سخنرانی دکتر صادق آیینه وند در همایش همکاری های فرهنگی، اقتصادی ایران و کره جنوبی

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ | ۱۵:۴۲ کد : ۷۵۱۰ اخبار اساتید پژوهشگاه
تعداد بازدید:۱۶۱۳
سخنرانی دکتر صادق آیینه وند در همایش همکاری های فرهنگی، اقتصادی ایران و کره جنوبی
دستاورد اسلام قلبی، عقل و عرفان و هنر قدسی سخنرانی دکتر صادق آیینه وند در همایش همکاری های فرهنگی، اقتصادی ایران و کره جنوبی


از سوی بنیاد ایران شناسی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی «دومین همایش همکاری های فرهنگی، اقتصادی ایران و کره جنوبی» برگزار شد. در این همایش که با همکاری دانشگاه میانگجی سئول و موسسه مطالعات سیاست تجارت بین الملل کشور کره و با حضور صاحبنظران از دو کشور در تاریخ دوم و سوم اردیبهشت ماه در بنیاد ایرانشناسی برگزار شد در یکی از پانل های این همایش که به «مطالعات ایران و اسلام در کره» اختصاص داشت، دکتر صادق آیینه وند، رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، به سخنرانی با موضوع اسلام قلبی و اسلام تغلبی پرداخت که مورد استقبال اندیشمندان حاضر در جلسه قرار گرفت. دکترآیینه وند که از چهره های ممتاز تاریخ پژوهی در کشور محسوب می شود، در سخنانش ابتدا به موضوع فتوحات اشاره کرد و سعی کرد فتوحات را در اسلام بر اساس دو رویکرد تغلبی و قلوب مورد بحث قرار دهد. وی گفت: من در نظر دارم تا موضوع فتوح را از دو زاویه تغلبی (فتح به شمشیر) و فتح قلوب (عرضه اسلام بر مبنای اقناع) تبیین کنم. البته قصد ندارم فتح تغلبی را طعن کنم یا بر آن خدشه وارد آورم، بلکه برآنم تا در وجه مقایسه، به تعریف و تمایز و انطباق هر کدام از آن دو با پیشرفت تمدنی در جهان اسلام بپردازم و دستاوردهای هر یک را در میزان تاریخ بسنجم. به بیان دیگر، قصد دارم چالشی را که در قرن دوم تا پایان آن ذهن نخبگان و اندیشمندان جامعه اسلامی را بر سر موضوع فتوح به خود مشغول داشته بود، اندکی روشن کنم: متن ذیل حاصلی از سخنان ایشان در این همایش بین المللی است که تهیه شده است.
    در اسلام قلبی، اگرچه مروجان چنین نحوه از عرضه اسلام، عملانتوانستند جز در مواضعی از سرزمین‏های جهان اسلام به تاسیس حکومت دست زنند ولی توانستند طراحی مناسبی از نظام معرفتی قرآنی به دست دهند. همسویی راهبردها و رهیافت‏ها، تعریف روشن از انسان، تبیین جایگاه او در نظام واره معرفتی، به کارگیری علوم در جهت مسیر تعامل و تعالی انسان و نشان‏گیری کرامت مدارانه، عملاتوفیق ماندگاری این جریان و انطباق عقلانی آن را با نیاز فطری انسان، تضمین کرده است
    فتح تغلبی بر مبنای ترکیب بنیه اعرابی و نگاه نجدی، گرچه به فتح سرزمین‏هایی نایل شد ولی نتوانست‏به تاسیس تمدنی منبعث و خود جوش به مقتضای نگاه معرفتی قرآنی دست‏بزند. در نتیجه به بهره‏گیری از دستاوردهای تمدنی ملل مفتوح پرداخت و نظام اداری، اقتصادی و ساختارهای منطبق با آنها را پذیرفت و نتایج علوم رایج در آن سرزمین‏ها را به شیوه‏یی تلفیقی به کار گرفت فتح که غالبا به صورت جمع، فتوح یا جمع الجمع، فتوحات به کار می‏رود، در اصطلاح به بیان نحوه گشایش دارالحرب می‏پردازد. در حقیقت جنگ هایی که پس از رحلت پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه وآله و به دنبال نبردهای رده در عصر خلفای راشدین، به ویژه خلیفه اول و دوم رخ داد، سرزمین‏های پهناوری را با مردمانی از نژادهای گوناگون، به قلمرو اسلام درآورد. موضوع فتوح در اسلام از منظرهای خاص محل بحث و توجه قرار گرفته است، فقیهان سیاسی در بحث دارالحرب و دارالاسلام در کتب سیر، خراج نویسان، در باب مالی و زراعی در کتب خراج، فتوح نگاران در بحث جغرافیا و نژاد و نحوه فتح و توصیف سرزمین‏ها در کتب فتوح و خطط نویسان در باب تاسیس و عمران و توسعه شهرهای رباطی و ثغور در کتب خطی، به آن پرداخته‏اند.
    
    فتوح و فاتحان
    قضیه فتوح در صدر اسلام پس از پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه وآله چون در پی فتوح رده پدید آمد، از منظر سیاسی، اجتماعی و دینی، گفتمانی خاص را در پی آورد که بی گفت وگو نمی‏توان آن را حاصل عزم جزم و اتفاق جمعی دولتمردان، اصحاب و نخبگان اسلامی برای گسیل نیروهای فاتح در جهت گسترش سرزمین های دارالحرب دانست.
    ترکیب نیروهای فاتح از شمالی و جنوبی به خصوص مهاجر و انصار و حضور بادیه‏نشینان و سران وفدهای دیر پیوند که سردمداران شان پس از فروپاشی آخرین بقایای حلف‏های مطیبون و ایلاف پس از سال هشتم قمری، راه مدینه را پیش گرفته بودند، امر فتوح و انسجام درونی نیروهای فاتح سال نخست ‏خلافت ابوبکر را سخت آسیب‏پذیر کرده بود.
    از 11 تن از فرماندهان منصوب برای مقابله با شورش‏های رده، فرمانده کل و معاونش خالد و عکرمه از بنو مخزوم بودند. صاحبان قبه و اعنه که از دیرباز در شمار چند خانواده حکومتگر قریشی حاکم بر مکه به شمار می‏آمدند، امر دفاع و تهیه سلاح را برای حمایت از بازرگانی و سیاست و حفظ ساختار بت پرستانه مکه بر عهده داشتند. آنچه در جریان نبرد با اهل رده پیش آمده بود، انصار و بعضی از مهاجران‏همراه خالد را در برخورد یکسان با دسته های شورشیان و ناخشنودان از میان اعرابی و عربی (از مرتد معاند تا شاعر پیشه متنبی سخت نگران کرده بود.
    گرچه خالد و عکرمه توانستند، به‏رغم مخالفت عمر (شخصیت دوم و مشاور عالی تصمیم‏سازی خلافت)، با تکیه بر حمایت‏خلیفه اول و با همراهی بدویان دیر پیوند، مخالفان سیاسی حاکمیت مدینه را با مخالفان دینی یکسان محسوب دارند و آنان را از دم تیغ بگذرانند، اما همین پیروزی خشن آن هم با فاتحان مخزومی و بدنه بدوی از میان اعراب، دشواری‏هایی برای حاکمیت مدینه به دنبال آورد که از این لحظه با حضور آن فاتحان در مدینه تشدید می‏شد.
    شاید امر فتوح، که با ورود به عراق از چندی قبل توسط مثنی بن حارثه شیبانی پیشنهاد شده بود، می‏توانست‏ سرداران فاتح خاندان‏های نیرومند احلاف قریش را در پی یافتن زمین و اموال و گسترش اسلام به آن سو گسیل دارد و مشغول کند و ذهن شان را که پس از کسب وجاهت دینی حاصل از سرکوب مرتدان، می‏رفت تا به سابقه دیرینه قبه داری و اعنه بانی، به سهم ستانی از خلافت مشغول شود، به جای دیگر منصرف کند.
    با عنایت‏ به چنین سابقه‏یی، نیروهای نظامی فتوح که از راس هرم، صبغه مخزومی داشت و قاعده بر سلوک اعرابی می‏رفت، به سوی عراق (مدائن) و شام (دمشق) رهسپار شدند.
    در اینجا برای شناخت نیروهای حاضر و همراه در بدنه هر دو شیوه از فتوح، مناسب است ‏به اصناف امت پس از پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه وآله اشاره کنیم. در تفسیر طبری آمده است: روزی که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به دیدار معبود شتافتند، مردم بر چهار مرتبت‏ بودند: - مومن مهاجر - انصار - اعرابی مومنی که هجرت نکرده بود - تابعان از راه احسان.
    
    انواع فتوح و نحوه گسترش اسلام
    به گواهی تاریخ دو شیوه از ابلاغ و ترویج دین توسط مسلمین معمول بوده است: فتح نظامی و فتح قلبی. طبیعتا وقتی سخن از فتوح به میان می‏آید، شیوه نخست‏ بیش از دومی به ذهن متبادر می‏شود. شیوه نخست‏ با وجود آن‏که سرزمین های وسیعی را بر حوزه تصرفات اسلام افزود، مشکلاتی نیز در پی آورد.
    در بررسی شیوه ابلاغ اسلام به ملت های دیگر، گرچه اتفاق نظری بر سر یک روش بین فقیهان حجاز و عراق به چشم نمی‏خورد، ولی بعدا امویان که خواستار آن بودند تا دامنه متصرفات خود را به سبب ناخشنودی از حجاز و عراق در سوی دیگر و در امتداد دریا بگسترانند، با انتقال نسلی از فقیهان و ارباب سیره و سیر از حجاز به شام، تعریف و شیوه جدیدی از فتوح را بنیاد نهادند که در مقایسه با آنچه در مکاتب‏تاریخی حجاز و عراق وجود دارد، تفاوت های کارکردی قابل توجهی در آن به چشم می‏خورد.
    مخالفت فقیهان و ارباب سیره و نوازل و مقاسم با این شیوه از فتوح به دو جهت‏ بود: نخست آنکه به صلاحیت و اسلامیت کار اطمینان نداشتند و دوم آنکه این راه را با آنچه در عصر راشدین طی شده بود مغایر می‏یافتند.
    با این همه مسلمینی که در فتوح عصر راشدین شرکت کرده بودند، یکدست نبودند. بسیاری از بادیه نشینان دیر پیوند که هنوز از اسلامیت شان بیش از سه یا چهار سال نمی‏گذشت، با حفظ ذهنیت قبایلی در آن گام نهاده بودند ولی با توجه به نتایج ‏شگرفی که به مدد اتحاد و وجود انگیزه های معنوی و هم سرنوشتی یکسان نسبت‏به مسائل جهان و دین شان حاصل شده بوده، سرزمین‏های گسترده‏یی با اموال و امواج‏انسانی در اختیارشان قرار گرفت.
    فتوح نگاران نخستین هم گرچه در پدیدآمدن پیروزی‏ها سخن آورده‏اند، ولی از تذکر به ضعف و تشتت‏بازنمانده و از چنین زمینه هایی در نگارش یاد کرده‏اند.
    بلاذری در فتوح البلدان آورده است: «چون ابوبکر از اهل رده فارغ شد، چنان دید که سپاهیانش را به شام گسیل کند. پس به اهل مکه و طائف و یمن و همه اعراب نجد و حجاز نامه نوشت و آنها را به جهاد و غنیمت‏های روم فراخواند و ترغیب کرد. مردم در هیات دو دسته مومن به جهاد و طامع غنایم، به دعوتش پاسخ گفتند و از هر نقطه به سوی مدینه رهسپار شدند.»
    دلبستگی قبیله‏یی اعراب از سویی و دنیا دوستی سران عرب از سوی دیگر، بخشی از رهاورد فتوحی بود که از دو سمت، جامعه اسلامی را به سوی دو قطب متنافر می‏کشاند. قطبی، آزمون‏های جاهلی ایام العرب را در بیان اغراق‏آمیز از فتوح و در هویت قبایل ناکام در صحنه تعیین‏گری سیاسی و ملزم به تبعیت از قریش ایلاف، نمایان می‏کرد و از کاه کوه می‏ساخت و قطب دیگر رودهای خروشان، کشتزارهای‏سبز، چشمه های جوشان، تاکستان‏ها، زر و سیم و پرنیان را با قحطی حجاز و نجد و نان جوین و پوشینه پشمین مقایسه می‏کرد و بیش از هر چیز دل به آن بسته بود و می‏گفت: «چگونه این چشمه های جوشان و رودهای خروشان و کشتزارها و تاکستان‏ها و زر و سیم و پرنیان را رها کنیم و به خشکسالی حجاز و بی حاصلی زمین آن برگردیم و به خوردن نان جوین و پوشینه پشمین بسنده کنیم؟»
    آنچه بیان شد بخشی از بدنه نظامی فتوح و سران را آشکار می‏کند ولی این همه آنچه که باید باشد نیست. در بخشی اندک از بدنه، مجاهدان مخلصی حضور دارند که به قصد اعلای کلم[ الله جهاد را بی نام و نشان برگزیده‏اند: گرچه در تصمیم سازی و هدفگیری کمترین نقشی ندارند. از سوی دیگر فقهای نامدار حجاز، جز آنها که با مکتب سیرنگاری اموی همراهی کردند، به سلامت فتوح اموی و عباسی به تردید نگریسته‏اند، گرچه درباره فتوح راشدون ساکت مانده‏اند. در عصر عباسیان این تردیدها در پوشش انذار و اخطار نمایان می‏شد و وقتی از ابوحنیفه و مالک و شافعی در مورد آن سوال می‏کردند، غالبا با این پاسخ مواجه می‏شدند که از آن چیزی نمی‏دانند!
    خلاصه کلام، ما با دو نحوه از گسترش اسلام در تاریخ اسلام، بعد از پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه وآله برخورد می‏کنیم:
    
    1- نحوه‏یی که برای گشایش دارالحرب و انضمام آن به دارالاسلام متوسل به شمشیر شده است و سرزمین‏های بیزانس (روم شرقی)، ایران و بخش هایی از افریقا و اروپا را به تصرف در آورده است، با این کار بخش های عظیمی از جهان آن روزگار به قلمرو اسلام پیوست و اسلام گسترش جغرافیایی یافت. این حرکت از زمان خلیفه اول ابوبکر بن ابی قحافه شروع شد و در عصر عمر و عثمان در عصر راشدون – جز عصر امیرالمومنین علی‏علیه السلام- ادامه یافت. امویان و عباسیان نیز به آن پرداختند. این فتح را ما فتح تغلبی می‏نامیم چه به صلح بوده باشد چه به عنوه.
    
    2- نحوه‏یی که با شیوه بیان کارکردی و عرضه اسلام از طریق اقناع و هدایت‏خلق به نشر آن پرداخته، و در راه گسترش دین به شمشیر دست نبرده و اگر گاهی مجبور به استفاده از شمشیر بوده فقط موانع و مزاحمت ها را از سر راه برداشته است. این نحوه از گسترش اسلام که به فتح دل ها می‏پرداخته و تربیت مسلمان دین باور و مهذب را که خود مدافع اسلام باشد مدنظر داشته نه فتح سرزمین و عده و عده، ما فتح قلبی یا ایمانی می‏نامیم.
    در فتح اول، اسلام از حیث جغرافیایی گسترش می‏یافت و بر تعداد مسلمانان افزوده می‏شد ولی در فتح دوم، به تهذیب نفوس و ترویج مبانی معرفتی و عرفانی‏اسلام پرداخته می‏شد، و شمار مومنان افزونی می‏گرفت.
    اگر سیر جغرافیایی فتح از نوع اول را از نظر بگذرانیم، اسلام از حجاز به شام و مصر و افریقا و سرانجام اروپا و فلات ایران و بخش هایی از شبه قاره ره می‏سپارد.
    ولی در سیر جغرافیایی فتح از نوع دوم، از یمن به عراق و از عراق به جبال و طبرستان وگیل و دیلم و بخش هایی از خراسان، مثل نیشابور و بیهق و سبزوار و بعد از آن به هند و چین و آسیای جنوب شرقی می‏رسد.
    مطلب حاضر به پژوهش در علل و اسباب، اهداف و دستاوردهای هر دو فتح می‏پردازد، با این فرض که اسلام اولی بر مبنای ترکیب بنیه اعرابی و نگاه نجدی، گرچه به فتح سرزمین‏هایی نایل شد ولی نتوانست‏به تاسیس تمدنی منبعث و خود جوش به مقتضای نگاه معرفتی قرآنی دست‏بزند. در نتیجه به بهره‏گیری از دستاوردهای تمدنی ملل مفتوح پرداخت و نظام اداری، اقتصادی و ساختارهای منطبق با آنها را پذیرفت و نتایج علوم رایج در آن سرزمین‏ها را به شیوه‏یی تلفیقی به کار گرفت.
    در نتیجه، با به کارگیری این علوم و کارکردهای تمدنی آن، به ترکیب تمدنی تلفیقی و متشابه دست‏یافت ولی سنت علمی منطبق با راهبردهای قرآنی را به دست نداد. این تمدن عظیم گرچه حجم انبوهی از دستاورد تلفیقی و تملیکی علوم را عرضه و شمار فراوانی از نخبگان و دانشمندان را تربیت کرد ولی چون نتوانست‏به سنتی علمی، منطبق و همسو با نظام معرفتی و دینی خود دست‏یابد، از قرن پنجم به تلاشی و ضعف رونهاد و دیگر نتوانست از حیث علمی خود را بر پا دارد.
    این شکست ناشی از ترکیب حضور اعرابی، نگاه نجدی و عجز نخبگان (صفوه) آن در طراحی یک نظام معرفتی براساس هستی‏شناسی و انسان‏شناسی قرآنی بود، در نتیجه حضور بی‏شمار تسلیم شدگان ناکارآمد و فقدان یک طراحی مناسب با ابعاد جامع علمی، اداری و اقتصادی از سوی نخبگان و کارشناسان (خبیر) ملل و تمدن های مفتوح را با سابقه میراثی و تمدنی خود بر بالای سر نخبگان فاتح چنین فتوحی نشاند.
    بخش عظیمی از روشنگران و فرزانگان و خردمندان، عملااز چنین حرکتی ناخرسند شدند و در دسته های معارض، جریان سومی را بنیاد نهادند که هم بر نخبگان حمله می‏برد و هم بر خبیران و کارآزمودگان غیر عرب حاکم بر نظام اداری و اقتصادی و علمی جهان اسلام.
    حاصل این ساز و کار، شعوبی‏گری و هجوم بر آریستوکراسی بی‏هنر اعراب حاکم و تمجید از ملل مغلوب بود. آنچه این حرکت در پی داشت، تلاشی تمدنی بود غیراصیل و ناسازگار با نظام معرفتی دین اسلام.
    در نگاه دوم، یعنی فتح قلبی، اگرچه مروجان چنین نحوه از عرضه اسلام، عملانتوانستند جز در مواضعی از سرزمین‏های جهان اسلام به تاسیس حکومت دست زنند ولی توانستند طراحی مناسبی از نظام معرفتی قرآنی به دست دهند. همسویی راهبردها و رهیافت‏ها، تعریف روشن از انسان، تبیین جایگاه او در نظام واره معرفتی، به کارگیری علوم در جهت مسیر تعامل و تعالی انسان و نشان‏گیری کرامت مدارانه، عملاتوفیق ماندگاری این جریان و انطباق عقلانی آن را با نیاز فطری انسان، تضمین کرده است.
    اسباب دوام این فتح یا نگاه معرفتی آن، به حضور عنصر عربی، نگاه علوی، راهبری نخبگان در راس هرم و وجود ترکیب منسجم کارآزمودگان و فرزانگان است. در این فتح که فاتحانش «اهل البصائر» اند، تکیه بر فهم دینی مناط اعتبار است نه سابقه دینی.
    نسل پرورش یافته این حرکت، با برافراشتن پرچم عدالت‏خواهی علوی و نگاهی جامع به حیات و هدفداری، به تفسیری معقول از اسلام و تاسیس مدنیتی موزون و متعادل دست‏یافت که بار عقلانیت آن بر دوش بخش عظیمی از اندیشمندان مومن قرار دارد.
    تمدن های فاطمی، حمدانی و بویهی، صرفا از حیث طرح معقول علم محوری، آن هم نه به طور جامع، بخش اندکی از کارکرد تاریخی این حرکت است.
    اگر فتح اول به اشعری‏گری راه برد و در برابر عقلانیت و ابداع متفکران، سد برافراشت، فتح دوم به عرضه طرح جامعی از اسلام توفیق یافت که بر مبنای آن، عدالت علوی و کرامت انسانی را در آوردگاهی از جولان عقل و عرفان و هنر قدسی در تاریخ پدیدار کرد.
    حاصل این نگاه، تمدنی بالنده و حاکمیتی فرخنده بود که بر بنیاد حضور حاکمان حکیم و متحلی به دو صفت عدل و عفت پی نهاده شد.

فایل های ضمیمه


نظر شما :