رشته علوم سیاسی (گرایش اندیشه سیاسی)
راهنما: دکتر رضا داوری اردکانی
استاد مشاور: دکتر کریم مجتهدی و دکتر میرعبدالحسین نقیب زاده
چکیده
رساله حاضر در پی فهم، تحلیل و نقد فلسفهی سیاسی ایمانوئل کانت بر زمینهی فلسفهی نظری و اخلاق وی و تبیین نسبت آن با «نظریهی حکومت» است. شالودهی این پژوهش بر آزمون و اثبات چهار فرضیه نهاده شده است: نخست اینکه؛ اندیشههای سیاسی کانت بر پایهی فلسفهی نظری و فلسفهی عملی او استوار است. دوم اینکه؛ اندیشههای یادشده در مواردی دارای ناسازگاری (متناقض، متناقضنما) است. سوم اینکه؛ این اندیشهها در مواردی فاقد عینیت و کلیت است و زیر تأثیر مستقیم رخدادها و دگرگونیهای اروپا در قرن هجدهم قراردارد. چهارم اینکه؛ اندیشههای موردنظر، به خاطر پراکندگی، ناپیوستگی و عدم انسجام، دارای ویژگیهایی لازم به عنوان «نظریهی حکومت» نیست.
دشواریهای متون فلسفهی کانت و نیاز به فهم و تفسیر روشمند آن، نویسنده را به پدید آوردن و کاربرد روشی ترکیبی یا سهگانه در مراحل پژوهش و نگارش این رساله وادار کرد. براین اساس، روش فهم تفسیری (هرمنوتیک) با تکیه بر «متن» و «زمینه»، همراه با روش تحلیل مفهومی و ارزیابی انتقادی، در پژوهش حاضر به کار گرفته شده است. بر این اساس، جستار در زمینههای زبانی، فلسفی، تاریخی و شخصی کانت، در کنار مفاهیم فلسفهی نظری، فلسفهی عملی و فلسفهی سیاسی وی انجام یافته است. سپس، اعتبار پیشفرضها و شالودههایی که مفاهیم بر آنها بنیاد نهاده شده، مورد سنجش قرارگرفته و آنگاه، آموزهای فراهم آمده در فلسفهی سیاسی کانت، با پیشفرضها و بنیانهای نظری او، در چارچوب ارزیابی انتقادی، مقایسه شده است.
تبیین پیوند جوهری میان فلسفهی نظری و اخلاق کانت از یک سو و اندیشههای سیاسی وی از سوی دیگر، موجب شد که در آغاز این رساله، طرحی از فلسفهی اخلاق کانت ارائه شود. سپس، ابعاد گوناگون اندیشههای سیاسی کانت در باب فلسفهی تاریخ، رابطهی اخلاق و سیاست؛ روشنگری؛ آزادی، برابری و استقلال؛ بنیادهای فلسفی جامعهی مدنی؛ قانون اساسی؛ نیروهای سهگانه؛ دموکراسی نمایندگی و نظام جمهوری؛ شورش، نافرمانی و انقلاب؛ نظریهی دارایی؛ جایگاه زنان؛ صلح پایدار؛ نهاد دین و نهاد سیاست؛ و سرانجام نقش فیلسوفان در برابر قدرت سیاسی، تبیین، تحلیل و نقادی شده است.
کاوش در بنیانهای نظری آراء و آموزههای سیاسی کانت، بسیاری از ناسازگاریها را در ساحت فلسفهی سیاسی وی، از پیش پا برمیدارد. برای نمونه، نویسنده در پژوهش حاضر از «اصل استعلایی حق عمومی» بر پایهی حکم تنجیزی، به منظور تبیین مقاومت نامشروع و مشروع مردم در برابر حکومت، بهره گرفته است.
فلسفهی سیاسی کانت، شالودهی جامعه و حکومت مدنی در جهان پدیدارهاست، اما از سرچشمههای تابناک و زلال جهان خردمند سیراب میشود، از رهگذر عقل محض و عقل عملی با هستی پیوند مییابد، آسمان پرستاره را بر سر خود مشاهده میکند و قانون اخلاقی را در درون خود مییابد. از آن رو که فلسفهی سیاسی کانت، با نگاه به انسان به مثابه غایت ذاتی و فینفسه، از پدر و مابعدالطبیعه برآمده و بر دامان پاک مادر اخلاق نشسته، وصول به «برترین خیر» را غایت نهایی خویش میداند و سر آن دارد که دموکراسی نمایندگی، حکومت قانونگرای مدنی و صلح پایدار را بر گسترهی جهان، حاکم گرداند.