ارسال پیام
محتوا
پیام دعوت

اصلاح فقر فرهنگي در عرصه سياست: ديكتاتوري صالح يا انتخاب مردم؟


بشیر معتمدی



اگر فرهنگ را به تعبير مقام معظم رهبري «همچون هوا براي زندگي انساني بدانيم» يا همچون تور ماهي‌گيري فرض كنيم كه كل جريانات را به مسير مورد نظر خود مي‌كشاند و در همه عرصه‌ها و زمينه‌ها بروز و ظهور دارد، فقر فرهنگي هم تأثيرات نامطلوب خود را در تمامي عرصه‌ها و زمينه‌ها بر جاي مي‌گذارد. از جمله اين عرصه‌ها، «سياست» است كه فقر فرهنگي در اين عرصه چه در ميان حاكمان باشد و چه در ميان مردمان،‌ سياست را به دره سقوط مي‌كشاند. اما سؤالي كه همواره مطرح بوده است اين است كه چگونه فقر فرهنگي را از عرصه سياست بزداييم؟ يعني چه كنيم كه حاكمان و مسئولان ظلم و ستم بر مردمان روا ندارند و بر مبناي درست و صحيح عمل كنند؟ و يا چه كنيم كه مردمان در عرصه سياسي درست انتخاب كنند، و درست عمل كنند؟ چرا كه هر عملي و هر ظلم و ستمي از طرف حاكمان و هر انتخاب نادرست و ناصحيح از طرف مردمان، ريشه در فقر فرهنگي دارد كه در ميان حاكمان و مردمان جاري است. فقر فرهنگي است كه حاكم ظلم و ستم روا مي‌دارد و فقر فرهنگي است كه مردماني را به انتخابي نادرست مي‌كشاند. در اين مقال به علت محدوديت، تنها به راهكار رفع فقر فرهنگي در ميان مردمان مي‌پردازيم و راهكار رفع فقر فرهنگي در ميان حاكمان را به مجالي ديگر مي‌سپاريم. در اينجا الگوهاي مختلفي مطرح مي‌شود. يكي از اين الگوها، «ديكتاتوري صالح» است. اين الگو معتقد است كه مردم فهم اينكه چه چيزي درست و چه چيزي غلط است، ندارند. مردم رشد فرهنگي براي اينكه كدام نماينده،‌ رئيس‌جمهور و... براي آنها مناسب است، ندارند و خلاصه اينكه مردم به تعبيري از فقر فرهنگي رنج مي‌برند و در نتيجه توان تشخيص آنان كم است و لذا بايد در اين عرصه يك فرد مقتدر و توانمند سر كار بيايد. مسئولان و نمايندگان را خود تعيين كند و همه امور زير نظر او بدون كم و كاست اجرا شود تا اوضاع مملكت سامان يابد. از چنين الگويي تعبير به «ديكتاتوري صالح» مي‌كنند. در حكومت‌هاي كمونيستي تقریباً يك چنين الگويي شكل گرفت كه حزب و در نهايت رئيس‌جمهور براي همه مردم تشخيص مي‌داد كه راه درست كدام است. نمايندگان هم توسط ايشان تعيين مي‌شد. اما الگوي اسلامي چيست؟ آيا اسلام اجازه مي‌دهد كه حاكمي بدون رضايت مردم بر سر كار بيايد؟ آيا اسلام به فردي كه خواهان اجراي اسلام است و مي‌خواهد احكام و تعاليم اسلام را اجرا كند و مردم را رشد دهد و فقر فرهنگي آنان را درمان كند، مجوز مي‌دهد كه مشاركت و حضور مردم را در عرصه سياسي محدود كند و خود تصميم‌گير و راهبر در اين مسير باشد؟ سيره ائمه معصومين(ع) به‌عنوان الگوهاي اصيل اسلامي چنين روشي را كه تحت عنوان «ديكتاتوري صالح» نامبرده مي‌شود، تأييد نمي‌كند. اگر امامان به‌عنوان نمونه اصيل مطرح هستند، مراجعه به كلام و عمل ايشان مي‌تواند راهبر ما در اين مسير باشد. حضرت علي(ع) يكي از اين الگوها است. ايشان تا زماني كه مردم‌خواهان حكومت ايشان نبودند، نخواستند كه بر مردم حكومت كنند و تنها زماني زمام امور را به دست گرفتند كه مردم به خانه ايشان هجوم برده و خود حكومت را به دست حضرت علي(ع) سپردند. با اينكه حضرت اين حق را براساس ولايتي كه خداوند مقرر كرده بود، داشتند؛ اما 25 سال سكوت كردند. امام حسن مجتبي(ع) نمونه‌ي ديگري از اين شيوه است. ايشان زماني كه ديدند مردم همراه ايشان در مقابله با معاويه نيستند،‌ صلح كردند و از حكومت كناره كشيدند. حتي امام حسين(ع) نيز در شب عاشورا هيچ كس را به زور در لشگر خود نگه نمي‌دارند و به همه اين آزادي را مي‌دهند كه خود در اين لشگر باشند يا شبانه راه فرار را پيش گيرند. همه‌ي اين شيوه‌ها، نشان از آن دارد كه معصومين(ع) هيچ‌گاه نمي‌خواستند با اكراه و زور مردمان را به پيروي از حق بكشانند. آن مردم در اثر فقر فرهنگي و دنياطلبي و ديگر عوامل، حضرت علي(ع) را 25 سال خانه‌نشين كردند، جبهه امام حسن(ع) را در جنگ با معاويه خالي نمودند و امام حسين(ع) را در كربلا تنها گذاشتند. اما آيا شيوه معصومين تغيير كرد؟ مشي اين بزرگواران اين‌گونه بود كه مردم خود در اثر رشد فرهنگي،‌ حكومت صالحان را خواهان شوند. يكي از دلايل غيبت امام زمان(عج) را نيز همين امر مي‌دانند كه مردم در اثر نداشتن رشد فرهنگي و بينش ديني صلاحيت وجود امام را ندارند و لذا امام از ديدگان مردم پنهان مي‌گردند تا زماني كه همه مردمان خود به اين بلوغ فكري و فرهنگي دست يابند كه حكومت صالحان بهترين راه و شيوه براي اصلاح امور است و خود، خواهان چنين فردي شوند و در چنين زماني است كه مصلح كل ظهور مي‌يابد. انقلاب اسلامي نيز با همين نگاه شكل گرفت. امام(ره) بارها و بارها مي‌توانست نظر و تصميم خود را به مردم بگويد و با توجه به جايگاه ايشان، مردم بلافاصله به حرف ايشان عمل مي‌كردند. در ابتداي انقلاب اسلامي بود كه بني‌صدر در انتخابات ریاست جمهوری پيروز شد. وي يك سال بعد از پيروزي بر اثر ضعف عملكرد، توسط نمايندگان خود مردم و با حمايت مردم از كار بركنار شد. امام خميني(ره) مي‌توانست از همان ابتدا خود رئيس‌جمهور مطلوب را انتخاب كند تا اين همه هزينه و امكانات تلف نشود، اما به‌گونه‌اي عمل كرد كه مردم خود به اين نتيجه رسيدند كه بني‌صدر شخص شايسته‌اي براي رياست جمهوري نيست و همين فرايند خود منجر به رشد فرهنگي و بالندگي فكري مردم گرديد كه در انتخاب‌هاي خود بيشتر دقت ورزند. در هر صورت فقر فرهنگي مردمان در عرصه سياست با زور و دستور و در مجموع با ديكتاتوري صالح ره به جايي نمي‌برد. از نظر اسلام عرصه سياست جز با حضور و مشاركت مردم و در نهايت رضايت مردم نه امكان‌پذير است و نه مشروع. حتي اگر هم مردمان دچار فقر فرهنگي هستند كه در چنين عرصه‌اي دچار اشتباه مي‌گردند، اين مجوزی براي حذف مردم از عرصه سياست نمي‌گردد. از همين رو است كه مقام معظم رهبري در سخنان مختلف خود بر اين نكته تأكيد داشتند كه اسلام اهل قهر و غلبه نيست تا شايد تصور اشتباه بعضي متوليان امور را در اين باب اصلاح نمايند.






شانزدهم آذر؛ نماد استبداد و استعمار ستیزی

دکتر صالح زمانی

شانزدهم آذر 1332 را به درستی سر آغاز جنبش دانشجویی در ایران قلمداد کرده اند. آن روز تاریخی چون ستاره ای درخشان همواره بر سپهر تاریخ و سیاست ایران زمین می درخشدو یادگاری است که  با قطره های خون سه آذر اهورایی، شهیدان احمدقندچی، مصطفی بزرگ نیا وشریعت رضوی تا به امروز زنده مانده است. حال امروز چه رسالتی بزرگ تر از حفظ این میراث برای دانشجو و دانشگاه متصور است؟  میراثی که هر ساله روح آزادی خواهی، استبداد و استعمار ستیزی و آرمان طلبی را در کالبد جنبش دانشجویی ایران می دمد و خون تازه ای را در پیکره آن به جریان می اندازد و این روز بزرگ را به  نمادی از آگاهی، هوشیاری و مقامت در برابر استبداد و سیاهی بدل کرده است.

اگر به روزهای سخت و دشوار آن روزگار بنگریم به نیکی در می یبابیم که با چه گنجینه عظیمی از رشادت، شجاعت و بیداری روبرو هستیم. اگرچه در آن سال سیاه، رژیم به مدد کودتایی ننگین توانست خود را از معرکه شکست و فروپاشی برهاند و با تکیه بر سرکوب و اختناق فرصت تاریخی استقرار مردم سالاری را از ایرانیان سلب کند اما در فاصله اندکی با خروش دانشحویان بیدار و آگاه مواجه شد. بنابراین شانزدهم آذر را می توان به یک واکنش تاریخی تعبیر کرد که  پاسخی در برابر استبداد دژخیمان داخلی و استعمار خارجی بود که راه برون رفت از سایه سنگین این سیاهی دامن گیر جز با مقاومت معنا نشد.

ضمن تبریک سالگرد شانزدهم آذر و روز دانشجو ، فرصت را مغتنم می شماریم و ضمن تجدید میثاق خود با آرمان های دانشجویان شهید و مبارزان راه آزادی و استقلال این ملت امیدواریم که جنبش دانشجویی به مسیر تاریخی خود در برابر استبداد و استعمار ادامه دهد و این آرمان ملی و مذهبی را  با ارزش های هیچ دسته و گروهی مورد معامله قرار ندهد. بر همه دست اندرکان حوزه علم و دانشگاه و نخبگان و فرهیختگان این مرز و بوم نیز لازم است تا برای نیل به این اهداف بلند، دانشجویان را هر چه بیشتر به آگاهی و بیداری و دانشگاه را به درایت و تدبیر دعوت کنند.

والسلام علی من اتبع الهدی

0


loading