مؤثر بر رسمیت یافتن قرائتهای هفتگانه
بیتردید نخستین قرائت از قرآن کریم هم زمان با نزول اولین آیات آن در غار حرا توسط رسول اکرم (ص) انجام پذیرفته ولی تاریخ پیدایش علم قراءات ادوار مختلفی را در نور دیده است. پس از پیامبر، صحابه مسئولیت آموزش قرائت قرآن را بعهده میگیرند که در این ویژگی همه اصحاب در یک مرتبه قرار نگرفتهاند.
بررسی سیره صحابه پیامبر (ص) این نکته را روشن میسازد که برخی از ایشان اهمیت زیادی برای قرائت قایل بودند و در مقابل به تفسیر قرآن اهمیت کمتری میدادند. به همین ترتیب در طبقه بعدی یعنی صغار صحابه این امر بیشتر مشهود است به طور مثال در مکتوبات تفسیری متقدم هیچگونه بیان تفسیری از عبدالله بنعمر دیده نشده و در تعلیل عبارت: «انا نهینا عن ذلک» را بیان کرده است. در مقابل میزان بسیار قابل توجهی از روایات تفسیری به ابن عباس منسوب میباشد. در این مورد برخی پژوهشگران با آمار و ارقام دقیقی میزان روایات تفسیری هر یک از صحابه را معلوم کردهاند. [1] که این بررسی در تحلیل تاریخی دانشهای قرآنی تأثیر زیادی میتواند داشته باشد.
به هر روی قرائات مسیر تحول و تکامل تاریخی خود را پیموده است چنانکه اکنون ما با علم تعریف شدهای با عنوان «قرائات» مواجه میباشیم. در جریان فراز و نشیبهای علم قرائات، رسمیت یافتن قرائتهای هفتگانه در اوایل قرن چهارم هجری بسیار قابل توجه میباشد. این نظریه که نخستین بار توسط مقری معروف بغداد، ابن مجاهد بغدادی (د. 324 ق) مطرح شده، ضمن اینکه با انتقادهایی از سوی قاریان مواجه میشود منشاء تحولی عظیم در این علم میباشد.
بررسی شخصیت علمی ـ سیاسی ابن مجاهد و تا حدودی بررسی اوضاع اجتماعی دوران وی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر رسمیت نظریه قرائات سبع موضوع اصلی این تحقیق میباشد و البته تا حدودی به تعریف واژههای کلیدی این علم نیز پرداخته میشود.
1ـ تعریف علم قرائات
قرائت که جمع آن قراآت است. مصدر سماعی برای قراء میباشد که درباره معنی واژه قراء و نیز اصالت آن بین زبانشناسان اختلاف نظر وجود دارد. (معرفت، زرقانی، (1/402)
باید دانست در اصطلاح «قراآت» به شاخهای از دانشهای مربوط به علوم قرآن اطلاق میشود. در تعریف این علم سخنان مختلفی وجود دارد. زرکشی براین عقیده است که قراءات عبارت از اختلاف مربوط به الفاظ و عبارات وحی است که این اختلاف در رابطه با حروف و کلمات قرآن و کیفیت آنها از قبیل تخفیف و تشدید و امثال آنها از سوی قُراء نقل شده است. (زرکشی، 1/38)
در حالیکه ابن الجزری میگوید: قراءات عبارت از علم به کیفیت اداء کلمات قرآن و اختلاف این کیفیت میباشد. به این شرط که اداء این کلمات به راوی و ناقل آن منسوب گردد (ابن الجزری، منجدالمقرئین، 3) و نیز دمیاطی بناء قراءات را بدینصورت تعریف میکند: قراءات، عبارت از علمی است که بوسیله آن اتفاق نظر یا اختلاف ناقلین کتاب خدا در رابطه با حذف و اثبات و متحرک خواندن و ساکن کردن و فصل و وصل حروف و کلمات و امثال آنها از قبیل کیفیت تلفظ و ابدال و جزآنها ازطریق سماع و شنیدن قابل شناسایی است.(دمیاطی،5)
برخی نیز معتقدند: قرائت عبارت از طرق و روایات قرآنی است که با اِسناد به ثبوت رسیده تا عمل به آن لازم الاتباع باشد و الاهر طُرُقی که در تلاوت رسمالخط قرآن بکار رود با توجه به اینکه نتوانیم اسناد و نقل و روایتی برای آنها بیابیم نمیتواند معنی اصطلاحی قرائت باشد و قاطبه علماء اسلامی اعم از شیعه و سنی در این امر متفقاند. (حجتی، 250) البته تعاریف دیگری نیز وجود دارد. (معرفت، 141)
مستشرقین میگویند: قرائت معناهای مختلفی دارد. میتواند به معنای عام خواندن قرآن و یا به معنای خواندن قسمتی از قرآن مانند آنچه در نماز میخوانند باشد. نیز میتواند به معنای نوع ویژهای از خواندن یک کلمه یا عبارت قرآنی و یا به معنای خوانش کل قرآن به طریق ویژهای مانند اینکه قرآن را به قرائت ابن مسعود بخوانیم، باشد. (Paret, 5/127 )
تصویر اجمالی که از پیدایش علم قرائات وجود دارد این است که مصحف قرآن که در زمان حیات پیامبر (ص) بوسیله کاتبان وحی به نگارش درآمده بود در زمان خلافت ابوبکر و عمر گردآوری شد و به دست انجمنی که عثمان برگماشت فراهم آمد. (سرگین، 1/ 35) عثمان، متن مصحف مدنی را رسمیت بخشید که تقریباً نزدیکترین متن به متن اصلی بود اما مصاحف دیگری که به صحابی دیگر منسوب بودند مانند مصحف ابن مسعود (د. 33) درکوفه، مصحف اُبیابن کعب (د. 18 ه. ق یا 29 ه. ق) در شام و مصحف ابوموسی اشعری (د. 42 ق) در بصره بشدت مورد توجه واقع بودند.
اساساً مصاحفی که عثمان به عنوان مصحف امام به شهرهای مختلف فرستاد خود اختلافاتی نیز در متن داشت. و کوشش میشد هر یک از قبایل قرآن را مانند زمان پیامبر (ص) به لهجهی خویش بخواند که موجب پدید آمدن قرائتهای مختلف گردید. برگشترسر همه این اختلافات را که در مصاحف مختلف وجود دارد فهرست کرده و درباره آنها بحث میکند بطور مثال در نسخه شام بجای والزبور و الکتاب در آیه 184 سوره آل عمران آمده است و بالزبور و بالکتابWelch, pp. 5/407-406
2ـ دیدگاه دانشمندان شیعه درباره قرائات
باید دانست که تحقیق درباره نظر دانشمندان شیعه درخصوص قرائات و تحلیل تاریخی نظر متفکران شیعی مطلب آسانی نیست. زیرا نوشته مخصوصی از ایشان در اختیار نیست و معمولاً مفسران شیعه در ابتدای تفسیر خود به صورت بحث کوتاهی به موضوع قراءات پرداختهاند و گذشتهاند. البته برخی نیز به تفصیل بیشتری به موضوع قراءات پرداختهاند ولی منابع اولیه این محققان عموماً کتب مرجع اهل سنت دراین خصوص است. به همین دلیل برای دستیابی به دیدگاه فقیهان شیعه باید به جاهایی که آیات فقهی مستند احکام شرعی مورد اختلاف قرائی واقع شدهاند، مراجعه کرد. (سوره حمد آیه 6، سوره مائده، آیه 6 و سوره بقره آیه 222 نمونههایی از این مورد است.)
در عین حال آنچه در مذهب و مکتب ما (امامیه) معروف و در اخبار و روایات آنها شایع میباشد این است که قرآن کریم به یک حرف و قرائت و بر یک پیامبر نازل شده است. اما دانشمندان شیعه بالاتفاق قرائت قرآن کریم را طبق قرائت متداول و معمول میان مردم تجویز کرده و یادآور شدهاند که انسان میتواند قرآن کریم را به هر یک از قراءات بخواند و انتخاب قرائت خاص را که نتوان به جز آن قرائت کرد. مکروه برشمردهاند. بلکه این رخصت را اعلام کردند که میتوان قرآن کریم را طبق قرائت مجاز تلاوت نمود. (طوسی، 1/7، طبرسی، 1/25، یزدی، آدابالقراأت و احکامها، مسأله 50، سید ابوالحسن اصفهانی، مسأله 14)
البته عدهای نیز معتقدند قرائت که برمبنای اجتهاد شخصی قاریان است ربطی به قرآن ندارد و قرآن با یک قرائت از پیامبر رسیده و آن قرائتی است که در میان مردم متداول است. (خویی، 193ـ123، معرفت، 141، زرکشی، 1/318) به همین دلیل در قرائت نماز تخلف نکردن از متن قرآنهای موجود را شرط احتیاط دانستهاند. (امام خمینی 1/152)
3ـ دیدگاه علمای اهل سنت درباره قرائات
علمای اهل سنت که خود پدید آوردندگان علم قرائت به حساب میآیند براین باورند که تعدد قراءآت امری است که ادله شرعی برآن اقامه شده است. از قرآن دلیلی برآن آورده نشده ولی دلیل آن در سنت روایت: «احرف سبعه» است که نزول قرآن را برهفت لهجه اثبات مینماید. روایات دیگری را نیز بعنوان مؤید ارائه میدهند که از اختلاف صحابه در قرائت قرآن و صحه گذاردن پیامبر اکرم (ص) بر هر یک از این قرائتهای مختلف گزارش میدهد. (ابن کثیر، 36 و 28)
3ـ1ـ بررسی حجیت روایت انزل القرآن علی سبعه احرف در بحث قرائات
این روایت از عده زیادی از صحابه نقل شده و در اکثر جوامع حدیثی اهل سنت وجود دارد (بخاری، 6/185، طبری 1/10، احمد بن حنبل 1/24، زرکشی 1/211) به طوری که برخی ادعای تواتر درباره این روایت نمودهاند (سیوطی، 1/78) با اینهمه حتی اگر تواتر این حدیث اثبات شود. درباره معنی و مدلول «احرف» اختلاف بسیاری وجود دارد. ابن جزری براین باور است که احرف، جمع حرف به معنی قرائت است. ولی معانی دیگری نیز برای «حرف» ذکر شده است. (صبحی صالح، 102ـ104) با این همه بسیاری دیگر براین باورند که: «سبعه احرف» به معنی، قراءات هفتگانه نیست. (قرطبی، 1/46، ابن جزری، 1/33ـ37، سیوطی، 1/138) زیرا زمانی که پیامبراکرم این حدیث را بیان میکرد هنوز قراء سبع به دنیا نیامده بودند، حتی خود ابن مجاهد که در قرن چهارم قرائات هفتگانه را رسمیت بخشید به این روایت استناد نکرده است.
شاید بهترین تفسیر برای این روایت این است که قرآن به هفت وجه از وجوه لغات و لجهههای عربی نازل شده است. زیرا لهجههایی که در جزیره العرب انتشار داشت به هفت لهجه عمده بازمیگردد، که عبارتند از لهجه قریش، هذیل. قیس، کنانه، اسد، خزاعه و تمیم. (وجدی، 7/695) در مقابل دانشمندان شیعی روایت نزول قرآن برهفت حرف را قبول ندارند و آنرا مخالف با روایت صحیح از امام صادق میدانند که فرمودند: «ان القرآن واحد من عند واحد ولکن الاختلاف یجیءُ من قبل الرواه» یعنی قرآن یکی است و از جانب خداوند یگانه نازل گردیده و اختلاف در آن از ناحیه راویان و ناقلان پدید آمده (کلینی، 4/439) و نیز مطالب دیگری در رد استناد به این روایت در اقوال شیعه آمده است. (خویی، 160ـ168)
4ـ مروری بر تاریخ پیدایش علم قرائات و تحول آن
باید دانست اولین مرحله پیدایش علم قراء ات تعلیم قرائت قرآن به پیامبر اکرم (ص) بوسیله فرشته وحی (جبرئیل) است که این تعلیم بیستوسه سال بطول انجامید و نخستین اقراء آن حضرت آیات سوره علق بود. (مقدمتان فی علومالقرآن، ص 46) پس از آن مرحلهای است که پیامبر اکرم (ص) قرآن را به صحابه و مسلمین تعلیم میفرمودند و در این باره احادیث فراوانی وجود دارد. (قرطبی، 1/39) در مرحله سوّم عدهای از صحابه آیات قرآن را به عدهای دیگر تعلیم میدادند. چنانکه در روایت آمده است مصعب بن عمیر و عبدالله بن ام مکتوم در مدینه قرآن را آموزش میدادند و وقتی پیامبر (ص) مکه را فتح کرد معاذ بن جبل را برای تعلیم قرآن در آنجا واگذاشت. (زنجانی، 35)
باین ترتیب عدهای از صحابه، اهتمام و کوشش خود را مصروف آموزش و تلاوت و حفظ قرآن میکردند. شاید این مرحله ابتدای پیدایش قراء و قرائت باشد. چنانکه اصحاب به حفظ قرآن کریم مبادرت کردند. و برخی صحابه به حفظ کل قرآن و برخی به اجزایی از قرآن نایل آمدند. (ابن سعد، 2/115ـ112) در مرحله بعدی علاقمندان برای فراگیری قرائت به صحابه مقری و یا حافظان قرآن رجوع میکردند تا قرآن را برآنها قرائت کنند و قرائت را از آنها فراگیرند. به این ترتیب کبار صحابه معلم برای صغار صحابه بودند چنانکه آمده است: ابوهریره و ابن عباس قرآن را براُبی بن کعب و علقمه بن قیس از ابن مسعود و ابوعبدالرحمن سلمی قرآن را برعثمان و علی (ع) و ابن مسعود عرضه کرد. (ابن جزری، غایه النهایه، 1/40ـ45)
بعد از اینکه قرائت شکل خاص خود را گرفت و هر یک از صحابه وجهی خاص برای قرائت خود یافتند تابعان آنها سیر و حرکت در طُرُق خود را از نظر نقل و روایت وجوه قرائت آنها آغاز کردند. حتی عثمان دستور داد مصحف امام طبق قرائتهای مختلف با رسمالخطهای مختلف نگارش شود. البته با توجه به اینکه قراءات مختلف و معتبر به پارهای از حروف قرآن کریم محدود بود. قال موسی: در سوره قصص در مصحف مکه بدون واو و در سایر مصاحف با واو (و قال موسی) نگارش شده بود لذا این اختلاف را تصویب و اجرا کرد تا هر گروهی بتواند برحسب روایت خود قرآن را قرائت کند به همین جهت قرائت مردم هر شهری تابع رسمالخط مصحف آنان بوده است. (فضلی، ص 34)
باین ترتیب در مدینه، مکه، کوفه، بصره، شام قرایی پدید آمدند که از وجوه قرائات صحابه و تابعین وجوه خاصی را اختیار نمودند. این گروه به عنوان دانشمندان علم قرائت مشهور شدند و همگان قرائت را از محضر آنان اخذ میکردند. نام این قراء که در شهرهای مختلف بودند در تاریخ ضبط میباشد. (ابن جزری، النشر، 1/8)
مرحله بعدی مرحله تدوین و تألیف در قراءات است. فهرستگان کتب تألیف شده در این زمینه بوسیله ابن ندیم (ابن ندیم، 220) و دیگران ضبط شده است. (اندلسی، 16)
از ملاحظه این کتب در مییابیم که فقط درباره قراءات هفتگانه تألیف نشدهاند. بلکه بعضی از این کتابها مانندکتاب یحیی بن یعمر (د. 90 ه) پیش از بعضی ازقراء سبعه نگارش یافتهاند. تقریباً در اوایل قرن چهارم هجری مسئله رسمیت یافتن قراآت هفتگانه بوقوع پیوست و ابن مجاهد بغدادی، قرائتِ نافع (از مدینه)، ابوعمروبن علاء (از بصره)، ابن کثیر (از مکه) کسایی (از عراق)، ابن عامر (از شام)، حمزه بن حبیب زیات (از کوفه) و عاصم (از کوفه) را بعنوان قراآتی که لازمالاتباع باشند معرفی نمود و کتابی با عنوان «السبعه» در قراآت هفتگانه تدوین نمود. پس از وی کتابهایی در تأیید و احتجاج برقراآت هفتگانه و نیز قراآت شاذ تألیف شد. (فضلی، 58ـ64). در همین حال کتابهایی نیز در استدلال برقراآت هشتگانه و دهگانه (ر. ک. به ابن الجزری، النشر فی القراآت العشر) و پس از آن درباره قراآت چهاردهگانه نوشته شد. چنانکه تا به امروز پژوهشگران علم قراآت به تألیف آثاری میپردازند.
5ـ چگونگی پیدایش قرائتهای هفتگانه و عوامل مؤثر برآن
باید دانست شروع این کار یعنی پیدایش و طرح قرائات هفتگانه بوسیله ابن مجاهد (د. 324 ه (میباشد.
مروری برآثار تألیف شده در علم قرائات در قرن سوّم هجری مؤید این مطلب است که تا آن زمان قرائتهای هفتگانه در عرض قرائتهای دیگر مورد توجه بودهاند. نویسندگانی که پیش از ابن مجاهد در این زمینه آثاری را تألیف کرده بود حدوداً بیست قرائت رایج را ثبت کرده بودند. (ابن جزری، النشر، 1/33 و 34 و 37)
نخستین مؤلف شناخته شدهای که سعی کرد از هر یک از شهرهای پنجگانه مدینه، مکه، کوفه، بصره و شام که مهد قرائات بودهاند، نمایندهای را برگزیند احمد بن جبیر انطاکی (د. 258 ق) بود که در تألیفی قرائات پنج قاری را گرد آورد. شاید بتوان گفت کار انطاکی مقدمه کار ابن مجاهد بوده است.
ولی کار انطاکی با اقبال روبرو نشد، شاید به این علت که انطاکی موقعیت سیاسی ابن مجاهد را نداشته است و شاید هم در انتخاب عدد 5 اشتباه کرده است. بعد از وی قاضی اسماعیل بن اسحاق مالکی (د. 282 ق) صاحب کتاب «قانون» کتابی در قراآت نوشت و بیست نفر از قاریان برجسته را معرفی نمود. پس از ایشان، ابوجعفر محمد بن جریر طبری (د. 310ق) کتابی با عنوان «الجامع» تألیف نمود که بیش از بیست قرائت در آن معرفی شده همچنین ابوبکر داجونی (د. 324 ق) که معاصر ابن مجاهد است کتابی در قراات تألیف نموده است. (همان)
1ـ5 ـ شخصیت علمی ـ قرائی ابن مجاهد
ابوبکر احمدبن موسی بن عباس ابن مجاهد (245 ه. ق ـ 324 ه. ق) قاری بزرگ بغداد و نخستین کسی است که به قرائات سبع رسمیت بخشید. ولی بسیاری از دانشمندان معاصر و پس از وی او را در این اختیار نکوهش کردند. (حجتی، 257) او از نوجوانی در بغداد به تحصیل پرداخت، چنانکه از قدیمترین شیوخ او میتوان احمدبن منصور رمادی (د. 265 ق) و نیز سعدان بن نصر و محمد بن عبدالله المخرمی و ابیبکر الصنعانی و عباس الدوری نام برد. (ذهبی، 1/216) ابن مجاهد از محمد بن جهم سمری نیز ادب، علوم قرآنی و حدیث آموخت. (خطیب بغدادی، 5/ 145) مهمترین استاد ابن مجاهد در قرائت ابوالزعراء عبدالرحمن ابن عبدوس (د. بعد از 280 ق) است که بارها قرآن را به قرائت نافع، ابو عمرو، حمزه و کسایی نزد او ختم کرده بود. (ابن جزری، غایه النهایه، 1/140ـ 139) وی همچنین در سفر حج قرائت ابن کثیر را از محمد بن عبدالرحمن قنبل در مکه فراگرفت. (ذهبی، 1/232)
از دیگر مشایخ او در قرائت از حسن بن علی اشنانی، احمد بن ابن خیثمه، حارث بن ابن اسامه، محمد بن یحیی کسایی صغیر، عبدا. . . بن احمد بن حنبل و احمد بن یحیی ثعلب میتوان نام برد، ابن مجاهد حتی در بهرهگیری از هم طبقههای خود چون محمد بن جریر طبری (د. 310)، ابن ابی داوود سجستانی (د. 316 ق)، ابوبکر داجونی (د. 324 ق) و حتی ابوبکر نقاش (د. 351 ق) ابایی نداشته هر چند گفته شده که در روایت از آنان سعی داشته کمتر از آنان نام ببرد. (پاکتجی، 4/582)
ابن مجاهد سفرهایی به کوفه و مکه داشته ولی ظاهراً دوران عمده تحصیل را در بغداد گذرانده است. ابن مجاهد با مکاتب نحوی کوفه و بصره آشنایی داشته ولی از اصطلاحات نحو کوفی که در کتاب «السبعه» بکار رفته بنظر میرسد ابن مجاهد از تعالیم کوفیان بویژه فراء بیشتر تأثیر پذیرفته. (خطیب، 5/146)
به هر روی ابن مجاهد در مجامع قرائت بغداد مدارج ترقی را پیمود و بدانجا رسید که برمقریان عصر خود ریاست یافت. (ابن ندیم، 34، ذهبی، 1/217، ابن جزری، غایه النهایه، 1/142)
ابن جزری میگوید: هیچیک از اساتید قرائت به اندازه ابن مجاهد دانشجو و شاگرد نداشته است و راجع به ازدحام شاگردان وی در کلاسهایش مطالب بسیار آمده است. ابن حزم حکایت میکند که در بغداد در حلقه درس ابن مجاهد 300 نفر از مصادر علم قرائت حضور پیدا میکردند و نیز علی بن عمر میگوید: چهارصدوهشتاد نفر از اساتید در کلاس درس او حضور داشتند. (ابن جزری، غایه، 1/142) و فی الجمله آوازه ابن مجاهد طالبان قرائت را از اقصا نقاط به سوی او جلب میکرده است.
1ـ1ـ 5 ـ شاگردان ابن مجاهد
ابن مجاهد چنان که گفته شد تعداد بسیار زیادی شاگرد داشته است ولی بین شاگردان وی چند نفر شهرت بیشتری پیدا کردهاند. مانند ابن خالویه، ابوسعید سیرافی، احمد بن نصر شذایی، ابن حبش حسین بن محمد، محمد بن عبدالله بن اشته، ابوعیسی بکاربن احمد، ابوطاهر عبدالواحد بن عمر بزاز و ابوالمفضل شیبانی. (ابن ندیم، 35، خطیب، 5/145ـ146)
2ـ1ـ 5 ـ روایان حدیث از ابن مجاهد
از جمله روایت کنندگان حدیث از وی بزرگانی چون: ابوالحسن دار قطنی، ابوحفص ابن شاهین، ابوبکر بن جوابی و ابوحفص کتانی شایان توجه میباشند. (خطیب، 5/ 145)
باید دانست شخصیت علمی ابن مجاهد از سوی دانشمندان علم قرائت کاملاً تأیید شده است. ذهبی صاحب معرفه القراء وی را ثقه و حجت داشته است. (ذهبی، 1/217)
ابن ندیم میگوید: وی فردی یگانه در عصر خود و بیرقیب بوده است. (ابن ندیم، 35) ابن جزری میگوید: نام ابن مجاهد تا جاهای دور دست انتشار یافته و در کارش مشهور گشته، او نسبت به همگنان پیشتاز و نسبت به آنها برتر بوده است. و باید براین مزایا دینداری، قدرت حافظه، خیر و برکت وجودش را افزود. در عین حال این مطلب وجود دارد که این مجاهد تحصیلات زیادی در خارج از محیط بغداد نداشته است. (ابن جزری، غایهالنهایه، 1/142)
2ـ 5 ـ نفوذ سیاسی ـ اجتماعی ابن مجاهد
در کتابهای مربوط به تاریخ ادبیات عربی آمده است که ابن مجاهد نخستین کسی بود که قرائتهای هفتگانه را تدوین کرد وآنها را رسمی و قانونی نمود. ولی باید دانست پدیداری جریانهای خاص علمی در بسیاری موارد با امور سیاسی ـ اجتماعی هر عصری ارتباط دارد. اگرچه ابن مجاهد شخصیت علمی ویژهای دارد و در علم قرائات تبحری دارد که بوسیله دانشمندان دیگر مورد تأیید قرار گرفته ولی بخشی از شهرت ابن مجاهد مرهون شخصیت سیاسی و نفوذ سیاسی ابن مجاهد میباشد.
ابن مجاهد معاصر با الراضی بالله خلیفه عباسی است. میتوان گفت دوران خلافت الراضی بالله دوران ضعف خلافت عباسیان میباشد. بنابر تصریح مورخان، ضعف خلافت بغداد به مردم نالایق فرصت میداد که مناصب بزرگ را خرید و فروش کنند. راضی خلیفه عباسی کار دولت را به وزیرانی داده بود که منصب خویش را به مال خریده بودند. (حسن ابراهیم حسن، 3/395)
در این بین، ابن مجاهد با ابن مقله وزیر خلیفه عباسی نزدیکی داشت. و بطور کلی با دربار عباسی و دیگر وزرای عباسی نیز نزدیکی داشته است. یاقوت مینویسد:
ابن مجاهد به سران حکومت نزدیکی بسیار داشته یعنی از مقربان دربار بوده است وی نامهای به هلال بن بدر نوشت و از وی راجع به چیزی درخواستی کرد وقتی نامه به هلال رسید درخواست او را بیشتر از نیازش برآورده کرد. (یاقوت (ارشاد)، 2/119)
به هر روی نزدیکی ابن مجاهد به سران حکومت از وی فردی با نفوذ ساخته بود چنانکه وی توانست در حوادث اجتماعی زمان خود مؤثر باشد. برای تأیید این مطلب که وی نفوذ سیاسی زیادی داشته چند ماجرای تاریخی قابل اشاره میباشد.
محاکمه ابن شنبوذ در 323 ق.
محاکمه ابن مقسم در 322 ق.
ایفای نقش مؤثر در محاکمه حلاج. پیش از 309 ق
در این مجال مختصراً به هر یک از موارد اشارهای میشود
1ـ2ـ 5 ـ محاکمه ابن شنبوذ (د. 328 ق. )
بررسیهای تاریخی این مطلب را روشن میسازد که ابن شنبوذ نیز یکی از قاریان معروف بغداد بوده است. وی که نام اصلی او ابوالحسن محمد بن احمد بن ایوب بن الصّلت بوده است در علم قرائت از شهرت بسزایی برخوردار بود. تا آنجا که از او باالقابی مانند: شیخ قراء در عراق، (ذهبی، 1، /221) استاد بزرگ (ابن جزری، غایه 2/52) و شیخ المقرئین یاد کردهاند. ولی این شهرت پس از مرگ وی در میان مورخان و عالمان قرائت حاصل شد. در حالی که وی در عصر خود به سبب اختیار قرائات شاذ و عدول از قرائات مشهور به کثرت خطا و کمی دانش وصف شده است. (ابن ندیم، 34)
ابن شنبوذ از اینکه برای فراگیری علم قرائت به بلاد مختلف سفر کرده بود به ابنمجاهد فخر میفروخت. (ذهبی، 1/222ـ223) ذهبی نیز تأیید میکند که ابن شنبوذ بیش از ابن مجاهد استادان این علم را درک کرده است. و برخی هم در مقایسه بین آن دو ابن شنبوذ را داناتر از ابن مجاهد و ابن مجاهد را عاقلتر از وی دانستهاند و نیز ابن جزری به نقل از ابوالفرج المعافی، شاگرد ابن شنبوذ، قدرت حافظه و احاطه وی به علوم مختلف را ستوده است. (ابن جزری، 2/56 ـ 55)
وقتی خبر ترویج قرائات شاذ توسط ابن شنبوذ به خلیفه عباسی، الراضی بالله و بنابه نوشته برخی (یاقوت، ابن خلکان) به ابن مقله وزیر او رسید، او ابن شنبوذ را به خانه خویش احضار کرد، در این مجلس که ابن مجاهد و گروهی از قاضیان و فقیهان بغداد حضور داشتند وزیر در برابر حاضران و شهود به مناظره یا ابن شنبوذ برخاست. ابن شنبوذ اتهامات منتسب به خود را پذیرفت و به دفاع از آنها پرداخت و به ترک قرائات شاذتن در نداد، اما پس از تحمل 10 ضربه شلاق از کردار خود تبری جست و توبه نامهای به خط خود نوشت این وقایع در سال 323ه اتفاق افتاده است. (خطیب، 1/281ـ280، ابن جوزی، 6/308ـ307 ابن خلکان، 3/426ـ428) یاقوت به نقل از ابویوسف عبدالسلام قزوینی صاحب کتاب افواج القراء این واقعه را معلول سعایت ابن مجاهد دانسته است. (یاقوت، 17/171ـ170) گرچه معاصران ابن شنبوذ، براو خشم گرفتند ولی مورخان پس از وی از او دفاع کردهاند ابوعمرودانی، به روایات وی در قرائت اعتماد کرده و بدین طریق عملاً براو اعتماد کرده است. ابوشامه گفته است که ابن شنبوذ اگر چه در آراء خود به راه صواب نرفته است اما خطای او نباید سبب گردد که احترامش به عنوان یک مقری و عالم پایمال گردد. (ضیایی، 4/89)
ذهبی، ابن شنبوذ را توثیق کرده و گوید که او فردی صالح، متدین و در علم قرائت متبحر بوده است. (ذهبی، 1/222)
ابن جزری نیز او را توثیق کرده و درباره وی گفته است که هیچ یک از رجالشناسان، روایات شاذ وی را سبب جرح و ضعف در عدالت او ندانستهاند. (ابن جزری، 2/52 و123) از این توثیقات معلوم میشود دشمنی ابن مجاهد با وی دلیلی نداشته است و شاید تنها انگیزههای جاهطلبانه ابن مجاهد باعث شده بود که شخصیت ابن شنبوذ زیر سئوال برود.
البته این نکته وجود دارد که ابن شنبوذ معیارهای قرائت ابن مجاهد را قبول نداشت و معیارهای دیگری را برای خود قابل قبول میدانست که بعداً راجع به آن بحث خواهد شد.
2ـ2ـ 5 ـ محاکمه ابن مقسم
نام ابن مقسم ابوبکر محمد بن حسن بن یعقوب عطار (265ق. ـ354ق. ) وی مقری، مفسر، محدث و نحوی بغدادی بوده است. ذهبی او را ثقه و یکی از آگاهترین مردم به مکتب نحو کوفی و داناترین ایشان به قرائات معرفی کرده است. (ذهبی، 1/246ـ248، خطیب، 2/206، ابن جزری، غایه، 2/124) خردهای که براو گرفتند این بود که در قرائت قرآن در نماز و غیر آن براین باور بودکه میتوان هر قرائتی را انتخاب کرد. به شرط اینکه با رسم مصحف موافق و از لحاظ لغت و ادب عرب توجیهپذیر باشد. اما به گفته ابوحیان، ابن مقسم قرائتی از خود نساخته و هر چه قرائت کرده براساس روایت و حجت بوده است. شیوع نظر ابن مقسم، اهل علم را برضد او برانگیخت و در 322 ق به فرمان خلیفه القاهر بالله، ابن مجاهد بغدادی و چند تن از قضات با وی مناظره کردند و او را به توبه واداشتند و کتابهایش را سوزاندند. ابن مجاهد از خلیفه خواست تا از تأدیب او درگذرد که مورد قبول افتاد ولی ابن مقسم پس از مرگ ابن مجاهد همچنان روش خود را دنبال کرد. (ذهبی، 1/248)
3ـ2ـ 5 ـ محاکمه حلاج
یکی دیگر از مسایلی که به فرضیه قدرت سیاسی ابن مجاهد کمک میکند. تأثیر وی در دستگیری و محاکمه منصور حلاج (پیش از 309 ق) میباشد. ماسینیون از کسانی است که معتقد است ابن مجاهد در اعدام حلاج نقش مؤثری داشته است.
ماسینیون میگوید: در هنگامهای که در ضمن آن حلاج اعدام شد ابوبکر احمد بن موسی بن مجاهد در بین علمای سنّی بغداد استاد قرائت بود. ابن مجاهد در پرتو سلطه خود بر وزیران عباسی، ابن عیسی نایب وزیر حامد و بویژه ابن مُقله دولت را وادار به تصویب دو اصلاح مهم کرد. یکی تثبیت صور مختلفه مجاز در قرائت قرآن عثمان و دیگر تحریم استعمال صور قدیم قرآن که غیر از متن عثمانی باشد. یعنی مصاحف عبدا. . . بن مسعود و اُبی بن کعب و علی بن ابیطالب را از این پس تحریم کرد. (ماسینیون، 253ـ252) ماسینیون میگوید: ابن مجاهد در صف نخستین مخالفان حلاج است. قطعههایی از حلاج مضبوط مانده است که شامل چهار شوّاد. نص قرآن است. غیر از آن ابن مجاهد، حلاج را عامل طریقهای کلی برای قرائت قرآن میداند که همانا طریقه صوفیان است. در حالیکه خصومت ابن مجاهد شامل حال صوفیان دیگر نمیشود. (همان)
به هر روی خلیفه به ابن عیسی وزیرخود دستور داده بود به پرونده حلاج رسیدگی کند و ابن عیسی نیز ابن مجاهد را در جریان محاکمه حلاج وارد کرد. در نخستین دادرسی حلاج به زندان محکوم شد. این پرونده حدوداً هشت سال موقوف ماند و در این فترت ابن مجاهد و ابن عیسی بدلایلی خود را از این ماجرا دور کردند و در جریان محاکمه حلاج وارد نشدند.
به این ترتیب در خلال اوضاع تاریخی به سه مورد مهم از نفوذ سیاسی ابن مجاهد در جریانات مواجه شدیم که میتواند ما را به دریافت یکی از مؤلفههای مؤثر به رسمیت یافتن قرائات هفتگانه رهنمون شود که بنظر ما این مؤلفه عبارتست از نزدیکی ابن مجاهد به سران حکومت و نفوذ سیاسی وی است.
3ـ 5ـ موقعیت علمی ـ فرهنگی بغداد و مرکزیت آن در مکتبسازی قرن چهارم هجری
بطوری که از گزارشهای تاریخی مربوط به شهر بغداد دریافت میشود. این شهر در سدههای اول و دوم هجری موقعیت فرهنگی ـ علمی ممتازی نداشته است. ودر عراق، شهرهای کوفه و بصره مرکز علم و فرهنگ بودهاند و این تنها در قرن سوّم و چهارم است که بغداد به لحاظ اینکه مرکز خلفای عباسی و پایتخت ایشان است. موقعیت ممتازی پیدا میکند. دانش دوستی برخی خلفای عباسی باعث میشود، علما و دانشمندان مختلفی به شهر بغداد بیایند و برای خودحلقههای درسی ایجاد کنند.
مورخان تصریح میکنند که بغداد در نیمه دوم قرن دوم هجری به فرمان منصور عباسی ساخته شد و با صرف هزینه بسیار معمور و آبادان گشت و به سرعت این شهر مرکز تجارت و کعبه علم و ادب و هنر شد. و تا سال 656 ه. ق که مغولان به ویرانی آن پرداختند همچنان رونق و شکوه خود را حفظ کرد. (حسن ابراهیم حسن، 2/316)
خلفای عباسی، در دوران اقتدار خود به تعظیم و تکریم علما و دانشمندان پرداختند از اینرو دانشمندان از هرگوشه بلاد اسلامی به بغداد آمدند. کتابخانههای بسیار بزرگی در این شهر دایر شد که انگیزه دیگری برای حضور دانشمندان بوده است. فرقههای اهل سنت از نقاط مختلف دنیای اسلام به این شهر مسافرت نموده، به اخذ علوم معارف پرداختند حضور این دانشمندان در بغداد و برخورد آنان با یکدیگر به تدریج موجبات رشد علوم و معارف دینی را در تمام رشتهها پدید آورد. فرقههای مختلف با نظریات مختلف با صلح و آرامش در کنار یکدیگر زندگی میکردند. (معارف، 527) ولی در قرن چهارم هجری شاهد این مطلب هستیم که در رابطه با کلیه رشتههای علوم اسلامی، اندیشهای مبنی بر سدّ باب اجتهاد رواج پیدا میکند. همانگونه که در فقه، حکم براین قرار میگیرد که مذهب فقهی جدیدی پایهریزی نشود و اهل سنت به همان چهار مذهب باید بسنده کنند در قرائات نیز بنظر میرسد همین سیاست حاکم است و شخصیت صاحب نفوذی همچون ابن مجاهد همّت خود را براین معطوف میدارد که از ظهور و بروز اندیشههای قرایی جدید جلوگیری نماید. و با این عنوان که قرائتها بسیار مختلف شده است و مردم در این اختلافها سرگردان ماندهاند. چند قرائت خاص را برمیگزیند. (Welch, 5/408-409 ) و در عین حال که در بغداد قاریان دیگری با معیارهای قرائی دیگـــر مانند ابن شنبوذ و ابن مقسم وجود داشتند. همت خود را براین قرار میدهد که به هر وسیله شده حتی با نفوذ سیاسی قضایی، رقیبان را از میدان به در کند و اندیشه خود را که همانا توقف در هفت قرائت میباشد، رسمیت بخشد.
4ـ 5ـ تأثیر روانشناختی گزینش سبع در مقبولیت نظر ابن مجاهد
ابن مجاهد به این موضوع توجه کرده که عدد هفت همیشه در بین شرقیها عدد خاصی بوده است. چنانکه برخی مستشرقان براین باورند که عدد هفت اثر جادویی برنفوس سامیها دارد (صبحی صالح، 104) لذا انتخاب ابن مجاهد برپایه یک روانشناسی اجتماعی است. حدیثی هم با این مضمون که «انزل القرآن علی سبعه احرف» بین مسلمانها رواج داشته است و حتی در برخی تفاسیر مانند تفسیر طبری در قرن سوّم گروهی «سبعه احرف» را به هفت قرائت تفسیر کردهاند. (طبری، 1/15 به بعد)
بنابراین قطعاً این حدیث مورد نظر و توجه ابن مجاهد بوده است ولی از آن در کتاب خود نامی نیاورده. ولی مردم خیلی زود متوجه این رابطه شدند و همین امر موجب تقدس قرائات سبع گردید که تصور میشد در حدیث نبوی تأیید شده است. (ابن جزری، النشر، 1/36) ولی ابن مجاهد زیرکانه هیچ ذکری از این حدیث نیاورده که مورد انتقاد قرار نگیرد.
5 ـ 5ـ تمایلات کوفیگرایانه ابن مجاهد
ابن مجاهد، در گزینش قاریان از هر شهر کسی را برگزید که مردم آن دیار برقرائت او اتفاق داشتند. انطاکی نیز از هر شهر یک نفر را برگزیده بود. چنانکه 1. قرائت نافع از مدینه، 2. قرائت ابن کثیر از مکه، 3. قرائت ابو عمرو از بصره، 4. قرائت ابن عامر از شام، 5. قرائت حمزه از کوفه. گزینش انطاکی بود ولی ابن مجاهد، دو نفر دیگر را نیز از کوفه بدانها افزود یعنی: 6. قرائت عاصم از کوفه، 7. قرائت کسایی از کوفه را نیز اضافه کرد. یعنی در مورد کوفه از ضابطه خارج شده است و با اینکه خود وی تصریح کرده است که قرائت غالب در کوفه قرائت حمزه بوده است ولی عاصم و کسایی را نیز در عرض آن دو آورده است. در عین حال که مشاهده میشود کسانی چون ابوجعفر مدنی در مدینه و یعقوب در بصره دارای قرائات رایج و مشهوری بودهاند و اگر ابن مجاهد بدنبال جمعآوری قرائات مشهور بود باید قرائات ایشان را نیز رسمیت میبخشید ولی بنظر میرسد تمایلات کوفیگرایانه ابن مجاهد باعث شد وی به قاریان این شهر اهمیت بیشتری بدهد. (پاکتچی، 4/583) حتی این مطلب وجود دارد که ابن مجاهد در مقابل انتخاب کسایی بسیار مورد اعتراض واقع شده که چرا یعقوب را انتخاب نکرده است که البته یعقوب از بصره بوده است.
1ـ 5 ـ 5 ـ معیارهای ابن مجاهد در گزینش قرائات معتبر
بنظر ابن مجاهد قرائت معتبر باید دارای سه شرط اساسی باشد. نخست: شهرت قاری و صحت سند. دوّم: مطابقت با عربیت وآشنایی قاری با وجوه اعراب و قراءات، سوّم: مطابقت با مصحف امام. (فضلی، 56)
البته در زمان ابن مجاهد، دو قاری مشهور دیگر یعنی ابن مقسم و ابن شنبوذ زندگی میکردند که چنانکه پیشتر گذشت، ابن مجاهد با آرای ایشان مخالف بوده است.
ابن شنبوذ (د. 327 ق)، مطابقت با مصحف امام و ابن مقسم (د. 354ق) شرط صحت سند قاری را لحاظ نمیکردند.
ابن مجاهد معتقد بود قراءاتی که وی انتخاب کرده دارای سه شرط خودش میباشد (صحت سند، موافقت با رسمالخط، مطابقت با قواعد دستور زبان عربی) ولی بقیه قراءآت چنین شروطی را دارا نیستند. ولی ظاهراً صحیح نیست و قراءآت دیگر نظیر قراءآت ابو جعفر مدنی و یعقوب این شروط را داشتند ولی انتخاب نشدند. از اینروست که از همان قرن چهارم اعتراضاتی نسبت به ابن مجاهد صورت میگیرد.
6ـ 5 ـ منتقدین ابن مجاهد در انتخاب قرائات سبع
پس از طرح قرائتهای هفتگانه اعتراضهایی نسبت به ابن مجاهد صورت گرفت که این انتقادها عمدتاً در خارج از حوزه عراق بوده است.
1ـ6ـ5 ـ حوزه خراسان
ابوبکر احمد بن حسین بن مهران نیشابوری (295ـ318ق) مُقری مشهور خراسان و اولین مؤلف درباره قرائات دهگانه از شمار کسانی است که برانتخاب ابن مجاهد خرده گرفت. ابن مهران از قاریان برجستهای است که از اساتید این علم در شهرهای نیشابور، سمرقند، عراق و شام بهره گرفته است. (ابن جزری، غایه، 1/50 ـ 49) و شاگردان زیادی داشته است. زیادی داشته است. پس از آنکه در حدود سال 300ق، ابن مجاهد قرائات هفتگانه را رسمیت بخشید و نظریه او تا حدود نیمقرن برعالم قرائت حاکم بود. ابن مهران با تألیف آثار خود و مطرح ساختن قرائات عشر این جوّ را در هم شکست. و بنظر میرسد کتابهای وی اولین آثار تألیف شده در قرائتهای دهگانه به شمار رود. البته ابن مهران در کتاب الغایه فی القراءات، در کنار قرائات عشر، اختیار ابوحاتم سجستانی را نیز مورد عنایت قرار داده است و تصور نمیرود که او قصد آن را داشته تا برعدد ده «عشر» در شمار قرائات قابل قبول تکیه نماید، بلکه در مکتب خراسان که وی خود از بانیان آن بود عدم پایبندی به عدد خاص آشکارا دیده میشود. (پاکتچی، 4/712) و منظور وی آن نبوده است که عدد 10 را به جای عدد هفت بگذارد.
2ـ6ـ 5 ـ حوزه مصر
حوزه دیگری که با گزینش ابن مجاهد مخالفت میکند حوزه مصر است:
ابوالحسن طاهر بن عبدالمنعم بن عبیدا. . . ابن غلبون (د. 399 ق) مُقری شافعی مصری. علاوه براساتید مصر از محضر علمای قرائت در عراق (بصره، بغداد) و حلب بهره برده است. (ذهبی، 1/297) و در مصر به عنوان استاد معتبر قرائت شناخت شده است. ابن غلبون، یعقوب را در کنار قاریان هفتگانه به عنوان قاری هشتم جای داد و کتابی به نام التذکره در قرائات هشتگانه را تألیف کرد.
به این ترتیب مشاهده میشود که در دو حوزه خراسان و مصر انتقاداتی به گزینش ابن مجاهد صورت میگیرد. در حوزه بغداد نیز که قبلاً گفتیم دو قاری مشهور (ابن مقسم و ابن شنبوذ) مخالف ابن مجاهد بودند که وی با استفاده از نفوذ سیاسی توانست آنها را از میان بردارد در حوزه اندلس هم که همیشه حالت محافظهکارانهای نسبت به حاکمیت دارند و هرگز کار قابل توجهی انجام نمیدهند، از ابن مجاهد حمایت میکنند. تألیفات مختلف ابوعمر و عثمان بن سعید دانی (د. 444ق) در حمایت از نظریه ابن مجاهد میباشد که عبارتند از: التسییر فی القراءات السبع ـ المفردات السبع جامع البیان فی القراءات السبع و کتاب «التهذیب» همگی در تأیید و ویژگیهای قرائات سبعه نگاشته شده است.
همچنین منظومه ابوالقاسم بن خیره اندلسی شاطبی (د. 590 ق) که به «شاطبیه» معروف است در تأیید قرائات سبع میباشد.
البته غلبه قراءات سبع تا قرن یازدهم ادامه دارد که در آن زمان ابن جزری بهعنوان اعتراض دو کتاب «النشر فی القراءات العشر» و غایه النهایه را مینویسد. پس از ابن جزری مجدداً نظریه قراءات چهاردهگانه ابداع میشود که ابن قباقبی و پس از او شهابالدین قسطونی آن را مطرح میکنند.
نتیجهگیری:
ازمجموع این مطالعات می توان این طور نتیجه گرفت که مؤلفه های مؤثر بر پیدایش و رسمیت یافتن قرائت های هفتگانه عبارتند از
- شخصیت علمی برجسته و ممتاز ابن مجاهد
- پایبندی ابن مجاهد به مکتب کوفه در نحو وقرائت
- نفوذ سیاسی ابن مجاهد و نزدیکی وی با وزرای حکومت عباسی
- علاقه ی عمومی حکومت به پایان دادن به اجتهاد در زمینه ی همه ی علوم
- موقعیت ممتاز شهر بغداد و علمای آن در جهت دهی به سایر علماء
- زیرکی و فراست ابن مجاهد در شناخت و استفاده از موقعیت ها و دریافت علایق روانی اجتماعی مردم هم عصر خود
- علاقه ی عمومی به از بین رفتن اختلاف در قرائت ها
به هر روی با همه ی مخالفت هایی که البته در سرزمین های دور از عراق صورت گرفت. قرائات سبع جایگاهی استوار یافت و به میان آمدن قرائات عشر و نظایر آن هرگز نتوانست "قرائات سبع" ابن مجاهد را در طول تاریخ از رونق بیاندازد
A Study on effective social-political factors
on
Quran’s seven reading
After prophet’s death, the differences in orally transmission of Quran, variant dialects, the difference of codices, the lack of orthographical signs in the text of Quran, caused the appearance of variant reading qirāat of Quran.
The variant reading qirāat and the idea of validity of variant reading and respected criterion due to the establishment of the science of reading (Elm al-qirāat).
By using some sciences like Grammar (syntax) , Hadith, Jurisprudence, commentary and Exegesis of Quran, reciters in different cities of Islamic world try to establish particular recitation (qirāat) of Quran. Finally Ibn Mujahed the reciter of Baqdad by applying his political power and his authority and reputation in the field of quranic reading, selected and presented seven readings of authoritative readers from five important places and the other readings became known as shādhdha (solitary, isolated) , in addition to scholarly feature of Ibn Mojahed, the cultural position of Baqdad, the recitational bBackground of kufa and specific condition of fourth century were the effective factors which Ibn Mojahed by his intelligence and his cleverness used them to legalize the seven readings of Quran.
Key words: The history of Quran-The history of qiraāt -The history of Islam-Ibn Mojahed – The reciters – The seven reciters.
F. Parsa
Institute of Humanities&Cultural Studies
فهرست منابع
- کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اهلبیت (ع)
- الاندلسی؛ محمد بن شریح؛ الکافی فی القرائات السبع ؛ تحقیق احمد محمود عبدالسمیع الشافعی دارالکتب العلمیه، بیروت، 2000م
- ابن الجزری، النشر فی القرائات العشر، تصحیح علی محمد ضباع، دارالفکر، بی تا، ج1
- همان، منجدالمقرئین، قاهره، الوطینه الاسلامیه، 1350 ه. ق
- همان، غایهالنهایه، به کوشش برگشترسر، مکتبهالخانجی، مصر، 1932م
- طبری، محمد بن جریر، جامعالبیان عن تأویل آیالقرآن، دارالمعرفه، بیروت، 1972م
- طوسی، ابوجعفر، التبیان، نجف، مکتبه الامین
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، 1961م
- یزدی، سیدمحمد کاظم، عروهالوثقی، اسلامیه، تهران، 1397ق
- اصفهانی، سیدابوالحسن، وسیله النجاه، نجف، چاپ سنگی
- ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ، الملوک و الامم، دایره المعارف العثمانیه، حیدر آباد دکن، 1358 ه. ق
- ابن خلکان، وفیات الاعیان، مکتبه النهضته المصریه مصر، 1948م
- ابن کثیر، فضایل القران، بیروت، دارالاندلس، بی تا
- ابن ندیم، الفهرست
- پاکت چی، احمد، "ابن مجاهد"، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج4
- همان، "ابن مهران"
- حجتی، سید محمد باقر، تاریخ قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1360 ه. ش
- طبری، محمدبن جریر، جامعالبیان عن تأویل آی القرآن، دارالمعرفه، بیروت، 1972م
- احمد بن حنبل، مسند احمد، بمبئی، مطبعه الحیدریه، 8 ـ13ق
- بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیحالبخاری، بیروت، داراحیاء التراثالعربی، 1378ق
- وجدی، محمد فرید، دایرهالمعارف القرن العشرین، دارالمعرفه، بیروت، 1971
- حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات جاویدان، 1362، چاپ پنجم
- خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، قاهره، 1349ق
- خمینی روحا. . . ، تحریرالوسیله، مؤسسه نشر اسلامی، قم، 1404 ه. ق
- خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات کعبه، تهران، 1364
- دانی، عثمان بن سعید، التیسیر، به کوشش اتو پرتسل، استامبول، 1930م
- زرقانی، مناهل العرفان، دارالاحیاء الکتب العربیه، قاهره، 1372 ه. ق، ط3
- ذهبی، شمس الدین، معرفه القرا الکبار، تحقیق محمد سید جادالحق، دارالکتب الحدیثه مصر، بی تا ط1
- زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، 1957 م، ط1
- دمیاطی، بناء، احمدبن محمد، اتحاف فضلاء بشر، تصحیح و تعلیق علی محمد ضباع، قاهره «مطبعه نهضه مصر»، 1377 ه. ق
- معرفت، محمدهادی، تاریخ قرآن، سمت، تهران، 1375ه. ش
- سیوطی، جلالالدین، الاتقان، مطبعه مصطفی البابی الحلبی، قاهره، 1951م
- ابن سعد، الطبقات الکبیر، به تصحیح دکتر یوسف هور وتیس، طهران. مؤسسه النصر
- زنجانی، تاریخ القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1388 ه. ق، ط3
- سزگین، فواد، تاریخ نگارش های ادبی، ترجمه ی موسسه نشر فهرستگان، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، تهران، 1380، ج1
- ضیایی، علی اکبر، "ابن شنبوذ"، دایره المعارف بزرگ اسلامی
- فضلی، عبد الهادی، تاریخ قرائات قرآن کریم، ترجمه سید محمد باقر حجتی، انتشارات اسوه، بی تا
- کریمی نیا، مرتضی، "پیدایش و تکامل تفسیر"، مجله آیینه ی پژوهش، ش69
- ماسینیون، مصایب حلاج، ترجمه سید ضیائ الدین دهشیری، بنیاد علوم اسلامی، 1362 ه. ش
- معارف، مجید، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، موسسه فرهنگی ضریح، تهران، 1374 ه. ش
- مقدمتان فی علوم القرآن، به کوشش آرتور جقری، تصحیح عبدا. . . صاوی، دارالصاوی، قاهره، 1972، ط2
- یاقوت حموی (ارشاد )، معجم الادبا، تصحیح مرگلیوث، مطبعه هندیه، مصر، 1924 م، ط2
- صبحی صالح، مباحث فی علوم القرآن، دارالعلم للملائین، بیروت، 1965م
منابع انگلیسی:
Berg, Herbert, The Development of exegesis in Early Islam, Curzon, 2000
Welch, A. T , “Kuran”, Encyclopedia of Islam, volumeV, LeidenBrill,1986.
Paret, Rudy, “Kiraa”, Encyclopedia of Islam, volumeV, Leiden,Brill,1986.
در این باره ر. ک. به:
Beng, Herbert, The Development of exegesis in Early Islam, Curzon, 2000
و نیز، کریمینیا، «تکوین و تکامل تفسیر»، آئینة پژوهش، ش 69، ص 31 به نقل از:
Horst, Heribert, “Zur uberlieferung in Korankommentar at-Tabaris” ZDMG 103 (1953) , PP. 290-307