گزارش نشست «ایده ایران؛ ایرانشهر و نظریه تمدنی ایران آزاد و جوان»

۱۵ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۹:۴۲ کد : ۱۸۰۰۲ خبر و اطلاعیه
تعداد بازدید:۸۶

نشستی از سلسله نشست¬های مسأله ایران با عنوان «ایده ایران؛ ایرانشهر و نظریه تمدنی ایران آزاد و جوان» در تاریخ 13 اسفند 97 از سوی گروه تاریخ سیاسی پژوهشکده علوم تاریخی در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. این نشست با سخنان دبیر علمی نشست، دکتر حسنی¬فر ریاست محترم پژوهشکده تاریخ، آغاز شد. دکتر حسنی¬فر در بیانات مقدماتی خود به اهمیت و ضرورت مسائل ایران و حوزه‌های پیرامون آن پرداخت. وی مزیت نشست¬های مسأله ایران را وجه پرابلماتیک بودن آن¬ها، عنوان کرد که با تداوم این مسائل می-توان به نتایج علمی از جنبه¬های گوناگون دست یافت.                          
سخنران نخست نشست دکتر ناصر تکمیل همایون بود که با تحقیق¬ها و دغدغه¬های ایران¬گرایی، بسیار بجا بود که در این نشست، دعوت و سخنرانی کند. این استاد صاحب¬نام تاریخ و جامعه¬شناس ایرانی، سخنان خود را به ایده ایران اختصاص داد.
 
استاد تکمیل همایون با سخنانی از سیر تاریخی و زیستی جهان ایرانی در دوره¬های گوناگون تاریخی،بحث خود را شروع کرد و عنوان داشت که جهان ایرانی یا ایرانیته یک ایده تاریخی و فرهنگی است که از مفهوم ایران¬ویج و ایرانشهر دوره ساسانی و تا سلسله¬های محلی نظیرسامانیان، غزنویان، آل¬بویه در قلمرو ایران زمین و تا به امروز به عنوان یک ایده زنده و فرهنگی به زیست فرهنگی خود  
ادامه داده است. او در توضیح بیشتر این مطلب اذعان داشت: در دوره باستان، ایران¬ویج و ایرانشهر یک شهر به دلالت معنای امروز نبود بلکه «شهر» به معنای کشور بود و ایرانشهر به معنای کشور ایران بوده است. او بر خلاف نظریه-های غیر علمی در این حوزه ، نظام ایرانشهر را یکی از مترقی¬ترین نظام¬ها حاکم توصیف کرد که در درون خود جامعه ایرانی دارای یک «نظام مراتب» و نظام¬مند و مترقی بوده¬ و نظریه¬های ایدئولوگ¬های چپ مبنی بر کاستی بودن و بسته بودن نظام ایرانشهری در دوره ساسانی را غیر مستند و غیر علمی خواند. تکمیل همایون، ایرانشهر را یک کشور با یک خصلت و یک فرهنگ و اندیشه برجسته و مستقل عنوان کرد که حتی با وجود حکومت¬های محلی اسلامی و حاکمان ترک بعدی، هیچگاه خصلت و فرهنگ ایرانشهری از میان نرفت و درعوض حکومت¬های محلی در قلمرو یران بزرگ به یک¬تعریف، گونه¬های کوچکی از نظام ایرانشهری را در حکومت¬های خود پیاده می¬کردند و تقلید از مرکز خلافت و نظام خلافتی را در عرصه عمل در قلمرو ایران زمین پیشه راه خود نکردند.
تکمیل همایون همچنین در نقد کسانی که ایده ایران را مربوط به دوره رضاشاه عنوان می¬کنند، بیان کرد: این یک غلط فاحش تاریخی است که با یک گزاره بسیار تاریخی ساده، قابل رد شدن است و آن هم اینکه در در دوره¬ قبل¬ از رضاشاه یعنی دوره قاجار، همه جا سخن بر دال ایران است نه پارسی و.. او در همین راستا عنوان کرد در بسیاری از متون تاریخی و ادبی در سلسله¬های درون قلمرو ایران، سخن از ایران و فرهنگ ایرانی است. این سلسله¬ها در برهه-هایی از تاریخ در بخشی از قلمرو فرهنگی ایران زمین زیست کرده و با فرهنگ ایرانی خود را خوی داده و یک مدتی به حکمرانی پرداخته¬اند و از این نظر اینکه بگویند، تاریخ ایران در دوره آل¬بویه یا تاریخ ایران در دوره عزنوی و.. یک غلط مصطلح است و در عوض بایست از قلمرو آل¬بویه و غزنویان و.. در ایران سخن به میان آورد. چون واقعیت ایران زمین به عنوان یک واحد فرهنگی همیشه زنده و پویا، حال حکمرانان محلی در قلمروهایی در این جغرافیای سرزمینی بر قسمت¬های گوناگون با فرهنگ ایرانی به زیست کوتاه و تاریخی خود ادامه داده¬اند.
وی در بخش دوم سخنان خود، مؤلفه¬های اساسی نظام ایرانشهری یا ایرانیته را برشمرد و عنوان کرد این ایرانشهر یا ایرانیته ما، با مؤلفه¬های کانونی چون: سرزمین وسیع یا جغرافیا ایران زمین، تاریخی مشترک و پیوسته، مرزهای درهم¬تنیده فرهنگی، زبان و ادبیاتی درخشنده، معماری زیبا و رفتار و کردارهای مردم ایرانشهر، مذاهب و اسطوره¬ها و در نهایت با خمیرمایه اصلی، «فرهنگ ایرانی» زیست و تداوم معنایی و فرهنگی داشته است.
استاد تکمیل همایون پایان¬بخش سخنان خود را در پیوند با مسائل امروز جهان ایرانی اختصاص داد. به زعم این مورخ و جامعه¬شناس آکادمیک، امروز ایران بزرگ فرهنگی در کشورها و سرزمین فرا مرزی ایران امروز امتداد و گسترانده شده است. دلیل این جدایی سرزمین را هم دو عامل، تقصیری خودی و امپریالیزم کشورهای بیگانه دانست. او یکی از کارهای مهمی را که امروز بایست در این کشورهای مشترک¬المنافع جهان فرهنگی ایران زمین انجام شود تشکیل «اتحادیه فرهنگی ایرانشهر» عنوان داشت که به زعم ایشان پتانسیل قدرت و توسعه این اتحادیه فراتر از اتحادیه اروپا امروزی است. در این اتحادیه با احترام و در نظر گرفتن خرده¬فرهنگ¬های کشوری و قومیتی و زبانی و.. ولی در کلیت بحث برای یکرنگی و دیدن اشتراکات فرهنگی و پیوندهای تاریخی و فرهنگی این ایرانشهر واقعی و تاریخی به وجود بیاید. به باور استاد تکمیل همایون، این اتحادیه قرار بر اختلاف و یا توسعه سرزمینی و تشکیل امپراطوری ایران و.. نیست این اتحادیه به معنای واقعی کلمه یک اتحادیه فرهنگی و تاریخی توسعه¬مند است. که در قالب¬های چون جشن¬های ایرانی مثل نوروز می¬تواند یک آغازی برای به¬هم پیوستن این اتحادیه باشد.
سخنران دوم این نشست، دکتر علیرضا ملایی ¬توانی بود که بحث خود را در ذیل یک ایده تمدنی درباره ایران با عنوان «ایران آزاد و جوان» مطرح کرد. دکتر ملایی گفت: این ایده از مجله ایرانشهر حسین کاظم¬زاده ابراز شده است که به عقیده من، می¬توان ادعا کرد ایده «ایران جوان و آزاد» ایرانشهر، یک نظریه تمدنی است که در یک دوره بحرانی از تاریخ ایران برای «آینده مطلوب تمدنی ایران» پردازش شده بود.
دکتر ملایی توانی برای اینکه بحث را واکاوانه پیش ببرد، به طرح پرسش پرداخت که اساساً نظریه¬های تمدنی در تاریخ ایران در پاسخ به یک «بحران تمدنی» شکل می¬یافتند. از بحران فرهنگ هلنی با سقوط هخامنشیان گرفته تا بحران سقوط ساسانیان، تمدن ایرانی هربار در برابر این بحران¬ها به تجدید حیات می¬پرداخت و مخاطره¬های تمدنی را با مستحیل کردن مهاجمان و متجاوزان در تمدن و فرهنگ خود، پشت سر می¬گذاشت. اما، بزرگترین بحران تمدن ایرانی که با آن مواجه شد، بحران تمدن غرب بود که به باور برخی از دوره صفوی با جنگ چالدران و به باور برخی از صدر قاجار با جنگ¬های ایران رو روس آغاز شد که نظر من به نظر دوم نزدیک¬تر است. در هر حال، بحران تمدن غرب بسیاری از روشنفکران و متفکران ایرانی را برای راه¬برون رفت به اندیشیدن واداشت. در این میان یکی از ایده¬های تمدنی در برابر تمدن غرب، ایده «ایران جوان و آزاد» مجله ایرانشهر بود که توسط حلقه¬ای از روشنفکران برلنی¬ها با سردبیری کاظم¬زاده ایرانشهر مطرح گشت. مفهوم ایران جوان در برابر ایران پیر برخی از روشنفکران مطرح شد و ایران آزاد در برابر بندهایی که از سوی استبدادگران داخلی و استعمارگران خارجی و هجمه¬های تمدن غرب مطرح می شد. دکتر ملایی در توضیح این سوال که کدام ایرانی در منظومه نظری کاظم¬زاده ایرانشهر جای می¬گرفت؟ پاسخ داد: هر ایرانی که در قلمرو فرهنگی و تمدنی ایران زمین، خود را ایرانی بداند. در واقع این ایده در برابر دو ایده شیفتگی و تسلیم در برابر غرب برخی از روشنفکران به ویژه مجله کاوه تقی¬زاده، طرح شده بود و  به طور مشخص در برابر دو ایده رقیب موضع می¬گرفت: نخست، در برابر ایدئولوژی پان¬اسلامی که به عقیده وی در جریان خلافت عثمانی امتحان خود را پس داده بود و برای ایران ناکارآمد و موجب پراکندگی آنها شده بود. اما در منظومه فکری ایرانشهر، مذهب تشیع به عنوان یک پایگاه و مؤلفه هویتی ایرانی پذیرفته شده بود اما نه در معنای سیاسی و حکومتی آن بلکه در معنای سکولاریزم و در راستای ایرانیت. دوم، در تبیین تقابل تمدنی ایران با تمدن غرب. برخورد ایرانشهری¬ها با تمدن غرب به نوعی نگاه گزینشی بود به این معنا که ایران باید قهرا تمدن غرب را قبول نماید اما نباید روحا و جسما بلاقید و شرط یک فرنگی شود. دکتر ملایی¬توانی در بحث توضیح نظریه ایرانشهری¬ها در باب راه¬حل برون¬رفت از وضعیت حاضر، را انقلاب¬های سه¬گانه عنوان کرد که عبارت بودند از: انقلاب در تشکیلات سیاسی، انقلاب در عقاید و افکار و انقلاب در قلمرو ادبیات.
ملایی توانی در ادامه در بیان راه و شیوه پیاده¬سازی این انقلاب¬ها سه عامل «تخریب، تعمیر و ایجاد» را ضروری و عملی عنوان کرد. بنابراین ایرانشهر با فاصله از نگاه تمدنی با مجله کاوه تقی¬زاده، ایران آزاد و جوان را با انقلاب¬های سه¬گانه آرمانی برای جامعه ایرانی مطرح ساخت وی سرانجام ویژگی¬های تمدن مطلوب «ایران جوان و آزاد» را برشمرد.   
جلسه با پرسش و پاسخ و تشکر از سخنرانان و گروه تاریخ سیاسی دست‌اندرکار برگزاری این سلسله نشست‌ها به اتمام رسید.

 


نظر شما :