چکیده مقالات علمی تخصصی
تفکر و کودک1
بازگشت
مژگان رشتچی
چکیده
مقالهٔ حاضر پس از بررسی اجمالی برخی نظریههای موجود دربارهٔ رشد زبان کودک، از جمله نظریههای رفتارگرا، فطرینگر و نقشنگر، بهطور اخص دیدگاه ویگوتسکی دربارهٔ رشد زبان و تفکر و ارتباط آنها با یکدیگر را، مورد مطالعه قراردادهاست. هدف این بررسی نشان دادن شمول نظریهٔ ویگوتسکی در تفسیر ارتباط زبان و تفکر است. بررسی دو مفهوم عمدهٔ نظریهٔ وی، یعنی منطقهٔ مجاور رشد و میانجیگری، روشنکردهاست که این دو مفهوم در روند آموزشی فلسفه برای کودکان سودمند است. این مقاله، همخوانی نظریهٔ ویگوتسکی با مبانی فلسفه برای کودکان، مسئلهٔ آموزش کودکان، نقش آموزش در بهبود روندهای فکری کودکان و نقش اجتماعی زبان در پیشبرد تفکر کودکان را، از جنبههای گوناگون مورد بحث قراردادهاست. بهنظر نویسنده، بررسی نظریات ویگوتسکی درک درستی از ضرورت آموزش فلسفه به کودکان بهدستمیدهد و پایههای علمی آموزش فلسفه به کودکان و تطابق روشهای آموزش آن با نظریههای علمی را روشنمیسازد.
کلیدواژهها: رشد زبان و تفکر، منطقهٔ مجاور رشد، میانجیگری، فلسفه برای کودکان.
معصومه رمضانی
چکیده
یکی از اهداف اساسی هر نظام آموزشی، تربیت انسانهای هشیار و آگاهی است که تفکر خود را بر پایة استدلال صحیح و منطق بنا نهاده، در برخورد با دنیای پیرامون خویش با اندیشهای جامع و عمیق، جوانب مختلف امور را بررسی نموده و از قابلیت انعطاف بالایی در مواجهه با مسائل زندگی برخوردارند و به عبارتی دارای ذهن فلسفی میباشند. بدین منظور لازم است برنامههای درسی، تربیت اندیشة فلسفی را مدنظر قرارداده، به پرورش قدرت تفکر و استدلال دانشآموزان توجهنمایند. در این راستا، یکی از برنامههای درسی که در دهههای اخیر به منظور پرورش تفکر فلسفی و فلسفهورزی در دانشآموزان شکلگرفتهاست، برنامه درسی فلسفه برای کودکان میباشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی مبانی نظری برنامة درسی فلسفه برای کودکان در راستای تربیت ذهن فلسفی در دانشآموزان است. روش تحقیق مورداستفاده در این پژوهش روش توصیفی ـ تحلیلی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در برنامه درسی فلسفه برای کودکان، توجه گستردهای به ابعاد مختلف ذهن فلسفی شدهاست. اما در میزان توجه این برنامه به هریک از ابعاد، تفاوتهایی مشاهدهمیشود، بهگونهای که برخی از عناصر ذهن فلسفی، همچون زیر سؤالبردن مسائل بدیهی، ارزشسنجی افکار جدا از منبع آنها و ارتباط دادن مسائل با هدفهای درازمدت، مورد توجه بیشتری قرار گرفته است.
کلیدواژهها: برنامة درسی فلسفه برای کودکان، ذهنیت فلسفی، جامعیت، تعمق، انعطافپذیری.
حسین شیخ رضایی و ...
چکیده
نظریههای روانشناختی دربارة اخلاق عمدتاً حول این سؤالات شکل گرفتهاند: چگونه، در چه سنّی و با چه سازوکاری قوای اخلاقی کودک شکل میگیرند و تواناییهای اخلاقی او تثبیت میشوند. بخش اول این نوشته به مرور مختصر آراء پارهای از مکاتب مهم روانشناسی درباره اخلاق میپردازد. از آنجا که هدف اصلی بحث، پیوند اخلاق و ادبیات داستانی است، خواهیم کوشید تا از دل نظریههای مطرح شده سؤالاتی را برای سنجش و ارزیابی اخلاقی آثار داستانی استخراج کنیم. هدف از تهیه چنین فهرستی از سؤالات آن است که اولاً نشان دهد چگونه میتوان از دل آثار داستانی موضوعاتی برای تأمل اخلاقی کودکان و نوجوانان به دست آورد و به عنوان نمونه در نشستها و جلسات فلسفه برای کودک (P4C) از آنها سود جست، و ثانیاً با در دست داشتن چنین فهرستی میتوان تشخیص داد که آثار داستانی مورد پژوهش عمدتاً به کدام جنبههای اخلاقی پرداختهاند و کدام جنبهها را مغفول گذاشتهاند. در بخش دوم مقاله، به سراغ آثار داستانی جمشید خانیان خواهیم رفت و می کوشیم با توجه به چارچوب نظری فراهم شده در بخش نخست، مؤلفهها و عناصر مربوط به اخلاق را در میان شش اثر داستانی او بازشناسی و تحلیل کنیم.
کلیدواژهها: اخلاق، رشد اخلاقی کودک، نظریههای روانشناختی اخلاق، فلسفه برای کودک، آثار داستانی جمشید خانیان.
|
فلسفه برای کودکان، گامی به سوی پیوند فلسفه با جامعه
|
الهام فخرایی
چکیده
انسان تنها موجودی است که داعیهٔ اندیشه و اندیشمندی دارد و به مدد همین امکان، فرصت آموزش و یادگیری در بعد فردی و اجتماعی برایش فراهم میشود. یکی از عرصههایی که بهطور جدی در اعتلای تفکر انسانی موثر واقعگشته، فلسفه و تفکر فلسفی است؛ زیرا فلسفه، دانشِ پرسش است و پرسش رگ حیات عقلانی بشر. اگرچه حضور فلسفه در زندگی انسان، چیز تازهای نیست، اما آنچه امروزه اهمیت ویژهای یافته و بهعنوان یک امکان جدید در آغاز راه است؛ تلاش برای همگانیساختن فلسفه و بهویژه آموزش آن به کودکان است؛ آموزشی که کارکردهای مؤثر آن از همان ابتدا متوجه زندگی شخصی کودک و در مراحل بعدی منجر به بهرهمندشدن هرچه بیشتر او از فرصتهای مادی و معنوی در زندگی میشود و در مجموع ارتقای سطح فرهنگ جامعه را بهدنبال خواهدداشت. در همین راستا، نگارنده در این مقاله بهدنبال بررسی دو بستر اساسی پیوند تفکر فلسفی با جامعه و نیز آموزش فلسفه به کودکان است تا کارآیی فلسفه در حل مسائل اجتماعی بیش از پیش آشکار شود.
کلیدواژهها: فلسفه برای کودکان، آموزش و پرورش، تفکر فلسفی، تفکر انتقادی، تفکر خلاق.
(پایه پنجم ابتدایی شهر اهواز)
سیدمنصور مرعشی - مسعود صفایی مقدم - پروین خزامی
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر اجرای برنامة آموزش فلسفه به کودکان به روش اجتماع پژوهشی بر رشد قضاوت اخلاقی دانشآموزان پایه پنجم ابتدایی شهر اهواز بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانشآموزان پایه پنجم ابتدایی شهر اهواز بود (سال تحصیلی 88-89)، که از این میان تعداد 120 نفر دانشآموز دختر و پسر (60 نفر گروه گواه و 60 نفر گروه آزمایش) به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها، از آزمون قضاوت اخلاقی (MJT) استفاده شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس یک متغیری (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که، اجرای آموزش فلسفه به کودکان به روش اجتماع پژوهشی الف: بر رشد قضاوت اخلاقی دانشآموزان پایه پنجم ابتدایی شهر اهواز تأثیر مثبتی داشته است. ب: بر رشد قضاوت اخلاقی هر دو جنس دختر و پسر تأثیری یکسان داشته و تفاوت معنیداری بین آنها مشاهده نشد. نتایج پژوهش حاضر با یافتههای تحقیقات انجام شده در خارج از کشور همسویی دارد.
کلیدواژهها: اجتماع پژوهشی، آموزش اخلاق، فلسفه برای کودکان، دورهٔ ابتدایی.
|
سیر تحول و شکل گیری مهارت های تفکر انتقادی در داستان های تالیفی ایرانی برای کودکان و نوجوانان
|
لیلا مکتبی فرد
چکیده
داستان، نقشی حیاتی در شکلگیری مهارتهای تفکر انتقادی دارد. هدف از پژوهش حاضر،کشف امکانات بالقوه داستانهای معمولی در تقویت و شکلگیری مهارتهای تفکر انتقادی در کودکان است. مهارتهای تفکر انتقادی مورد بررسی عبارتند از: هدف، طرح پرسش، اطلاعات، داده، شاهد، تجربه، استنباطها و تفاسیر، پیشفرضها، استلزامات و پیآمدها، نظرات، انصاف (بیطرفی)، تواضع، رشادت، همراهی، استحکام، و پشتکارِ ذهنی، اطمینان در تفکر، تسلط بر خودمحوری، و قابلیتهای استدلال اخلاقی. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا، میزان مهارتها و مؤلفههای تفکر انتقادی از دیدگاه ریچارد پل در داستانهای تألیفی برای کودکان گروه سنی "ج" که در فاصله سالهای 1342 تا 1385 در فهرست کتابهای مناسب شورای کتاب کودک به ثبت رسیدهاند، بررسی شده است.
نتایج پژوهش نشان میدهد که مؤلفه های استلزامات و پیآمدها، اطلاعات، داده، شاهد، تجربه، هدف، قابلیت های استدلال اخلاقی نسبت به سایر مؤلفهها در وضعیت بهتری قرار دارند. از ضعیفترین مؤلفه ها نیز میتوان به پیشفرض ها، اطمینان در تفکر، نظرات و استنباطها و تفاسیر اشاره کرد. همچنین عمده رشد متوالی داستانها به لحاظ مؤلفههای تفکر انتقادی صرفنظر از رشد مقطعی دهه چهل، در آثار متأخر و در دهة هشتاد روی داده است.
کلیدواژهها: تفکر انتقادی، داستانهای کودکان، فلسفه برای کودکان.