مشی امپریالیستی در منطقه اتخاذ کرده و حل و فصل مسایل دو کشور مستلزم توقف توسعه‌طلبی ایران است. بسیاری از عرب‌ها شعار ایران مبنی بر اداره منطقه توسط دولت‌های منطقه را توطئه این کشور جهت مسلط شدن بر منطقه بدون برخورد با مانع آمریکا می‌دانند. بنابراین، بهبود روابط تهران- ریاض در گرو توافق دو طرف در مورد مسایل استراتژیک مهمی مثل سوریه و عراق است. عربستان در عین حال نمی‌خواهد ایران برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای خویش با آمریکا و غرب هماهنگ شود.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه در بخش آخر سخنرانی به مسأله سیاست نفتی عربستان پرداخت. دکتر قنبرلو در مورد سیاست بی‌تفاوتی رضایت‌آمیز ریاض در برابر کاهش قیمت نفت به دو انگیزه اقتصادی و سیاسی اشاره کرد. انگیزه اقتصادی عربستان به توسعه سرمایه‌گذاری و استخراج نفت شیل (غیرمتعارف) بازمی‌گردد که به کاهش تقاضای نفت متعارف در جهان انجامیده و با ادامه روند موجود صدمات بیشتری نیز به بازار نفت متعارف وارد خواهد کرد. بر این اساس، اقدام عربستان نوعی دامپینگ به منظور دور کردن رقبای تولید کننده نفت غیرمتعارف از بازار نفت است. عامل سیاسی فشار بیشتر بر دولت‌هایی شامل ایران و روسیه است. از این زاویه، سیاست نفتی عربستان نوعی تحریم اقتصادی به حساب می‌آید. اگرچه ظاهراً قانون تحریمی مشخصی به اجرا گذاشته نشده، اما انگیزه و اثر این سیاست همان انگیزه و اثر تحریم است: استفاده از پوئن اقتصادی به صورت سلاح سیاسی. عربستان مصمم است به منظور محدود کردن ایران از مسیر اقتصادی وارد شود، ولو اینکه خود نیز با خساراتی مواجه گردد.

در پایان، حاضران جلسه نیز دیدگاه‌ها و سؤالات خود را در مورد مباحث سخنرانی را مطرح کردند که متقابلاً سخنران جلسه در تکمیل یا پاسخ به آنها نقطه نظرات خود را ارائه کرد.

فایل های ضمیمه


نظر شما :